طرح محرمانه حمله ۳ روزه؛ بلوف سیاسی ترامپ یا نقشه واقعی پنتاگون؟

گزارش‌ها از بررسی احتمال عملیات نظامی سه‌روزه آمریکا علیه ایران حکایت دارند، اما هنوز نشانه قطعی از تصمیم نهایی واشنگتن برای حمله وجود ندارد. انتخابات میان‌دوره‌ای، موضع اسرائیل، نگرانی کشورهای عربی و پیامدهای اقتصادی بحران تنگه هرمز بر محاسبات آمریکا اثر می‌گذارند. هم‌زمان، تحریم‌ها و محاصره دریایی ادامه دارد و مسیر دیپلماسی همچنان به اختلافات هسته‌ای و شروط دو طرف وابسته است.

فرارو- در حالی که دونالد ترامپ از به‌تعویق‌انداختن حمله احتمالی به ایران تا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سوم نوامبر سخن گفته، گزارش‌هایی درباره بررسی گزینه یک عملیات نظامی کوتاه و فشرده علیه ایران منتشر شده است.

به گزارش فرارو، هم‌زمان، ادامه فشارهای اقتصادی، محاصره دریایی و تلاش‌های دیپلماتیک نشان می‌دهد که واشنگتن همچنان میان تشدید فشار نظامی و وادار کردن تهران به توافق در حال ارزیابی گزینه‌های مختلف است؛ مسیری که با توجه به احتمال واکنش ایران و گسترش دامنه درگیری، با ریسک‌های جدی همراه خواهد بود.

عملیات سه‌روزه؛ طرح نظامی یا ابزار فشار سیاسی؟

گزارش‌های رسانه‌ای آمریکا از بررسی سناریوهایی برای اجرای یک عملیات نظامی سه‌روزه علیه ایران حکایت دارند؛ عملیاتی که بنا بر این گزارش‌ها، هدف آن تضعیف بیشتر توان نظامی ایران و وارد کردن فشار بر زیرساخت‌های راهبردی این کشور است. با این حال، انتشار چنین گزارش‌هایی به‌تنهایی به معنای اتخاذ تصمیم نهایی برای آغاز حمله نیست.

برخی تحلیلگران نظامی معتقدند انتشار جزئیات درباره مدت و اهداف احتمالی عملیات، ممکن است بخشی از جنگ روانی و تلاش برای تأثیرگذاری بر محاسبات تهران باشد. به گفته آنان، برنامه‌ریزی برای عملیات‌های چندساعته، سه‌روزه یا حتی طولانی‌تر، امری متعارف در ساختار نظامی آمریکا است و وجود این طرح‌ها لزوماً نشان نمی‌دهد که اجرای آنها در دستور کار فوری قرار گرفته است.

از سوی دیگر، تعیین یک بازه زمانی سه‌روزه برای حمله، تضمینی برای محدود ماندن جنگ به همین مدت نیست. در صورت حمله آمریکا، ایران نیز ممکن است دست به اقدامات تلافی‌جویانه بزند و در نتیجه، عملیات اولیه به چرخه‌ای از حملات متقابل تبدیل شود. تجربه درگیری‌های پیشین نیز نشان داده است که پیش‌بینی مدت جنگ و زمان پایان آن، الزاماً با روند واقعی تحولات مطابقت ندارد.

محاصره اقتصادی و تردید درباره بازگشت به جنگ

بخشی از ارزیابی‌های مطرح‌شده در این زمینه بر این فرض استوار است که آمریکا همچنان ابزارهای اقتصادی را برای افزایش فشار بر تهران مؤثر می‌داند. تحریم‌ها و محدودیت‌های مرتبط با تجارت و صادرات نفت ایران، از نگاه واشنگتن می‌توانند بدون ورود فوری به یک جنگ گسترده، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی را افزایش دهند.

در این چارچوب، محاصره و فشار اقتصادی می‌توانند ابزاری برای واداشتن ایران به پذیرش شروط آمریکا باشند؛ هرچند تأثیر آنها به میزان تاب‌آوری اقتصاد ایران، امکان دور زدن محدودیت‌ها و توانایی دو طرف برای تحمل هزینه‌های تقابل بستگی دارد.

برخی تحلیلگران آمریکایی معتقدند در شرایط کنونی، ادامه فشار اقتصادی ممکن است برای دولت ترامپ کم‌هزینه‌تر از آغاز یک عملیات نظامی جدید باشد. در مقابل، گروهی از تحلیلگران نظامی بر این باورند که اگر واشنگتن به این نتیجه برسد که ابزارهای قبلی نتوانسته‌اند اهداف موردنظر را محقق کنند، ممکن است بار دیگر گزینه نظامی را در اولویت قرار دهد.

با این حال، درباره میزان موفقیت یا شکست راهبردهای پیشین اختلاف نظر وجود دارد. ارزیابی نتایج حملات قبلی نیز به این بستگی دارد که هدف اصلی آمریکا چه بوده است: تخریب بخشی از توان نظامی و هسته‌ای ایران، تغییر رفتار تهران، دستیابی به توافقی تازه یا ایجاد تغییرات سیاسی عمیق‌تر. تحقق یک هدف محدود لزوماً به معنای دستیابی به سایر اهداف نیست.

سه عامل مؤثر بر تصمیم ترامپ

در تحلیل‌های مطرح‌شده درباره محاسبات واشنگتن، سه عامل داخلی و منطقه‌ای اهمیت ویژه‌ای دارند.

نخست، فضای سیاسی داخلی آمریکا و انتخابات میان‌دوره‌ای است. برخی تحلیلگران معتقدند آغاز جنگی تازه پیش از انتخابات می‌تواند هزینه‌های سیاسی و اقتصادی بیشتری برای دولت ترامپ ایجاد کند. با این حال، درباره میزان تأثیر انتخابات بر تصمیم نظامی واشنگتن اتفاق‌نظر وجود ندارد و نمی‌توان صرفاً بر اساس اظهارات رئیس‌جمهور، زمان قطعی هرگونه اقدام احتمالی را تعیین کرد.

عامل دوم، موضع اسرائیل است. در ارزیابی‌های مطرح‌شده، بنیامین نتانیاهو خواهان ادامه فشار بر ایران و جلوگیری از تثبیت توان نظامی و هسته‌ای آن معرفی می‌شود. با این حال، منافع و محاسبات اسرائیل و آمریکا در همه زمینه‌ها الزاماً یکسان نیست و تصمیم نهایی درباره عملیات نظامی آمریکا به ارزیابی‌های واشنگتن نیز وابسته خواهد بود.

عامل سوم، نگرانی کشورهای عربی خلیج فارس از گسترش جنگ است. این کشورها در صورت تشدید درگیری ممکن است با تهدید علیه زیرساخت‌های انرژی، تأسیسات حیاتی، مراکز اقتصادی و مسیرهای حمل‌ونقل روبه‌رو شوند. از همین رو، مسئله فقط حمایت از عملیات احتمالی آمریکا نیست، بلکه چگونگی جلوگیری از تبدیل شدن خاک و زیرساخت‌های منطقه به میدان تبادل حملات نیز اهمیت دارد.

یکی از نگرانی‌های اصلی تحلیلگران، دشواری کنترل دامنه درگیری پس از آغاز حمله است. اگر عملیات آمریکا تنها به اهداف نظامی محدود بماند، ممکن است واشنگتن امیدوار باشد که از طریق وارد کردن خسارت به توان عملیاتی ایران، تهران را به تغییر محاسبات خود وادار کند. اما اگر اهداف حمله به زیرساخت‌های انرژی، تأسیسات راهبردی یا مراکز فرماندهی گسترش یابد، احتمال واکنش شدیدتر ایران نیز مطرح خواهد شد.

برخی تحلیلگران نظامی احتمال می‌دهند در صورت تصمیم به ازسرگیری جنگ، آمریکا به‌جای حملاتی محدود و نمادین، عملیات گسترده‌تری را برای تضعیف توان موشکی، پهپادی و فرماندهی ایران بررسی کند.

تنگه هرمز و معادله هزینه‌های جهانی

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین متغیرهای این تقابل است. اختلاف بر سر امنیت عبورومرور دریایی، محاصره و محدودیت‌های مرتبط با صادرات نفت، پیامدهایی فراتر از روابط تهران و واشنگتن دارد و می‌تواند بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد. در این زمینه دو برداشت متفاوت مطرح است. منتقدان ایران تأکید می‌کنند که فشار بر تردد دریایی و حملات به زیرساخت‌های منطقه، هزینه‌های سنگینی برای کشورهای همسایه ایجاد می‌کند. در مقابل، طرف ایرانی این وضعیت را پیامد جنگ و حملات آمریکا می‌داند و معتقد است فشار بر تنگه هرمز بخشی از اهرم‌های دفاعی و مذاکراتی تهران است.

افزایش هزینه بیمه کشتی‌ها، سوخت‌رسانی و حمل‌ونقل دریایی نیز می‌تواند قیمت انرژی را حتی بدون توقف کامل عبورومرور افزایش دهد. بنابراین، سطح قیمت نفت به‌تنهایی معیار دقیقی برای سنجش میزان کنترل ایران بر تنگه هرمز نیست؛ همان‌طور که باز ماندن نسبی مسیر دریایی نیز به معنای از میان رفتن همه مخاطرات امنیتی آن نخواهد بود.

با وجود تشدید فشارها، مسیر مذاکرات همچنان یکی از گزینه‌های پیش روی دو طرف است. اختلاف اصلی بر سر زمان‌بندی و محتوای توافق، به‌ویژه در پرونده هسته‌ای، همچنان پابرجاست. واشنگتن خواهان محدودیت‌هایی است که مانع بازسازی توان هسته‌ای ایران شود، در حالی که تهران بر حقوق هسته‌ای خود و ضرورت رفع فشارها تأکید دارد.

در نهایت، گزارش‌های مربوط به عملیات سه‌روزه را باید در کنار فشار اقتصادی، تحرکات نظامی و ادامه رایزنی‌های دیپلماتیک ارزیابی کرد. این گزارش‌ها از باقی ماندن گزینه نظامی در محاسبات آمریکا حکایت دارند، اما به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که تصمیم حمله اتخاذ شده است. سرنوشت تقابل تهران و واشنگتن به این بستگی دارد که آیا فشارهای کنونی به توافقی قابل اجرا منجر می‌شوند یا اختلافات بر سر شروط هسته‌ای، امنیت منطقه‌ای و تنگه هرمز بار دیگر مسیر دو طرف را به سوی درگیری سوق می‌دهند.