اقتصادنیوز: هاشم اورعی، رئیس اتحادیه انجمن‌های انرژی ایران، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز تشریح کرد که توافق احتمالی ترامپ و پوتین چه پیامدهایی برای بازار جهانی انرژی، جایگاه ایران، تنگه هرمز و موازنه قدرت در اوپک خواهد داشت.

به گزارش اقتصادنیوز، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، ۹ اکتبر از توافق با ولادیمیر پوتین برای عرضه گازوئیل روسیه به بازار آمریکا و جهان خبر داد؛ توافقی که با هدف مهار قیمت سوخت و در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا اعلام شده است. بر اساس اعلام ترامپ، عرضه اولیه بیش از ۳۰۰ هزار تن خواهد بود و سپس ۵۰۰ هزار تن در نوامبر، یک میلیون تن در مرحله بعد و سه میلیون تن دیگر در ادامه عرضه می‌شود. هم‌زمان، واشنگتن محدودیت‌های تحریمی مربوط به محموله‌های گازوئیل روسیه را به‌طور موقت تا آوریل ۲۰۲۷ تسهیل کرده است.

حال این سوالات مطرح است که این توافق چه اثری بر بازار جهانی انرژی، تنگه هرمز و جایگاه ایران خواهد داشت؟

بازی ترامپ با گازوئیل روسیه برای انتخابات آمریکا

در همین رابطه، هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف و رئیس اتحادیه انجمن‌های انرژی ایران، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز درباره توافق احتمالی دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین برای عرضه گازوئیل روسیه به بازار آمریکا گفت: این توافق در کوتاه‌مدت بیش از آنکه تأثیر معناداری بر قیمت جهانی انرژی داشته باشد، کارکرد روانی در بازار آمریکا دارد و می‌تواند به ترامپ امکان دهد از فضای ایجادشده برای انتخابات استفاده کند.

اقتصادنیوز: آنچه به عنوان کمبود عرضه نفت ناشی از جنگ ایران آغاز شد، اکنون به بحران انرژی گسترده‌تری تبدیل شده که رانندگان خودروهای سواری، رانندگان کامیون و کشاورزان در سراسر جهان آن را احساس می‌کنند.

او با اشاره به ارقامی که درباره حجم عرضه گازوئیل روسیه مطرح شده است، توضیح داد: حتی اگر این توافق در چند مرحله اجرایی شود و حجم عرضه به بیش از چهار و نیم میلیون تن برسد، در مقایسه با میزان مصرف آمریکا رقم قابل‌توجهی نیست. بنابراین، انتظار نمی‌رود این توافق به‌تنهایی تغییر محسوسی در قیمت گازوئیل آمریکا یا معادلات بازار جهانی انرژی ایجاد کند؛ هرچند ممکن است از افزایش بیشتر قیمت‌ها جلوگیری کند یا کاهش محدودی به همراه داشته باشد.

معامله گازوئیلی ترامپ و پوتین؛ زنگ خطر برای اروپا و اوکراین؟

به گفته اورعی، اهمیت اصلی این توافق را باید در پیامدهای سیاسی و ژئوپلیتیکی آن جست‌وجو کرد. اگر نزدیکی واشنگتن و مسکو ادامه پیدا کند و دو طرف به درک مشترکی از منافع خود برسند، احتمال افزایش حجم معاملات نیز وجود دارد؛ بااین‌حال، حتی در این شرایط نیز حجم مبادلات انرژی لزوماً آن‌قدر نخواهد بود که به‌تنهایی معادلات جهانی انرژی را دگرگون کند.

این کارشناس انرژی با بیان اینکه نزدیکی احتمالی آمریکا و روسیه می‌تواند بر روابط واشنگتن با اروپا اثر بگذارد، اظهار کرد: یکی از منافع چنین توافقی برای ولادیمیر پوتین، تغییر احتمالی موضع آمریکا در قبال جنگ اوکراین است. اگر روسیه و آمریکا به یک توافق گسترده‌تر برسند، ممکن است واشنگتن حمایت خود از اوکراین را کاهش دهد و در موضعی متفاوت از کشورهای اروپایی قرار بگیرد.

اورعی با اشاره به مواضع اعلام‌شده برخی کشورهای اروپایی در حمایت از اوکراین افزود: در چنین شرایطی، احتمال فاصله‌گرفتن آمریکا از اروپا و ناتو مطرح می‌شود؛ به‌ویژه آنکه ترامپ پیش‌تر درباره ادامه حضور آمریکا در ناتو و ضرورت افزایش هزینه‌های دفاعی کشورهای عضو اظهارنظر کرده است. البته تحقق چنین سناریویی به عمق و دامنه توافق احتمالی واشنگتن و مسکو بستگی دارد.

نقشه ترامپ برای مهار چین با کارت انرژی روسیه

او یکی دیگر از انگیزه‌های احتمالی ترامپ برای نزدیک‌شدن به پوتین را رقابت راهبردی آمریکا با چین دانست و گفت: مقابله با گسترش قدرت چین از اولویت‌های اعلام‌شده سیاست خارجی آمریکا است. در شرایطی که نفوذ آمریکا بر منابع انرژی ونزوئلا افزایش یافته و صادرات نفت ایران نیز تحت فشار قرار دارد، روسیه یکی از بازیگران مهمی است که واشنگتن می‌تواند برای تأثیرگذاری بر معادلات تأمین انرژی چین به آن توجه کند.

توافق ترامپ و پوتین بازار انرژی را متحول نمی‌کند

اورعی تأکید کرد که توافق احتمالی آمریکا و روسیه به معنای افزایش ناگهانی ظرفیت تولید نفت یا گازوئیل روسیه نیست. به گفته او، بخشی از فرآورده‌هایی که ممکن است به آمریکا صادر شوند، پیش‌تر قرار بوده به بازارهایی مانند هند و چین بروند یا از محل ذخایر موجود تأمین شوند. بنابراین، تغییر مقصد محموله‌ها لزوماً به معنای افزایش عرضه جهانی نیست.

او با اشاره به اینکه تقاضای جهانی نفت حدود ۱۰۵ میلیون بشکه در روز است، افزود: حجم مورد بحث در مقایسه با این میزان تقاضا سهم تعیین‌کننده‌ای ندارد. در نتیجه، نمی‌توان انتظار داشت صرفاً بر اثر این توافق، قیمت جهانی نفت و گازوئیل به‌طور چشمگیری کاهش یابد یا مصرف‌کنندگان در سراسر جهان کاهش محسوسی در هزینه سوخت احساس کنند.

تنگه هرمز زیر سایه ائتلاف انرژی ترامپ و پوتین

رئیس اتحادیه انجمن‌های انرژی ایران در ادامه، نزدیکی احتمالی آمریکا و روسیه را عاملی مؤثر بر اهمیت راهبردی تنگه هرمز دانست و گفت: میزان تأثیر این همکاری به عمق روابط دو کشور بستگی دارد. اگر دو قدرت بزرگ تولیدکننده سوخت‌های فسیلی جهان به همکاری گسترده برسند، ترکیب جدیدی در بازار جهانی انرژی شکل می‌گیرد که می‌تواند بر موقعیت سایر تولیدکنندگان و مسیرهای انتقال انرژی، از جمله تنگه هرمز، اثر بگذارد.

هاشم-اورعی

او با اشاره به تفاوت دامنه تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران و روسیه اظهار کرد: بر اساس ارقامی که مطرح می‌شود، تعداد تحریم‌های آمریکا علیه روسیه حدود ۱۹ هزار مورد و علیه ایران حدود ۶ هزار مورد است. اگر دو کشور بتوانند بر بخشی از اختلافات خود غلبه کنند و همکاری اقتصادی گسترده‌تری شکل دهند، پیامدهای این تحول صرفاً به بازار گازوئیل محدود نخواهد ماند.

اورعی با بیان اینکه آمریکا در تأمین انرژی اروپا و ژاپن نقش مهمی پیدا کرده است، افزود: در شرایط جدید، آمریکا و روسیه می‌توانند به بازیگران تأثیرگذارتری در بازار جهانی نفت و گاز تبدیل شوند. چنین وضعیتی بر کشورهای منطقه و سایر تولیدکنندگان نیز اثر خواهد گذاشت؛ هرچند میزان این تأثیر به چگونگی اجرای توافق و گسترش همکاری‌های دو طرف بستگی دارد.

رمزگشایی از آشتی‌کنان ترامپ و پوتین در بازار انرژی

این کارشناس انرژی درباره تغییر رویکرد ترامپ در قبال درآمدهای نفتی روسیه گفت: به نظر می‌رسد یکی از انگیزه‌های اصلی رئیس‌جمهور آمریکا، بهبود شرایط بازار سوخت در کوتاه‌مدت باشد. ترامپ بیشتر بر نتایج کوتاه‌مدت تمرکز دارد و ممکن است نزدیکی به پوتین را ابزاری برای کاهش فشارهای ناشی از قیمت سوخت در داخل آمریکا بداند. بااین‌حال، اگر این نزدیکی به توافقی واقعی و گسترده منجر شود، پیامدهای بلندمدتی برای روابط آمریکا با اروپا و روسیه خواهد داشت.

۴ عامل که مانع نفت۲۰۰ دلاری شدند

اورعی در بخش دیگری از این گفت‌وگو، درباره تأثیر این توافق بر موقعیت ایران در مذاکرات با آمریکا اظهار کرد: تنگه هرمز دیگر به اندازه روزهای نخست بحران، برگ برنده‌ای نیست که برخی انتظار داشتند. در آغاز اختلال در تردد کشتی‌ها، پیش‌بینی‌هایی درباره افزایش قیمت نفت به ۱۵۰ دلار و حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه مطرح می‌شد، اما این پیش‌بینی‌ها محقق نشد.

او توضیح داد: آزادسازی بخشی از ذخایر راهبردی نفت، استفاده عربستان از خط لوله شرق به غرب، تلاش امارات برای صادرات نفت از بندر فجیره در خارج از تنگه هرمز و کاهش تقاضای نفت در برخی کشورها، از جمله ژاپن، از عواملی بودند که مانع تحقق افزایش شدید قیمت نفت شدند. در نتیجه، قیمت نفت در محدوده ۱۰۰ دلار قرار گرفت و افزایش مورد انتظار رخ نداد.

trump-putin-diesel-deal-montage

به گفته اورعی، اعمال محاصره دریایی از سوی آمریکا نیز شرایط را پیچیده‌تر کرده است.

او با اشاره به برآوردهای متفاوت درباره حجم نفت عبوری و صادراتی در شرایط فعلی گفت: بررسی داده‌های کپلر و ترافیک نفتکش‌ها نشان می‌دهد که حجم نفت مورد اشاره در محدوده ۱۲ تا ۱۵ میلیون بشکه در روز قرار دارد؛ رقمی که حدود دوسوم سطح پیش از جنگ برآورد می‌شود. در کنار آن، بخشی از نفت نیز از مسیرهای جایگزین منتقل می‌شود.

ایران از تنگه هرمز به اندازه کافی بهره برداری نکرد

او درباره صادرات نفت ایران افزود: برخی از توقف کامل صادرات نفت ایران سخن می‌گویند، اما برآورد واقع‌بینانه‌تر، صادرات روزانه حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار بشکه است؛ رقمی در حدود ۱۵ درصد سطح پیش از جنگ. از نگاه او، این شرایط نشان می‌دهد که ایران نتوانسته است از موقعیت تنگه هرمز به اندازه‌ای که انتظار می‌رفت بهره‌برداری کند.

اورعی با تأکید بر اینکه گذشت زمان می‌تواند موقعیت ایران را دشوارتر کند، گفت: بازار جهانی و کشورهای مصرف‌کننده به‌تدریج خود را با شرایط جدید تطبیق می‌دهند و برای مسیرهای جایگزین و منابع دیگر انرژی برنامه‌ریزی می‌کنند. در چنین وضعیتی، توافق احتمالی آمریکا و روسیه می‌تواند عامل دیگری در کاهش اهمیت راهبردی تنگه هرمز باشد؛ به‌ویژه اگر همکاری دو کشور به افزایش عرضه و تنوع مسیرهای تأمین انرژی منجر شود.

او در عین حال احتمال داد که نزدیکی روسیه و آمریکا از زاویه دیگری نیز بر شرایط ایران اثر بگذارد. به گفته اورعی، اگر مسکو بتواند از روابط نزدیک‌تر با واشنگتن برای میانجیگری در بحران ایران و آمریکا استفاده کند، شاید زمینه‌ای برای حل اختلافات فراهم شود؛ اما این احتمال با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است.

روسیه برای حمایت از ایران هزینه نمی‌دهد

اورعی تصریح کرد: روسیه در طول تاریخ نشان نداده است که حاضر باشد برای حفظ منافع ایران هزینه بدهد. بنابراین، نمی‌توان صرفاً به دلیل نزدیکی تهران و مسکو یا روابط سیاسی دو کشور انتظار داشت که روسیه در شرایط بحرانی از ایران حمایت مؤثر کند.

ضربه هرمز به اوپک و اوپک پلاس

رئیس اتحادیه انجمن‌های انرژی ایران درباره پیامدهای توافق احتمالی بر اوپک و اوپک‌پلاس نیز گفت: اوپک در شرایط نامساعدی قرار دارد و مشکلات ناشی از اختلال در تنگه هرمز، تولید و درآمد کشورهای عضو را تحت تأثیر قرار داده است. اختلاف بر سر سهمیه‌های تولید نیز در چنین شرایطی دشوارتر شده و گزارش‌هایی درباره نرسیدن اعضا به توافق در موعد مقرر مطرح شده است.

او ادامه داد: اگر آمریکا و روسیه همکاری گسترده‌تری در بازار انرژی داشته باشند، سهم بیشتری از عرضه جهانی ممکن است در اختیار این دو بازیگر قرار گیرد. در چنین شرایطی، اوپک با تضعیف بیشتری مواجه خواهد شد، درحالی‌که موقعیت اوپک‌پلاس می‌تواند تقویت شود. خروج امارات از اوپک نیز پیش‌تر یکی از نشانه‌های تضعیف این سازمان بوده است.

به گفته اورعی، در صورت تعمیق همکاری روسیه و آمریکا، ممکن است موقعیت روسیه در مقایسه با عربستان سعودی نیز تقویت شود و این موضوع بر موازنه قدرت در میان تولیدکنندگان نفت اثر بگذارد. البته شدت این تغییرات به این بستگی دارد که توافق دو کشور تا چه اندازه از یک تفاهم محدود برای عرضه فرآورده‌های نفتی فراتر برود.

برندگان و بازندگان احتمالی افزایش عرضه گازوئیل روسیه

این کارشناس انرژی در پاسخ به پرسشی درباره برندگان و بازندگان احتمالی افزایش عرضه گازوئیل روسیه گفت: رقابتی‌تر شدن بازار می‌تواند برای واردکنندگان بزرگ فرآورده‌های نفتی، از جمله هند و چین، مفید باشد. ژاپن و کره جنوبی نیز ممکن است از افزایش گزینه‌های تأمین انرژی منتفع شوند؛ زیرا دسترسی به منابع بیشتر می‌تواند شرایط خرید و قدرت چانه‌زنی آنها را بهبود دهد.

او درباره موقعیت ایران افزود: ایران در شرایط فعلی ظرفیت محدودی برای اثرگذاری بر بازار بین‌المللی گازوئیل دارد. تولید روزانه گازوئیل کشور حدود ۱۱۰ میلیون لیتر برآورد می‌شود که بخش عمده آن صرف مصرف داخلی و قاچاق می‌شود. بنابراین، ایران در موقعیتی نیست که بتواند از افزایش عرضه گازوئیل روسیه به‌عنوان یک صادرکننده بزرگ در بازار جهانی تأثیر مستقیم بپذیرد یا با آن رقابت گسترده‌ای داشته باشد.

اورعی تأکید کرد که وضعیت سایر صادرکنندگان منطقه متفاوت است. اگر روسیه با حمایت آمریکا بتواند ظرفیت تولید و صادرات خود را افزایش دهد و سهم بیشتری از بازار آمریکا را در اختیار بگیرد، دیگر صادرکنندگان فرآورده‌های نفتی ممکن است با فشار رقابتی مواجه شوند. به گفته او، سناریوی مهم‌تر زمانی شکل می‌گیرد که همکاری دو کشور به حضور شرکت‌های نفتی آمریکایی در میادین نفت و گاز روسیه منجر شود؛ زیرا در آن صورت، افزایش ظرفیت تولید روسیه می‌تواند قدرت این کشور را در برابر سایر تولیدکنندگان به شکل معناداری تقویت کند.

بازی جدید پوتین با کارت ایران

این استاد دانشگاه صنعتی شریف در ادامه، درباره احتمال استفاده روسیه از شرایط دشوار ایران برای کسب امتیازهای سیاسی و اقتصادی بیشتر گفت: مسکو یکی از بازیگرانی است که می‌تواند از موقعیت ایران در مذاکرات بین‌المللی به‌عنوان یک اهرم استفاده کند. بااین‌حال، زمان و شرایط بهره‌برداری از این اهرم اهمیت دارد.

او توضیح داد: اگر اقتصاد ایران در شرایط دشوار باقی بماند، فشارها ادامه پیدا کند و ایران نتواند موقعیت خود را تقویت کند، کارت ایران برای روسیه نیز ارزش کمتری خواهد داشت؛ زیرا آمریکا احساس نخواهد کرد که برای حل بحران به امتیازدهی نیاز دارد. در مقابل، اگر شرایط منطقه به شکلی تغییر کند که فشارهای امنیتی و اقتصادی بر آمریکا افزایش یابد، ممکن است واشنگتن به دنبال میانجیگری برای پایان‌دادن به بحران برود و در آن شرایط، روسیه بتواند از موقعیت خود برای کسب امتیاز استفاده کند.

پکن از تداوم بحران انرژی زیان می‌بیند

اورعی تأکید کرد: مسئله اصلی این نیست که روسیه از موقعیت ایران استفاده خواهد کرد یا نه، بلکه زمان و شرایط این اقدام اهمیت دارد. چگونگی ادامه جنگ و تغییر موازنه قدرت میان ایران و آمریکا تعیین می‌کند که مسکو تا چه اندازه بتواند از این موقعیت بهره ببرد.

او همچنین با اشاره به تفاوت منافع چین و روسیه در بحران خلیج فارس گفت: منافع این دو کشور در این زمینه یکسان نیست و حتی می‌تواند در تضاد با یکدیگر قرار گیرد. روسیه از افزایش قیمت انرژی و محدودیت عرضه نفت در بازار جهانی منتفع می‌شود؛ زیرا هرگونه اختلال در عرضه نفت، درآمدهای این کشور را افزایش می‌دهد.

به گفته اورعی، روسیه یکی از برندگان اصلی اختلال در تنگه هرمز است و ممکن است تمایل چندانی به پایان سریع شرایطی نداشته باشد که درآمدهای انرژی آن را افزایش می‌دهد. او معتقد است اگر امکان بازگشت سریع بازار به شرایط عادی فراهم شود، روسیه لزوماً از این وضعیت به اندازه شرایط کنونی منتفع نخواهد شد.

در مقابل، چین به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان انرژی جهان، از افزایش قیمت نفت و فرآورده‌های نفتی آسیب می‌بیند. اورعی توضیح داد: پکن در سال‌های اخیر تلاش کرده است با توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، گسترش برقی‌سازی و افزایش سهم برق در مصرف انرژی، وابستگی خود به سوخت‌های فسیلی را مدیریت کند. بااین‌حال، افزایش قیمت انرژی همچنان می‌تواند بر هزینه‌های تولید و عملکرد اقتصاد چین اثر بگذارد.

او با بیان اینکه منافع اقتصادی چین اقتضا می‌کند اختلال در بازار انرژی هرچه زودتر پایان یابد، افزود: روسیه در مقابل، از شرایط موجود برای افزایش درآمدهای خود استفاده می‌کند. از این منظر، منافع پکن و مسکو درباره تداوم یا پایان بحران انرژی در خلیج فارس لزوماً همسو نیست.

روسیه را نباید حامی قطعی ایران دانست

اورعی در پایان، با تأکید بر اینکه روابط سیاسی و اقتصادی کشورها بر پایه منافع ملی شکل می‌گیرد، گفت: در سیاست بین‌الملل، همان‌طور که اصل شناخته‌شده‌ای وجود دارد که کشورها دوست و دشمن دائمی ندارند، روابط نیز در نهایت تابع منافع ملی است. ایران باید این واقعیت را در ارزیابی روابط خود با روسیه در نظر بگیرد.

او افزود: بررسی تاریخ روابط ایران و روسیه نشان می‌دهد که نمی‌توان به‌سادگی از مسکو انتظار داشت حافظ منافع ایران باشد. بنابراین، این تصور که روسیه با نزدیک‌شدن به آمریکا حتماً از نفوذ خود بر ترامپ برای حل مشکلات ایران استفاده خواهد کرد، پشتوانه محکمی ندارد و نباید مبنای محاسبات راهبردی تهران قرار گیرد.