جوانی که در پی یک دوئل عشقی، رقیب خود را با شلیک گلوله به قتل رسانده و پس از دو سال فرار و زندگی مخفیانه دستگیر شده بود، در آستانه اجرای قصاص با بخشش اولیای دم از مرگ حتمی نجات یافت. این بخشش پس از آن صورت گرفت که قاتل در زندان حافظ کل قرآن شد و ندامت او، باعث شد خانواده مقتول از خونش گذشت کنند.

به گزارش سایت جنایی، پرونده این جنایت از اواسط سال ۱۳۹۳ و با گزارش درگیری خونین در یکی از شهرهای استان فارس گشوده شد. در جریان این درگیری، جوانی ۲۴ساله بر اثر اصابت گلوله اسلحه شکاری به‌شدت زخمی شد.

با وجود انتقال فوری جوان مجروح به نزدیک‌ترین مرکز درمانی و قرار گرفتن او تحت مراقبت‌های ویژه، شدت جراحات و خونریزی شدید باعث شد تلاش پزشکان بی‌نتیجه بماند و این جوان روی تخت بیمارستان جان خود را از دست بدهد.

با اعلام گزارش مرگ او به بازپرس ویژه قتل، تحقیقات تخصصی کارآگاهان پلیس آگاهی استان فارس برای کشف راز این قتل آغاز شد. بررسی‌های اولیه حکایت از آن داشت که مقتول پیش از این حادثه با جوان دیگری قرار ملاقات داشته و آخرین بار با او دیده شده است.

کارآگاهان در ادامه بررسی‌های خود به ردپای یک خصومت قدیمی رسیدند. اطلاعات به‌دست‌آمده حاکی از آن بود که مقتول و مظنون پرونده به خاطر علاقه به دختری دچار اختلاف‌های شدید شده بودند؛ اختلافی که در نهایت به یک رویارویی عشقی و قتل ختم شد.

با افشای هویت عامل جنایت، ماموران پلیس آگاهی برای دستگیری مظنون فراری وارد عمل شدند، اما او بلافاصله پس از تیراندازی از محل گریخته و تلاش کرده بود ردی از خود بر جا نگذارد. جست‌وجوها برای یافتن قاتل فراری ادامه یافت، اما تحقیقات به بن‌بست رسید.

با وجود این، جست‌وجو برای یافتن قاتل فراری ادامه داشت تا اینکه پس از گذشت دو سال، ردپای او در یکی از شهرهای مرزی پیدا شد. بنابراین کارآگاهان او را در عملیاتی غافلگیرانه دستگیر کردند. با دستگیری او مشخص شد متهم هنگام اطلاع از مرگ رقیبش، به دلیل ترس و وحشت شدید، تصمیم گرفته بود هر طور شده از مرزهای کشور خارج شود.

به همین دلیل متهم خود را به یکی از شهرهای مرزی رساند و با پرداخت مبالغی سنگین به قاچاقچیان انسان، منتظر فرصتی برای خروج غیرقانونی بود، اما قاچاقچیان تمام سرمایه او را بالا کشیدند و او را در نقطه صفر مرزی رها کردند.

در پی این اتفاق، قاتل فراری که نه راهی برای بازگشت داشت و نه توانایی خروج از کشور، مجبور شد با هویت جعلی در شهر مرزی بماند و مشغول کارگری شود. اما در نهایت زندگی مخفیانه و پراسترس او پس از دو سال پایان یافت و دستگیر شد.

متهم پس از انتقال به اداره آگاهی، چاره‌ای جز بیان حقیقت ندید و به ارتکاب قتل اعتراف کرد. او در تشریح انگیزه خود گفت: «چندی قبل با آن دختر آشنا شده بودم و قصدم ازدواج با او بود. اما ناگهان ارتباطش را با من قطع کرد و گفت دیگر تمایلی به ادامه رابطه ندارد. مدتی بعد متوجه شدم او در گروه‌های تلگرامی با مقتول آشنا شده و قصد دارد با او ازدواج کند. این موضوع احساساتم را جریحه‌دار کرد و موجب شد عصبانیت و حسادت تمام وجودم را بگیرد.»

متهم ادامه داد: «شب حادثه اسلحه شکاری برداشتم و با مقتول در حاشیه شهر قرار گذاشتم. هدفم کشته شدن او نبود، فقط می‌خواستم او را بترسانم تا از زندگی دختر مورد علاقه‌ام بیرون برود. در جریان کشمکش و درگیری، لوله اسلحه را به سمت پای او گرفتم و شلیک کردم، اما انگار گلوله به شریان اصلی خورده بود و همان باعث مرگش شد. من هرگز قصد کشتن او را نداشتم.»

با اعترافات صریح متهم، پس از بازسازی صحنه جرم و صدور کیفرخواست، پرونده به دادگاه کیفری استان فارس فرستاده شد. قضات دادگاه هم با بررسی مدارک و شنیدن دفاعیات متهم، حکم به قصاص او دادند و در دیوان عالی کشور نیز رأی تایید شد.

با گذشت چند سال، متهم برای اجرای حکم پای چوبه دار رفت و طناب دار بر گردنش افتاد، اما در آخرین لحظات، با التماس و خواهش توانست از اولیای دم مهلت بگیرد.

این مهلت، نقطه عطف زندگی او شد و او که مرگ را با تمام وجود حس کرده بود، در زندان به قرآن پناه برد و با تلاش شبانه‌روزی و حفظ آیات، توانست ظرف مدت کوتاهی حافظ کل قرآن شود. تغییر رفتار عمیق و ندامت واقعی او، توجه مسئولان زندان را جلب کرد و این خبرها به گوش اولیای دم هم رسید.

سرانجام در ایام فاطمیه امسال و در جریان پویش‌های مردمی بخشش، خیرین و سفیران صلح بار دیگر پرونده محکوم به قصاص را به جریان انداختند.

خانواده داغ‌دیده مقتول که سال‌ها با رنج فقدان فرزندشان زندگی کرده بودند، وقتی متوجه تغییر رفتار قاتل فرزندشان در زندان شدند تصمیم بزرگی گرفتند. اولیای دم اعلام کردند که برای رضای خدا و به حرمت ایام فاطمیه، از حق قانونی خود گذشته و به قاتل فرزندشان زندگی می‌بخشند.

به این ترتیب، قاتلی که در یک‌قدمی مجازات مرگ قرار داشت، فرصت زندگی دوباره یافت و پرونده این رقابت مرگبار با بخشش، به پایان رسید.