مهناز افشار که روزگاری از ستارههای سینمای ایران بود، پس از مهاجرت به آلمان و ورود به عرصه فعالیتهای رسانهای و سیاسی، مسیری متفاوت را در پیش گرفت؛ مسیری که با حواشی حضورش در تجمعات اپوزیسیون و اجرای برنامه اینترنتی «زن روز» همراه شده است.
مهناز افشار با مجموعه تلویزیونی «گمشده» در سال ۱۳۷۷ قدم به قاب تلویزیون گذاشت.
او که متولد ۲۱ خرداد ۱۳۵۶ در تهران است و دورههای بازیگری را زیر نظر حمید سمندریان گذراند، در دهه ۸۰ به یکی از چهرههای برجسته سینمای تجاری ایران تبدیل شد و همراه با محمد رضا گلزار، زوج هنری محبوبی را تشکیل داد.
افشار در فیلمهایی چون «شور عشق» به کارگردانی نادر مقدس، «سعادتآباد» به کارگردانی مازیار میری، «قسم» به کارگردانی محسن تنابنده و «ناگهان درخت» به کارگردانی صفی یزدانیان نقشآفرینی کرد.
او در سریال «گلشیفته» دستمزدی نزدیک به یک میلیارد تومان دریافت کرد و در نمایش «اولیور توئیست» نیز ماهانه کمتر از ۳۰ میلیون تومان نگرفت. این اعداد، در شرایطی که بسیاری از بازیگران همنسل او با دستمزدهای ناچیز روزگار میگذراندند، نشان میدهد که نظام هنری ایران چقدر در حق افشار سخاوتمند بود؛ اما او این همه را در ازای چیزی گرفت که امروز آن را به سخره میگیرد.
افشار در سال ۱۳۹۸ از ایران خارج شد و اکنون در آلمان سکونت دارد و تابعیت این کشور را نیز دریافت کرده است. او پس از مهاجرت، ابتدا در یک برنامه استعدادیابی در سوئد به عنوان داور شرکت کرد و سپس مواضع اپوزیسیون گرفت و به یکی از چهرههای فعال رسانههای ضد ایرانی تبدیل شد؛ اما مسیر او به جایی رسید که حتی در میان خود اپوزیسیون نیز جایگاهی پیدا نکرد. در جریان تجمعات ضد انقلاب در دوسلدورف آلمان، افشار از جمع تجمع کنندگان اخراج شد. این اتفاق، پیش از آنکه نشانهای از سقوط سیاسی او باشد، نشاندهنده یک واقعیت تلختر است: افشار حتی برای اپوزیسیونی که به آن پناه برد، یک «ابزار» بود، نه یک «رفیق». او در همان تجمعات، توسط آشوبگران و اغتشاشگران تجزیه طلب مورد ضرب و شتم قرار گرفت و از جمع بیرون رانده شد. این تحقیر، اما نه او را به تأمل واداشت و نه مسیرش را اصلاح کرد؛ بلکه او را به سمت پروژههای مبتذلتری سوق داد.
آخرین سقوط هنری افشار، حضورش به عنوان مجری در برنامه اینترنتی «زن روز» بود؛ برنامهای که در ترکیه ضبط و در فضای مجازی پخش میشود و در آن، تعدادی زن بر مبنای لباس و آرایش صورت و مو با هم رقابت میکنند.
روزنامه فرهیختگان در نقد این برنامه نوشت: «این برنامه به جای آنکه در پی ساختن معنایی نو از زن باشد، تصویری بزک شده از همان الگوی قدیمی را ارائه میدهد؛ زنی که قرار است با زیباییاش پذیرفته شود، نه با اندیشهاش». برنامه «زن روز» با محوریت استفاده تبلیغاتی از زنان و دختران جوان، بیشتر از آنکه به دنبال ارتقاء جایگاه زن ایرانی باشد، سعی دارد از زنان به عنوان ابزاری برای تبلیغ لباس و جلب توجه مخاطبان استفاده کند؛ رویکردی که آشکارا برخلاف ارزشها و فرهنگ اسلامی و ایرانی است. افشار در این برنامه، در حالی که کلاه جریان ضد ایرانی «میگا» را بر سر داشت، به کنش صلح جویانه «خاویر باردم» در نقد جنگ طلبی آمریکا و رژیم صهیونیستی واکنش نشان داد و از او خواست تا جانب متجاوزان به ایران را بگیرد. این سطح از انحطاط فکری و اخلاقی، از کسی که روزگاری در فیلمهای پرفروش ایرانی نقش قهرمان زن را ایفا میکرد، انتظاری جز این میرفت.
اما پرسش اصلی اینجاست: چرا افشار به اینجا رسید؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: «پول». برنامه «زن روز» به گفته منتقدان، درآمدی نجومی برای سازندگانش داشته است.
