استیون کینگ، نویسنده مشهور ژانر وحشت، در طول چند دهه فعالیت حرفه‌ای خود صدها داستان کوتاه و ده‌ها رمان و رمان کوتاه نوشته که بسیاری از آن‌ها به فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی تبدیل شده‌اند. اگرچه اقتباس‌های سینمایی آثار او معمولاً بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند، تلویزیون نیز میزبان نزدیک به ۳۰ اقتباس از داستان‌های این نویسنده بوده است؛ آثاری که بعضی از آن‌ها به کلاسیک‌های ماندگار ژانر وحشت تبدیل شده‌اند و برخی دیگر نتوانسته‌اند انتظارات مخاطبان را برآورده کنند.

برخی از این اقتباس‌ها تلاش کرده‌اند تا حد امکان به منبع اصلی وفادار بمانند، درحالی‌که بعضی دیگر تغییرات گسترده‌ای در داستان و شخصیت‌ها ایجاد کرده‌اند. جالب اینکه در برخی موارد، همین اقتباس‌های آزادتر عملکرد بهتری نسبت به نسخه‌هایی داشته‌اند که مستقیماً با مشارکت خود کینگ ساخته شده‌اند. طولانی بودن داستان‌ها، محدودیت‌های بودجه، تفاوت میان ساختار رمان و تلویزیون و تصمیم‌های خلاقانه سازندگان، همگی در نتیجه نهایی تأثیرگذار بوده‌اند.

وب‌سایت ScreenRant در مقاله‌ای، ۲۲ سریال و مینی‌سریال اقتباس‌شده از آثار استیون کینگ را از بدترین تا بهترین رتبه‌بندی کرده است. در این فهرست، کیفیت فیلمنامه، بازی بازیگران، فضاسازی، میزان وفاداری به منبع اصلی و توانایی هر اثر در انتقال حس تعلیق و وحشت مورد توجه قرار گرفته‌اند. در ادامه، بخش نخست این رتبه‌بندی را از جایگاه بیست‌ودوم تا دوازدهم مرور می‌کنیم.

22. Lisey’s Story (2021)

رتبه‌بندی تمام سریال‌های تلویزیونی اقتباس‌شده از آثار استیون کینگ از بدترین تا بهترین؛ بخش اول | گیمفا

مینی‌سریال Lisey’s Story محصول اپل تی‌وی پلاس، در رتبه آخر فهرست قرار گرفته است. این مجموعه با بازی جولیان مور، اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته استیون کینگ است؛ نویسنده‌ای که برخلاف بسیاری از اقتباس‌های دیگر آثارش، شخصاً نگارش فیلمنامه این مینی‌سریال را نیز بر عهده داشت. با وجود این، مشارکت مستقیم او در تولید نتوانست مانع تبدیل شدن اثر به یکی از ضعیف‌ترین اقتباس‌های تلویزیونی کارنامه‌اش شود.

یکی از مشکلات اصلی Lisey’s Story این است که سازندگان بیش از اندازه به ساختار و جزئیات رمان وفادار مانده‌اند. کتاب کینگ از روایت جذاب و ظرفیت‌های ادبی خاصی برخوردار است، اما انتقال تمام این ویژگی‌ها به صفحه تلویزیون نیازمند تغییراتی متناسب با رسانه جدید بود. در نتیجه، داستانی که روی کاغذ می‌تواند مخاطب را درگیر کند، در قالب سریال به روایتی پراکنده، کند و گاهی گیج‌کننده تبدیل شده است.

دیالوگ‌ها نیز از نقاط ضعف مجموعه به شمار می‌روند. بسیاری از گفت‌وگوها طبیعی به نظر نمی‌رسند و شیوه روایت داستان، به‌ویژه استفاده مکرر از فلش‌بک‌هایی که خودشان شامل فلش‌بک‌های دیگری هستند، ریتم سریال را به‌شدت مختل می‌کند. این ساختار باعث می‌شود پیشروی داستان بارها متوقف شود و مخاطب برای دنبال کردن اتفاقات مجبور باشد میان دوره‌های زمانی مختلف جابه‌جا شود.

در نهایت، Lisey’s Story نمونه‌ای از این واقعیت است که وفاداری به منبع اقتباس به‌تنهایی نمی‌تواند کیفیت یک اثر را تضمین کند. حتی حضور نویسنده اصلی در جایگاه فیلمنامه‌نویس نیز زمانی نتیجه‌بخش خواهد بود که داستان برای قالب جدید بازآفرینی شود. از نگاه این رتبه‌بندی، مجموعه نه‌تنها در انتقال جذابیت‌های رمان ناکام می‌ماند، بلکه از نظر ریتم، دیالوگ‌نویسی و اجرای فنی نیز ضعف‌های قابل‌توجهی دارد.

21. The Mist (2017)

رتبه‌بندی تمام سریال‌های تلویزیونی اقتباس‌شده از آثار استیون کینگ از بدترین تا بهترین؛ بخش اول | گیمفا

سریال The Mist که در سال ۲۰۱۷ ساخته شد، اقتباسی از داستان کوتاه مشهور استیون کینگ به همین نام است؛ داستانی که پیش‌تر در سال ۲۰۰۷ نیز به فیلمی سینمایی تبدیل شده بود. با این حال، نسخه تلویزیونی در رتبه بیست‌ویکم فهرست قرار گرفته و یکی از نمونه‌های ناموفق اقتباس از آثار این نویسنده محسوب می‌شود.

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های سریال با داستان اصلی، نحوه استفاده از مه مرموز و تأثیر آن بر شخصیت‌هاست. در داستان کینگ، محدود شدن شخصیت‌ها به یک فضای بسته نقش مهمی در ایجاد حس خفگی، بی‌اعتمادی و ترس دارد. اما سریال شخصیت‌های خود را در مکان‌های مختلف پراکنده می‌کند و در نتیجه، بخش مهمی از فشار روانی ناشی از گرفتار شدن در یک محیط محدود از بین می‌رود.

مشکل دیگر به موجودات و تهدیدهای پنهان درون مه مربوط می‌شود. در برخی صحنه‌ها، حملات موجودات ناشناخته بدون آنکه توضیح روشنی درباره ماهیت آن‌ها ارائه شود رخ می‌دهند. مه همچنین باعث توهم شخصیت‌ها می‌شود و همین مسئله قواعد دنیای داستان را مبهم‌تر می‌کند. موجوداتی که روی پرده دیده می‌شوند، به‌ویژه حشراتی که با جلوه‌های ویژه کامپیوتری ساخته شده‌اند، نیز از نظر بصری چندان متقاعدکننده نیستند.

در مجموع، The Mist نتوانسته است از ظرفیت داستان اصلی به‌خوبی استفاده کند. درحالی‌که نسخه سینمایی سال ۲۰۰۷ به دلیل فضاسازی و پایان بحث‌برانگیزش همچنان در میان اقتباس‌های شناخته‌شده کینگ قرار دارد، سریال تلویزیونی بیشتر به اثری تبدیل شده که تماشای آن برای ایراد گرفتن از تصمیم‌های داستانی‌اش جذاب است تا تجربه یک داستان وحشت مؤثر.

20. The Stand (2020)

رتبه‌بندی تمام سریال‌های تلویزیونی اقتباس‌شده از آثار استیون کینگ از بدترین تا بهترین؛ بخش اول | گیمفا

مینی‌سریال The Stand محصول سال ۲۰۲۰، اقتباسی از یکی از بزرگ‌ترین و شناخته‌شده‌ترین رمان‌های استیون کینگ است. این داستان آخرالزمانی، جهانی را به تصویر می‌کشد که پس از شیوع بیماری و فروپاشی جامعه، بازماندگان آن در دو جبهه متفاوت قرار می‌گیرند. نسخه تلویزیونی با گروهی از بازیگران شناخته‌شده، کیفیت تولید مناسب و فیلم‌برداری چشم‌نواز ساخته شد؛ ویژگی‌هایی که در نگاه نخست می‌توانستند نوید اقتباسی موفق را بدهند.

با این حال، مشکلات اصلی مجموعه به نحوه روایت داستان بازمی‌گردند. برخلاف ساختار خطی و تدریجی رمان، سریال مرتب میان دوره‌های زمانی مختلف جابه‌جا می‌شود. این تصمیم نه‌تنها به افزایش تعلیق کمک نمی‌کند، بلکه گاهی باعث می‌شود مخاطب نتواند ارتباط مناسبی با اتفاقات برقرار کند. در نتیجه، بخشی از کشش داستانی از بین می‌رود و ریتم مجموعه نیز نامتعادل می‌شود.

با وجود این مشکلات، The Stand محصول ۲۰۲۰ از نظر فنی اثری کاملاً بی‌کیفیت نیست. بازیگران توانمند و کیفیت بصری مناسب، نقاط قوت واقعی آن هستند؛ اما این ویژگی‌ها نمی‌توانند ضعف‌های اساسی در ساختار روایت و پرداخت شخصیت‌ها را جبران کنند. نتیجه نهایی، اقتباسی است که به‌جای بازآفرینی قدرت رمان، بخش زیادی از ظرفیت‌های آن را از دست می‌دهد.

19. Under the Dome (2013–2015)

رتبه‌بندی تمام سریال‌های تلویزیونی اقتباس‌شده از آثار استیون کینگ از بدترین تا بهترین؛ بخش اول | گیمفا

سریال Under the Dome در سال ۲۰۱۳ با ایده‌ای جذاب آغاز شد: شهری کوچک ناگهان زیر گنبدی شفاف و غیرقابل‌عبور گرفتار می‌شود و ساکنان آن باید در شرایطی که هیچ راه خروجی ندارند، برای بقا تلاش کنند. این مجموعه که از رمانی به همین نام نوشته استیون کینگ اقتباس شده بود، در قسمت نخست توانست با ایجاد فضایی رازآلود و ریتمی سریع، توجه مخاطبان را جلب کند.

فصل اول نیز در ابتدا نشانه‌هایی از یک مجموعه موفق را داشت. محدودیت جغرافیایی داستان، تهدیدی ناشناخته و اختلافات میان ساکنان شهر، ظرفیت زیادی برای خلق تعلیق و درگیری‌های انسانی فراهم می‌کردند. اما با ادامه سریال، مشکلات فیلمنامه آشکارتر شدند و روایت به‌تدریج انسجام خود را از دست داد. بسیاری از خطوط داستانی فرعی به نتیجه مشخصی نمی‌رسیدند یا در ادامه اهمیت اولیه خود را از دست می‌دادند.

برایان کی. وان (Brian K. Vaughan)، که در توسعه اقتباس نقش داشت، نیز از پروژه جدا شد؛ اتفاقی که به باور نویسنده مقاله، یکی از عوامل تضعیف پایه‌های روایی مجموعه بود. پس از آن، روند داستان بیش از پیش به سمت پیچش‌های عجیب، شخصیت‌پردازی نامنسجم و خطوط علمی‌تخیلی دور از منبع اصلی حرکت کرد.

در نهایت، Under the Dome نمونه‌ای از سریال‌هایی است که با یک ایده مرکزی قدرتمند آغاز می‌شوند، اما به دلیل گسترش بی‌برنامه داستان و ناتوانی در حفظ انسجام، بخش زیادی از جذابیت اولیه خود را از دست می‌دهند. این مجموعه می‌توانست اقتباسی موفق از رمان کینگ باشد، اما ادامه دادن آن بدون نقشه‌ای روشن باعث شد نتیجه نهایی بسیار پایین‌تر از ظرفیت‌های ایده اصلی قرار بگیرد.

18. The Tommyknockers (1993)

رتبه‌بندی تمام سریال‌های تلویزیونی اقتباس‌شده از آثار استیون کینگ از بدترین تا بهترین؛ بخش اول | گیمفا

مینی‌سریال The Tommyknockers محصول شبکه ای‌بی‌سی در سال ۱۹۹۳، اقتباسی از رمان علمی‌تخیلی و وحشت استیون کینگ است. داستان درباره کشف پدیده‌ای مرموز است که به‌تدریج بر ساکنان یک منطقه تأثیر می‌گذارد و آن‌ها را با نیروهایی ناشناخته روبه‌رو می‌کند. ایده اصلی ظرفیت زیادی برای ترکیب وحشت، علمی‌تخیلی و نقد اجتماعی داشت، اما اقتباس تلویزیونی نتوانست از تمام این ظرفیت‌ها استفاده کند.

مجموعه در برخی بخش‌ها عملکرد قابل‌قبولی دارد. جیمی اسمیتس (Jimmy Smits) و مارگ هلگنبرگر (Marg Helgenberger) از جمله بازیگرانی هستند که با اجرای خود به داستان جان می‌بخشند. همچنین بعضی صحنه‌ها، از جمله نمایش آتش‌بازی و سخنرانی مست گارد (Gard’s drunken)، از لحظات به‌یادماندنی اثر به شمار می‌روند. با این حال، این نقاط قوت در برابر مشکلات گسترده‌تر مجموعه چندان دوام نمی‌آورند.

یکی از ضعف‌های اصلی The Tommyknockers دیالوگ‌هایی است که اغلب مصنوعی به نظر می‌رسند. با پیشروی داستان، این مسئله بیشتر به چشم می‌آید و ارتباط مخاطب با شخصیت‌ها را دشوار می‌کند. خود استیون کینگ نیز از نتیجه اقتباس راضی نبود و این مینی‌سریال را اثری ارزان و سرهم‌بندی‌شده توصیف کرده بود.

The Tommyknockers در نهایت به نمونه‌ای از اقتباس‌هایی تبدیل شده که ایده اولیه مناسبی دارند، اما در اجرا نمی‌توانند لحن، عمق و فضای موردنیاز داستان را حفظ کنند.

17. The Langoliers (1995)

رتبه‌بندی تمام سریال‌های تلویزیونی اقتباس‌شده از آثار استیون کینگ از بدترین تا بهترین؛ بخش اول | گیمفا

مینی‌سریال The Langoliers محصول سال ۱۹۹۵، اقتباسی از رمان کوتاه استیون کینگ است که با ایده‌ای عجیب و دلهره‌آور، گروهی از مسافران هواپیما را در شرایطی غیرعادی قرار می‌دهد. داستان اصلی با استفاده از حس تنهایی، تعلیق و ترس از ناشناخته‌ها، تجربه‌ای وهم‌آلود خلق می‌کند؛ اما نسخه تلویزیونی نتوانسته است این ویژگی‌ها را به شکلی مؤثر به تصویر بکشد.

یکی از مشکلات اصلی اقتباس، طولانی شدن بیش از اندازه روایت است. داستان اصلی حدود ۲۰۰ صفحه دارد و به باور نویسنده مقاله، ظرفیت آن برای یک فیلم سینمایی فشرده بیشتر از یک مینی‌سریال ۳ ساعته است. گسترش داستان برای پر کردن این مدت‌ زمان، باعث می‌شود بخش‌هایی از روایت بیش از حد کش پیدا کنند و ریتم کلی اثر افت کند. بازی‌های اغراق‌آمیز بعضی از بازیگران مشکل دیگری است که به باور نویسنده مقاله، لحظات جدی و ترسناک را ناخواسته خنده‌دار می‌کند. در داستانی که باید مخاطب را در فضایی بی‌ثبات و تهدیدآمیز گرفتار کند، چنین اجراهایی از تأثیرگذاری صحنه‌ها می‌کاهند.

با این حال، بحث‌برانگیزترین بخش سریال شاید ظاهر موجودات عنوان داستان باشد. این موجودات که قرار است تهدیدی فراطبیعی و هراس‌آور باشند، در نسخه تلویزیونی بیشتر مضحک به نظر می‌رسند. ایده موجوداتی کروی‌شکل با دندان‌های متعدد، در متن می‌تواند با کمک تخیل خواننده به تصویری ترسناک تبدیل شود، اما جلوه‌های ویژه سال ۱۹۹۵ نتوانسته‌اند چنین تصویری را به شکلی باورپذیر بازسازی کنند.

در مجموع، The Langoliers از ایده‌ای برخوردار است که می‌توانست به اثری بسیار دلهره‌آور تبدیل شود. با این حال، طولانی شدن داستان، شخصیت‌پردازی ضعیف، بازی‌های اغراق‌آمیز و جلوه‌های ویژه نامناسب مانع تحقق این ظرفیت شده‌اند. نتیجه، اقتباسی است که بخش زیادی از تعلیق و وحشت موجود در داستان اصلی را از دست داده است.

16. Haven (2010–2015)

رتبه‌بندی تمام سریال‌های تلویزیونی اقتباس‌شده از آثار استیون کینگ از بدترین تا بهترین؛ بخش اول | گیمفا

سریال Haven که بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ پخش شد، از رمان کوتاه The Colorado Kid نوشته استیون کینگ الهام گرفته است. با این حال، میزان فاصله گرفتن مجموعه از منبع اصلی به‌اندازه‌ای است که ارتباط آن با داستان اولیه به یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف درباره این اقتباس تبدیل شده است.

The Colorado Kid داستانی رازآلود با ساختاری متفاوت دارد، اما Haven مسیر دیگری را در پیش می‌گیرد. سریال از نام شخصیت‌ها و فضای ایالت مین (Maine) استفاده می‌کند، ولی روایت و ساختار آن به شکلی گسترده تغییر کرده است. از نگاه نویسنده مقاله، شباهت‌های میان دو اثر آن‌قدر محدودند که توصیف Haven به‌عنوان اقتباسی مستقیم یا حتی اثری الهام‌گرفته از رمان، چندان منصفانه نیست.

مشکل اصلی تنها تغییر داستان نیست؛ بلکه این است که مجموعه در ادامه بیشتر به سریال‌های معمایی اپیزودیک شبیه می‌شود. هر قسمت معمولاً پرونده یا اتفاقی جداگانه را دنبال می‌کند و در این میان، فضای کلی داستان به نمونه‌ای کم‌هزینه‌تر از The X-Files شباهت پیدا می‌کند. چنین ساختاری به‌خودی‌ِخود ایرادی ندارد، اما Haven در پرداخت بسیاری از پرونده‌ها به اندازه آثار موفق این ژانر عمق و پیچیدگی ندارد.

با این حال، قرار گرفتن Haven در رتبه شانزدهم به معنای آن نیست که تمام بخش‌های مجموعه شکست خورده‌اند. این اثر در مقایسه با اقتباس‌هایی که در رتبه‌های پایین‌تر قرار دارند، دست‌کم از قابلیت سرگرم‌کنندگی بیشتری برخوردار است. فضای رازآلود شهر و ساختار پرونده‌محور آن می‌تواند برای علاقه‌مندان به سریال‌های معمایی جذاب باشد.

15. Bag of Bones (2011)

رتبه‌بندی تمام سریال‌های تلویزیونی اقتباس‌شده از آثار استیون کینگ از بدترین تا بهترین؛ بخش اول | گیمفا

مینی‌سریال دو قسمتی Bag of Bones در سال ۲۰۱۱ ساخته شد و پیرس برازنان را در نقش اصلی به تصویر کشید. این اثر اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته استیون کینگ است؛ داستانی که عناصر وحشت فراطبیعی را با سوگواری، فقدان و تلاش یک نویسنده برای کنار آمدن با گذشته ترکیب می‌کند. با وجود برخورداری از داستانی مناسب و بازیگری شناخته‌شده در نقش اصلی، مجموعه در نهایت به اثری متوسط تبدیل شد.

پیرس برازنان تلاش می‌کند نقش خود را با جدیت و احساسات لازم اجرا کند، اما بازی او نمی‌تواند ضعف‌های فیلمنامه را جبران کند. دیالوگ‌ها در بسیاری از لحظات کیفیت لازم را ندارند و بعضی از صحنه‌ها به‌جای آنکه به شکل طبیعی پیش بروند، مصنوعی و قابل‌پیش‌بینی به نظر می‌رسند.

مشکلات فنی نیز به این وضعیت اضافه می‌شوند. جلوه‌های ویژه کامپیوتری، که قرار است لحظات فراطبیعی و حضور ارواح را به تصویر بکشند، به‌اندازه کافی باورپذیر نیستند. در نتیجه، صحنه‌هایی که باید حس ترس و اضطراب ایجاد کنند، گاهی بیشتر غیرواقعی یا حتی خنده‌دار به نظر می‌رسند.

تغییراتی که در اقتباس نسبت به رمان ایجاد شده‌اند نیز همیشه توجیه روشنی ندارند. برای مثال، تغییر علت مرگ شخصیت جو از نظر نویسنده مقاله ضرورتی نداشته و به‌جای تقویت رابطه شخصیت‌ها، از قدرت آن کاسته است. علاوه بر این، برخی حفره‌های منطقی در فیلمنامه دیده می‌شوند که در روایت اصلی وجود نداشتند.

در نهایت، Bag of Bones نمونه‌ای از اقتباس‌هایی است که مواد اولیه مناسبی در اختیار داشته‌اند، اما به دلیل مشکلات فیلمنامه، ریتم نامتعادل و جلوه‌های ویژه ضعیف، نتوانسته‌اند به نتیجه‌ای ماندگار برسند. بازی پیرس برازنان یکی از نقاط قوت مجموعه است، ولی به‌تنهایی برای نجات آن کافی نیست.

14. Salem’s Lot (2004)

رتبه‌بندی تمام سریال‌های تلویزیونی اقتباس‌شده از آثار استیون کینگ از بدترین تا بهترین؛ بخش اول | گیمفا

نسخه سال ۲۰۰۴ مینی‌سریال Salem’s Lot در شرایط دشواری ساخته شد؛ چراکه اقتباس تلویزیونی سال ۱۹۷۹ این داستان، پیش‌تر به یکی از آثار شناخته‌شده ژانر وحشت تبدیل شده بود. نسخه جدید با بازی راب لو تلاش کرد داستان خون‌آشامی استیون کینگ را با رویکردی متفاوت بازگو کند، اما در مقایسه با نسخه قدیمی‌تر نتوانست همان تأثیرگذاری را داشته باشد.

یکی از ویژگی‌های مثبت اقتباس سال ۲۰۰۴، استفاده از یک روایت قاب‌دار است. داستان در چارچوبی قرار می‌گیرد که در آن بن میرزِ (Ben Mears) مسن‌تر، ماجراهای گذشته را روایت می‌کند. این انتخاب امکان استفاده از نریشن و بازنگری شخصیت در اتفاقات گذشته را فراهم می‌کند و به داستان حال‌وهوایی تأمل‌برانگیز می‌دهد.

با این حال، مجموعه با مشکلات مهمی روبه‌روست. انتخاب راب لو برای نقش بن میرز از تصمیم‌های بحث‌برانگیز آن بود و اجرای بازیگران نیز در طول داستان یکدست نیست. ریتم روایت گاهی کند می‌شود و گاهی اتفاقات با شتاب پیش می‌روند؛ در نتیجه، تعادل لازم برای ساخت یک داستان ترسناک مؤثر شکل نمی‌گیرد.

مهم‌تر از همه، نسخه ۲۰۰۴ در ایجاد وحشت واقعی چندان موفق نیست. داستان اصلی با حضور خون‌آشام‌ها و تهدیدی که به‌تدریج یک شهر کوچک را دربر می‌گیرد، ظرفیت بالایی برای ایجاد اضطراب و حس ناامنی دارد. اما اقتباس جدید به‌اندازه کافی از این ظرفیت استفاده نمی‌کند و در مقایسه با نسخه سال ۱۹۷۹، تأثیر کمتری بر مخاطب می‌گذارد.

به همین دلیل، Salem’s Lot محصول ۲۰۰۴ در رتبه چهاردهم قرار گرفته است. این اثر کاملاً فاقد ارزش نیست و برخی انتخاب‌های روایی آن قابل‌توجه‌اند، اما مشکلات بازیگری، ریتم و فضاسازی باعث شده‌اند در سایه اقتباس مشهور سال ۱۹۷۹ باقی بماند.

13. The Shining (1997)

رتبه‌بندی تمام سریال‌های تلویزیونی اقتباس‌شده از آثار استیون کینگ از بدترین تا بهترین؛ بخش اول | گیمفا

مینی‌سریال The Shining محصول سال ۱۹۹۷، تلاشی برای بازآفرینی وفادارانه‌تر رمان مشهور استیون کینگ بود. این مجموعه در واکنش به اقتباس سینمایی سال ۱۹۸۰ به کارگردانی استنلی کوبریک ساخته شد؛ فیلمی که با وجود جایگاه کلاسیک خود در تاریخ سینما، مورد انتقاد شدید کینگ قرار داشت. نویسنده معتقد بود نسخه کوبریک از بخش‌های مهم داستان و شخصیت‌ها فاصله گرفته است و به همین دلیل، خودش نگارش فیلمنامه مینی‌سریال جدید را بر عهده گرفت و در تولید آن نیز مشارکت داشت.

یکی از نقاط قوت مجموعه، بازی استیون وبر در نقش جک تورنس است. اجرای او در مقایسه با بازی مشهور جک نیکلسون کمتر مورد توجه قرار گرفته، اما وبر شخصیت را آسیب‌پذیرتر و انسانی‌تر به تصویر می‌کشد. جک در این نسخه بیش از آنکه از ابتدا چهره‌ای تهدیدآمیز باشد، فردی است که تلاش می‌کند نیت‌های خوبی داشته باشد، اما به‌تدریج در مسیر فروپاشی روانی قرار می‌گیرد. همین ویژگی باعث می‌شود سقوط او جنبه‌ای تراژیک‌تر پیدا کند.

با وجود این، مشکلات مجموعه به‌تدریج آشکار می‌شوند. داستان بیش از اندازه کش پیدا می‌کند و بعضی از اتفاقات آن که در نسخه سینمایی با ایجاز و تعلیق همراه بودند، در مینی‌سریال طولانی و تکراری به نظر می‌رسند. در نتیجه، حس تعلیق و ترسی که باید در طول داستان افزایش پیدا کند، گاهی از بین می‌رود.

The Shining محصول ۱۹۹۷ نمونه جالبی از تفاوت میان وفاداری به منبع و موفقیت هنری است. استیون کینگ تلاش کرد داستان خود را با حفظ جزئیات و شخصیت‌پردازی مورد نظرش به تلویزیون منتقل کند، اما نتیجه نهایی از نظر ریتم، فضاسازی و کیفیت اجرا با مشکلاتی روبه‌رو شد. هرچند بازی استیون وبر ارزش توجه دارد، این مینی‌سریال در مجموع اثری متوسط باقی می‌ماند.

12. The Institute (2025–اکنون)

رتبه‌بندی تمام سریال‌های تلویزیونی اقتباس‌شده از آثار استیون کینگ از بدترین تا بهترین؛ بخش اول | گیمفا

سریال The Institute محصول شبکه ام‌جی‌ام پلاس، اقتباسی از رمان استیون کینگ به همین نام است که داستانی تاریک با عناصر علمی‌تخیلی و دلهره‌آور را دنبال می‌کند. این مجموعه با بازی مری-لوئیز پارکر و بن بارنز، از نظر بازیگری و فضاسازی نقاط قوت قابل‌توجهی دارد، اما در برخی بخش‌ها نیز نتوانسته است انتظارات را برآورده کند.

یکی از ویژگی‌های مثبت The Institute فضای تاریک و پرتنش آن است. بنجامین کاول، خالق و شورانر مجموعه، تلاش کرده است محیطی بسازد که از نظر حس رازآلودگی و ساختار تهدیدآمیز، یادآور سریال‌هایی مانند Severance و Orphan Black باشد. داستان نیز حال‌وهوای تلخ و عامه‌پسند رمان کینگ را حفظ می‌کند و از عناصر علمی‌تخیلی برای ایجاد فضایی ناآرام استفاده می‌کند.

با این حال، The Institute تغییراتی در داستان اصلی ایجاد می‌کند که به باور نویسنده مقاله، بسیاری از آن‌ها ضرورتی ندارند و گاهی مشخص نیست چه کمکی به روایت می‌کنند. مجموعه در بخش میانی نیز با افت ریتم مواجه می‌شود و برخی قسمت‌ها نمی‌توانند به‌اندازه شروع داستان جذاب باقی بمانند.

مشکل دیگر به نحوه استفاده از عناصر وحشت مربوط می‌شود. فضای علمی‌تخیلی و تاریک سریال به‌اندازه کافی ناآرام‌کننده است، اما این حس همیشه به ترس واقعی تبدیل نمی‌شود. در نتیجه، اثری که ظرفیت تبدیل شدن به یک تریلر روان‌شناختی بسیار مؤثر را دارد، در بعضی لحظات بیشتر به داستانی رازآلود و کم‌وبیش معمولی شباهت پیدا می‌کند.

با وجود این ضعف‌ها، قرار گرفتن The Institute در رتبه دوازدهم نشان می‌دهد که مجموعه در مقایسه با بسیاری از اقتباس‌های ضعیف‌تر استیون کینگ، نقاط قوت بیشتری دارد. بازیگری مناسب، فضای تاریک و کیفیت کلی تولید از جمله ویژگی‌هایی هستند که به آن کمک می‌کنند از بخش پایینی فهرست فاصله بگیرد.

پایان بخش اول

منبع: screenrant.com