زمستان ۱۳۵۸، چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شهر نو تهران به یکی از نمادهای برخورد انقلابی با میراث اجتماعی دوران پهلوی تبدیل شد؛ محلهای که دههها بهعنوان مرکز اصلی روسپیگری در پایتخت شناخته میشد و سرانجام در موجی از خشونت و تخریب، بخش مهمی از هویت کالبدی خود را از دست داد.
به گزارش خبرفوری شهر نو، در محدوده خیابان جمشید و اطراف آن، صرفا محل زندگی زنانی بود که بسیاری از آنها در شرایط فقر، طرد اجتماعی و فقدان حمایتهای قانونی گرفتار شده بودند. در کنار روسپیگری، شبکهای از کسبوکارها، روابط محلی و مناسبات غیررسمی نیز در این محدوده شکل گرفته بود.
ماجرای پایان شهر نو، برخلاف تصور رایج، در زمستان ۱۳۵۸ آغاز نشد. در ۱۰ بهمن ۱۳۵۷، پیش از پیروزی رسمی انقلاب، گروهی به این محله حمله کردند، خانهها و مغازهها را به آتش کشیدند و شماری از زنان را مورد ضربوشتم قرار دادند. روزنامه اطلاعات در گزارش آن روز از مجروحشدن زنان و کشتهشدن احتمالی چند نفر خبر داده بود.
پس از انقلاب، فشار برای تعطیلی شهر نو افزایش یافت. در تابستان ۱۳۵۸ فعالیت این محله رسما متوقف شد. در پنجم اسفند همان سال، نیروهای کمیته با حکم قضایی و استفاده از بولدوزر تخریب بناهای شهر نو را آغاز کردند.
سرنوشت زنان چه شد؟
تخریب شهر نو، اگرچه به حذف بخش مهمی از زیرساختهای روسپیگری در این محدوده انجامید، به معنای حل مشکلات زنانی نبود که در آن زندگی میکردند. بسیاری از آنان با فقر، بیسرپناهی و نبود حمایت اجتماعی مواجه شدند. برخی روایتها از انتقال تعدادی از زنان به مکانی دیگر حکایت دارند، اما سرنوشت همه ساکنان بهروشنی ثبت نشده است.
سالها بعد، با تخریب بخشهای باقیمانده محدوده جمشید، سیمای شهر نو تقریبا بهطور کامل از میان رفت و بوستان رازی در این محدوده شکل گرفت.
شهر نو در زمستان ۱۳۵۸ ویران شد، اما داستان زنانی که در آن زندگی میکردند، فراتر از دیوارهای فروریخته محله بود.
