برای رسیدن به خدا، از مردم رد نشو!
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: «خدا حقوق بندگان را مقدم بر حقوق خود قرار داده است.» (غررالحکم، ج ۱، ص ۴۸۰) این یعنی راه خدا از حق مردم میگذرد، نه از کنار آن! رعایت حق مردم، رقیب عبادت نیست؛ بخشی از مسیر بندگی و آزمون صداقت دینداری ماست.
گناهی که پروندهاش بسته نمیشود
امام ظلم را سه دسته میکند؛ ظلمی که بخشوده نمیشود (شرک)، ظلمی که بخشوده میشود (ظلم به خویش با گناهان کوچک)، و ظلمی که رها نمیشود: «ظلم بندگان به یکدیگر؛ آنجا قصاص سخت است.» خدا از حقش میگذرد، اما از حق مظلوم نه. (نهجالبلاغه، خطبه ۱۷۶)
پول ناحق، با گذشت زمان، حلال نمیشود!
روز اول حکومت، دربارۀ زمینهایی که از بیتالمال بخشیده بودند فرمود: «به خدا اگر ببینم با آن زن گرفتهاند یا کنیز خریدهاند، بازش میگردانم؛ در عدالت گشایش است.» اضافه کرد: حتی اگر حسنین هم چنین کنند، ارفاقی در کار نیست. (خطبه ۱۵؛ نامه ۴۱)
«خودی» سهم ویژه ندارد!
عقیل، برادر تنگدست امام، یک صاع گندم بیشتر از بیتالمال خواست. حضرت، آهنی را داغ کرد و نزدیک دستش برد: «تو از آتشی که انسانی به بازی افروخته مینالی و من از آتشی که خدای جبار برافروخته نترسم؟» (خطبه ۲۲۴) حتی برادری، مجوز حقخوری نیست.
حتی برای یک پوست جو، نه!
امام قسم میخورد: «اگر هفت اقلیم را با هرچه زیر آسمانهاست به من بدهند تا خدا را با گرفتن پوست جوی از دهان مورچهای نافرمانی کنم، نخواهم کرد.» (خطبه ۲۲۴) وقتی حق یک مورچه اینقدر سنگین است، حساب مال و آبروی آدمها، جالی خود دارد. امروز از خودمان بپرسیم: حق چه کسی بر گردن من مانده و برای جبرانش چه میکنم؟
