در روزهای اخیر، اخبار و گزارش‌های واصله از جمهوری آذربایجان مبنی بر اعمال محدودیت‌های جدید برای پوشش اسلامی و حجاب بانوان در برخی مراکز آموزشی، اداری و عرصه عمومی، موجی از دغدغه و تأمل را در میان نخبگان، دین‌پژوهان و حوزه‌های علمیه ایجاد کرده است. مسئله حجاب در یک جامعه اسلامی، صرفاً یک فرم رفتاری یا یک نماد بومی نیست، بلکه گره‌خورده با هویت، کرامت انسانی و زیست مؤمنانه مردم است. وقتی کشوری با اکثریت قاطع مسلمان، دست به محدودسازی چنین مؤلفه‌ای می‌زند، مسئله از یک تصمیم ساده اجرایی خارج و به یک پدیده معرفتی و اجتماعی تبدیل می‌شود که نیازمند تحلیل عمیق و ریشه‌یابی تاریخی است.

صدای دغدغه از تریبون فقه، مسئولیت فرامرزی حوزه‌ها

نقطه آغاز این جریان در فضای حوزوی، به موضع‌گیری صریح آیت‌الله محمدجواد فاضل لنکرانی در جلسات درس خارج فقه ایشان بازمی‌گردد. ایشان با درک اهمیت هویت دینی شیعیان در منطقه جنوب قفقاز، نسبت به پیامدهای این‌ گونه تصمیم‌ها هشدار داد. آیت‌الله فاضل لنکرانی با تأکید بر اینکه حراست از «شعائر الهی» و حفظ کرامت بانوان مسلمان، مرز جغرافیایی نمی‌شناسد، ابراز کرد: ایستادگی در برابر باورهای اصیل مردم، نه تنها به نفع هیچ حکومتی نیست، بلکه پایه‌های اعتماد عمومی را متزلزل می‌کند. موضع‌گیری ایشان در درس خارج، مسئله را از یک واکنش مقطعی رسانه‌ای، به یک گفت‌وگوی جدی علمی و فقهی در حوزه‌های علمیه تبدیل کرد تا ابعاد تمدنی و معرفتی آن مورد بازخوانی قرار گیرد.

تحلیل عمیق‌تر؛ در هم‌کلامی با آیت‌الله علیدوست

برای بررسی ریشه‌ای‌تر این مسئله و واکاوی دلایل ناکامی تاریخی سیاست‌های ضددینی، به سراغ آیت‌الله ابوالقاسم علیدوست رفتیم تا این پدیده را از منظر عقلانیت دینی و سنن تاریخی تحلیل کنیم. ایشان در ابتدای سخنان خود، بحث را با استناد به یکی از حکمت‌های درخشان نهج‌البلاغه آغاز کرد؛ کلامی از حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) که فرمود: «مَا أَکْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الاِعْتِبَارَ» (نهج‌البلاغه، حکمت ۲۹۷)؛ «چقدر مایه عبرت زیاد است و چه کم است پند گرفتن».
آیت‌الله علیدوست با یادآوری این حکمت بلیغ، تأکید کرد: این کلام، پیش از آنکه صرفاً یک نقل روایی باشد، گواهی است بر یک حقیقت عقلی و تاریخی. ایشان خاطرنشان کرد: حرکتی که امروز حاکمیت آذربایجان بر اساس اخبار منتشرشده در پیش گرفته، دقیقاً همان مسیری است که پیش‌تر در ایران عصر رضاخان، ترکیه آتاتورکی و برخی ادوار افغانستان تجربه شد. هیچ‌ کدام از این تجربه‌ها عاقبت خوشی نداشتند و نتوانستند ایمان و هویت دینی مردم را محو کنند.

پرسش بنیادین؛ منطق حکمرانی و عقلانیت کجاست؟

ایشان در ادامه با طرح یک پرسش تحلیلی افزود: تصور کنید حاکمیتی در کشوری که بیش از ۹۰درصد جمعیت آن را مسلمانانی تشکیل می‌دهند که عمده آن‌ها دغدغه حجاب و عفاف دارند، بیاید و حجاب را در بخش معظمی از جامعه، مکان‌های علمی، دانشگاهی و رسمی منع کند. آیا برای چنین تصمیمی، نامی جز افتضاح کارآمدی و قرار گرفتن حکومت در سراشیبی سقوط می‌توان نهاد؟
این استاد برجسته حوزه علمیه با انتقال بحث به یک سطح انسانی و برون‌دینی ادامه داد: ما حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که حاکمیتی نه شیعه است و نه متعهد به احکام اسلام؛ آیا ارزش‌های اولیه انسانی را هم قبول ندارد؟ با چه استدلال، برهان و منطقِ حقوقی، یک حاکمیت زنان جامعه خود را از ابتدایی‌ترین حقوق عامه، تحصیل و حضور اجتماعی بر مبنای باورهایشان محروم می‌کند؟ این رفتارهای بی‌منطق بیش از آنکه ضربه به دین باشد، نشان‌دهنده آن است که گویا برخی حکومت‌ها گور مشروعیت خود را با دست خود حفر می‌کنند.

هشدار دلسوزانه؛ خیرخواهان واقعی و محرکان کینه‌توز

بخش پایانی تحلیل آیت‌الله علیدوست، متوجه تحرکات بیرونی و مشاوره دادن‌های انحرافی به تصمیم‌گیران بود. ایشان به‌عنوان یک دانشمند و مسئول دینی خطاب به حاکمان گفت: به عنوان یک مسلمان می‌گویم؛ در شرایط کنونی هیچ‌ کس دلسوزتر از شخصیت‌ها و علمایی نیست که شما را از عاقبت ناخوشایند این کارهای بی‌حاصل برحذر می‌دارند. کسانی که امروزه شما را به این حرکت‌های ناموجه، غیرقابل دفاع و چالش‌برانگیز تحریک می‌کنند، در روزهای سخت و عواقب تلخ این تصمیم‌ها، هرگز به کار شما نخواهند آمد و هزینه‌ای نخواهند داد. باشد تا حاکمان، عاقبت کار خود را در آینه تاریخ ببینند؛ چرا که باز هم باید تکرار کرد: «مَا أَکْثَرَ الْعِبَرَ وَأَقَلَّ الاعْتِبَارِ».

سنن لایتغیر تاریخ، فرجام تقابل با هویت جامعه

بازخوانی موضع‌گیری‌های علمی استادانی چون آیت‌الله فاضل لنکرانی و آیت‌الله علیدوست، نشان می‌دهد نگاه معارفی به مسائل اجتماعی، نگاهی دور از هیجانات زودگذر سیاسی و مبتنی بر «سنن لایتغیر الهی» است. تاریخ بارها به اثبات رسانده که هیچ قدرتی قادر نیست باورهای فطری و اعتقادی یک ملت را با بخشنامه‌های اداری و فشارهای ساختاری تغییر دهد. احترام به آزادی‌های دینی و کرامت بانوان، نه یک امتیاز سیاسی، بلکه عقلانی‌ترین راهکار برای حفظ استقلال، ثبات و انسجام ملی در هر جامعه‌ای است.