با افزایش گمانهزنیها درباره احتمال توافق سیاسی میان ایران و آمریکا، دوباره بحث مقایسه شرایط فعلی با مقاطع تاریخی مانند پذیرش قطعنامه ۵۹۸ یا توافق برجام در فضای تحلیلی و رسانهای داغ شده است.
برخی معتقدند همانطور که در آن دورهها با کاهش ریسک سیاسی، قیمت دلار و طلا برای مدتی افت کرد، اکنون نیز بازار طلا ممکن است با یک ریزش جدی روبهرو شود. با این حال، برخی کارشناسان اقتصادی معتقدند چنین مقایسهای اگر بدون توجه به شرایط اقتصادی امروز و متغیرهای بنیادی بازار انجام شود، میتواند تصویر نادرستی از آینده بازار طلا ارائه دهد. در همین زمینه به بررسی این مقایسه و چشمانداز بازار طلا پرداختهایم.
تجربه قطعنامه ۵۹۸؛ افت کوتاهمدت و بازگشت قیمتها
یک کارشناس اقتصادی با بررسی تجربههای تاریخی بازار طلا در ایران معتقد است افتهای اخیر بیش از آنکه نشانه آغاز یک سقوط تاریخی باشد، به یک «اصلاح سیاسی و روانی» شباهت دارد. او گفت: مقایسه شرایط فعلی با مقاطع مهمی مانند پذیرش قطعنامه ۵۹۸ یا برجام اگر بدون توجه به متغیرهای بنیادی اقتصاد انجام شود، میتواند تحلیل بازار را گمراهکننده کند.
بنیاسدی در گفتوگو با قدس درباره اینکه آیا احتمال ریزش تاریخی طلا در ایران وجود دارد یا خیر، اظهار کرد: این روزها برخی تحلیلها شرایط فعلی را با دورههایی مانند پذیرش قطعنامه ۵۹۸ یا توافق برجام مقایسه میکنند و نتیجه میگیرند همانطور که در آن مقاطع قیمت دلار و طلا برای مدتی افت کردند، اکنون هم ممکن است بازار طلا وارد یک ریزش تاریخی شود.
وی افزود: به نظر من این مقایسه اگر بدون توجه به اعداد و سابقه واقعی بازار انجام شود، میتواند گمراهکننده باشد. تجربههای قبلی نشان میدهد اخبار سیاسی میتوانند در کوتاهمدت بازار را تحت فشار قرار دهند، اما لزوماً روند بلندمدت طلا را تغییر نمیدهند.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، قیمت طلا از حدود هزارو۱۰۰ تومان به محدوده ۸۵۰ تومان رسید؛ یعنی حدود ۲۳درصد افت. اما در سال بعد دوباره تا حدود هزارو۲۰۰ تومان رشد کرد. یعنی از کف قیمتی حدود ۴۱درصد بالا آمد و حتی نسبت به سطح پیش از ریزش هم حدود ۹درصد بالاتر رفت. وی گفت: این تجربه نشان میدهد شوک سیاسی میتواند برای مدتی ترس و فشار فروش در بازار ایجاد کند، اما اگر متغیرهای اصلی اقتصاد تغییر نکنند، طلا معمولاً مسیر خود را دوباره پیدا میکند.
برجام هم روند بلندمدت طلا را نشکست
بنیاسدی با اشاره به تجربه برجام اظهار کرد: در دوره برجام هم تقریباً همین الگو دیده شد. بعد از نهایی شدن توافق در تیر ۱۳۹۴، بازار طلا و ارز برای مدتی تحت تأثیر کاهش ریسک سیاسی قرار گرفت، اما در پایان همان سال طلای ۱۸ عیار از حدود ۹۵هزار تومان به حدود ۱۰۳ هزار تومان رسید. وی افزود: این یعنی حتی با وجود شوک مثبت سیاسی و فضای خوشبینی، بازدهی سالانه طلا منفی نشد. این نکته برای تحلیل امروز اهمیت زیادی دارد، چون نشان میدهد در اقتصاد ایران توافق سیاسی میتواند سرعت رشد قیمتها را کم کرده یا اصلاح مقطعی ایجاد کند، اما بهتنهایی قادر نیست روند بلندمدت طلا را تغییر دهد.این کارشناس اقتصادی تأکید کرد: قیمت طلا در ایران فقط با خبر سیاسی تعیین نمیشود. قیمت طلا تابع مجموعهای از عوامل ازجمله نرخ دلار، تورم، کسری بودجه، رشد نقدینگی، انتظارات سیاسی، قیمت جهانی طلا و میزان اعتماد مردم به پول ملی است.
ریزشهای بزرگ طلا در ایران چه زمانی رخ دادهاند؟
وی درباره سابقه ریزشهای سنگین طلا در ایران گفت: اگر به تاریخ بازار نگاه کنیم، میبینیم افتهای مهم طلا معمولاً فقط با یک عامل سیاسی اتفاق نیفتادهاند. برای مثال در سال ۱۳۸۷ قیمت طلا از حدود ۲۶ هزار تومان به ۲۰ هزار تومان رسید که تقریباً ۲۳ درصد افت بود و دلیل اصلی آن بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ بود.
بنیاسدی ادامه داد: در سال ۱۳۹۲ نیز طلا از حدود ۱۵۰ هزار تومان به ۱۲۰ هزار تومان رسید که حدود ۲۰ درصد کاهش بود و بیشتر تحت تأثیر فضای خوشبینی مذاکراتی آن زمان قرار داشت.
وی افزود: یکی از سنگینترین ریزشهای بازار طلا در ایران مربوط به سال ۱۳۹۹ بود؛ زمانی که قیمت طلا از حدود یک میلیون و ۵۵۰ هزار تومان تا حوالی ۹۵۰ هزار تومان پایین آمد؛ یعنی نزدیک به ۳۹درصد افت. آن دوره ترکیبی از شوک کرونا، تغییر شرایط بازار جهانی و فشار سیاستگذار داخلی بود.
وی گفت: در سال ۱۴۰۲ نیز طلا از محدوده ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان تا حدود ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان پایین آمد که تقریباً ۲۹ درصد افت محسوب میشود. سال ۱۴۰۴ هم قیمت از حدود ۸ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان تا حوالی ۶میلیون و ۳۰۰ هزار تومان عقب نشست؛ یعنی حدود ۲۴درصد کاهش که بیشتر تحت تأثیر اخبار مذاکراتی و کاهش موقت ریسک سیاسی بود.
وی اظهار کرد: بنابراین بازار طلا سابقه اصلاحهای ۲۰ تا ۴۰درصدی را دارد، اما نکته مهم این است که در بسیاری از این دورهها پس از تخلیه شوک اولیه، روند بلندمدت دوباره صعودی شده است.
اصلاح قیمت یا آغاز سقوط تاریخی؟
بنیاسدی درباره شرایط فعلی بازار گفت: در شرایط کنونی باید میان «اصلاح قیمت» و «ریزش تاریخی» تفاوت قائل شد. طلا ممکن است در کوتاهمدت تحت تأثیر اخبار توافق، کاهش دلار و افت هیجان خرید، با فشار فروش مواجه شود؛ اما برای اینکه بگوییم یک ریزش تاریخی آغاز شده، باید متغیرهای بنیادی اقتصاد نیز تغییر کرده باشند.
وی افزود: در حال حاضر چنین تغییری بهطور کامل دیده نمیشود. برای مثال دولت دلار مبادلهای را در محدوده حدود ۱۴۸هزار و ۶۰۰ تومان عرضه میکند. وقتی نرخ رسمی یا نیمهرسمی ارز تنها چند درصد با بازار آزاد فاصله دارد، انتظار ریزش عمیق و پایدار دلار چندان منطقی نیست؛ مگر اینکه تحول سیاسی و اقتصادی بسیار بزرگی رخ دهد.
نقش بازارساز و اختلال بانکی در افت اخیر
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: از سوی دیگر بازارساز دوباره مداخلات خود را افزایش داده و حراج شمش طلا برگزار میکند. این موضوع از نگاه من نشان میدهد تقاضا هنوز از بازار حذف نشده است. اگر بازار واقعاً با مازاد عرضه روبهرو بود، نیازی به چنین سطحی از مدیریت و عرضه وجود نداشت.
وی گفت: در روزهای اخیر همچنین اختلال در برخی بانکهای بزرگ و مشکلات انتقال پول، روی معاملات بازار اثر گذاشته است. وقتی فعالان بزرگ بازار برای جابهجایی پول با مشکل مواجه میشوند، بخشی از تقاضا عملاً نمیتواند وارد بازار شود و این موضوع میتواند به افت موقت قیمتها منجر شود.
بنیاسدی افزود: وقتی این محدودیتها برطرف شود، احتمال دارد بخشی از تقاضای عقبمانده دوباره وارد بازار شود.
بازار جهانی هنوز پشت طلا ایستاده است
وی با اشاره به شرایط بازار جهانی طلا اظهار کرد: در سطح جهانی نیز عوامل حمایتی مهمی برای طلا وجود دارد. بانکهای مرکزی جهان در سالهای اخیر به شکل مداوم ذخایر طلای خود را افزایش دادهاند و در گزارشهای شورای جهانی طلا نیز آمده است که بسیاری از بانکهای مرکزی انتظار دارند در ۱۲ ماه آینده ذخایر طلای جهان بیشتر شود. این کارشناس اقتصادی گفت: رفتار بانکهای مرکزی برای بازار طلا بسیار معنادار است، زیرا آنها معمولاً با نگاه کوتاهمدت و هیجانی وارد این بازار نمیشوند. افزایش ذخایر طلا نشان میدهد کشورها همچنان این فلز را بهعنوان ابزار پوشش ریسک، کاهش وابستگی به دلار و محافظت در برابر نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی میبینند.
وی افزود: برخی پیشبینیهای بینالمللی نیز همچنان چشمانداز صعودی برای طلا در سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ مطرح میکنند. این موضوع نشان میدهد در بازار جهانی نیز اصلاحهای فعلی بیشتر بهعنوان استراحت روند صعودی تلقی میشوند.
نرخ بهره آمریکا؛ عامل فشار کوتاهمدت
بنیاسدی درباره نقش نرخ بهره آمریکا در بازار طلا گفت: اگر فدرال رزرو نرخ بهره را بالا نگه دارد یا سیاست پولی انقباضیتری اتخاذ کند، دلار آمریکا جذابتر میشود و این موضوع میتواند در کوتاهمدت به ضرر طلا باشد.
وی افزود: با این حال اگر اقتصاد آمریکا با فشار تورمی، ضعف رشد یا نااطمینانی ژئوپلیتیکی مواجه شود، طلا دوباره نقش دارایی امن خود را پررنگتر میکند. بنابراین حتی در بازار جهانی هم نمیتوان تنها با یک جلسه تعیین نرخ بهره درباره آینده طلا قضاوت کرد.
طلا برای ایرانیها؛ ابزار حفظ ارزش پول
این کارشناس اقتصادی با اشاره به رفتار سرمایهگذاران ایرانی گفت: در ایران طلا برای بسیاری از مردم فقط یک کالای سرمایهای نیست، بلکه ابزار حفظ ارزش پول است. تا زمانی که تورم بالا، رشد نقدینگی، کسری بودجه و نااطمینانی سیاسی وجود داشته باشد، تقاضای بلندمدت برای طلا از بین نمیرود.
وی افزود: البته این به معنی خرید طلا در هر قیمتی نیست. در بازاری که بهشدت تحت تأثیر خبر و سیاست است، خرید هیجانی میتواند پرریسک باشد. بنیاسدی گفت: از طرف دیگر نیز نباید با هر خبر مثبت سیاسی داراییها را در کفهای هیجانی فروخت. تجربه نشان داده در بسیاری از موارد، اصلاحهای قیمتی درنهایت به فرصتهای خرید تبدیل شدهاند.
اصلاح بله ولی سقوط تاریخی نه
وی در جمعبندی اظهار کرد: پاسخ من به این پرسش که آیا ریزش تاریخی طلا در راه است این است که اصلاح بله، اما سقوط تاریخی و ماندگار نه. طلا ممکن است در کوتاهمدت تحت تأثیر اخبار توافق و افت دلار کاهش قیمت داشته باشد، اما برای تغییر روند بلندمدت باید متغیرهای بنیادی اقتصاد ایران نیز دچار تحول اساسی شوند. این کارشناس اقتصادی گفت: تصمیم منطقی در چنین بازاری نه فروش هیجانی با هر خبر مثبت سیاسی است و نه ورود یکباره همه سرمایه به بازار طلا. بهترین رویکرد خرید پلهای، نگاه میانمدت و بلندمدت، مدیریت سرمایه و توجه همزمان به متغیرهایی مانند دلار، تورم، نرخ بهره آمریکا، قیمت جهانی طلا و رفتار بازارساز است.
افزایش خرید طلا توسط بانکهای مرکزی
در همین حال گزارش شورای جهانی طلا نشان میدهد بسیاری از بانکهای مرکزی جهان قصد دارند در ۱۲ ماه آینده میزان ذخایر طلای خود را افزایش دهند. به گفته تحلیلگران، این موضوع نشان میدهد با وجود نوسانهای کوتاهمدت، طلا همچنان جایگاه مهمی در سبد ذخایر کشورها دارد و در شرایطی که ریسکهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی در جهان ادامه دارد، تقاضای بلندمدت برای این فلز گرانبها همچنان حفظ خواهد شد.







