نوشهر - ایرنا - مازندران، که در نگاه نخست به عنوان بهشتی از پهنههای آبی و جنگلهای مهآلود شناخته میشود، در واقع با یک پارادوکس بزرگ زیستی و اقتصادی روبروست. این منطقه که میزبان جمعیت ثابت میلیونی است، در واقع تنها یک واحد جمعیتی نیست، بلکه قلب تپنده گردشگری شمال کشور است که در ایام تعطیلات، بار سنگینی از تردد بیش از ۲۰ میلیون نفر را به دوش میکشد. این حجم از جا به جایی انسانی، نه تنها یک فرصت اقتصادی، بلکه چالشی عظیم برای ظرفیتهای موجود است.
به گزارش خبرنگار ایرنا، واقعیت این است که ما با منطقهای روبرو هستیم که ظرفیت های ملی و حتی بینالمللی را در خود جای داده، اما خدمات ارائه شده در آن، در سطح نیازهای محلی و بسیار محدود باقی مانده است. این نبود توازن میان میزان تقاضا و کیفیت عرضه، باعث شده تا غرب مازندران با نوعی عقبماندگی ساختاری مواجه شود که فراتر از یک کمبود ساده است و به یک بحران زیرساختی بدل شده است.
از منظر اقتصاد کلان، گردشگری میتواند موتور محرک توسعه در این مناطق باشد، اما زمانی که زیرساختهای پایه، از جاده تا سلامت در سطح بحرانی قرار دارند، این ظرفیت به جای تولید ثروت، باعث ایجاد هزینههای اجتماعی و زیستمحیطی میشود. گردشگری در غرب مازندران، در حال حاضر در مسیری حرکت میکند که بدون بازنگری بنیادین در مدیریت شهری و منطقهای، به سوی فرسایش میرود.
یکی از ملموسترین نشانههای این فقر زیرساختی، وضعیت فرسوده و کمگنجایش راههای ارتباطی است. جادههایی که باید شریانهای حیاتی انتقال انرژی، کالا و مسافر باشند، اکنون در ایام پیک، به گلوگاههای سنگین ترافیکی تبدیل شدهاند. انتظار میرود مسافری که برای آرامش به این مناطق میآید، با ترافیکهای چند ساعته و مسافتهای غیرمنطقی روبرو شود که این خود، اولین ضربه به برند گردشگری استان است.
در کنار چالشهای حملونقل، لایه حساستر و بحرانیتر، بحث سلامت است. منطقهای که با موجهای عظیم انسانی روبرو میشود، در بخش درمانی با فقر تجهیزاتی و انسانی مواجه است. این یعنی در لحظات حساس، سیستم درمانی غرب مازندران ممکن است در برابر نیازهای پیشبینی شده، دچار فلج شدگی شود.
گزارش حاضر با هدف باز کردن گرههای پنهان این بحران، از دیدگاه مردم، مسئولان و کارشناسان تهیه شده است. هدف ما تنها گزارش مشکلات نیست، بلکه واکاوی این پرسش است که چرا مدیریتهای منطقهای و استانی، نتوانستهاند این شکاف عمیق میان جمعیت شناسی و زیرساختها را پر کنند.
خدمات ملی با امکانات محلی
مازندران، این نگین سبز شمال ایران، با جمعیتی بالغ بر سه میلیون و ۲۰۰ هزار نفر طبق آخرین آمار رسمی، یکی از پرجمعیتترین و در عین حال پرترددترین استانهای کشور است. آنچه این استان را از دیگر نقاط ایران متمایز میکند، نه فقط زیبایی طبیعی اش، بلکه شکاف عمیق بین ظرفیت جمعیتی ثابت و بار گردشگری متغیر آن است. غرب استان، شامل شهرهای تنکابن، رامسر، چالوس، نوشهر، کلاردشت، نور و عباسآباد، به دلیل جاذبههای ساحلی، جنگلی و کوهستانی، مقصد اصلی مسافران تابستانی و نوروزی است. اما این اقبال عمومی، پشت پرده خود روایت تلخی از نابرابری زیرساختی را پنهان کرده که هر سال با آمدن تعطیلات، چون زلزلهای خاموش، خود را نشان میدهد.
بر اساس برآوردهای میدانی و اظهارات مسوولان استانی، در ایام پیک سفر مانند نوروز و تابستان، جمعیت شناور این منطقه از مرز پنج تا ۶ میلیون نفر میگذرد و در اوج تعطیلات چندروزه، این رقم به بیش از ۲۰ میلیون نفر بالغ میکند و این یعنی زیرساختهایی که برای یک جمعیت سه میلیونی طراحی شدهاند، ناگهان باید باری هفت برابر بزرگتر از ظرفیت خود را تحمل کنند. نتیجه؟ جادههای دوطرفه که به پارکینگهای عظیم بدل میشوند، مراکز درمانی که در ساعات بحرانی فلج میشوند، و شبکههای آبرسانی و برق که تحت فشار بیسابقه قرار میگیرند.
راههای ارتباطی: از شاهراه تا پارکینگ
جادههای غرب مازندران، به ویژه محور چالوس و جاده کندوان که تهران را به شمال وصل میکند، در روزهای عادی هم با ترافیک نیمهسنگین مواجهاند. اما در تعطیلات، این جادهها به صحنههای فلج کامل بدل میشوند. به گفته رانندگان محلی و تایید مسوولان راهداری استان، در ایام پیک، مسافت ۲۰ کیلومتر از چالوس تا مرزنآباد گاهی یک تا ۲ ساعت طول میکشد تا به مقصد برسیم.
این وضعیت نه فقط از کمبود عرض جادههاست، بلکه از نبود شاهراههای جایگزین و مسیرهای کمربندی نیز ناشی میشود. پروژههای مانند کمربند چالوس یا توسعه جاده کندوان سالهاست در دست بررسیاند، اما عملیات اجرایی آنها به دلیل مشکلات مالی، محیطزیستی و در برخی مواقع نیز سیاسی، با تاخیر مواجه شده است. به گفته یکی از اعضای شورای اسلامی شهر چالوس: "ما ۱۵ سال است که پیگیر کمربند شمالی هستیم، اما هر بار به بهانهای مختلف متوقف شده. "
مراکز درمانی: فقر تجهیزاتی و کمبود متخصص
شاید بحرانیترین بخش این معضل، وضعیت درمانی غرب مازندران باشد. بیمارستانهای اصلی منطقه، بیمارستان امام علی (ع) تنکابن، بیمارستان شفا در رامسر، و بیمارستانهای چالوس و نوشهر — همگی از کمبود شدید تجهیزات پزشکی رنج میبرند. به گفته یکی از پرستاران با سابقه ۲۰ سال در بیمارستان چالوس: "ما یک دستگاه سیتی اسکن داریم که ۱۲ سال عمرشه و هر هفته خراب میشه. برای سونوگرافی هم نوبت میدیم، اما بعضی روزها دستگاه کار نمیکند و مریض را به نوشهر یا حتی ساری میفرستیم. "
کمبود پزشک متخصص نیز یکی از بحرانهای خاموش این منطقهاست. طبق آمار دانشگاه علوم پزشکی مازندران، در شهرستانهای غربی استان، نسبت پزشک متخصص به جمعیت در بعضی رشتهها مانند رادیولوژی، بیهوشی و داخلی، کمتر از نصف استاندارد کشوری است. یکی از مسوولان بهداشتی رامسر که نخواست نامش فاش شود به ما گفت: "پزشک متخصص بعد از چند سال خدمت اجباری، یا به تهران میرود یا مطب خصوصی باز میکند. سیستم دولتی نمیتواند با درآمد بخش خصوصی رقابت کند. "
در ایام تعطیلات که جمعیت منطقه چند برابر میشود، این کمبودها به اوج خود میرسد. مسافری که در جاده تصادف میکند یا دچار بحران قلبی میشود، گاهی ساعتها در صف اورژانس منتظر میماند. یکی از اهالی نوشهر گفت: "تابستان پارسال، مادر من سکته کرد. ۴۵ دقیقه منتظر موندیم تا آمبولانس برسه. وقتی رسیدیم به بیمارستان، دستگاه اکسیژن خراب بود. "
زیرساختهای شهری و خدمات عمومی
آبرسانی، برق و مدیریت پسماند، سه عنصر حیاتی هر شهر در غرب مازندران در ایام پیک با مشکلات عدیده ای مواجه هستند. شبکه آبرسانی قدیمی بسیاری از شهرها، برای جمعیت چندبرابر طراحی نشده است. در تابستان ۱۴۰۴، چندین منطقه در چالوس و نوشهر با قطعی آب مواجه شدند. یکی از مسوولان شرکت آبفای مازندران که نخواست نامش در گزارش فاش شود در گفت و گو با خبرنگار ایرنا گفت: "تصفیهخانههای ما ظرفیت تصفیه ۸۰ هزار مترمکعب در شبانهروز را دارند، اما در پیک مصرف، تقاضا به ۱۵۰ هزار مترمکعب میرسد. "
برق نیز وضعیت مشابهی دارد. خاموشیهای مکرر در مناطق ساحلی و کوهستانی، به ویژه در شبهای تعطیلات، از جمله شکایتهای عمده مردم و مسافران است. یک هتلدار در رامسر گفت: "نوروز امسال، ۴ شب متوالی برق قطع شد. مهمانها اعتراض کردن و بعضی هتل را ترک گفتن. ما ضرر مالی زیادی دیدیم. "
مدیریت پسماند نیز یکی از چالشهای بزرگ منطقهاست. با ورود میلیونها مسافر، حجم زباله در شهرهای غربی چند برابر میشود. محلهای دفن زباله قدیمی و غیراستاندارد، بوی نامطبوع و آلودگی منابع آبی زیرزمینی را به دنبال داشتهاست. فعالان محیطزیست منطقه بارها نسبت به این وضعیت هشدار دادهاند.
گردشگری بدون زیرساخت، ۲ روی یک سکه
رضا علیرضانژاد فعال حوزه گردشگری در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با اشاره به ظرفیت غرب مازندران به عنوان یکی از قطبهای گردشگری کشور، افزود: درآمد حاصل از گردشگری برای مردم محلی قابل توجه است. از رستورانها و هتلها گرفته تا فروشندگان محلی و رانندگان. اما این درآمد، به طور عادلانه به توسعه زیرساختها برنمیگردد.
وی اظهار داشت: گردشگری برای ما هم نعمته و هم نقمت. از یک طرف اقتصاد محل را رونق میدهد، از طرف دیگر فشار را بر زیرساختهای ما چندبرابر میکند. اما مالیاتی که از این گردشگری جمع میشه، صرف توسعه خود منطقه نمیشود.
سهم ناچیز مازندران از اعتبارات گردشگری
این گزاره، به یک معضل ساختاری اشاره میکند و آن هم توزیع عادلانه منابع مالی بین مرکز و استان و بین شهرستانهای مختلف استان است. بسیاری از مسوولان محلی معتقدند که سهم مازندران از بودجه کشوری، با توجه به بار گردشگری که تحمل میکند، ناکافی است.
شاهرخ نصرتی یکی از ساکنان محلی و قدیمی شهر چالوس با گلایه از وضعیت جادهها و راههای ارتباطی میگوید: ما در ایام تعطیلات، شهر خود را از دست میدهیم. جادههای ما برای این حجم از خودرو طراحی نشدهاند و هر سال با ترافیکهای سنگینتر روبرو هستیم. اما نگران ترافیک نیستیم، ما نگران وقتی هستیم که فرزندمان بیمار شود و بدانیم در نزدیکترین مرکز درمانی، حتی دستگاه سیتیاسکن یا سونوگرافی سادهای که بتواند تشخیص اولیه را بدهد، به میزان کافی موجود نیست.
محدودیت بودجه و فشار جمعیت
در مقابل، برخی از مسئولان محلی و کارشناسان حوزه امور شهری و سلامت با اشاره به فشار جمعیت بر بودجههای محدود، معتقدند: ما با یک فشار غیرقابل کنترل در ایام پیک روبرو هستیم. جمعیت منطقه در ایام تعطیلات چندین برابر جمعیت ثابت است و برنامهریزی برای زیرساختهایی که باید این حجم از تردد را مدیریت کنند، نیازمند بودجههای کلان ملی است، نه فقط بودجههای استانی.
فقدان برنامهریزی جامع منطقهای
فرشید کارگر کارشناس امور توسعه شهری بر این باور است که نگاه تک بعدی به توسعه، مشکل اصلی است. به گفته وی غرب مازندران با پدیده “شهر در گردش” روبروست. وقتی زیرساختهای درمانی و حملونقل بر اساس جمعیت ثابت طراحی شده باشد، در مواجهه با جمعیت ۲۰ میلیونی، شکست خواهد خورد. فقر تجهیزات پزشکی در این منطقه، یک هشدار جدی برای امنیت سلامت در استان است.
آنچه در غرب مازندران روی میدهد، نمونهای کلاسیک از "بحران موفقیت" است. منطقهای که به دلیل جاذبههای طبیعی و گردشگری خود، با ظرفیت جمعیتی چندبرابر از زیرساختهای موجود مواجه است، اما سیستم مدیریتی و تخصیص بودجه نتوانسته با این رشد همخوانی کند. نتیجه؟ جادههای فلجشده، مراکز درمانی نیمهفلج، شبکههای آبرسانی و برق تحت فشار، و محیط زیستی که هر سال زخمهای تازهای برمیدارد.
شاید مهمترین نکته، تغیر نگاه از "گردشگری به هر قیمت" به "گردشگری پایدار" است. غرب مازندران نیازی به ۲۰ میلیون مسافر در یک هفته ندارد. آنچه نیاز دارد، مدیریت هوشمندانه جریان گردشگری، توزیع سفر در طول سال، و سرمایهگذاری در زیرساختهایی است که هم به مردم بومی خدمت کند و هم مهمانان را با آغوش باز بپذیرد. تا آن زمان، این منطقه همچنان در تناقض بین میزبانی و طاقتفرسایی خود خواهد ماند و مردمش، در سایه این تناقض، به انتظار فردایی خواهند نشست که شاید هیچگاه نرسد.
باید اذعان کرد که غرب مازندران در لبه یک تصمیم تاریخی ایستاده است، یا با سرمایهگذاری هوشمندانه و بازسازی زیرساختها، این منطقه را به قطب واقعی گردشگری تبدیل میکند، یا با ادامه روند فعلی، شاهد فروپاشی سیستمهای خدماتی و زیستمحیطی خواهیم بود.
مشکلات ذکر شده، از ترافیکهای خفقانآور گرفته تا کمبود تجهیزات پزشکی، تنها سرریزِ یک مدیریتِ زیرساختیِ ناقص است. ما نیازمند گذار از مدیریت "واکنشی" به مدیریت "پیشبینانه" هستیم، مدیریتی که پیش از رسیدن ایام تعطیلات، ظرفیتهای جادهای و درمانی را بازنگری کرده باشد.
باید تاکید کرد که توسعه گردشگری بدون امنیت سلامت، یک توسعه توخالی است. ایجاد مراکز درمانی مجهز و تامین پزشکان متخصص در غرب استان، نه یک امتیاز، بلکه یک ضرورت حیاتی برای حفظ جان مسافران و ساکنان است که نباید از آن چشمپوشی کرد.
بهبود وضعیت جادهها نیز فراتر از یک پروژه عمرانی ساده است، این کار بازگرداندن اعتماد به سیستم حملونقل و کاهش هزینههای زمانی و روانی برای مردم و گردشگران است. جادههای مازندران باید از حالت گذرگاه اضطراری" به حالت "مسیر توسعه” تغییر کاربری دهند.
با توجه به اینکه ظرفیت های منطقه، سرمایهای ملی محسوب میشود، حل بحرانهای آن نباید تنها بر دوش مدیریتهای محلی باشد. نیاز به هماهنگی میان دولت مرکزی، استانداری و بخش خصوصی برای ورود سرمایهگذاری در حوزههای زیرساختی، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
اگر امروز برای رفع فقر زیرساختی در غرب مازندران قدمهای عملی برداشته نشود، هزینههای جبران این عقبماندگی در آینده، بسیار سنگینتر از هزینههای فعلی خواهد بود. زمان آن رسیده است که ظرفیتهای پنهان این منطقه، با زیرساختهای واقعی همگام شوند.
