جوان آنلاین: دو سارق خشن که با تهدید چاقو و قمه، تلفن همراه پسران جوان را در پارکهای اطراف تهران سرقت میکردند، پس از تعقیب و گریز پلیسی دستگیر شدند. یکی از متهمان مدعی شد سرقت محموله مواد مخدر به ارزش ۱۰ میلیارد تومان که از یک قاچاقچی برای فروش به امانت گرفته بودند و تهدیدهای مرگبار او، آنها را برای تأمین بدهی به زورگیری کشانده است.
چندی قبل مرد جوانی وحشتزده به یکی از کلانتریهای شمال شرق تهران رفت و از دو سارق خشن به اتهام سرقت تلفن همراهش شکایت کرد.
او در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «با یکی از دوستانم در پارکی قرار داشتم، اما وقتی به محل رسیدم، او هنوز نیامده بود. تلفن همراهم را از جیبم بیرون آوردم تا با او تماس بگیرم و علت تأخیرش را بپرسم که ناگهان دو مرد با چاقو و قمه به سمتم حمله کردند. آنها با تهدید سلاح سرد، تلفن همراهم را به زور گرفتند و سوار بر موتورسیکلت از محل گریختند.»
با ثبت این شکایت و دستور قاضی امیرحسین شریفیوند، بازپرس شعبه سوم دادسرای ویژه سرقت، پرونده برای رسیدگی در اختیار تیمی از کارآگاهان مبارزه با سرقتهای خشن قرار گرفت.
سرقتهای سریالی در پارکها
کارآگاهان در جریان تحقیقات با شکایتهای مشابه دیگری روبهرو شدند که از فعالیت دو سارق خشن در پارکها حکایت داشت. بررسیها نشان میداد متهمان بیشتر در ساعتهای خلوت و هنگام تاریکی هوا به پارکها میرفتند و افرادی را که برای هواخوری یا استراحت در محل حضور داشتند، هدف قرار میدادند. آنها با تهدید چاقو و قمه، تلفن همراه قربانیان را میگرفتند و با موتورسیکلت فرار میکردند.
تحقیقات همچنین نشان داد سارقان برای جلوگیری از شناسایی، ماسک به صورت میزدند و پلاک موتورسیکلتشان را مخدوش میکردند. با افزایش شکایتها، کارآگاهان گشتهای هدفمند خود را در اطراف پارکها افزایش دادند تا پیش از وقوع سرقتهای بیشتر، متهمان را شناسایی و دستگیر کنند.
دستگیری یکی از سارقان پس از تعقیب و گریز
در حالی که تحقیقات برای شناسایی و دستگیری دو سارق ادامه داشت، چند روز قبل مردی با اداره پلیس تماس گرفت و از حمله دو مرد مسلح به چاقو و قمه به چند پسر جوان در پارکی در اطراف تهران خبر داد.
با اعلام این خبر، مأموران به سرعت راهی محل شدند و در بررسیهای اولیه دریافتند دو سارق در ابتدای شب وارد پارک شده و با تهدید سلاح سرد، تلفن همراه پنج پسر جوان را به زور گرفتهاند. رهگذران با مشاهده این صحنه، موضوع را به پلیس اطلاع داده بودند، اما متهمان پیش از رسیدن مأموران سوار بر موتورسیکلت از محل گریخته بودند.
مأموران بلافاصله محدوده اطراف پارک را تحت نظر گرفتند و دقایقی بعد دو سارق را در یکی از خیابانهای اطراف مشاهده کردند. به این ترتیب، تعقیب و گریز آغاز شد، اما متهمان پس از طی مسافتی کوتاه تعادل خود را از دست دادند و با موتورسیکلت به زمین افتادند. در این میان، یکی از آنها با استفاده از تاریکی هوا موفق به فرار شد، اما مأموران توانستند همدستش را دستگیر کنند.
شناسایی و بازداشت همدست فراری
متهم دستگیرشده پس از انتقال به اداره پلیس و انجام تحقیقات، به مشارکت در سرقتهای سریالی تلفن همراه در پارکها اعتراف کرد. کارآگاهان نیز با ادامه اقدامات اطلاعاتی، هویت همدست فراری او را شناسایی کردند و در عملیاتی جداگانه وی را به دام انداختند.
تحقیقات از دو متهم برای شناسایی دیگر مالباختگان، بررسی سرقتهای احتمالی بیشتر و روشن شدن جزئیات جرائم ارتکابی آنها ادامه دارد.
تهدید به قتل، ما را به زورگیری کشاند
شروین، یکی از سارقان دستگیرشده، مدعی است که او و همدستش سابقه سرقت نداشتهاند، اما یک قاچاقفروش معروف به دلیل بدهیشان آنها را به قتل تهدید کرده است. به گفته او، همین تهدیدها باعث شد برای تأمین پول و پرداخت بدهیشان، تصمیم به زورگیری بگیرند.
گفتوگو با متهم
سابقه داری؟
بله، اما سابقه سرقت ندارم. من و همدستم به مواد مخدر اعتیاد داریم و پیش از این به اتهام خرید و فروش مواد مخدر بازداشت شده بودیم. البته قاچاقچی حرفهای نبودیم و فقط برای تأمین هزینه مواد و مخارج روزمرهمان، مواد را بهصورت خردهفروشی میفروختیم. مشتریهایمان هم دوستان نزدیک و افراد معتاد بودند. زندگیمان سیاه شده بود، اما دردسر خردهفروشی مواد از زورگیری کمتر بود، چون با افرادی سروکار داشتیم که مثل خودمان معتاد بودند.
چه شد که از خردهفروشی مواد به زورگیری رسیدید؟
ما فقط برای تأمین هزینه موادمان خردهفروشی میکردیم. مثلاً مقداری مواد میخریدیم و در پاتوق به دوستان معتادمان میفروختیم تا هم هزینه مصرف خودمان تأمین شود و هم خرج زندگیمان دربیاید. تا اینکه سر و کله یک قاچاقچی بزرگ در زندگیمان پیدا شد. از طریق یکی از دوستانمان با مردی معروف به «سلطان» آشنا شدیم که به گفته خودش، موادمخدر را بهصورت عمده میفروخت و از مرز وارد میکرد. او پیشنهاد داد موادش را در پاتوقها بفروشیم و سود حاصل از فروش را برای خودمان برداریم. حدود ۱۰ میلیارد تومان تریاک و شیشه در اختیار ما گذاشت. قرار بود هر روز بخشی از مواد را بفروشیم، پولش را به او بدهیم و سود خودمان را برداریم. از این پیشنهاد خوشحال بودیم و فکر میکردیم بهزودی وضع مالیمان بهتر میشود، اما تصور نمیکردیم مواد را از ما سرقت کنند. همین اتفاق باعث شد برای پرداخت بدهیمان به زورگیری روی بیاوریم.
چطور مواد را از شما سرقت کردند؟
یکی، دو روز اول فروش خوبی داشتیم، اما خبر نداشتیم افرادی ما را زیر نظر گرفتهاند و برای سرقت مواد نقشه کشیدهاند. یک روز در خرابهای بودیم که مواد را آنجا مخفی کرده بودیم و مشغول مصرف بودیم که چند نفر با صورتهای پوشیده به ما حمله کردند. آنها پس از کتک زدن ما، مواد را برداشتند و فرار کردند.
بعد از سرقت مواد چه کردید؟
موضوع را به قاچاقچی گفتیم، اما باور نکرد. فکر میکرد دروغ میگوییم و میخواهیم سرش کلاه بگذاریم. هرچقدر توضیح دادیم و قسم خوردیم که مواد را از ما دزدیدهاند، قبول نکرد. او به ما مهلت داد تا مواد یا پول آن را پس بدهیم، حتی تهدید کرد اگر بدهیمان را پرداخت نکنیم، دستور میدهد ما را بکشند و جسدمان را آتش بزنند.
به همین دلیل تصمیم گرفتید زورگیری کنید؟
بله. از ترس جانمان تصمیم گرفتیم هرطور شده پول تهیه کنیم و بدهیمان را بپردازیم. فکر میکردیم اگر گوشیهای سرقتی را بفروشیم، میتوانیم بخشی از بدهی را پرداخت کنیم و از تهدیدهای او خلاص شویم.
درباره زورگیریهایتان توضیح بده.
به پارکهای اطراف تهران میرفتیم و افرادی را که تلفن همراه داشتند، با تهدید چاقو مجبور میکردیم گوشیهایشان را تحویل بدهند. بعد گوشیها را میفروختیم، بخشی از پول را برای خرید مواد و مصرف خودمان خرج میکردیم و بقیه را برای پرداخت بدهی کنار میگذاشتیم.
چطور دستگیر شدی؟
در آخرین سرقت، در یکی از پارکها تلفن همراه پنج پسر جوان را گرفتیم. رهگذران متوجه ماجرا شدند و به پلیس خبر دادند. مأموران خیلی زود رسیدند و ما با موتورسیکلت فرار کردیم، اما در جریان تعقیب و گریز زمین خوردیم. من دستگیر شدم و همدستم هم چند روز بعد شناسایی و دستگیر شد.
