از تنگه هرمز تا بابالمندب؛ رقابت بر سر شریانهای حیاتی تجارت جهانی
گسترش جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بازگشت حوثیها به تقابل با عربستان و حملات به زیرساختهای حیاتی، تصور امنیت پایدار در خلیج فارس را تضعیف کرده است. اختلال در تجارت، گردشگری و فعالیتهای اقتصادی، هزینههای فزایندهای به کشورهای منطقه تحمیل میکند. همزمان، کاهش حمایت نظامی آمریکا و احیای منازعه یمن، محدودیتهای راهبرد امنیتی کشورهای عربی را آشکار ساخته است.
فرارو- نسرین مالک، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل و ستون نویس روزنامه گاردین
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه گاردین، تشدید درگیریهای منطقهای و حمله منتسب به حوثیهای یمن به ریاض، نشانه ورود خلیج فارس به دورهای تازه از بیثباتی است؛ دورهای که در آن، زیرساختهای حیاتی، امنیت شهروندان و جایگاه اقتصادی کشورهای عربی در معرض تهدید قرار گرفتهاند. در این میان، بازگشت حوثیها به تقابل مستقیم با عربستان نشان میدهد که جنگ علیه ایران نهتنها موازنه منطقهای را برهم زده، بلکه منازعات قدیمی را نیز دوباره فعال کرده و محدودیتهای اتکای کشورهای خلیج فارس به چتر امنیتی آمریکا را آشکار ساخته است.
پایان تصور امنیت پایدار در خلیج فارس
بر اساس گزارش مورد بررسی، حمله موشکی حوثیها به فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض، دستکم ۱۳ کشته و ۳۰۰ زخمی بر جای گذاشته است. این حمله مرگبارترین حمله به یک کشور خلیج فارس از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶ توصیف شده است.
اهمیت این رویداد تنها به شمار قربانیان محدود نمیشود. عربستان سعودی و دیگر کشورهای منطقه طی سالهای گذشته تلاش کردهاند با جذب گردشگران، سرمایهگذاران و رویدادهای بینالمللی، خود را به مراکز مهم اقتصادی، ورزشی و تفریحی جهان تبدیل کنند. میلیاردها دلار برای میزبانی مسابقات فرمول یک، گلف و بوکس هزینه شده است؛ اما حملات موشکی و پهپادی نشان دادهاند که حتی این سرمایهگذاریها نیز از پیامدهای ناامنی منطقهای مصون نیستند.
در چنین شرایطی، ثباتی که رهبران خلیج فارس برای توسعه اقتصادی خود ضروری میدانستند، بهشدت تضعیف شده است. اختلال در فعالیتهای روزمره، تعطیلی طولانیمدت مدارس، بستهشدن فرودگاهها و محدودیت حریم هوایی، هزینههایی فراتر از خسارات مستقیم نظامی به این کشورها تحمیل کرده است.
جنگ فراگیر منطقهای
نخستین نشانههای جدی فروپاشی نظم امنیتی منطقه، کمی بیش از یک سال پیش آشکار شد؛ زمانی که ایران در واکنش به حملات آمریکا علیه تأسیسات هستهای خود، پایگاه هوایی میزبان نیروهای آمریکایی در قطر را هدف قرار داد. این حمله با وجود ایجاد نگرانی در دوحه، با سطحی از هشدار و هماهنگی همراه بود که به تهران امکان میداد آن را اقدامی محدود و در عین حال حفظکننده وجهه خود معرفی کند.
اما در ادامه سال ۲۰۲۵، اسرائیل بدون چنین هشدار و هماهنگیای به دوحه حمله کرد و اعضای حماس را هدف قرار داد. در این حمله پنج فلسطینی و یک شهروند قطری کشته شدند. این رویداد، تصور دیرپای مصونیت حاکمیت و جان شهروندان کشورهای خلیج فارس را بیش از پیش تضعیف کرد؛ تصوری که بر مدیریت روابط با ایران و اتکا به اتحاد با آمریکا استوار بود.
با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این روند شدت گرفت. تهران در واکنش به آنچه حمایت سیاسی، نظامی و لجستیکی کشورهای منطقه از حملات علیه خود میدانست، عربستان، قطر، امارات، بحرین، کویت و عمان را هدف قرار داد.
بازگشت حوثیها و احیای جنگ یمن
تحولات جدید، جنگ یمن را نیز وارد مرحلهای تازه کرده است. این جنگ در سال ۲۰۱۴، زمانی آغاز شد که حوثی ها با هدف دستیابی به خودمختاری بیشتر، صنعا، پایتخت یمن را تصرف کردند. یک سال بعد، ائتلافی به رهبری عربستان برای عقبراندن حوثیها وارد جنگ شد؛ مداخلهای که به تشدید درگیریهای فرسایشی، کشتهشدن صدها هزار نفر و شکلگیری فاجعهای انسانی انجامید.
در سال ۲۰۲۲، شدت درگیریها کاهش یافت و نوعی تقسیم عملی اما غیررسمی قدرت میان حوثیها و دولت مورد شناسایی جامعه بینالمللی که از حمایت عربستان برخوردار بود، شکل گرفت. همزمان، روابط تهران و ریاض نیز به سمت تنشزدایی حرکت کرد.
بااینحال، جنگ سال ۲۰۲۶ علیه ایران فرصتهای راهبردی تازهای در اختیار حوثیها قرار داد. بستهشدن تنگه هرمز، مسیرهای تجاری بیشتری را به امتداد سواحل یمن سوق داد و اهمیت تنگه بابالمندب در دریای سرخ را افزایش داد. حوثیها نیز برای گسترش نفوذ و کنترل بر این گذرگاه حیاتی، پیشرویهای جدیدی انجام دادند. تنشها پنج ماه پس از آغاز جنگ به اوج رسید؛ زمانی که عربستان حملات خود علیه حوثیها را تشدید کرد و دولت مورد حمایت ریاض نیز برای جلوگیری از فرود یک هواپیمای ایرانی، فرودگاه صنعا را بمباران کرد.
تضعیف چتر امنیتی آمریکا
جنگ غزه و درگیریهای متعاقب آن در لبنان و ایران، به بازتعریف موازنه منطقهای کمک کردهاند. در این تحلیل، تصمیم ترامپ برای اولویتدادن به جنگ علیه ایران، به بهای کاهش توجه به امنیت متحدان عرب آمریکا، محدودیتهای اتکای کشورهای خلیج فارس به واشنگتن را آشکار کرده است.
گزارش همچنین میگوید دولت ترامپ در ماه گذشته از تمدید کمک نظامی به عربستان برای مقابله با حوثیها خودداری کرد؛ تصمیمی که پس از گفتوگوهای مقامهای آمریکایی با حوثیها اتخاذ شد. بنا بر این گزارش، حوثیها اطمینان داده بودند که کشتیهای آمریکایی در دریای سرخ را هدف قرار نمیدهند و حملات خود را متوجه کشتیهای سعودی میکنند.
در نتیجه، عربستان ممکن است با جنگی طولانی و دشوار علیه رقیبی روبهرو شود که توان تحمل هزینههای سنگین را دارد. تجربه کارزار سال ۲۰۱۵ نیز نشان میدهد که چنین جنگی میتواند هزاران قربانی بگیرد، بیآنکه چشمانداز روشنی برای پیروزی قاطع وجود داشته باشد.
بازگشت حوثیها به تقابل با عربستان، بخشی از بحران گستردهتری است که جنگ ایران، ادامه جنگ غزه و حملات اسرائیل در لبنان آن را تشدید کردهاند. کشورهای خلیج فارس اکنون میان اتحادهایی که دیگر تضمینکننده امنیت نیستند و دشمنیهایی که مهار آنها هزینهای سنگین دارد، گرفتار شدهاند. در چنین فضایی، پایاننیافتن جنگ ایران خطر گسترش بیشتر بیثباتی و فرسایش امنیت اقتصادی منطقه را افزایش میدهد.
