تحرکات دیپلماتیک در تهران؛ فرصتی برای مهار تنش یا مقدمهای بر دور تازه جنگ؟
نشست تهران با حضور هیئتهایی از عربستان، پاکستان و ترکیه با هدف کاهش تنشهای منطقهای و جلوگیری از جنگ تازه میان ایران، آمریکا و اسرائیل برگزار شد. توافق بر ادامه رایزنیها، امیدها به دیپلماسی را زنده نگه داشت، اما نشانهای قطعی از پیشرفت مذاکرات ارائه نکرد. تهدیدهای نظامی واشنگتن، فشار اسرائیل، اختلاف بر سر برنامه هستهای ایران و بیاعتمادی دو طرف، همچنان موانع اصلی دستیابی به توافق و مهار بحران هستند.
فرارو- تهران در شرایطی میزبان هیئتی از عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه بود که نگرانیها درباره احتمال ازسرگیری درگیری نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل افزایش یافته است. مقامهای سعودی هدف از این سفر را کاهش تنشها و تقویت مسیر دیپلماسی عنوان کردند. در پایان نشست نیز طرفها بر ادامه رایزنیها توافق کردند؛ توافقی که اگرچه از باز ماندن کانالهای گفتوگو حکایت دارد، هنوز نشانه روشنی از دستیابی به یک راهحل عملی به دست نمیدهد. پرسش اصلی این است که آیا کشورهای منطقه میتوانند در این مقطع حساس مانع گسترش بحران شوند یا تحرکات دیپلماتیک در نهایت زیر سایه تصمیمهای نظامی قرار خواهد گرفت.
به گزارش فرارو، بر اساس گزارشهای منتشرشده، محور گفتوگوهای تهران همکاریهای منطقهای، پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و راههای کنترل بحران بود. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران نیز بر آمادگی تهران برای گسترش همکاری با کشورهای منطقه، حل اختلافات از مسیر گفتوگو و استفاده از ظرفیتهای مشترک تأکید کرد. او بار دیگر خواستار شکلگیری نوعی وحدت منطقهای شد؛ ایدهای که مقامهای ایرانی طی سالهای گذشته بارها مطرح کردهاند.
با این حال، فاصله میان چنین مواضعی و واقعیت روابط امنیتی کشورهای منطقه همچنان قابل توجه است. منتقدان سیاستهای تهران معتقدند دعوت به همکاری زمانی جدی گرفته میشود که در عمل نیز با کاهش تنشها و تغییر در برخی رفتارهای امنیتی همراه باشد. در سوی دیگر، ایران بر این باور است که کشورهای منطقه باید مسئولیت بیشتری در تأمین امنیت خود بر عهده بگیرند و وابستگیشان به قدرتهای خارجی را کاهش دهند.
میانجیگری منطقهای در سایه تهدید نظامی
نشست تهران در شرایطی برگزار شد که گزارشهایی درباره افزایش آمادگی نظامی آمریکا منتشر شده بود. شبکه خبری سیانان به نقل از منابع خود گزارش داد که پنتاگون گزینههایی برای انجام حملات گسترده علیه اهداف ایرانی آماده کرده است. بر اساس این گزارش، نیروهای آمریکایی در منطقه ممکن است در فاصله ۹۶ ساعت پس از صدور فرمان رئیسجمهور وارد عملیات شوند. تأسیسات انرژی، مراکز نظامی و زیرساختهای هستهای ایران نیز در میان اهداف احتمالی مطرح شدهاند.
البته آماده شدن طرحهای نظامی لزوماً به معنای تصمیم قطعی برای حمله نیست. با وجود این، انتشار چنین گزارشهایی نشان میدهد که احتمال استفاده از گزینه نظامی همچنان در محاسبات واشنگتن مطرح است و همین مسئله، فضای فعالیت میانجیگران را پیچیدهتر میکند. در همین حال، گزارشهایی نیز از فشار اسرائیل برای ازسرگیری حملات علیه ایران حکایت دارد. در چنین شرایطی، میانجیگران منطقهای با مأموریتی دشوار روبهرو هستند: از یک سو باید راهی برای کاهش نگرانیهای امنیتی کشورهای منطقه پیدا کنند و از سوی دیگر، مانع از آن شوند که اختلاف تهران و واشنگتن بار دیگر به رویارویی نظامی گسترده منجر شود.
اهمیت این تلاشها زمانی روشنتر میشود که پیامدهای احتمالی جنگ را در نظر بگیریم. گسترش درگیری میان ایران، آمریکا و اسرائیل میتواند فراتر از مرزهای این کشورها بر امنیت منطقه، بازار انرژی، تجارت و زیرساختهای کشورهای همسایه تأثیر بگذارد. از این منظر، جلوگیری از تشدید بحران تنها دغدغه تهران یا واشنگتن نیست و کشورهای منطقه نیز دلایل مستقیمی برای پیگیری راهحل دیپلماتیک دارند.
با این همه، پایان نشست و توافق بر ادامه رایزنیها را نباید بهمعنای پیشرفت قطعی مذاکرات دانست. بیانیههای رسمی معمولاً همه جزئیات گفتوگوهای پشت درهای بسته را منعکس نمیکنند. در نهایت، آنچه میزان موفقیت این نشست را مشخص خواهد کرد، نه صرفاً لحن بیانیه پایانی، بلکه اقدامهای بعدی طرفها و نشانههای ملموس کاهش تنش است.
پرونده هستهای؛ اختلافی که همچنان پابرجاست
یکی از مهمترین موانع پیش روی هرگونه توافق احتمالی، اختلاف بر سر برنامه هستهای ایران است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، یک مقام ارشد ایرانی گفته است که تهران تا زمانی که آمریکا به مطالباتش پاسخ ندهد، حاضر به مذاکره درباره برنامه هستهای نخواهد بود. این موضع نشان میدهد که ایران تلاش دارد هرگونه گفتوگوی تازه را به تغییر رویکرد واشنگتن و پاسخگویی به خواستههای خود پیوند بزند.
در مقابل، پایان دادن به برنامه هستهای ایران و تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنیشده از جمله موضوعاتی است که در تحلیلها بهعنوان مطالبات اصلی آمریکا مطرح میشود. اختلاف بر سر این مسائل، در کنار بیاعتمادی انباشتهشده میان دو طرف، دستیابی به توافقی سریع را دشوار میکند. مسئله تنها اختلاف بر سر مفاد یک توافق احتمالی نیست؛ تهران و واشنگتن درباره ترتیب اقدامات، تضمینهای مورد نیاز و شرایط آغاز مذاکرات نیز با چالش روبهرو هستند. هر طرف میخواهد پیش از دادن امتیاز، از آمادگی طرف مقابل برای انجام تعهداتش اطمینان پیدا کند. همین وضعیت میتواند روند مذاکرات را طولانی و شکننده کند.
وحدت منطقهای؛ از شعار سیاسی تا همکاری عملی
مسعود پزشکیان در جریان این تحولات بار دیگر بر ضرورت وحدت کشورهای منطقه تأکید کرد. ایران پیشتر نیز بارها خواستار ایجاد سازوکارهای امنیتی مشترک میان کشورهای منطقه و کاهش نقش قدرتهای خارجی در تأمین امنیت خلیج فارس شده بود. با این حال، تبدیل این ایده به یک چارچوب عملی با موانع جدی روبهرو است. کشورهای منطقه درباره نقش ایران در معادلات امنیتی، فعالیت گروههای مقاومت و حضور نظامی آمریکا دیدگاههای یکسانی ندارند. برای برخی از این کشورها، همکاری امنیتی با واشنگتن همچنان بخش مهمی از ترتیبات دفاعی آنهاست؛ در حالی که تهران حضور نظامی قدرتهای خارجی را یکی از عوامل بیثباتی منطقه میداند.
نشست تهران را میتوان تلاشی برای مهار بحرانی دانست که خطر گسترش آن همچنان جدی است. عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه با پیگیری گفتوگوهای منطقهای تلاش می کنند راهی برای کاهش تنش پیدا کنند؛ اما نتیجه این تلاشها هنوز مشخص نیست. تهدیدهای نظامی آمریکا، اختلاف بر سر برنامه هستهای ایران، فشارهای اسرائیل و ادامه بحران یمن، همگی عواملی هستند که رسیدن به توافق را دشوار میکنند. در عین حال، هزینههای احتمالی یک جنگ تازه برای کشورهای منطقه بهاندازهای است که ادامه تلاشهای دیپلماتیک را به گزینهای ضروری تبدیل میکند.
معیار واقعی موفقیت نشست تهران در روزهای آینده روشنتر خواهد شد: آیا تماسهای دیپلماتیک ادامه پیدا میکند؟ آیا نشانهای از کاهش تهدیدهای نظامی دیده میشود؟ و آیا تهران و واشنگتن حاضر خواهند شد برای جلوگیری از درگیری، از بخشی از مواضع حداکثری خود فاصله بگیرند؟ پاسخ به این پرسشها بیش از هر بیانیه رسمی دیگری نشان خواهد داد که منطقه به سمت مهار بحران حرکت میکند یا به دور تازهای از رویارویی نزدیکتر میشود.
