نیلوفر لاری معتقد است، کتاب «قهوه‌خانه‌های اصفهان زندگی شهری، معماری و عرصه عمومی در ایران صفوی»، با عبور از توصیف معماری این فضاها، تصویری از جامعه‌ای پویا و درگیر تحولات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ارائه می‌دهد.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ قهوه‌خانه یا کافه‌های امروزی بخشی آشنا از زندگی روزمره هستند. فضایی برای معاشرت، گفت‌وگو، دیدارهای دوستانه و گذراندن اوقات فراغت؛ اما کمتر پیش آمده به این موضوع فکر ‌کنیم که این فضا در چه بستر تاریخی و اجتماعی‌ شکل گرفته و چه جایگاهی در زندگی شهری ایرانیان داشته است. همچنین، تصور رایج از فرهنگ کافه‌نشینی اغلب با شهرهای اروپایی، به‌ویژه پاریس، پیوند خورده است؛ گویی کافه و فرهنگ معاشرت در چنین فضاهایی پدیده‌هایی هستند که از غرب به جهان امروز راه یافته‌اند. کتاب «قهوه‌خانه‌های اصفهان زندگی شهری، معماری و عرصه عمومی در ایران صفوی»، نوشته فرشید امامی و نیلوفر لاری با بررسی تاریخ شکل‌گیری قهوه‌خانه‌ها در دوره صفوی، امکان بازنگری در این تصورات را فراهم می‌کند. این کتاب که از سوی نشر نی منتشر شده است، علاوه‌بر اینکه به معماری و ویژگی‌های کالبدی قهوه‌خانه‌ها پرداخته است با بررسی زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پیدایش آن‌ها، تصویری زنده‌تر از حیات شهری اصفهان در عصر صفوی ارائه می‌دهد. یکی از جنبه‌های مهم کتاب، توجه به ورود قهوه و دیگر مواد مصرفی جدید به ایران و تأثیر آن‌ها بر شکل‌گیری فضاهای تازه اجتماعی است. همچنین، تصحیح و معرفی رساله‌ ناشناخته سالک‌الدین محمد حموی‌یزدی، تاریخی درباره قهوه و مواد جدیدی مانند چای، دریچه‌ای تازه به تاریخ فرهنگی و اجتماعی این دوره باز می‌کند. در این گفت‌وگو، با نیلوفر لاری، مترجم کتاب و مصحح نسخه، به اهمیت تاریخی قهوه‌خانه‌ها، نسبت معماری با زندگی اجتماعی، ارزش منابع تاریخی و ضرورت معرفی این اثر به مخاطبان عمومی و پژوهشگران پرداخته‌ایم.

کتاب «قهوه‌خانه‌های اصفهان زندگی شهری، معماری و عرصه عمومی در ایران صفوی» از یک موضوع به‌ ظاهر آشنا آغاز می‌شود، اما به بخش‌هایی کمتر شناخته ‌شده از تاریخ اجتماعی ایران می‌رسد. در این باره بگویید.

جذابیت کتاب برای من دقیقاً در همین ادغام یک موضوع آشنا با بخشی کمتر پرداخته ‌شده از تاریخ بود. پژوهش فرشید امامی ابتدا در قالب مقاله‌ای تخصصی نشر یافته بود. پس از گفت‌وگو با او، به این نتیجه رسیدیم که می‌توان بحث را گسترش داد و زمینه‌های اجتماعی شکل‌گیری قهوه‌خانه‌ها و تاریخ ورود قهوه به ایران را نیز به آن افزود. موضوع فقط معماری قهوه‌خانه‌ها نبود؛ مسئله این بود که قهوه‌خانه چگونه به بخشی از زندگی شهری تبدیل شد و چه مناسبات اجتماعی و فرهنگی‌ در آن شکل گرفت. این گسترش موضوع، کتاب را به اثری فراتر از یک پژوهش معماری تبدیل کرد. یکی دیگر از ویژگی‌های مهم کتاب این است که با وجود تخصصی ‌بودن موضوع و روش پژوهش، می‌تواند برای مخاطب عمومی نیز جذاب باشد. کتاب مخاطب را با بخشی از تاریخ پیوند می‌دهد که در عین آشنایی، کمتر درباره آن فکر کرده‌ است. در یادداشتی درباره کتاب نوشته‌ام که امامی «امری آشنا و ناآشنا در جهان کنونی و جهان گذشته را با جهانی از جزئیات تاریخی، عالمانه و معمارانه تصویر می‌کند و بخشی از فرهنگی ناشناخته را برای ما روشن می‌سازد». این جمله به‌خوبی اهمیت کتاب را نشان می‌دهد که قهوه‌خانه برای ما فضایی آشناست، اما تاریخ شکل‌گیری و جایگاه آن در جامعه صفوی چندان شناخته ‌شده نیست.

روایتی از معماری و ویژگی‌ قهوه‌خانه‌های اصفهان در عصر صفوی

یکی از نکات جالب کتاب، همین فاصله میان تجربه امروزی از قهوه‌خانه و کافه و تاریخ شکل‌گیری این فضاها در ایران است. کتاب با روایت برخورد سفرای خارجی با قهوه در دربار صفوی آغاز می‌شود؛ برخوردی که در آن، برخی از این سفرا طعم قهوه را نمی‌پسندند و شراب را ترجیح می‌دهند. چرا چنین روایتی برای ورود به بحث اهمیت دارد؟ آیا می‌توان گفت کتاب تلاش می‌کند تصور رایج درباره منشأ فرهنگ کافه‌نشینی را تغییر دهد؟

فکر می‌کنم یکی از ضرورت‌های خواندن این کتاب همین است که کمک می‌کند تصویر متفاوتی از زندگی روزمره خودمان به‌دست بیاوریم. وقتی در کلاس‌های «تاریخ هنر اسلامی» به تدریس قهوه‌خانه‌های دوره صفوی می‌رسم و تصاویر آن‌ها را نشان می‌دهم، معمولاً با این واکنش روبه‌رو می‌شوم که مگر چنین فضاهایی متعلق به اروپا نیستند؟ فرهنگ کافه‌نشینی در ذهن بسیاری از ما با پاریس و بلوارهای اروپایی پیوند خورده است. اما قهوه‌خانه‌ها در ایران صفوی بخشی مهم از حیات شهری بوده‌اند. روایت سفرای خارجی در ابتدای کتاب از این نظر جالب است که نشان می‌دهد قهوه در آن زمان هنوز برای برخی از مخاطبان اروپایی ماده‌ای ناآشنا بود. این موضوع یادآوری می‌کند که آنچه امروز در فرهنگ روزمره خود بدیهی می‌دانیم، در گذشته تاریخ متفاوتی داشته است. البته مسئله کتاب فقط اثبات این نیست که قهوه‌خانه در ایران وجود داشته است؛ می‌خواهد نشان دهد ورود یک ماده جدید چگونه می‌تواند به شکل‌گیری عادت‌های تازه، فضاهای اجتماعی جدید و مناسبات فرهنگی متفاوت منجر شود.

به این نکته اشاره کردید که کتاب می‌تواند تصویر رایج از تاریخ ایران را تغییر دهد. در پیشگفتار کتاب نیز به شیوه‌های اروپامحور تاریخ‌نگاری اشاره می‌شود. این رویکرد چگونه بر برداشت ما از جوامع شرقی تأثیر گذاشته و پژوهش فرشید امامی از چه راهی با آن مواجه می‌شود؟

برای مدت‌ها، بخش مهمی از تاریخ جوامع شرقی از دریچه نگاه اروپایی نوشته می‌شد. در برخی از این روایت‌ها، جوامع شرقی ایستا و فاقد پویایی تاریخی تصور می‌شدند؛ در مقابل، اروپا به‌عنوان کانون اصلی تحول و نوآوری معرفی می‌شد. این تصویر به‌تدریج در ذهن خود ما نیز جا افتاده است. گاهی گذشته ایران را چنان تصور می‌کنیم که انگار شهرها و مناسبات اجتماعی آن‌ها برای مدت‌های طولانی بدون تغییر باقی مانده بودند و تحولات اساسی فقط از بیرون وارد می‌شدند. نوشته امامی با بررسی تاریخ قهوه‌خانه‌ها در برابر چنین تصوری قرار می‌گیرد. این پژوهش نشان می‌دهد که جامعه ایران در دوره صفوی با ورود مواد نو کالاهای ناشناخته، گسترش شبکه‌های تجاری و شکل‌گیری فضاهای تازه اجتماعی روبه‌رو بوده است. قهوه‌خانه‌ها نیز در دل همین تحولات شکل گرفتند و به بخشی از زندگی روزمره شهر تبدیل شدند. در اینجا با جامعه‌ای پویا مواجهیم که در آن کالاها و ایده‌ها جابه‌جا می‌شوند و شکل‌های تازه‌ای از معاشرت و مصرف به‌وجود می‌آیند. کتاب فقط تاریخ یک مکان نیست، تلاشی است برای بازنگری در تصویری که از پویایی اجتماعی و فرهنگی ایران در گذشته داریم.

بخش دوم کتاب، معرفی و تصحیح رساله‌ای از سالک‌الدین محمد حموی یزدی درباره قهوه و دیگر مواد مصرفی جدید است. چرا تصمیم گرفتید این متن را در کنار پژوهش اصلی قرار دهید؟ این رساله چه چیزی به شناخت ما از تاریخ فرهنگی عصر صفوی اضافه می‌کند؟

این رساله از چند جهت اهمیت دارد. نخست اینکه با متنی روبه‌رو هستیم که از منظر تاریخ پزشکی و شناخت مواد مصرفی نوشته شده، اما اطلاعات آن به همین حوزه محدود نمی‌شود. نویسنده درباره مواد جدیدی مانند قهوه و چای صحبت می‌کند و از فواید و مضرات آن‌ها از منظر پزشکی سخن می‌گوید. در خلال همین توضیحات، اطلاعاتی درباره شیوه مصرف این مواد و مکان‌هایی که برای نوشیدن آن‌ها در نظر گرفته می‌شد، به‌دست می‌آوریم. مثلاً اشاره به مکان‌هایی که مردم برای نوشیدن قهوه به آن‌ها مراجعه می‌کردند، می‌تواند در شناخت تاریخ شکل‌گیری قهوه‌خانه‌ها کمک کند. این اطلاعات شاید در نگاه نخست حاشیه‌ای به‌نظر برسند، اما برای پژوهشگر تاریخ اجتماعی بسیار ارزشمند هستند. نکته دیگر اینکه رساله پیش از این به‌طور کامل در دسترس پژوهشگران نبود و نسخه‌های شناخته ‌شده آن نیز محدود بودند. تا زمانی که متنی تصحیح و منتشر نشده باشد، دسترسی به آن برای پژوهشگران دشوار است. اما وقتی متن در قالب اثری علمی منتشر می‌شود، امکان استفاده از آن برای پرسش‌های پژوهشی مختلف فراهم می‌شود. این رساله می‌تواند زمینه مطالعات گسترده‌تری را نیز فراهم کند. همان‌طور که درباره قهوه و قهوه‌خانه پژوهش می‌کنیم، می‌توانیم تاریخ ورود و مصرف چای، دیگر نوشیدنی‌ها و مواد محرک را هم بررسی کنیم. در این شکل تاریخ مصرف مواد غذایی و نوشیدنی‌ها را نه موضوعی حاشیه‌ای، بلکه بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی جامعه در نظر خواهیم گرفت. یکی از نکات مهم در پژوهش تاریخی این است که منابع را به موضوعی که عنوان یا هدف اولیه آن‌ها نشان می‌دهد، محدود نکنیم. ممکن است یک رساله با هدف توضیح فواید و مضرات یک ماده نوشته شده باشد، اما در کنار آن اطلاعاتی درباره نحوه ورود آن ماده به جامعه، شیوه مصرف، مکان‌های عرضه و عادت‌های روزمره مردم ارائه کند. این اطلاعات می‌توانند برای پژوهشگری که درباره تاریخ اجتماعی یا فرهنگی کار می‌کند، بسیار راهگشا باشند. در مورد این رساله چنین وضعیتی وجود دارد. متن از منظر پزشکی نوشته شده، اما از خلال آن می‌توان به پرسش‌هایی درباره تاریخ مصرف، فضاهای عمومی و تغییرات فرهنگی در دوره صفوی پرداخت. تصحیح متون تاریخی اهمیت زیادی دارد. با انتشار یک متن، در واقع منبعی تازه به بدنه دانش تاریخی اضافه می‌شود و پژوهشگران می‌توانند از منظرهای متفاوت به سراغ آن بروند. گاهی یک متن که در ابتدا برای پاسخ به پرسشی مشخص بررسی شده، در ادامه به منبعی مهم برای حوزه‌های دیگر تبدیل می‌شود.

در کتاب، قهوه‌خانه فقط فضای معماری یا محلی برای نوشیدن قهوه نیست؛ مکانی برای معاشرت، گفت‌وگو، داستان‌خوانی و شعرخوانی است. چرا توجه به این کارکردهای اجتماعی برای فهم تاریخ قهوه‌خانه‌ها اهمیت دارد؟

اگر بخواهیم قهوه‌خانه را فقط از نظر کالبدی بررسی کنیم، ممکن است به توصیف شکل بنا، نقشه، موقعیت مکانی و ویژگی‌های معماری آن محدود شویم. اما چنین رویکردی بخش مهمی از واقعیت تاریخی این فضا را نادیده می‌گیرد. آنچه به یک مکان معنا می‌دهد، فقط معماری آن نیست؛ بلکه فعالیت‌هایی است که در آن انجام می‌شود و مناسباتی است که میان افراد شکل می‌گیرد. قهوه‌خانه زمانی اهمیت تاریخی پیدا می‌کند که آن را در پیوند با زندگی شهری و روابط اجتماعی بررسی کنیم. در این فضاها، مردم گرد هم می‌آمدند، گفت‌وگو می‌کردند، به داستان‌ها گوش می‌دادند و شعر می‌خواندند. به این ترتیب، قهوه‌خانه به یکی از عرصه‌های معاشرت و تبادل فرهنگی تبدیل می‌شد. از این منظر، قهوه‌خانه را می‌توان در چارچوب مفهوم «عرصه عمومی» نیز بررسی کرد؛ یعنی فضایی که افراد در آن حضور پیدا می‌کنند و در فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی مشارکت دارند. برای تحلیل دقیق این مفهوم در دوره صفوی باید به تفاوت‌های تاریخی و اجتماعی آن با عرصه عمومی در جوامع مدرن نیز توجه داشت. نکته مهم این است که چنین فضاهایی نشان می‌دهند زندگی شهری اصفهان بسیار متنوع‌تر از تصویری بوده که گاهی از شهرهای تاریخی ایران ارائه می‌شود. شهر فقط مجموعه‌ای از بناهای مهم، مسجدها، میدان‌ها و بازارها نیست؛ شبکه‌ای از مکان‌ها و روابط اجتماعی است که در کنار یکدیگر به زندگی شهری شکل می‌دهند.

عنوان کتاب بر معماری و زندگی شهری تأکید دارد. چرا برای شناخت قهوه‌خانه‌ها باید از بررسی کالبدی بنا فراتر رفت و به تاریخ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز توجه کرد؟ این رویکرد میان‌رشته‌ای چه امکانی برای پژوهش تاریخی فراهم می‌کند؟

در مطالعات قدیمی‌تر معماری، معمولاً تمرکز اصلی بر ویژگی‌های کالبدی بنا بود؛ اینکه ساختمان چه ساختاری دارد، از چه عناصری تشکیل شده و در چه موقعیتی قرار گرفته است. این اطلاعات ضروری‌ هستند، اما به‌تنهایی نمی‌توانند تمام ابعاد یک فضای تاریخی را توضیح دهند. در مطالعات جدیدتر معماری و شهر، توجه بیشتری به رابطه میان فضای ساخته‌ شده، زندگی اجتماعی و تجربه شهری وجود دارد. پرسش این است که چه افرادی از یک فضا استفاده می‌کردند، چه فعالیت‌هایی در آن انجام می‌شد و آن مکان چه نقشی در شکل‌گیری روابط اجتماعی داشت. در مورد قهوه‌خانه‌ها، اگر فقط درباره نقشه و معماری آن‌ها صحبت کنیم، بخش مهمی از موضوع را از دست می‌دهیم. باید ببینیم این فضاها چگونه در زندگی روزمره مردم جای گرفتند و چه ارتباطی با تحولات اقتصادی و فرهنگی زمانه خود داشتند. این رویکرد به پژوهشگر اجازه می‌دهد از منابع مختلف متون تاریخی، اسناد آرشیوی، تصاویر و شواهد معماری استفاده کند. کنار هم قرار دادن این منابع، تصویری جامع‌تر از یک پدیده تاریخی ارائه می‌دهد. مثلاً کتاب تاریخ اقتصادی قهوه نیست، اما از خلال بررسی ورود و مصرف قهوه می‌توانیم به شبکه‌های تجاری و گردش کالاها نیز پی ببریم. همین‌طور، بررسی کارکرد اجتماعی قهوه‌خانه‌ها اطلاعاتی درباره تاریخ فرهنگی و روابط اجتماعی به‌دست می‌دهد. به این معنا، معماری فقط موضوع مطالعه نیست و نقطه‌ای برای ورود به تاریخ گسترده‌تر زندگی شهری است.

در پایان بحث به اهمیت قرار دادن کتاب در چارچوب تحولات جهانی اشاره کرده‌اید. بررسی قهوه‌خانه‌های اصفهان چه کمکی به شناخت جایگاه ایران در تحولات گسترده‌تر جهان در دوره صفوی می‌کند؟ آیا این پژوهش می‌تواند برداشت دوگانه از تاریخ پیشامدرن و مدرن را نیز به چالش بکشد؟

این یکی از مهم‌ترین جنبه‌های کتاب است که امامی به‌خوبی در پیشگفتار آن را بسط می‌دهد. اغلب تاریخ را به دو دوره کاملاً جدا تقسیم می‌کنیم، دوره پیشامدرن که آن را ایستا و کم‌تحول می‌دانیم و دوره مدرن که با پویایی، تجارت و تغییرات اجتماعی همراه است. این برداشت گاهی باعث می‌شود تصور کنیم تحولات اجتماعی و اقتصادی فقط در دوره جدید و عمدتاً تحت‌تأثیر اروپا شکل گرفته‌اند. اما در مطالعات تاریخی، مفهوم «دوران مدرن متقدم» کمک می‌کند به دوره‌هایی توجه کنیم که در آن‌ها شبکه‌های تجاری، گردش کالاها و ارتباطات میان مناطق مختلف جهان گسترش پیدا می‌کردند. دوره صفوی را نیز می‌توان در چارچوب چنین تحولات جهانی بررسی کرد. ورود قهوه و گسترش قهوه‌خانه‌ها بخشی از شبکه گسترده‌تری از مبادلات و تغییرات فرهنگی بود. این پدیده نشان می‌دهد که ایران از تحولات جهانی جدا نبود و شهرهای آن نیز درگیر پروسه متنوع اقتصادی و اجتماعی بودند.

یکی از تصورات رایج درباره شهرهای تاریخی ایران این است که زندگی شهری عمدتاً حول مسجد، بازار و میدان شکل می‌گرفته است. بررسی قهوه‌خانه‌ها چگونه این تصویر را گسترش می‌دهد و چه ابعاد تازه‌ای از زندگی اجتماعی اصفهان را آشکار می‌کند؟

مسجد، بازار و میدان بدون تردید از عناصر مهم شهرهای تاریخی ایران بوده‌اند، اما اگر زندگی شهری را فقط به این فضاها محدود کنیم، بخش بزرگی از تجربه روزمره مردم را نادیده می‌گیریم. شهر از مجموعه‌ای متنوع از فضاها تشکیل شده است که هر کدام کارکردها و روابط اجتماعی خاص خود را دارند. قهوه‌خانه‌ها نیز بخشی از این شبکه بودند و در شکل‌گیری تجربه شهری نقش داشتند. با بررسی این مکان‌ها می‌توانیم بفهمیم مردم چگونه اوقات فراغت خود را می‌گذراندند، کجا با یکدیگر دیدار می‌کردند و چه فعالیت‌های فرهنگی‌ در زندگی روزمره آن‌ها جریان داشت. در کنار این موضوعات، کتاب یادآوری می‌کند که فضاهای شهری ممکن است کارکردهایی فراتر از هدف اولیه‌ پیدا کنند. یک مکان می‌تواند هم‌زمان فضایی برای مصرف، معاشرت، سرگرمی و تبادل فرهنگی باشد. برای شناخت کامل زندگی اجتماعی اصفهان در عصر صفوی، باید به تفاوت تجربه گروه‌های مختلف اجتماعی نیز توجه کرد. همه افراد الزاماً به یک شکل از این فضاها استفاده نمی‌کردند و دسترسی و حضور آن‌ها می‌توانست تحت‌تأثیر عوامل مختلف قرار گیرد. بررسی قهوه‌خانه‌ها فرصتی فراهم می‌کند تا تصویر پیچیده‌تر و متنوع‌تری از جامعه و شهر تاریخی اصفهان داشته باشیم.

جلد 4، آمستردام، 1635

در بخش‌هایی از کتاب به نظارت حکومت بر فعالیت‌های قهوه‌خانه‌ها و تلاش برای کنترل آنچه در این فضاها می‌گذشت اشاره می‌شود. این موضوع درباره رابطه میان حکومت، زندگی روزمره و فضاهای عمومی در دوره صفوی چه چیزی می‌خواهد به مخاطب بگوید؟

این موضوع نشان می‌دهد که قهوه‌خانه‌ها فقط فضاهایی خصوصی یا بی‌ارتباط با ساختار قدرت نبودند. وقتی مکانی به محل تجمع افراد و تبادل اطلاعات تبدیل می‌شود، طبیعی است که توجه حکومت نیز به آن جلب شود. در کتاب به نمونه‌هایی از نظارت بر قهوه‌خانه‌ها اشاره می‌شود؛ از جمله اینکه شاه عباس فردی را برای نظارت بر آنچه در این فضاها گفته می‌شد، تعیین می‌کرد. چنین نمونه‌هایی نشان می‌دهند که حکومت به فعالیت‌های جاری در این مکان‌ها توجه داشت. برای تفسیر این موارد باید به زمینه تاریخی آن‌ها توجه کرد و از تعمیم شتاب‌زده پرهیز کرد. اما همین شواهد نشان می‌دهند که قهوه‌خانه‌ها را نمی‌توان فقط مکان‌هایی برای نوشیدن و سرگرمی دانست. این فضاها بخشی از مناسبات اجتماعی شهر بودند و در ارتباط با ساختار قدرت نیز قرار می‌گرفتند. از این دیدگاه، تاریخ قهوه‌خانه‌ها می‌تواند به پرسش‌های گسترده‌تری درباره نظارت بر فضاهای عمومی، مدیریت شهری و رابطه میان حکومت و جامعه در دوره صفوی منجر شود.

روش پژوهش کتاب چه ویژگی‌هایی دارد و آیا می‌تواند برای دانشجویان و محققان تاریخ، معماری و مطالعات شهری آموزنده باشد؟

یکی از دلایلی که باعث شد این کتاب ترجمه و بسط داده شود، همین ویژگی روش‌شناختی بود. کتاب نمونه خوبی است از اینکه چگونه می‌توان یک پرسش مشخص را مطرح کرد، منابع گوناگون را در کنار هم قرار داد و به‌تدریج تصویری گسترده‌تر از یک پدیده تاریخی به‌دست آورد. در اینجا فقط به یک نوع منبع تکیه نشده است. شواهد تاریخی، اطلاعات مربوط به معماری، زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی و منابع مرتبط با فرهنگ مادی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. حاصل این ترکیب، روایتی است که می‌تواند ابعاد مختلف یک موضوع را روشن کند. کتاب برای دانشجویان و پژوهشگران نیز آموزنده است. از سوی دیگر، کتاب می‌گوید که مطالعه تاریخ لزوماً به‌معنای بررسی رویدادهای سیاسی یا زندگی پادشاهان نیست. زندگی روزمره مردم و فضاهایی که در آن‌ها حضور داشته‌اند نیز می‌توانند موضوع پژوهش تاریخی قرار گیرند. امیدوارم ترجمه و انتشار چنین آثاری زمینه را برای پژوهش‌های مشابه فراهم کند و توجه بیشتری به تاریخ اجتماعی و فرهنگی شهرهای ایران جلب شود.

قطعاً. یکی از ویژگی‌های موضوعاتی مانند قهوه‌خانه این است که به پرسش‌های متعددی راه باز می‌کنند. می‌توان تاریخ ورود و مصرف قهوه را با تاریخ چای و دیگر نوشیدنی‌ها مقایسه کرد. همچنین می‌توان به بررسی مکان‌هایی پرداخت که برای مصرف این مواد شکل گرفتند و به‌تدریج در زندگی روزمره مردم جای گرفتند. مطالعه قهوه‌خانه‌ها می‌تواند زمینه‌ای برای بررسی سایر فضاهای عمومی و شیوه‌های معاشرت در شهرهای تاریخی ایران باشد. می‌توان پرسید که افراد در دوره‌های مختلف کجا با یکدیگر دیدار می‌کردند، چه فعالیت‌هایی در این فضاها انجام می‌شد و این مکان‌ها چگونه در ارتباط با تحولات اجتماعی و اقتصادی تغییر می‌کردند. مقایسه تجربه شهری در شهرهای مختلف و بررسی ارتباط آن‌ها با شبکه‌های تجاری منطقه‌ای و جهانی می‌تواند چشم‌اندازهای تازه‌ای ایجاد کند.

عکس از بنیاد نور، به‌لطف بنیاد خلیلی

چگونه می‌توان کتابی مانند «قهوه‌خانه‌های اصفهان» را به افرادی معرفی کرد که لزوماً پژوهشگر تاریخ نیستند، اما با قهوه، کافه و فرهنگ معاشرت در این فضاها سروکار دارند و نمی‌دانند قهوه‌خوری در ایران به دوره صفوی برمی‌گردد و حتی تصور رایج در ذهن این است که قهوه در دهه‌های اخیر و از اروپا در ایران رواج پیدا کرده است؟

من هم فکر می‌کنم این کتاب ظرفیت زیادی برای ارتباط با مخاطب عمومی دارد. اتفاقاً زمانی که مشغول کار روی آن بودم، برخی از دوستان پیشنهاد می‌کردند که کتاب با ناشری کار شود که در حوزه قهوه و کافه فعالیت می‌کند؛ چون مخاطبان چنین فضاهایی احتمالاً می‌توانند با موضوع کتاب ارتباط برقرار کنند. در نهایت، به این نتیجه رسیدم که بهتر است کتاب با ناشری علمی منتشر شود، اما همچنان فکر می‌کنم برای معرفی آن باید از ظرفیت‌های دیگری هم استفاده کرد. برای مثال، کافه‌ها و مجموعه‌هایی که در حوزه قهوه فعالیت می‌کنند، می‌توانند نقش مهمی در معرفی این تاریخ داشته باشند. وقتی افراد در زندگی روزمره خود به کافه می‌روند، شاید کمتر به این فکر کنند که چنین فضاهایی چه تاریخ طولانی و پیچیده‌ای دارند. آشناکردن آن‌ها با این تاریخ می‌تواند تجربه امروزی‌شان را نیز معنادارتر کند. همچنین می‌توان از ظرفیت نشست‌های کتابخوانی، گفت‌وگوهای عمومی، پادکست‌ها و برنامه‌های فرهنگی برای معرفی چنین آثاری استفاده کرد. البته فقط بحث تبلیغ کتاب نیست این فرصت می‌تواند برای آشنایی بیشتر با تاریخ فرهنگی خودمان باشد. شناخت این گذشته کمک می‌کند نسبت به تجربه‌های تاریخی جامعه نگاه دقیق‌تر و آگاهانه‌تری داشته باشیم.