از امیر حسین ثابتی جوان باید سپاس‌گذار بود. چون آن قدر صادقانه اندکیِ اطلاعات خود را مقابل دوربین تلویزیونی که نردبان ترقی او شد به نمایش گذاشت که دیگر نیاز نیست سخنان او را جدی بگیریم حتی ادعای قیمت داشتن نمایندگان همکار و آنها هم باید از پی‌گیری صرف نظر کنند!

عصرایران در گزارشی با اشاره به حضور امیرحسین ثابتی، نماینده تهران در برنامه به وقت ایران نوشت:

اگر امیر مهدی ژوله یا پیمان قاسم‌خانی می‌خواستند برای یک برنامۀ تلویزیونی خنده‌دار از جنس آنچه در آثار مهران مدیری در دوران اوج او که حاصل همکاری با این دو بود، دیالوگ بنویسند به مضحکی جملاتی نمی شد که امیر حسین ثابتی نمایندۀ جوان در مجلس استصوابی کنونی در برنامۀ تلویزیونی " به وقت ایران" گفت!

او که ۱۰ سال بعد از انقلاب و دو ماه قبل از اتمام جنگ به دنیا آمده و نه انقلاب را دیده و نه جنگ را خیلی دوست دارد به عنوان انقلابی‌ترین نماینده و مخالف‌ترین با مذاکره شناخته شود و به همین سبب و البته سابقه اجرا در شبکه افق به برنامه " به وقت ایران" دعوت شد و آسوده خاطر بود که مجری اصلی - وحید خضاب- همراه دو نفر دیگر مانند برنامه‌ای که غلامحسین کرباسچی میهمان آن بود به او گیر نخواهند داد و می‌تواند حضوری پرشور داشته باشد و طومار حامیان مذاکره را درهم بپیچد و کاری کند که همه قانع شوند جنگ باید الی الابد ادامه یابد و پایان آن نه با توافق و تفاهم که با فرسایش دشمن اتفاق افتد و او هم وظایف نمایندگی خود را از درون لپ‌تاپ و در مجلسی که ۷ ماه است جلسه در صحن اصلی نداشته ادامه دهد!

حاصل کار اما دیالوگی شد که هر که دیده خندیده و اگر ندیدید ببینید تا بخندید و بدانید به جای دکتر محمد مصدق و سید حسن مدرس و به جای ملک‌الشعرای بهار در مجلس شورای ملی و به جای هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی و سید محمد خاتمی یا مهندس بازرگان و دکتر یدالله و مهندس عزت‌الله سحابی یا محمد رضا باهنر کی در مجلس شورای اسلامی نشسته است!

بحث تنها بر سر این نیست که حاصل نظارت استصوابی است و آن قدر نرخ مشارکت کم بوده که ۴۰۰ هزار رأی او در انتخابات سرد اسفند ۱۴۰۲ به اندازه ۶ درصد کل آرای واجدای شرایط شهری چون تهران به حساب می‌آید. یا این که نه انقلاب را دیده نه جنگ را ولی مدعی انقلاب و جنگ است چون نویسندۀ این سطور هم در دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت و انقلاب مشروطه در این دنیا نبوده اما دست کم چهار تا کتاب و مقاله خوانده ولی این جوان که مدعی تحصیلات در رشته علوم سیاسی است و لابد فوق لیسانس دارد که نماینده مجلس شده بدون کمترین اطلاعات دربارۀ جنگ ویتنام پایان همین جنگ را مثال می‌آورد اما به غلط و هر قدر او با ادعای علوم سیاسی بی‌اطلاع است مجری که داعیه ندارد و یک سال از او بزرگ تر است به سرعت پاسخ درست داده است.

این دیالوگ آن قدر بامزه است که نیاز به هیچ شرحی ندارد:

امیر حسین ثابتی: این که همه جنگ‌ها با مذاکره تمام شده حرف غلطی‌یه. جنگ ویتنام چطور تمام شد؟ با مذاکره؟

مجری: چرا اتفاقا. با مذاکرات صلح پاریس!

ثابتی: البته آن مذاکره نبود. قاب‌بندی بود! قاب‌بندی پایانی! جنگ ۳۳ روزه حزب الله لبنان چی؟ آن که دیگر حتی قاب مذاکره هم نداشت!

مجری: اتفاقا آن هم با مذاکره تمام شد. قطعنامه ۱۷۰۱ را در قطر امضا کردند!

اگر جنگ ویتنام به سن امیر حسین خان قد نمی‌دهد، جنگ ۳۳ روزه اما مربوط به وقتی است که هم با سعید جلیلی همکاری داشته هم با صدا و سیما!

مهم نیست که اطلاعاتی ندارد و مشخص نیست در دانشگاه چه خوانده مهم این است که با این سطح از اطلاعات مدام شعار می‌دهد و می‌خواهد برای ما تصمیم بگیرد!

جالب این که مذاکرات ویتنامی‌ها با آمریکایی‌ها اتفاقا طولانی و در چند مقطع انجام شد و قاب‌بندی پایانی هم نبود و این را هم نادرست گفته. این اصطلاح "قاب‌بندی" را هم از تلویزیون یاد گرفته وگرنه ما در سیاست و مذاکره قاب بندی نداریم. خالی‌بندی داریم اما قاب‌بندی نه!

امیر اسد‌الله عَلَم در خاطرات روز ۶ آذر ۱۳۴۷ ( جلد هفتم صفحه ۴۳۰) نوشته: " .... از اخبار مهم جهان، رضایت دادن حکومت ویتنام جنوبی به شرکت در مذاکرات صلح پاریس است. با وجود نماینده ویت‌کنگ‌ها یعنی جبهۀ به اصطلاح ملی ویتنام جنوبی یا به عبارت دیگر کمونیست‌ها."

مشخص است که ثابتی خاطرات علم را هم نخوانده در حالی که دکتر حداد عادل که شب انتخابات سرد ۱۴۰۲ با او بحث کرد و فردای آن روز با هم در صندوقی رو به رو شدند نقل کرده که سوار بر بال‌گرد هم در حال خواندن خاطرات علم بوده و احتمالا اگر مثل مجلس هفتم رییس بود و ثابتی نماینده آن همان جلد را به او نشان یا هدیه می‌داد!

با این همه از امیر حسین ثابتی جوان باید سپاس‌گزار بود. چون آن قدر صادقانه اندکیِ اطلاعات خود را مقابل دوربین تلویزیونی که نردبان ترقی او شد به نمایش گذاشت که دیگر نیاز نیست سخنان او را جدی بگیریم حتی ادعای قیمت داشتن نمایندگان همکار و آنها هم باید از پی‌گیری صرف نظر کنند!

کمی شعار می دهد و هیجانی می‌شود. اندکی برای رفیق زندانی - حمید رسایی- دل‌تنگی می‌کند و مثل ما تمام سال‌های دبیرستان و دانشگاه را با شعار جنگ جنگ تا پیروزی سپری نکرده و از خبر قبول قطعنامه ۵۹۸ هم شوکه و هم خوش‌حال نشده تا بداند هیچ جنگی تا ابد ادامه ندارد و مذاکره به ذات خود نه مقدس است نه جنایت. در مذاکره یکی توان و امانت‌داری و میهن‌دوستی مذاکره کننده مهم است و دیگری نتیجه آن نه آن که اصل آن هدف باشد یا خیانت.

کاش مجلس باز بود و از داخل لپ‌تاپ با هم گفت‌و‌گو نمی‌کردند و کاش نمایندگان باتجربه و با آرایی برآمده از انتخابات رقابتی از آن هم در آن حضور داشتند تا یکی بر شانه امیر حسین ثابتی می‌زد و می‌گفت: آنچه برای تو آرزوست برای ما خاطره است! خاطره‌ای که بهای آن را یک ملت پرداخته و اکنون از هر زمان دیگر واقع‌گراتر و زمینی‌تر شده و به این گونه دیالوگ‌ها بیشتر می‌خندد! اگر رمق خنده باقی مانده باشد...