به گزارش سلامت نیوز به نقل از فرارو، گاهی کودک از رفتار معلم ناراحت است، گاهی یکی از همکلاسیها او را مسخره کرده، گاهی احساس کرده در کلاس نادیده گرفته شده یا مورد بیعدالتی قرار گرفته است. در چنین شرایطی، والدین معمولاً با یک دوراهی روبهرو میشوند: آیا باید مستقیماً با معلم صحبت کنند؟
گفتوگوی مؤثر والدین با معلم؛ پلی میان امنیت روانی کودک و محیط مدرسه
مدرسه برای کودک فقط مکانی برای یادگیری درس و کسب مهارتهای علمی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین محیطهایی است که کودک در آن روابط اجتماعی را تجربه میکند، احساس تعلق پیدا میکند، اعتمادبهنفسش شکل میگیرد و یاد میگیرد چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند. به همین دلیل، اتفاقی که شاید از نگاه بزرگسالان ساده و کماهمیت به نظر برسد، ممکن است برای کودک تجربهای ناراحتکننده و حتی آسیبزا باشد.
گاهی کودک از رفتار معلم ناراحت است، گاهی یکی از همکلاسیها او را مسخره کرده، گاهی احساس کرده در کلاس نادیده گرفته شده یا مورد بیعدالتی قرار گرفته است. در چنین شرایطی، والدین معمولاً با یک دوراهی روبهرو میشوند: آیا باید مستقیماً با معلم صحبت کنند؟ آیا بهتر است ابتدا از کودک حمایت کنند؟ چگونه موضوع را مطرح کنند که هم از حق فرزندشان دفاع کرده باشند و هم رابطه کودک با معلم و فضای مدرسه آسیب نبیند؟
پاسخ به این پرسشها نیازمند ترکیبی از همدلی، خویشتنداری، مهارت ارتباطی و شناخت نیازهای روانشناختی کودک است.
۱. قبل از هر اقدامی، به احساس کودک اعتبار بدهید
اولین و مهمترین قدم این است که والدین به کودک نشان دهند احساساتش برای آنها اهمیت دارد.
وقتی کودک با ناراحتی از مدرسه برمیگردد و میگوید: «معلم جلوی همه سرم داد زد»، «دوستم مسخرهام کرد» یا «خانم معلم به من توجه نمیکند»، بهتر است والدین بلافاصله به دنبال قضاوت، راهحل یا دفاع از معلم نباشند.
جملاتی مانند:
* «این که چیزی نیست، چرا ناراحت شدی؟»
* «حتماً خودت کاری کردی که معلم عصبانی شده.»
* «باید یاد بگیری به حرف بزرگترها گوش کنی.»
ممکن است باعث شوند کودک احساس کند کسی او را درک نمیکند.
بهتر است از جملاتی مانند این استفاده کنیم:
* «میفهمم که این اتفاق ناراحتت کرده.»
* «دوست دارم بیشتر برام تعریف کنی که چه اتفاقی افتاد.»
* «اگر جای تو بودم، شاید من هم ناراحت میشدم.»
* «خوبه که این موضوع رو با من در میون گذاشتی.»
نکته روانشناختی: اعتباربخشی به احساسات کودک به معنای تأیید قطعی برداشت او از اتفاق نیست. ممکن است کودک بخشی از ماجرا را اشتباه متوجه شده باشد، اما احساس ناراحتی او واقعی است و باید جدی گرفته شود.
۲. قبل از صحبت با معلم، تمام ماجرا را از کودک بشنوید
یکی از اشتباهات رایج والدین این است که بلافاصله پس از شنیدن شکایت کودک، با معلم تماس میگیرند یا به مدرسه مراجعه میکنند.
در حالی که بهتر است ابتدا اطلاعات بیشتری به دست آورند.
برای مثال، از کودک بپرسند:
* دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟
* قبل از این اتفاق چه چیزی رخ داده بود؟
* چه کسانی آنجا حضور داشتند؟
* معلم یا همکلاسیها دقیقاً چه گفتند؟
* این اتفاق برای اولین بار رخ داده یا قبلاً هم تکرار شده است؟
* بعد از آن چه احساسی داشتی؟
* دوست داری چه تغییری ایجاد شود؟
البته باید مراقب باشیم پرسشها به شکل بازجویی یا القای پاسخ مطرح نشوند.
مثلاً پرسیدن «معلم همیشه با تو بدرفتاری میکند؟» ممکن است کودک را به سمت یک برداشت خاص هدایت کند.
بهتر است اجازه دهیم کودک با زبان خودش ماجرا را تعریف کند.
۳. با معلم از موضع همکاری صحبت کنید، نه تقابل
یکی از مهمترین اصول ارتباط مؤثر والدین با مدرسه این است که معلم را در جایگاه یک طرف مقابل یا متهم قرار ندهند.
هدف از گفتوگو نباید اثبات اشتباه معلم یا مقصر دانستن او باشد؛ بلکه باید پیدا کردن راهحلی برای بهبود شرایط کودک باشد.
برای مثال، به جای اینکه والدین بگویند:
«چرا با بچه من اینطوری رفتار کردید؟ شما باعث شدید که دیگر دوست نداشته باشد به مدرسه بیاید.»
بهتر است بگویند:
«من درباره اتفاقی که در کلاس افتاده با فرزندم صحبت کردم. ظاهراً این موضوع برای او ناراحتکننده بوده است. دوست دارم دیدگاه شما را هم بدانم تا بتوانیم با همکاری یکدیگر شرایط بهتری برای او ایجاد کنیم.»
این نوع گفتوگو چند پیام مهم دارد:
* والدین نسبت به وضعیت روانی فرزندشان حساس هستند.
* برای شنیدن دیدگاه معلم آمادگی دارند.
* به دنبال مقصر نیستند، بلکه راهحل میخواهند.
* رابطه خانه و مدرسه را یک رابطه مشارکتی میدانند.
۴. به جای قضاوت درباره شخصیت معلم، درباره رفتار مشخص صحبت کنید
گاهی والدین در اوج ناراحتی، رفتار معلم را به شخصیت او تعمیم میدهند.
مثلاً میگویند:
* «شما اصلاً با بچهها بلد نیستید رفتار کنید.»
* «شما همیشه فرزند من را تحقیر میکنید.»
* «شما باعث شدهاید اعتمادبهنفس بچه من از بین برود.»
این جملات معمولاً حالت دفاعی ایجاد میکنند و احتمال گفتوگوی سازنده را کاهش میدهند.
بهتر است به جای قضاوت کلی، درباره یک رفتار مشخص صحبت کنیم.
مثلاً:
«فرزندم تعریف کرده که هنگام پاسخ اشتباه به یک سؤال، در حضور همکلاسیها مورد انتقاد قرار گرفته و از این اتفاق احساس خجالت کرده است. میخواستم بدانم شما آن موقعیت را چگونه دیدید و چطور میتوانیم کمک کنیم چنین تجربهای دوباره برای او تکرار نشود.»
تمرکز بر رفتار مشخص، امکان بررسی واقعیت و پیدا کردن راهحل را افزایش میدهد.
۵. مراقب باشید کودک را وارد اختلاف خود با معلم نکنید
یکی از آسیبهای مهمی که ممکن است در جریان اختلاف والدین و مدرسه اتفاق بیفتد، قرار گرفتن کودک در موقعیت تعارض وفاداری است.
برای مثال، وقتی والدین پس از صحبت با معلم به کودک میگویند:
«دیدی گفتم معلمت اشتباه کرده؟» یا «از این به بعد دیگر به حرفش گوش نده.»
کودک ممکن است میان دو مرجع مهم زندگی خود احساس تعارض کند.
از طرف دیگر، اگر والدین همیشه از معلم دفاع کنند و تجربه کودک را نادیده بگیرند، او بهتدریج یاد میگیرد که برای حفظ رابطه با بزرگسالان باید احساسات خودش را سرکوب کند.
بهتر است کودک بداند که والدین در کنار او هستند، اما قرار نیست هر اختلافی به یک جنگ میان خانواده و مدرسه تبدیل شود.
پیام مناسب به کودک این است:
«ما موضوع رو با مدرسه مطرح میکنیم و تلاش میکنیم شرایط بهتر بشه. تو هم هر وقت اتفاقی ناراحتت کرد، میتونی با ما صحبت کنی.»
۶. به کودک مهارت دفاع از خود را آموزش دهید
حمایت والدین نباید به معنای حل کردن تمام مشکلات کودک به جای او باشد.
یکی از اهداف مهم تربیت، پرورش توانایی حل مسئله و ابراز وجود در کودک است.
بسته به سن و شرایط کودک، میتوان به او یاد داد که در موقعیتهای ناراحتکننده احساس و خواسته خود را محترمانه بیان کند.
برای مثال:
* «وقتی جلوی بقیه بهم میگید این اشتباهه، خجالت میکشم.»
* «من دوست دارم فرصت داشته باشم جوابم رو کامل بگم.»
* «از اینکه دوستم من رو مسخره کرد ناراحت شدم.»
* «میشه لطفاً اجازه بدید توضیح بدم؟»
این مهارتها به کودک کمک میکنند بهتدریج احساس توانمندی بیشتری پیدا کند و در روابط اجتماعی منفعل یا بیش از حد وابسته نباشد.
البته در مواردی مانند آزار مکرر، تهدید، تحقیر شدید یا خشونت، مسئولیت مداخله بر عهده بزرگسالان و مسئولان مدرسه است و نباید از کودک انتظار داشت بهتنهایی مسئله را حل کند.
۷. چه زمانی موضوع را جدیتر پیگیری کنیم؟
هر ناراحتی کودک از مدرسه الزاماً نشانه یک مشکل جدی نیست؛ اما بعضی نشانهها نیازمند توجه بیشتر هستند.
* امتناع مکرر از رفتن به مدرسه؛
* گریه یا اضطراب شدید پیش از شروع مدرسه؛
* شکایتهای جسمانی مکرر مانند دلدرد و سردرد در روزهای مدرسه؛
* افت ناگهانی عملکرد تحصیلی؛
* گوشهگیری و کاهش تمایل به ارتباط با دوستان؛
* اختلال در خواب یا تغییرات محسوس خلقی؛
* ترس شدید از یک معلم یا دانشآموز مشخص؛
* گزارش مکرر تحقیر، تهدید، آزار یا زورگویی.
در این شرایط، موضوع باید با جدیت بیشتری با معلم، مشاور مدرسه و در صورت لزوم مدیریت مدرسه مطرح شود.
اگر احتمال آزار، خشونت یا به خطر افتادن امنیت جسمی و روانی کودک وجود دارد، نباید پیگیری را به تعویق انداخت یا صرفاً به گفتوگوی غیررسمی با معلم اکتفا کرد.
۸. یک الگوی عملی برای گفتوگوی والدین با معلم
والدین میتوانند از یک الگوی ساده چهارمرحلهای استفاده کنند:
مراحل اقدام والدین
بیان موضوع وتوضیح دقیق و بدون اغراق آن شامل موارد زیر:
۱-بیان احساس کودک - توضیح اینکه کودک چه احساسی پیدا کرده است
۲- شنیدن دیدگاه معلم -فرصت دادن به معلم برای توضیح موقعیت
۳- توافق بر راهحل - مشخص کردن اقدام مشترک برای جلوگیری از تکرار مشکل
نمونه گفتوگوی پیشنهادی:
«خانم/آقای معلم، ممنونم که برای صحبت با من وقت گذاشتید. فرزندم درباره اتفاقی که در کلاس افتاده با من صحبت کرده و به نظر میرسد از آن موضوع ناراحت شده است. من ترجیح دادم قبل از هر قضاوتی، دیدگاه شما را هم بشنوم. هدفم این است که با کمک یکدیگر شرایطی فراهم کنیم که فرزندم در کلاس احساس امنیت و آرامش بیشتری داشته باشد و بتواند با انگیزه بیشتری یاد بگیرد. خوشحال میشوم درباره راهحل مناسب با هم صحبت کنیم.»
سخن پایانی: کودک باید بداند که صدایش شنیده میشود
یکی از مهمترین نیازهای روانشناختی کودکان، احساس امنیت و دیده شدن است.
کودکی که میداند والدینش بدون سرزنش به حرفهای او گوش میدهند، احساساتش را جدی میگیرند و در موقعیتهای دشوار از او حمایت میکنند، بهتدریج اعتماد بیشتری به خود و محیط اطرافش پیدا میکند.
از سوی دیگر، ارتباط سازنده والدین با معلم میتواند به ایجاد محیطی سالمتر برای رشد اجتماعی، عاطفی و تحصیلی کودک کمک کند.
فراموش نکنیم که هدف از ارتباط والدین با مدرسه، پیدا کردن مقصر نیست؛ هدف این است که کودک در محیطی درس بخواند که علاوه بر یادگیری، در آن احساس احترام، امنیت، ارزشمندی و تعلق داشته باشد.
گاهی یک گفتوگوی آرام و محترمانه میان والدین و معلم میتواند از شکلگیری یک تجربه ناخوشایند طولانیمدت در ذهن کودک جلوگیری کند.
