همزمان با تلاش قطر برای جلوگیری از بازگشت جنگ، تهران از تغییر در محدودیتهای موشکی و گسترش دامنه پاسخ نظامی سخن میگوید؛ پیامهایی که میتواند هم هشداری به واشنگتن باشد و هم نشانهای از نگرانی ایران نسبت به دور تازه تقابل با آمریکا.
رویداد۲۴| تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از ازسرگیری درگیری میان ایران و آمریکا ادامه دارد و مواضع قطر درباره ضرورت ممانعت از جنگ دوباره شاهد این مدعا است. با این حال سایه جنگ از سر کشور و منطقه رفع نشده و مجموعهای از مواضع تازه در تهران نشان میدهد که دستکم در سطح گفتمانی و نظامی، جمهوری اسلامی در حال ترسیم مرحله جدیدی از بازدارندگی است. اظهارات سخنگوی سپاه درباره برداشته شدن محدودیت برد موشکها، تنها چند روز پس از دستور رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر «پاسخ فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» به تهدیدها مطرح شده؛ مواضعی که در بستر تنشهای اخیر در خلیج فارس و ابهام درباره سرنوشت مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا، معنایی فراتر از یک اعلام موضع نظامی پیدا میکند.
از بازدارندگی منطقهای تا گسترش دامنه تهدید
سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، در اظهارات امروز خود اعلام کرد که «محدودیت برد موشکها برای ما برداشته شده است» و تأکید کرد جمهوری اسلامی قابلیتهای خود را نه با شعار، بلکه در میدان عمل نشان خواهد داد. او همچنین گفت ایران در نبرد نامتقارن قادر است در نقاطی به دشمن ضربه بزند که انتظار آن را ندارد.
این سخنان را نمیتوان جدا از پیامهای اخیر مجتبی خامنهای تحلیل کرد. رهبری در دیدار با فرماندهان ارشد نیروهای مسلح تأکید کرده بود هر سطح و نوعی از تهدید باید با «پاسخ فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» مواجه شود. او همچنین دستور بهروزرسانی فهرست اهداف را صادر کرده و گفته بود در صورت ازسرگیری حملات، این نیروهای مسلح ایران هستند که زمان و شرایط پایان درگیری را تعیین خواهند کرد.
اهمیت اظهارات محبی در این است که مفهومی را که پیشتر در سطح پیام سیاسی و دستور فرمانده کل قوا مطرح شده بود، به حوزه توان موشکی پیوند میدهد. به این ترتیب، تهران میکوشد نشان دهد تغییر در دکترین اعلامی بازدارندگی صرفاً به تهدید پاسخ در نقاط مختلف منطقه محدود نیست و ممکن است دامنه جغرافیایی اهداف احتمالی را نیز گسترش دهد.
با این حال، اعلام برداشته شدن محدودیت برد موشکی به معنای اثبات برخورداری از توان عملیاتی نامحدود نیست. برد موشک، دقت، قابلیت عبور از سامانههای پدافندی، شناسایی اهداف و امکان حفظ زنجیره حمله، مؤلفههایی متفاوت هستند. بنابراین، آنچه فعلاً با قطعیت میتوان از این اظهارات برداشت کرد، تغییر در پیام رسمی تهران و تلاش برای گسترش دامنه تهدید بازدارنده است، نه لزوماً اثبات یک قابلیت نظامی جدید.
چرا تهران در میانه مذاکرات از موشکهای دوربرد میگوید؟
زمانبندی این مواضع اهمیت زیادی دارد. دونالد ترامپ در هفتههای گذشته بارها احتمال ازسرگیری حملات به ایران را مطرح کرده بود و نگرانی از اقدام نظامی آمریکا پس از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر افزایش یافته بود. در همین حال، گزارشهای رسانههای بینالمللی از ادامه تلاش قطر و پاکستان برای جلوگیری از بازگشت جنگ حکایت دارد.
خبرگزاری رویترز در روزهای اخیر نوشته بود که ایران از طریق قطر پیشنهادی درباره پرونده هستهای به آمریکا فرستاده است، اما بررسی این پیشنهاد را به پذیرش هفت شرط تهران از سوی واشنگتن موکول کرده است. رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و پرداخت غرامت جنگی از جمله خواستههای ایران عنوان شدهاند. در مقابل، واشنگتن اصرار دارد موضوع هستهای باید از همان مراحل ابتدایی مذاکرات در دستور کار قرار بگیرد. این اختلاف نشان میدهد حتی با وجود فعال بودن کانالهای دیپلماتیک، فاصله دو طرف بر سر چارچوب توافق همچنان جدی است.
از این منظر، پیام نظامی تهران را باید بخشی از تلاش برای افزایش هزینه محاسباتی حمله دانست. جمهوری اسلامی میخواهد به واشنگتن بفهماند که تکرار عملیات نظامی، برخلاف تصور یک حمله محدود و قابلکنترل، ممکن است به درگیری گستردهتری منجر شود. در واقع، تهران در پی آن است که پیش از هر تصمیم نظامی در واشنگتن، دامنه پیامدهای احتمالی آن را در محاسبات کاخ سفید افزایش دهد.
قطر از توافق میگوید، اما خطر حمله همچنان پابرجاست
در سوی دیگر، تحرکات دیپلماتیک قطر نیز نشان میدهد نگرانی از بازگشت جنگ جدی است. نخستوزیر قطر در تازهترین موضع گیری خود اعلام کرده که تلاشهای میانجیگرانه برای جلوگیری از خروج بحران از کنترل ادامه دارد و واشنگتن حتی پس از انتخابات میاندورهای آمریکا نیز به دستیابی به توافق تمایل نشان داده است. او با اشاره به پیشرفت مذاکرات گفت طرفین نباید منتظر یک توافق بینقص بمانند و باید برای دستیابی به توافقی عملی تلاش کنند. به گزارش رویترز، او نسبت به امکان رسیدن به توافق ابراز اطمینان کرده است.
با این حال، تحولات میدانی تصویر امیدوارکنندهای ارائه نمیکند. شاهد این مدعا حملات دیشب به قشم است که آمریکا نیز آن را تایید کرد. جزئیات و میزان خسارت این رویدادها بهطور مستقل روشن نشده، اما همزمانی آن با تلاشهای دیپلماتیک نشان میدهد خطر برخورد نظامی حتی در میانه رایزنیها از بین نرفته است.
نکته مهمتر اینکه قطر و دیگر کشورهای عربی خلیج فارس صرفاً میانجیهایی بیطرف در این بحران نیستند. آنها در جنگ اخیر نیز از پیامدهای حملات آسیب دیدهاند و از تبدیل شدن خاک و تأسیساتشان به میدان تقابل مستقیم تهران و واشنگتن نگرانند. به همین دلیل، جلوگیری از جنگ برای این کشورها علاوه بر ملاحظات سیاسی، مستقیماً با امنیت انرژی، کشتیرانی و ثبات اقتصادیشان ارتباط دارد.
بازدارندگی تازه؛ تضمین صلح یا افزایش خطر محاسبه اشتباه؟
مسئله اصلی این است که راهبرد بازدارندگی جدید تا چه اندازه میتواند مانع جنگ شود. منطق تهران روشن است: هرچه دامنه پاسخ احتمالی گستردهتر و هزینه حمله برای طرف مقابل سنگینتر تصور شود، احتمال تصمیم به آغاز عملیات نظامی کاهش مییابد. اما این راهبرد یک روی دیگر هم دارد. وقتی خطوط قرمز جغرافیایی مبهم میشوند و اهداف احتمالی از محدوده یک جبهه فراتر میروند، احتمال درگیر شدن بازیگران بیشتری در بحران افزایش پیدا میکند.
بهویژه آنکه حضور پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه، هرگونه گسترش دامنه پاسخ را به مسئلهای حساس برای دولتهای عربی تبدیل میکند. این کشورها از یک سو خواهان مهار تنش هستند و از سوی دیگر نمیخواهند در صورت وقوع جنگ، به دلیل میزبانی نیروهای آمریکایی هدف حملات قرار بگیرند. بنابراین، تهدید به گسترش جغرافیایی پاسخ، حتی اگر با هدف جلوگیری از جنگ مطرح شود، میتواند نگرانی همسایگان ایران را نیز تشدید کند.
از طرف دیگر، تجربه درگیریهای اخیر نشان داده است که برتری تسلیحاتی بهتنهایی تعیینکننده نتیجه جنگ نیست. توان پدافندی، اطلاعاتی، اقتصادی و میزان تحمل هزینههای طولانیمدت نیز در معادله نقش دارند. ایران با تکیه بر جنگ نامتقارن میکوشد بخشی از برتری نظامی آمریکا را خنثی کند، اما این راهبرد نیز در صورت گسترش درگیری میتواند هزینههای سنگینی برای زیرساختها و اقتصاد کشور به همراه داشته باشد.
در نهایت، تهران و واشنگتن در وضعیتی قرار گرفتهاند که نه توافق هنوز در دسترس است و نه جنگ از معادلات حذف شده است. اظهارات تازه سخنگوی سپاه را باید در همین چارچوب خواند: تلاش برای بالا بردن هزینه حمله، همزمان با حفظ اهرمهای فشار در مذاکرات. با این حال، بازدارندگی زمانی به جلوگیری از جنگ کمک میکند که پیامهای نظامی با یک مسیر سیاسی قابلدسترس همراه باشند. اگر تهدیدهای گسترده جایگزین دیپلماسی شوند و هر دو طرف امکان عقبنشینی را برای خود پرهزینه کنند، همان ابزاری که قرار است مانع جنگ شود، ممکن است خطر محاسبه اشتباه و ورود دوباره منطقه به درگیری را افزایش دهد.
