سینماپرس: رئیس هیات مدیره انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران گفت: اتصال با تجربه ملت‌های دیگر به ویژه اروپایی‌ها سبب شد که نگاه ایرانی به اسناد فرهنگی و تاریخی خودش، حامل یک اکراه شود و گویی از خودش خجالت کشید؛ خیال کرد، تجدد یعنی دور ریختن هرآنچه از نیاکان بوده و هستی‌شناسی و هنرش را به کناری نهاد.

به گزارش سینماپرس، نمایشگاه «جست‌وجوی ایران» با کند و کاو در آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران، عصر امروز شنبه ۹ آبان‌ ۱۴۰۵، با حضور سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، جعفر واحدی، مدیرعامل موسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر، بهرام کلهرنیا، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، هنرمندان و هنردوستان و با کیوریتوری حسین گنجی و آرش تنهایی افتتاح شد.

نمایشگاه «جست‌وجوی ایران» با زیر عنوان «در گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران»، با توجه به جایگاه ملی گنجینه موزه در تاریخ هنر معاصر ایران، به تجربه‌های متفاوت هنرمندان از ایران می‌پردازد.

در بیانیه این نمایشگاه آمده است: «نمی‌پرسیم کدام اثر ایرانی‌تر است؛ می‌پرسیم ایران چگونه موضوع دیدن و بازنمایی شده و چگونه در شیوه‌ دیدن و ساختن باقی مانده است.»

در این مراسم، بهرام کلهرنیا، با اشاره به اینکه نمیتوانم درباره امروز ایران بگویم، بدون اینکه پیشینه تاریخی را فراموش کنم، اظهار کرد: زمانی از قلمرو ایران می‌گوییم، از قلم و نوشتار گفت‌وگو می‌کنیم، این نکته مهمی است. ارجاع به زبان اهمیت بسیار ویژه‌ای دارد، زبان فارسی، زبان فرهنگ است.

وی افزود: در مطالعات تاریخی توجه کنید که چگونه ستیز، با ریشه‌های زبان فارسی به شکل بنیادی سیاست گذاری شده است. حتی امروز ما با گسست‌های تاریخی در بنیاد اندیشه و فرهنگ روبرو هستیم.

این طراح گرافیک ادامه داد: هنر در سرزمین فرهنگی ایرانی، بزرگ‌تر از گنجایش‌های جغرافیای سیاسی ایران، هنری بسیار پیچیده، نیرومند و یکپارچه است. تا پیش از اسلام، هنرمندان، صنعتگرانی بودند که سنگ می‌تراشیدند، نقاشی می‌کشیدند.

کلهرنیا تصریح کرد: با نگاه به مجموعه تاریخ، پیوستگی درونی مجموعه‌ها به صورت نظام‌مند خودش را نشان میدهد. می‌بینیم که هنر به مثابه رمزگرا و نشانی در خدمت هستی شناسی بزرگ ایرانی است. یعنی رمزهایی شناسایی ایرانی به فراوانی در نظام نمایش آثار هنری بروز می‌کند، اما تمام مدت نگاهمان به چشم پژوهندگان فرنگی بوده است.

وی افزود: در دوران اخیر تاریخ مان را از راهی که آنها پیشنهاد داده‌اند، خوانده‌ایم. این موضوع برای ما گیجی و گنگی می‌سازد و باعث می‌شود که ما توریست فرهنگی و نه صاحبان اندیشه ورزی باشیم.

در ادامه کلهرنیا با اشاره به اینکه هنر در دوران قاجار با یک برش تاریخی، جراحی شده است، گفت: در این دوره تمام رمزهای عتیق یا بخشی از آنها ناگهانی ناپدید می‌شود. هنرمندان به شیوه‌های جدیدی، آثاری را تولید کردند بدون آنکه بدانند، به عنوان مثال، چرا ما پالت‌های رنگی محدود را در تاریخ ایران داشته‌ایم و از رنگ‌های بهشتی استفاده می‌کردیم و از رنگ‌هایی که به تاریکی تعلق داشت، استفاده نمی‌کردیم.

این هنرمند ادامه داد: در روزگار قاجاری، دروازه‌ها باز می‌شود و جامعه نوینی شکل می‌گیرد که ارتباط اندیشه با گذشته تاریخی خود را از کف می‌دهد. تا به روزگار معاصر می‌رسیم.

کلهرنیا افزود: اتصال با تجربه ملت‌های دیگر به ویژه اروپایی‌ها سبب شد که نگاه ایرانی به اسناد فرهنگی و تاریخی خودش، حامل یک اکراه شود و گویی از خودش خجالت کشید. خیال کرد، تجدد یعنی دور ریختن هرآنچه از نیاکان بوده و هستی‌شناسی و هنرش را به کناری نهاد.

وی با اشاره به اینکه، پیوند با جهان نو، حق ما است، تاکید کرد: امروزه باید جهان را از اندیشه ورزی ایرانی، آگاه کنیم. امروز هنرمندان ایرانی با شایستگی این ماده جدید را ورز دادند و خوراک جدیدی برای اندیشه، گوش دادن و وجود ساخته‌اند. این نمایشگاه بخشی از یک پازل است. هنرمند نوین، بازآفرینی می‌کند، در حالی که در طول تاریخ ما هرگز بازآفرینی انجام ندادیم، ما نشان جهان را بر آثار خودمان خلق کردیم. این دو با هم اختلاف دارند.

جای آثار بسیاری از هنرمندان ایرانی در گنجینه موزه خالی است

در ادامه این مراسم، حسین گنجی، کیوریتور نمایشگاه با اشاره به اینکه، «جست‌وجوی ایران»، ایده‌های برآمده از پرسشی با سابقه بیش از یک صد سال است، گفت: چگونه می‌توانیم مدرن باشیم، ایرانی بمانیم و برای جهان حرف تازه‌ای داشته باشیم؟ چگونه از گذشته‌ خود بیاموزیم، بی‌آنکه در تکرار آن بمانیم، و با جهان همراه شویم، بی‌آنکه تجربه‌ خودمان را کنار بگذاریم؟

وی افزود: این دغدغه را با صورت‌ بندی‌های متفاوت می‌بینیم. در تأملات شاهرخ مسکوب درباره‌ هویت ایرانی و زبان فارسی، در بحث «هویت چهل‌تکه» داریوش شایگان، در اندیشه‌ ایرانشهری سیدجواد طباطبایی و در پرسش سیدمحمد بهشتی که «ایران کجاست، ایرانی کیست؟». پاسخ‌های آنان یکسان نیست و گاهی با یکدیگر فاصله‌ی زیادی دارد، اما همین تفاوت‌ها نشان می‌دهد که پرسش از ایران، به یک گرایش فکری محدود نمانده است.

گنجی ادامه داد: هنرمندان نیز این مسئله را با زبان خود دنبال کرده‌اند. تناولی از نخواستنِ پیروی از هنرمندان غربی و جست‌وجوی زبانی برخاسته از محیط خودش سخن می‌گوید. می‌توان این خواست را چنین خلاصه کرد، مدرن باشیم، اما مقلد نباشیم. اثری بسازیم که با جهان گفت‌وگو کند و چیزی از تجربه‌ ما به آن بیفزاید.

این روزنامه‌نگار هنری تصریح کرد: برای ما، این نمایشگاه در ادامه‌ همین دغدغه شکل گرفت. خواستیم در محدوده‌ گنجینه‌ موزه هنرهای معاصر تهران ببینیم که هنرمندان چگونه با این پرسش روبه‌رو شده‌اند.

گنجی خاطرنشان کرد: از نشانه‌های آشکار و آشنای ایران آغاز کردیم، از سرزمین، چهره‌ها، خط و روایت‌های گذشته، سپس به آثاری رسیدیم که این نسبت در آنها کمتر آشکار است. جایی که باید رد
تجربه‌ ایران را در رنگ، ماده و شیوه‌ ساختن تصویر جست‌وجو کرد.

به گفته این منتقد هنری، در این مسیر، گفته‌ها و یادداشت‌های هنرمندان اهمیت پیدا کرد. دیدیم که در میان برخی از هنرمندان انتزاعی نیز، با وجود فاصله‌ گرفتن از نشانه‌های شناخته‌شده، تعلق به ایران و جستجوی هویتی همچنان مسئله است.

گنجی افزود: البته این به معنای آن نیست که هر فرم و رنگی را ایرانی بنامیم. می‌خواستیم نسبتِ اثر با تجربه‌ هنرمند را بفهمیم، نه اینکه هویتی ازپیش‌ معلوم به آن تحمیل کنیم. کنار هم آمدن سخنان هنرمندان و اندیشمندان نیز برای نشان‌ دادن همین سابقه‌ و دغدغه مشترک بود.

وی تصریح کرد: این جست‌وجو محدودیت‌های خودش را هم به ما نشان داد. از یک سو می‌خواستیم یک جامعه آماری و قابل سنجش از آثار هنرمندان داشته باشیم، به این سبب آثار گنجینه برای ما یک مجموعه ممتاز بود.

گنجی ادامه داد: اما از سوی دیگر همین گنجینه نیز کامل و جامع نیست. جای آثار بسیاری از هنرمندان ایرانی در گنجینه خالی است و از بعضی، تنها بخشی از کارنامه‌شان حضور دارد. این فقدان‌ها انتخاب ما را محدود کرد و طبیعتا روایت ما به این سبب کامل نیست و انتخاب‌های ما نیز باید مورد نقد و بررسی قرار بگیرند. از نیمای بزرگ و دگرگونی زبان شعر تا تجربه‌های هنری امروز، صورت این مسئله تغییر کرده، اما پرسش همچنان باقی است.

وی اضافه کرد: به گمان من، با همه‌ اختلاف‌های سیاسی و فرهنگی، هنوز بسیاری از ما می‌خواهیم بدانیم، چگونه می‌توان به این سرزمین تعلق داشت و در عین حال، امکان تازه‌ای برای زندگی، آفرینش و گفت‌وگو با جهان را گشود. «جست‌وجوی ایران» سهم محدود ما در ادامه‌ همین پرسش است، پرسشی که پاسخ آن را باید در تفاوت آثار دید، نه در شبیه‌کردن، آنها به یکدیگر.