هانیزاده: تداوم تهدیدهای آمریکا میتواند ایران را به سمت خروج از انپیتی و بازنگری در دکترین هستهای سوق دهد.
حسن هانیزاده، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با خبرنگار خبرفوری، در پاسخ به این پرسش که ایران چه واکنشی باید به نامه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، به سردار رضایی نشان دهد و آیا شرایط کنونی میتواند زمینهساز تغییر دکترین هستهای کشور شود، اظهار کرد: ارسال نامه از سوی جیدی ونس به سردار رضایی را میتوان تحول مهمی در معادلات سیاسی و دیپلماتیک میان ایران و آمریکا ارزیابی کرد. این اتفاق در شرایطی رخ داده است که پس از گذشت هشت ماه از جنگ و با توجه به پایداری ملت ایران و آمادگی نیروهای مسلح برای مقابله با هرگونه ماجراجویی نظامی، دولت دونالد ترامپ به این جمعبندی رسیده که تداوم رویکرد تقابلی و فشار نظامی نمیتواند لزوماً منافع مورد نظر واشنگتن را تأمین کند.
وی افزود: به نظر میرسد دولت آمریکا در مواجهه با ایران، سیاستی دوگانه را در پیش گرفته و تلاش میکند نقش پلیس خوب و پلیس بد را بهصورت همزمان ایفا کند. از یک سو، دونالد ترامپ با طرح تهدیدهای مکرر نظامی و اتخاذ مواضع تند، فضای تهدید و فشار را حفظ میکند و حتی این احتمال مطرح است که واشنگتن در هر مقطعی به سمت آغاز یک درگیری نظامی جدید حرکت کند؛ اما از سوی دیگر، مواضع معتدلتر جیدی ونس و ارسال این نامه نشان میدهد که در داخل ساختار سیاسی آمریکا نیز نسبت به پیامدهای ادامه تقابل نظامی با ایران ملاحظاتی جدی وجود دارد.
این کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه نامه ونس میتواند حاوی پیامهای مثبتی برای کاهش تنش باشد، تصریح کرد: به نظر میرسد مجموعه تحولات میدانی و سیاسی، آمریکا را به این نتیجه رسانده است که گزینه نظامی نهتنها دستاورد قابلتوجهی برای این کشور نداشته، بلکه میتواند هزینههای سنگینتری را نیز به واشنگتن تحمیل کند. از این منظر، نامه اخیر را میتوان نشانهای از تمایل بخشی از ساختار سیاسی آمریکا به باز کردن مسیرهای دیپلماتیک و جلوگیری از تشدید بحران دانست.
هانیزاده ادامه داد: یکی از پیامدهای این تحول، فراهم شدن زمینه برای فعالتر شدن مسیر دیپلماسی و اعزام یک تیم مذاکرهکننده از سوی ایران است. با این حال، جمهوری اسلامی ایران باید در پاسخ به چنین پیامهایی، ضمن حفظ آمادگی دفاعی و تأکید بر حقوق و منافع ملی خود، از فرصتهای دیپلماتیک نیز برای کاهش تنشها استفاده کند. واقعیت این است که تداوم وضعیت نه جنگ و نه صلح، نه به سود ایران است و نه میتواند برای منطقه و حتی منافع بلندمدت آمریکا شرایط باثباتی ایجاد کند.
وی با تأکید بر ضرورت تعیین تکلیف وضعیت موجود خاطرنشان کرد: ادامه شرایط فعلی، اقتصاد و فضای سیاسی منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد و احتمال بروز درگیریهای ناخواسته را افزایش میدهد. بنابراین، اگر طرف آمریکایی واقعاً به دنبال حلوفصل اختلافات است، باید از سیاست تهدید و فشار فاصله بگیرد و در عمل نشان دهد که به دنبال دستیابی به یک توافق پایدار و مبتنی بر احترام متقابل است.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه، درباره احتمال تغییر دکترین هستهای ایران گفت: اگر آمریکا بار دیگر به سمت ماجراجویی نظامی حرکت کند و امنیت ملی ایران را در معرض تهدید قرار دهد، ممکن است موضوع خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) بیش از گذشته در محافل سیاسی و تصمیمگیری کشور مطرح شود. در واقع، تداوم تهدیدهای خارجی میتواند محاسبات راهبردی ایران را تحت تأثیر قرار دهد و زمینه طرح دیدگاههای جدیدی درباره نحوه مواجهه با تهدیدات امنیتی را فراهم کند.
هانیزاده در پایان تأکید کرد: در شرایط کنونی، بخشی از افکار عمومی ایران با توجه به تجربه جنگ و تهدیدهای مکرر آمریکا و رژیم صهیونیستی، خواستار بازنگری در دکترین هستهای کشور هستند. این مطالبات نشاندهنده افزایش حساسیت جامعه نسبت به ضرورت تأمین بازدارندگی و تضمین امنیت ملی است. با این حال، هرگونه تصمیم درباره تغییر دکترین هستهای یا بازنگری در تعهدات بینالمللی ایران، باید با در نظر گرفتن مجموعه ملاحظات امنیتی، سیاسی و حقوقی و در چارچوب منافع بلندمدت کشور اتخاذ شود.
خبرنگار: علیرضا همتی بهار
