از وابستگی به آمریکا تا بازدارندگی مستقل؛ سه مسیر پیش روی اروپا

تردید فزاینده کشورهای اروپایی درباره تعهد آمریکا به دفاع از متحدان ناتو، بحث بازتعریف بازدارندگی هسته‌ای اروپا را به یکی از اولویت‌های امنیتی قاره تبدیل کرده است. درحالی‌که برخی دولت‌ها به‌دنبال تسلیحات هسته‌ای مستقل‌اند و فرانسه طرح گسترش چتر هسته‌ای خود را مطرح کرده، ایوو دالدر، سفیر پیشین آمریکا در ناتو، پیشنهاد می‌کند توافقی تازه میان واشنگتن و اروپا شکل گیرد؛ توافقی که سهم اروپا را افزایش دهد، اما مانع گسترش سلاح‌های هسته‌ای شود.

فرارو- ایوو اچ. دالدر، پژوهشگر ارشد مرکز علوم و امور بین‌الملل بلفر در دانشگاه هاروارد و سفیر سابق آمریکا در ناتو

به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن افرز، تردید درباره تعهد ایالات متحده به دفاع از اروپا، به یکی از مهم‌ترین مباحث امنیتی کشورهای عضو ناتو تبدیل شده است. ایوو دالدر، سفیر پیشین آمریکا در ناتو و پژوهشگر ارشد مرکز بلفر دانشگاه هاروارد، در تحلیلی در نشریه فارن افرز در ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ می‌نویسد که نگرانی اصلی دولت‌های اروپایی دیگر صرفاً کمبود توان نظامی متعارف نیست، بلکه اعتبار تضمین هسته‌ای واشنگتن نیز زیر سؤال رفته است.

به گفته دالدر، در نشستی با حضور مقام‌های ارشد وزارتخانه‌های خارجه چند کشور اروپایی، از شرکت‌کنندگان پرسیده شد چه کسانی هنوز اطمینان دارند که آمریکا در صورت حمله به کشورشان از آن‌ها دفاع خواهد کرد. هیچ‌کس دست بلند نکرد. این اتفاق، نشانه‌ای از تغییر نگرش در پایتخت‌های اروپایی نسبت به قابل‌اتکا بودن آمریکا تلقی شده است.

دولت ترامپ خواهان آن است که اروپا مسئولیت اصلی دفاع متعارف خود را برعهده بگیرد، درحالی‌که آمریکا تضمین هسته‌ای ناتو را حفظ کند. بااین‌حال، از نگاه دالدر، این تقسیم کار به‌تنهایی مشکل را حل نمی‌کند؛ زیرا اگر متحدان به تعهد دفاع جمعی آمریکا اعتماد نداشته باشند، اعتبار بازدارندگی هسته‌ای گسترش‌یافته آن نیز تضعیف خواهد شد.

تجربه جنگ سرد؛ توافقی که هم امنیت اروپا را تضمین کرد و هم مانع اشاعه شد

ریشه‌های این مناقشه به دهه ۱۹۵۰ بازمی‌گردد. پرتاب ماهواره اسپوتنیک شوروی در سال ۱۹۵۷ نشان داد مسکو توانایی توسعه موشک‌های دوربردی را دارد که می‌توانند خاک آمریکا را هدف قرار دهند. این تحول نگرانی اروپایی‌ها را افزایش داد که آیا واشنگتن حاضر خواهد بود برای دفاع از برلین، خطر حمله هسته‌ای به شهرهای خود مانند بوستون را بپذیرد.

در آن زمان، برخی کشورهای اروپایی به‌ویژه فرانسه، به این نتیجه رسیدند که باید تسلیحات هسته‌ای مستقل در اختیار داشته باشند. در مقابل، راه‌حل دیگری نیز مطرح شد: اروپا از دستیابی مستقل به سلاح هسته‌ای صرف‌نظر کند و در عوض، در تصمیم‌گیری‌های هسته‌ای آمریکا نقش بیشتری داشته باشد.

این توافق به ایجاد گروه برنامه‌ریزی هسته‌ای ناتو انجامید؛ سازوکاری که امکان مشارکت متحدان اروپایی در بررسی راهبردها و برنامه‌ریزی هسته‌ای را فراهم کرد، بدون آنکه اختیار نهایی استفاده از سلاح‌ها از دست رئیس‌جمهور آمریکا خارج شود. فرانسه این سازوکار را نپذیرفت و مسیر مستقل هسته‌ای خود را ادامه داد. بریتانیا، در مقابل، با وجود برخورداری از زرادخانه هسته‌ای، همکاری خود با ناتو را حفظ کرد. توافق شکل‌گرفته در دهه ۱۹۶۰، طی چندین دهه هم به بازدارندگی در برابر شوروی کمک کرد و هم مانع گسترش سلاح‌های هسته‌ای در میان دیگر کشورهای اروپایی شد.

سه مسیر پیش روی اروپا؛ از وابستگی به آمریکا تا تسلیحات مستقل

دالدر سه گزینه اصلی را برای مواجهه با کاهش اعتماد اروپا به واشنگتن بررسی می‌کند.

گزینه نخست، حفظ تضمین هسته‌ای آمریکا و تقسیم جدید مسئولیت‌ها در چارچوب آن چیزی است که دولت ترامپ «ناتو ۳» می‌نامد. در این الگو، اروپا مسئولیت دفاع متعارف را برعهده می‌گیرد و آمریکا چتر هسته‌ای را حفظ می‌کند. واشنگتن حتی احتمال گسترش ترتیبات مشارکت هسته‌ای به کشورهای دیگری مانند لهستان را مطرح کرده است.

بااین‌حال، از نگاه نویسنده، افزایش استقرار تسلیحات به‌تنهایی نمی‌تواند نگرانی اصلی اروپا را برطرف کند. مسئله بنیادی این است که تعهد امنیتی آمریکا بیش از گذشته به ملاحظات سیاسی، میزان هزینه‌های دفاعی متحدان و حمایت آن‌ها از سیاست خارجی ترامپ گره خورده است.

گزینه دوم، دستیابی کشورهای اروپایی به سلاح‌های هسته‌ای مستقل است. دونالد توسک، نخست‌وزیر لهستان، در مارس ۲۰۲۵ اعلام کرده بود که برخورداری از زرادخانه هسته‌ای مستقل می‌تواند امنیت کشورش را افزایش دهد. در سوئد نیز برخی سیاستمداران به برنامه محرمانه هسته‌ای این کشور در دهه ۱۹۶۰ اشاره کرده‌اند. حتی در آلمان، که به‌دلیل تجربه تاریخی خود همواره نسبت به تسلیحات هسته‌ای حساس بوده است، بحث‌هایی درباره ضرورت برخورداری از سلاح هسته‌ای تاکتیکی مطرح شده است.

بااین‌حال، دالدر این مسیر را پرهزینه و خطرناک می‌داند. ساخت بازدارندگی مستقل به سال‌ها زمان نیاز دارد و گسترش سلاح‌های هسته‌ای در اروپا می‌تواند پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را تضعیف کرده و مسابقه تسلیحاتی تازه‌ای را آغاز کند.

گزینه سوم، طرح امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، برای گسترش نقش بازدارندگی هسته‌ای این کشور در دفاع از متحدان اروپایی است. مکرون در مارس ۲۰۲۶ ابتکار «بازدارندگی پیشرو» را مطرح کرد که شامل مشارکت متحدان در تمرین‌های هسته‌ای، استقرار موقت هواپیماهای دارای قابلیت حمل سلاح هسته‌ای فرانسه در خاک کشورهای شریک و برگزاری گفت‌وگوهای راهبردی درباره دکترین هسته‌ای پاریس می‌شود.

بر اساس گزارش، ده کشور اروپایی با تشکیل گروه‌های دوجانبه برای بررسی راهبرد هسته‌ای فرانسه به این ابتکار پیوسته‌اند. این طرح نشان‌دهنده تحول مهمی در نگاه فرانسه به امنیت اروپا است؛ زیرا پاریس بیش از گذشته امنیت متحدان خود را با منافع حیاتی فرانسه مرتبط می‌داند. بااین‌حال، مکرون همچنان بر اصول سنتی دکترین هسته‌ای کشورش تأکید دارد: نبود تصمیم‌گیری مشترک درباره استفاده از سلاح هسته‌ای، نبود برنامه‌ریزی هسته‌ای مشترک، تعریف مستقل منافع حیاتی فرانسه و خودداری از ارائه تضمین هسته‌ای رسمی به متحدان.

از دیدگاه دالدر، این محدودیت‌ها سبب می‌شود ابتکار فرانسه نتواند به‌تنهایی جایگزین چتر هسته‌ای آمریکا شود. همچنین، ساختار دوجانبه همکاری‌ها ممکن است به‌جای تقویت انسجام ناتو، به ایجاد ترتیبات موازی و افزایش ابهام درباره تعهدات امنیتی منجر شود.

توافق چهارم؛ ادغام بازدارندگی فرانسه و بریتانیا در ساختار ناتو

پیشنهاد اصلی دالدر، شکل‌گیری توافقی تازه میان آمریکا و اروپا با محوریت بیشتر کشورهای اروپایی است. این توافق باید سه تغییر عمده را در بر گیرد: نوسازی تسلیحات هسته‌ای، گسترش مشورت و مشارکت اروپایی‌ها در تصمیم‌سازی و بازنگری در دکترین استفاده از تسلیحات هسته‌ای.

در بخش تسلیحاتی، نویسنده پیشنهاد می‌کند آمریکا بمب‌های گرانشی ب۶۱ را با موشک‌های دورایستا جایگزین کند که امکان هدف‌گیری عمقی در خاک روسیه را از حریم هوایی ناتو فراهم می‌کنند. همچنین، کشورهای اروپایی باید با مشارکت فرانسه و بریتانیا، توسعه یک موشک دوربرد جدید با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای را تأمین مالی کنند. این موشک می‌تواند روی هواپیماهای کشورهای غیرهسته‌ای عضو ناتو مستقر شود، بدون آنکه این کشورها مالک کلاهک هسته‌ای شوند.

دالدر همچنین پیشنهاد می‌کند فرانسه به گروه برنامه‌ریزی هسته‌ای ناتو بپیوندد. این اقدام به معنای قرارگرفتن زرادخانه فرانسه تحت فرماندهی ناتو نخواهد بود، اما امکان شناخت بهتر دکترین پاریس و مشارکت مؤثرتر کشورهای اروپایی در تدوین راهبرد بازدارندگی را فراهم می‌کند.

در این چارچوب، آمریکا باید بپذیرد که دیگر نمی‌تواند به‌تنهایی جهت‌گیری هسته‌ای ناتو را تعیین کند. فرانسه نیز باید با ادغام بیشتر در ساختارهای مشورتی ائتلاف موافقت کند و بریتانیا همکاری هسته‌ای خود را با فرانسه گسترش دهد. کشورهای غیرهسته‌ای اروپا نیز باید هزینه توسعه سامانه‌های جدید و زیرساخت‌های لازم را تأمین کنند و در مقابل، تعهد خود به عدم دستیابی مستقل به سلاح هسته‌ای را دوباره تأیید کنند.

روسیه و آینده امنیت اروپا؛ بازدارندگی مشترک یا اشاعه هسته‌ای؟

یکی از نگرانی‌های اصلی اروپا، احتمال استفاده روسیه از تهدیدهای هسته‌ای برای وادارکردن کشورهای اروپایی به توقف حمایت از اوکراین است. از سال ۲۰۲۲، مسکو بارها تهدیدهایی ضمنی یا صریح درباره استفاده از سلاح هسته‌ای مطرح کرده است؛ تهدیدهایی که به‌گفته نویسنده، نمی‌توان آن‌ها را سناریوهایی دور از ذهن دانست.

در چنین شرایطی، توافق تازه پیشنهادی باید نه‌تنها توان بازدارندگی را تقویت کند، بلکه اطمینان سیاسی متحدان را نیز افزایش دهد. دالدر تأکید می‌کند تصمیم نهایی درباره استفاده از سلاح هسته‌ای همچنان باید در اختیار سه قدرت هسته‌ای ناتو یعنی آمریکا، بریتانیا و فرانسه باقی بماند؛ اما اروپا باید در شکل‌دهی به راهبرد مشترک نقش بیشتری داشته باشد.