تصوری که اغلب ما از یک جشنواره سینمایی داریم معمولاً در یک تور چند روزه و نمایش فشرده تعدادی فیلم خلاصه میشود که با حضور فیلمسازان و بازیگران در سانسهای نمایش فیلمشان و مقداری هم حاشیه و خبرهای کلیکخور تکمیل میشود. البته این تصور خود به خود به وجود نیامده و بخشی از تجربه ما از رویدادهای سینمایی، هر سال در همین قالب تکرار میشود. اما اگر قرار باشد امتیاز یک جشنواره سینمایی را فقط با تعداد فیلمهای حاضر یا نامهای شناختهشدهای که در آن حضور دارند بسنجیم، عملاً بخش مهمی از کارکردهای آن را نادیده گرفتهایم؛ چرا که قرار بوده جشنواره علاوه بر فضایی برای تماشای فیلم، امکان گفتوگو، تبادل تجربه و کشف استعدادهای تازه را نیز فراهم کند.
از این منظر، جشنواره فیلم کوتاه تهران در بهترین حالت همان معنایی را پیدا میکند که از یک جشنواره انتظار داریم؛ رویدادی که به جمع محدود اهالی سینما خلاصه نمیشود و علاقهمندان، فیلمسازان جوان و چهرههای باتجربه را در یک فضای مشترک گرد هم میآورد. در چنین رویدادی، ماجرا فقط تماشای فیلم و انتخاب آثار برگزیده نیست بلکه جوانترها این فرصت را پیدا میکنند در کنار کسانی قرار بگیرند که سالها در سینما تجربه کسب کردهاند و در مقابل، سینمای حرفهای هم با نگاهها و ایدههای تازه روبهرو میشود.
نبض جشنواره در پردیس ملت
این روزها پردیس سینمایی ملت به محل رفت و آمد علاقهمندان سینمای کوتاه تبدیل شده است؛ جایی که چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران با نمایش آثار داستانی، مستند، تجربی و پویانمایی در بخشهای ملی و بینالملل جریان دارد. در کنار رقابت فیلمسازان و نمایش آثار ایرانی و خارجی، اکرانهای جنبی، نشستهای تخصصی و مرور گنجینه سینمای ایران نیز بخشی از برنامههای این دوره را تشکیل میدهند. حالا که جشنواره به نیمه راه رسیده، استقبال مخاطبان به یکی از نکات قابل توجه این دوره تبدیل شده و طی روزهای گذشته نیز بعضی از فیلمها به سانس فوقالعاده رسیدهاند.
به یاد کودکان میناب
در چهل و سومین دوره جشنواره فیلم کوتاه تهران، ورودی پردیس ملت با آنچه معمولاً از فضای یک رویداد سینمایی انتظار میرود، تفاوت دارد. آنچه بیش از همه هنگام ورود به پردیس ملت توجهها را جلب میکند یادبود شهدای مدرسه میناب است. در مسیر ورود به پردیس میان گلهای پرپرشده المانهایی از وسایل کودکان شهید به چشم میخورد، کولهپشتی، کفش و نشانههایی که یادآور کودکانی است که دیگر فرصت بازگشت به مدرسه و ادامه زندگی را پیدا نکردند. این یادبود فضای متفاوتی به ورودی جشنواره بخشیده و مخاطبان را پیش از ورود به سالنهای نمایش، با یاد و خاطره این کودکان مواجه میکند.
کنار هم قرار گرفتن تجربه و نگاههای تازه
در حالی که راهروها و سالنهای پردیس ملت این روزها جمعیت زیادی را به خود میبیند، کنجکاوی و تبادل نظر میان مخاطبان برای تماشای برخی آثار این دوره نیز قابل توجه است.
در کنار فیلمهایی از فیلمسازان جوان همچون «گوره»، «وِراپام»، «نقطه قرمز»، «شب هول»، «آسیبدیدگی» و... که طی روزهای گذشته با استقبال بسیاری روبهرو شدند و به سانسهای فوقالعاده هم رسیدند، آثار مستندسازان مطرحی همچون سیفالله صمدیان با «آن روز و شب همان روز»، «آرش در قلمرو ما» به کارگردانی فرهاد ورهرام، «مادران کوهستان» به کارگردانی هادی آفریده، «سرخپوش» به کارگردانی بابک بهداد نیز در میان آثار حاضر در جشنواره به چشم میخورند که علاقهمندان بسیاری منتظر تماشای آنها هم هستند.
علاوه بر اسامی مستندسازان مطرح در فهرست رقابت این دوره، حضور فیلمسازان باتجربه در کنار جوانترها نیز از اتفاقاتی است که طی دورههای اخیر محسوستر شده و حمایت پیشکسوتان از جوانان در مهمترین جشنواره فیلم کوتاه سینمای ایران رنگ و بوی دیگری پیدا کرده است. چنین ترکیبی میتواند فرصتی برای آشنایی نسل تازه با تجربههای پیشین سینما و در مقابل، فرصتی برای سینماگران باسابقه باشد تا با نگاهها و دغدغههای نسل جدید روبهرو شوند و این ارتباط میان نسلها را نه فقط در قالب داوری و انتخاب آثار، بلکه در گفتوگو و مواجهه با تجربههای متفاوت هم ببینیم.
اما در کنار اینها یکی دیگر از نکات قابل توجه این دوره، حضور فیلمسازانی از استانهای مختلف کشور است.
براساس اعلام دبیر جشنواره، امسال ۷۴درصد از آثار به شهرستانها و ۲۶درصد به تهران اختصاص دارد؛ آماری که از حضور پررنگ مستندسازان خارج از پایتخت حکایت میکند و این حضور در فضای جشنواره و نمایش آثار فیلمسازان استانهای مختلف نیز نمود پیدا کرده است.
چنین تنوعی میتواند حامل نگاهها و تجربههایی تازه از جایجای این سرزمین باشد.
سینمای کوتاه در متن زندگی امروز
یکی از ظرفیتهای سینمای کوتاه، امکان پرداختن به سوژههای متنوع و تجربههای انسانی در قالبهایی جمعوجور است. این قالب میتواند به سراغ موضوعاتی برود که از زندگی روزمره مردم فاصله چندانی ندارند؛ از مسائل اجتماعی و روابط انسانی گرفته تا بحرانها و اتفاقاتی که تجربه جمعی یک جامعه را تحت تأثیر قرار میدهند. محدودیت زمانی فیلم کوتاه اگرچه فیلمساز را به انتخاب و فشرده کردن روایت وادار میکند، اما همین محدودیت گاهی راه را برای تجربههای متفاوت در فرم، زاویه دید و شیوه روایت باز میگذارد.
در یکی دو سال اخیر، اتفاقات اجتماعی و تجربه جنگ نیز بر فضای زندگی مردم سایه انداخته و طبیعی است که چنین شرایطی به یکی از زمینههای شکلگیری دغدغههای مستندسازان تبدیل شود. سینمای کوتاه تلاش کرده این تجربهها را ثبت کند یا از زاویهای متفاوت به آنها نگاه بیندازد. گاهی با پرداخت مستقیم به یک واقعه و گاهی از خلال روابط انسانی، نگرانیهای روزمره و تغییراتی که در زندگی به وجود میآیند. امسال نیز فیلمهای متنوعی با محوریت جنگ رمضان، فداکاریهای کادر درمان و مسائل اجتماعی پیرامون جنگ در مجموعه آثار به نمایش درآمده دیده میشود.
جشنواره فقط به نمایش فیلم محدود نمیشود
در کنار نمایش آثار و نشستهای تخصصی بخشهای ملی و بینالملل، برنامههای جانبی هم بخشی از فضای این روزهای جشنواره را شکل دادهاند.
نمایشگاه کتاب انجمن سینمای جوانان ایران که همزمان با جشنواره در طبقه دوم پردیس سینمایی ملت برپاست، یکی از این برنامههاست. این برنامهها در کنار نشستها و دیدارهای سینمایی، فرصتهایی برای ارتباط بیشتر مخاطبان با فضای فرهنگی جشنواره ایجاد میکنند و حضور منتقدان، عکاسان و سینماگران برجسته در این کارگاهها فرصت مغتنمی برای کسب تجربه دانشجویان و سینماگران جوان فراهم کرده است.
ارزیابی جشنواره هنوز زود است
اگرچه چهل و سومین دوره جشنواره فیلم کوتاه در میانه راه است اما استقبال مخاطبان، برگزاری سانسهای فوقالعاده، حضور سینماگران پیشکسوت و برنامههای جانبی، بخشی از تصویری بوده که تا اینجا از جشنواره شکل گرفته است. آنچه در این مرحله میتوان دربارهاش صحبت کرد، فرصتی است که جشنواره برای دیده شدن آثار، آشنایی مخاطبان با تجربههای تازه و ارتباط میان نسلهای مختلف سینماگران فراهم میکند.
ارزش این فرصت در نهایت به اتفاقاتی بستگی دارد که در طول جشنواره شکل میگیرند و پس از پایان آن هم ادامه پیدا میکنند.
اینکه کدام فیلمها در ذهن مخاطبان میمانند، کدام تجربهها مسیر تازهای پیش پای فیلمسازان میگذارند و چه ارتباطهایی از دل این چند روز شکل میگیرد، بخش مهمی از دستاورد این دوره جشنواره خواهد بود.
مهمترین رویداد سالانه فیلم کوتاه تهران برای تحقق این کارکردها ظرفیت دارد، اما سنجش میزان موفقیتش به چیزی فراتر از آمار و حاشیهها نیازمند است. فیلمهایی که باید دیده شوند، تجربههایی که باید جدی گرفته شوند و ارتباطهایی که اگر قرار است معنایی داشته باشند، نباید با اتمام جشنواره به پایان برسند.
