سینماپرس: اولین نشست تخصصی در دومین روز چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران با عنوان «هوش مصنوعی در تولید فیلم» با تدریس امیر سحرخیز و اجرای وحید رونقی در پردیس ملت برگزار شد.
به گزارش سینماپرس، اولین نشست تخصصی روز دوم چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران با عنوان «سینما و تجربه زیسته» با تدریس امیر سحرخیز تهیهکننده، نویسنده و کارگردان انیمیشن و با اجرای وحید رونقی امروز ۲۶ مهر ۱۴۰۵ در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
امیر سحرخیز تهیهکننده، نویسنده و کارگردان انیمیشن در نشست تخصصی «هوش مصنوعی در تولید فیلم» با اشاره به سرعت باورنکردنی ورود این فناوری به فضای هنر در دو سال گذشته و ناتوانی در پیشبینی مسیر آن، تغییر مداوم قواعد رقابت میان شرکتهای بزرگ را چالشی ذهنی و در عین حال فرصتی تازه دانست و گفت: برخلاف گذشته که آپدیت نرمافزارهای انیمیشن سالها طول میکشید و به ما فرصت یادگیری قدمبهقدم میداد، امروز با آمدن مدلهای جدید، مبانی تولید مرتب عوض میشود، این سرعت هرچند این نگرانی را ایجاد میکند که مدام باید خودمان را بهروز نگه داریم اما این نکته مثبت را هم دارد که دستمان برای کارهای تازه باز است.
وی ادامه داد: در این میان بخش زیادی از حرفهایی هم که درباره حذف یا تغییر شغلهای هنری مطرح میشود، واقعیت دارد و بازار کار سینما قطعا دستخوش تغییر شده است.
این کارگردان با مرزبندی میان خلاقیت و نوآوری، هوش مصنوعی را صرفا ابزاری برای اجرا و ناتوان در نقطه شروع ایده دانست و افزود: اشتباه خیلی از افراد این است که در همان گام اول از هوش مصنوعی ایده میخواهند، در حالی که این ابزار در نقطه شروع بسیار ضعیف است، هوش مصنوعی خلاق نیست بلکه نوآور است و فقط میتواند ایدهای را که از خود شما گرفته، به شکلهای مختلف پیاده کند، بنابراین اصل خلاقیت همچنان با انسان است. سوال اصلی ما در مواجهه با فیلمهای هوش مصنوعی جشنواره باید این باشد که اگر این ابزار را از فیلم بگیریم، چه چیزی از خود اثر باقی میماند، اگر فقط بگوییم ویژگی فیلم این است که با هوش مصنوعی ساخته شده، ارزش زیادی ندارد و دلیل شباهت بیش از حد خیلی از فیلمهای این حوزه به یکدیگر هم این است که به جای ایده و سینما، تنها به خود ابزار بسنده کردهاند.
این نویسنده با اشاره به برخوردهای ذوقزده با هوش مصنوعی و تکرار تجربههای گذشته در مواجهه با فناوریهای نو، ملاک موفقیت یک فیلم را اثرگذاری حسی آن بر مخاطب فارغ از نوع ابزار تولید دانست و گفت: فیلم خوب فیلمی است که بتواند حسی مثل شادی، غم، شگفتی یا تاثر را در مخاطب بیدار کند؛ چه با ابزارهای سنتی و پرهزینه و چه با فناوریهای نوین ساخته شده باشد. من فیلمهای پرخرج سنتی زیادی دیدهام که هیچ حسی ایجاد نمیکنند و در مقابل آثاری مبتنی بر هوش مصنوعی را هم دیدهام که عمیقا تاثیرگذار بودهاند. با این حال هوش مصنوعی بیشتر در زمینه اجرا دست بالا را دارد و میتواند بیوقفه دهها خروجی متنوع تولید کند اما وقتی از آن بخواهید بهترین کار را انتخاب کند، در بیشتر مواقع بدترین را برمیگزیند چون توان قضاوت هنری و ادراک زیباییشناختی ندارد و همچنان این فیلمساز است که باید با تکیه بر تجربه خود دست به انتخاب بزند و تصمیم بگیرد چه چیزهایی را حذف کند.
این کارگردان با هشدار درباره گرفتار شدن فیلمسازان در چرخه جذابیتهای بصری و فراموشی اصل داستانگویی افزود: اگر زمانی بحث سر این بود که دست کاراکتر در هوش مصنوعی شش انگشت دارد یا چهار انگشت، امروز خطای بزرگتر ساخت اثر با هوش مصنوعی این است که فیلمها خستهکننده و بیقصه شدهاند.
وی ادامه داد: این وضعیت مشابه روزهای آغازین ورود انیمیشن سهبعدی به سینماست که سازندگان آنقدر محو امکانات چرخش دوربین و ویژگیهای نرمافزاری میشدند که از روایت قصه و ارتباط با تماشاگر غافل میماندند. ابزار هوش مصنوعی نباید فیلمساز را چنان شیفته خود کند که فراموش کند هدف سینما در نهایت قصه گفتن، روایتگری درست و خلق تجربهای معنادار برای تماشاگر است.
سحرخیز با اشاره به افتادن تولیدات هوش مصنوعی در تله میانگینگرایی زیباییشناختی و شبیهشدن خروجیها به یکدیگر ریشه این مشکل را تولید خودکار تصاویر بر اساس الگوهای تکراری دانست و گفت: وقتی از هوش مصنوعی تصویری مثل یک مرد زیر باران و نور ماه میخواهید، ابزار تصویری بسیار زیبا اما در واقع برایندی از میلیونها تصویر موجود در اینترنت به شما تحویل میدهد؛ خروجیهایی که در نگاه اول جذاب به نظر میرسند اما بازیهای حسی، ریتم درست روایی و لحن زنده انسانی در آنها دیده نمیشود و کاراکترها حالتی سرد و بیروحدارند. در گذشته این محدودیتها بود که خلاقیت ایجاد میکرد اما حالا با برداشته شدن همه محدودیتهای فنی کار برای فیلمساز سختتر شده است زیرا تکیه بیش از حد به دستورهای متنی و ابزار باعث غفلت از کارگردانی، شیوه روایت و تقطیع درست نماها میشود و اثر را به ورطه کلیشه و میانگینبودن میکشاند.
این انیماتور و فیلمساز با بررسی رویکرد جشنوارههای سینمایی در مواجهه با آثار تولیدشده با هوش مصنوعی و بحران محو شدن مرز واقعیت و مجاز افزود: در حال حاضر موضع رویدادهای جهانی فیلم کوتاه درباره این پدیده به چند دسته تقسیم میشود. برخی جشنوارهها بدون قید و شرط هر خروجی تکنیکی را میپذیرند، گروهی دیگر تنها به شرط اعلام شفاف و ثبت دقیق نام ابزارهای هوش مصنوعی استفادهشده در تیتراژ اجازه حضور میدهند و دستهای هم رویدادهای ویژهای هستند که از پایه برای نمایش همین دست آثار برپا شدهاند.
سحرخیز در ادامه توضیح داد: با این حال پرسش بنیادین آینده نزدیک این است که وقتی مرز میان واقعیت و خروجی دیجیتال کاملا برداشته شود و دیگر نتوان بازی بازیگر واقعی را از کاراکترهای ساختهشده با الگوریتم تمیز داد، سازوکار پذیرش و نمایش در جشنوارهها چه تغییری خواهد کرد و ارزشگذاری اثر سینمایی بر چه پایهای استوار خواهد شد.
سحرخیز با اشاره به پیامدهای تولید انبوه در دوران هوش مصنوعی و تجربه ابزارهایی مانند «سونو» در حوزه موسیقی افتادن در دام کمیت و تولید صنعتی را تهدیدی جدی برای اصالت و کیفیت آثار هنری دانست و گفت: ابزارهایی مثل سونو امکان تولید صدها قطعه موسیقی را در ماه فراهم میکنند اما پلتفرمهایی مانند اسپاتیفای و خود توسعهدهندگان ناچار شدهاند برای جلوگیری از هجوم آثاری که یکنفر هزاران قطعه از آنها را بارگذاری میکند، محدودیت دانلود و انتشار بگذارند؛ رویدادی که در سینمای کوتاه نیز عینا تکرار شده است.
وی بیان کرد: ارسال صدها یا هزاران اثر به دبیرخانهها نشان میدهد که این حجم بالای تولید اگرچه از نظر آماری چشمگیر است اما کیفیت و اصالت اثر را فدا میکند چراکه فیلم کوتاه محصول پر کردن آنتن تلویزیون نیست و شتابزدگی در تولید صنعتی، روح هنری کار را از بین میبرد و جشنوارهها را نیز وادار به تعیین سقف ارسال اثر برای هر شرکتکننده کرده است.
این کارگردان با ذکر نمونه موفق یک فیلمساز میانسال فرانسوی که با کمترین هزینه و بدون پیشینه سینمایی موفق به دریافت جوایز جشنوارههای هوش مصنوعی شد، فردیشدن فرایند تولید را افق تازهای در زبان سینما توصیف کرد و افزود: آنچه باعث درخشش فیلم این سازنده در میان انبوهی از آثار پرزرقوبرق شد، روایت صادقانه یک تجربه زیسته و قصهای کاملا شخصی از گذشتهاش بود.
سحرخیز توضیح داد: این تجربه نشان میدهد سینما آرامآرام در حال حرکت به سمتی است که مانند شعر گفتن یا رمان نوشتن، به یک کنش فردی و تکنفره تبدیل شود جایی که دیگر نیازی به گرد هم آمدن یک گروه بزرگ تولیدی نیست، بلکه یک نفر میتواند جهان ذهنی خود را مستقیما به تصویر درآورد؛ دگرگونی بزرگی که هم میتواند فرصتی یگانه برای بیان خلاقیتهای فردی باشد و هم بیمها و خطرات خاص خود را برای ساختار جمعی سینما به همراه بیاورد.
این هنرمند با اشاره به برخوردهای تند و احساسی با ورود هوش مصنوعی به سینمای انیمیشن به ماجرای نمایش اثر یک کارگردان سرشناس هلندی در جشنواره انسی فرانسه پرداخت و گفت: این هنرمند و نقاش باسابقه در چند نما از فیلم تازهاش، صرفا از یک مدل هوش مصنوعی استفاده کرده بود که روی سبک نقاشیهای خود او آموزش داده شده بود و حتی پیش از نمایش هم این موضوع را شفاف اعلام کرد اما با آغاز اکران عدهای از تماشاگران با شعار دادن و بالا بردن پلاکارد سالن را ترک کردند، رفتاری غیرمنطقی که خود سازنده را هم شگفتزده کرد چرا که به جای تحلیل سینمایی اثر تمام بحثها به مخالفت با این ابزار کشیده شد.
وی ادامه داد: حتی دبیر جشنواره انسی هم با انتقاد شدید از این رفتار اعلام کرد که مخاطبان انگار به دنبال فرصتی بودند تا خشم جمعی خود از هوش مصنوعی را سر یک فیلمساز خالی کنند در حالی که اثر از نظر سینمایی فیلمی بسیار خوب و ارزشمند بود.
این مدرس و فیلمساز با ورود به چالش پیچیده حقوق مالکیت معنوی و پروندههای حقوقی شرکتهای بزرگ سرگرمی افزود: مسئله اساسی دیگر این است که مدلهای تصویری روی آثار هنرمندان بدون اجازه آنها آموزش دیدهاند و هنوز هیچ چارچوب قانونی روشنی برای تعیین مالک اثر نهایی وجود ندارد کمااینکه مراجع ثبت اثر تاکنون حاضر نشدهاند هوش مصنوعی را به عنوان نویسنده یا پدیدآورنده به رسمیت بشناسند.
سحرخیز با اشاره به موضوعات حقوقی در حوزه هوش مصنوعی گفت: امروز دعواهای حقوقی سنگینی میان غولهایی مثل دیزنی و پلتفرمهای پیشرفته تولید تصویر در جریان است زیرا این سیستمها با تغذیه از آثار نقاشان و انیماتورها تصاویری بسیار هنرمندانه تولید میکنند. تناقض ماجرا اینجاست که خودِ دیزنی نیز متهم است که همزمان با اخراج بخشی از نیروهای متخصص خود در پشتصحنه تولیداتش از همین ابزارهای هوش مصنوعی بهره میبرد.
این هنرمند با اشاره به تفاوت کار با نسخههای رایگان و پولی هوش مصنوعی و محدودیتهای کیفی ابزارهای عمومی گفت: ابزارهای رایگان انرژی و توان پردازشی کمتری میگذارند و طبیعی است که برای رسیدن به نتایج حرفهای، نیاز به ابزارهای اختصاصی و پیشرفتهتر وجود دارد. من در کارهایم از مدلهای زبانی مانند کلود استفاده میکنم که به خاطر تجربه طولانی، حافظه پیوسته و شناختی که از روند کار پیدا کرده است درک بسیار دقیقی از خواستهها دارد، در کنار آن از پلتفرمهای جامعی بهره میبریم که دسترسی همزمان به برترین مدلهای تولید تصویر و ویدیو در دنیا را فراهم میکنند تا بتوان از قابلیتهای هر مدل در جای مناسب خود استفاده کرد.
این کارگردان در پایان با تبیین تغییر شیوه کار از کمرنگ شدن تب پرامپتنویسی در فرایند تولید خبر داد و افزود: دیگر دوران اینکه یک نفر صرفا به عنوان پرامپتنویس ماهر شناخته شود رو به پایان است زیرا اکنون خود هوش مصنوعی وظیفه نوشتن، بهینهسازی و ارسال دستورها را بر عهده میگیرد. در روشهای جدید و خودکار، سیستم روی رایانه مستقر میشود، پوشهبندی و مدیریت فایلها را شخصا انجام میدهد، فیلمنامه را تحلیل و به استوریبورد و تصویر تبدیل میکند و بر اساس سلیقه و تایید اولیهای که از فیلمساز گرفته است، تمام نسخههای مناسب را در حافظه نگه میدارد؛ فرایندی که تولید تصویر، انتخاب نماها و حتی تدوین اولیه را با نظارت کلی انسان به شکلی پیوسته و هوشمند پیش میبرد.
چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران به دبیری بهروز شعیبی، به همت انجمن سینمای جوانان ایران و با حمایت سازمان سینمایی، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، موسسه تصویرشهر، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان اورژانس کشور و بنیاد مستضعفان و بانک ملی از ۲۵ تا ۳۰ مهر در پردیس سینماگالری ملت برگزار میشود.
