از محدودیت‌های خانوادگی و موانع شهری تا مشکلات آموزش و معیشت؛ افراد نابینا برای زندگی مستقل، بیش از دلسوزی به فرصت برابر و دسترس‌پذیری نیاز دارند.

خبرگزاری مهر - گروه جامعه: جهان برای همه یکسان نیست؛ برای بعضی‌ها، شناخت دنیا از نگاه کردن شروع نمی‌شود، بلکه از لمس‌ها، صداها و تصویرهایی آغاز می‌شود که در ذهن خود پرورش می‌دهند.

در کشور ما، حدود یک میلیون نفر از شهروندان با نابینایی زندگی می‌کنند؛ افرادی که چالش‌هایشان فقط به ندیدن محدود نمی‌شود، بلکه گاهی از خانه و خانواده آغاز می‌شود و تا خیابان‌ها، حمل‌ونقل عمومی، مراکز آموزشی، خدمات اجتماعی و فضاهای فرهنگی ادامه پیدا می‌کند.

عبور از خیابانی که رانندگان به عصای سفید توجهی نمی‌کنند، حرکت در پیاده‌روهایی که با موانع مختلف مسدود شده‌اند یا مراجعه به مراکزی که امکان استفاده مستقل از خدمات را فراهم نکرده‌اند، تنها بخشی از دشواری‌هایی است که افراد نابینا در زندگی روزمره با آن روبه‌رو هستند؛ دشواری‌هایی که در بسیاری از موارد، نه از نابینایی، بلکه از دسترس‌پذیر نبودن محیط و بی‌توجهی به نیازهای این افراد ناشی می‌شود.

۲۳ مهرماه، برابر با ۱۵ اکتبر، روز جهانی نابینایان است؛ روزی که با عنوان روز عصای سفید نیز شناخته می‌شود و فرصتی برای توجه به حقوق، توانمندی‌ها و مطالبات افرادی است که همچون دیگر شهروندان، حق دارند مستقل زندگی کنند، در جامعه حضور داشته باشند و از امکانات شهری و اجتماعی بهره‌مند شوند.

اما پرسش اینجاست که شهر، خانواده و جامعه ما تا چه اندازه برای حضور مستقل افراد نابینا آماده‌اند؟ آیا آنچه امروز به‌عنوان حمایت از این افراد شناخته می‌شود، واقعاً به افزایش استقلال آن‌ها کمک می‌کند یا گاهی ناخواسته به محدودیت‌هایشان می‌افزاید؟

برای بررسی این چالش‌ها، از موانع خانوادگی و شهری تا مشکلات آموزشی، فرهنگی و معیشتی افراد نابینا، با امیر سرمدی، عضو هیئت‌مدیره و مدیر روابط عمومی انجمن نابینایان ایران، عضو هیئت‌مدیره کانون افراد دارای معلولیت شهرداری تهران و دبیر منطقه یک این کانون گفت‌وگو کرده‌ایم.

خانواده؛ نخستین مانع یا نخستین حامی استقلال؟

بخشی از چالش‌های افراد نابینا از محیط خانه و نوع نگاه خانواده به معلولیت آغاز می‌شود؛ جایی که حمایت بیش از اندازه، گاهی به محدود شدن فرصت تجربه و یادگیری می‌انجامد.

سرمدی با اشاره به مشکلات درون‌خانوادگی افراد نابینا می‌گوید: بسیاری از خانواده‌های افراد نابینا با مشکل پذیرش معلولیت فرزندشان روبه‌رو هستند. همین مسئله باعث می‌شود که به خیال خودشان بخواهند به فرد دارای آسیب بینایی کمک کنند، اما این کمک بیش از اندازه گاهی باعث می‌شود این افراد در انجام کارهای شخصی و دستیابی به استقلال فردی موفق نباشند.

وی معتقد است این مسئله در میان دختران نابینا بیشتر دیده می‌شود و توضیح می‌دهد: خانواده اجازه نمی‌دهد دخترشان مهارت‌های زندگی را یاد بگیرد و نمی‌گذارد وارد جامعه شود و بتواند به‌تنهایی در سطح شهر تردد کند.

به گفته سرمدی، چنین محدودیت‌هایی در سال‌های بعد زندگی نیز تأثیر می‌گذارد و ممکن است فرصت‌های تحصیل، اشتغال و ازدواج را از فرد بگیرد.

وی می‌گوید: وقتی فرد مهارت‌های اولیه را یاد نگرفته و نمی‌تواند به‌تنهایی در سطح جامعه تردد کند، طبیعتاً بخشی از فرصت‌های زندگی از او گرفته می‌شود. این یکی از چالش‌های اصلی درون‌خانوادگی است.

موضوع ازدواج افراد دارای آسیب بینایی نیز از دیگر مسائلی است که به گفته این فعال حوزه نابینایان، گاهی با مقاومت خانواده‌ها روبه‌رو می‌شود. افرادی که به درجه‌ای از استقلال رسیده‌اند، معمولاً تمایل دارند با فرد نابینا یا کم‌بینا ازدواج کنند؛ برای مثال، یک فرد نابینا با فرد کم‌بینا یا دو فرد نابینا با یکدیگر ازدواج کنند.اما گاهی خانواده‌ها در برابر این تصمیم مقاومت می‌کنند و نمی‌توانند به انتخاب فرزندشان اعتماد کنند؛ درحالی‌که سرمدی معتقد بود ، مسئولیت تصمیم‌گیری باید بر عهده خود آن دو نفر باشد.

سرمدی با اشاره به تجربه زوج‌های نابینا می‌گوید: اگر این افراد در دوران زندگی خود مهارت‌های اولیه را آموخته باشند، می‌توانند زندگی مستقلی داشته باشند. ما امروز زوج‌های نابینای زیادی داریم که با یکدیگر زندگی می‌کنند و به کمک فناوری، بسیاری از چالش‌های پیش روی خود را برطرف کرده‌اند. حتی فرزند دارند و به‌راحتی زندگی می‌کنند.

به گفته وی، این تجربه‌ها می‌تواند برای خانواده‌هایی که نگاه منفی به ازدواج افراد دارای آسیب بینایی بایکدیگر دارند، قابل توجه باشد.

از پیاده‌روهای ناایمن تا متروهای دسترس‌ناپذیر

پس از خانواده، محیط شهری یکی از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند استقلال افراد نابینا را تقویت کند یا آن را به چالش بکشد. پیاده‌روهای مسدود، موانع پیش‌بینی‌نشده، خودروهای پارک‌شده در مسیر عبور و رعایت نشدن حقوق عابران نابینا، رفت‌وآمد روزمره این افراد را دشوار می‌کند.

سرمدی با اشاره به اینکه اصطلاح «شهر دسترس‌پذیر» در سال‌های اخیر بارها از سوی مسئولان مطرح شده است، می‌گوید: واقعیت این است که ما، دست‌کم در تهران که زندگی می‌کنیم، با یک شهر دسترس‌پذیر برای افراد دارای معلولیت فاصله داریم؛ هرچند ممکن است وضعیت تهران در مقایسه با میانگین برخی شهرها و استان‌های دیگر بهتر باشد.

وی با بیان اینکه مبلمان شهری برای گروه‌های مختلف افراد دارای معلولیت استانداردهای لازم را ندارد، تأکید می‌کند: در سال‌های اخیر تلاش‌های زیادی صورت گرفته، اما هنوز فاصله معناداری داریم تا بتوانیم بگوییم معابر شهری برای افراد نابینا و کم‌بینا دسترس‌پذیر هستند.

به گفته سرمدی، گاهی اقدامات اجرایی در سطح شهر، به‌جای تسهیل رفت‌وآمد، موانع بیشتری ایجاد می‌کند. برای مثال، سکوهای سیمانی که در تقاطع برخی پیاده‌روها با خیابان‌ها قرار داده می‌شوند، می‌توانند هنگام عبور فرد نابینا با عصای سفید مشکل‌ساز شوند.

وی توضیح می‌دهد: وقتی فرد نابینا می‌خواهد با عصای سفید از پیاده‌رو عبور کند، ممکن است عصا یا پای او به این سکوها برخورد کند و آسیب ببیند. این سکوها را با این توجیه قرار می‌دهند که موتورسیکلت وارد پیاده‌رو نشود، درحالی‌که موتورسیکلت به‌راحتی از آن‌ها عبور می‌کند و در عمل، مانعی برای فرد نابینا ایجاد شده است.

قانونی که در خیابان اجرا نمی‌شود

یکی دیگر از مشکلات، بی‌توجهی رانندگان به حقوق افراد نابینا هنگام عبور از خیابان است؛ موضوعی که به گفته سرمدی، در کنار نبود فرهنگ‌سازی کافی، می‌تواند خطرات جدی به همراه داشته باشد.

وی با اشاره به مقررات مربوط به عصای سفید می‌گوید: طبق قانون، عصای سفید فرد نابینا هنگام عبور از خیابان، حکم چراغ قرمز را دارد و رانندگان موظف‌اند در برابر فرد نابینایی که با عصای سفید قصد عبور دارد، توقف کنند. حتی برای رعایت نکردن این موضوع، جریمه نیز در نظر گرفته شده است.

بااین‌حال، سرمدی معتقد است وقتی این قانون رعایت نمی‌شود و فرهنگ‌سازی لازم از سوی صداوسیما صورت نمی‌گیرد، افراد نابینا در تردد شهری با مشکل مواجه می‌شوند.

وی یادآور می‌شود که بسیاری از مردم نمی‌دانند یک فرد نابینا هنگام تردد به‌تنهایی در سطح شهر ممکن است چندین دقیقه معطل شود تا بتواند از یک خیابان عبور کند؛ وضعیتی که علاوه بر دشواری، خطراتی نیز برای او به دنبال دارد.

به گفته سرمدی، مشکلات فقط به عبور از خیابان محدود نمی‌شود. بارها خودروها در تقاطع‌ها، درست در محل عبور عابران یا مقابل پلی که روی جوی آب قرار دارد، پارک می‌کنند و مسیر رفت‌وآمد را می‌بندند.

قرار دادن بساط مغازه‌داران و دست‌فروشان در وسط پیاده‌رو، سایبان‌های غیراستاندارد با ارتفاع کم و داربست‌هایی که میله‌های آهنی آن‌ها با فوم یا پوشش مناسب محافظت نشده‌اند، از دیگر موانعی است که ممکن است هنگام تردد به افراد نابینا آسیب برساند.

این مشکلات در حمل‌ونقل عمومی نیز دیده می‌شود. سرمدی با اشاره به وضعیت مترو می‌گوید بلندگوهایی که نام ایستگاه‌ها را اعلام می‌کنند، گاهی خاموش هستند یا نام ایستگاه را اشتباه اعلام می‌کنند. در چنین شرایطی، فرد نابینا یا کم‌بینا که امکان خواندن نام ایستگاه از روی تابلوها را ندارد، برای تشخیص موقعیت خود با مشکل روبه‌رو می‌شود.

وی تأکید می‌کند که مشکلات دسترس‌پذیری به افراد نابینا محدود نیست و سایر گروه‌های افراد دارای معلولیت نیز با موانع مشابهی مواجه‌اند؛ برای مثال، در برخی ایستگاه‌ها یا فضاهای شهری آسانسور وجود ندارد و فردی که از ویلچر استفاده می‌کند، عملاً نمی‌تواند از امکانات آن مکان بهره‌مند شود.

خدمات عمومی و اینترنتی؛ استقلالی که هنوز کامل نشده است

استقلال افراد نابینا فقط به امکان رفت‌وآمد در شهر محدود نمی‌شود. آن‌ها باید بتوانند هنگام مراجعه به بانک‌ها، سازمان‌ها، مراکز خرید و وب‌سایت‌های خدماتی نیز کارهای شخصی خود را بدون وابستگی غیرضروری به دیگران انجام دهند.

سرمدی با اشاره به ضرورت دسترس‌پذیر شدن خدمات عمومی می‌گوید: وقتی افراد نابینا وارد یک سازمان یا نهاد می‌شوند، باید این امکان را داشته باشند که کارهای شخصی خود را به‌صورت مستقل انجام دهند. برای مثال، در بانک‌ها و مراکز خرید می‌توان امکاناتی در نظر گرفت تا افراد نابینا بتوانند هنگام مراجعه، فرم‌ها را خودشان تکمیل کنند.

وی در همین زمینه به تجربه «سامانه خدمات بانکی نابینایان» اشاره می‌کند که انجمن نابینایان ایران با همکاری یکی از شرکت‌ها طراحی کرده بود.

به این ترتیب، فرایند تکمیل فرم از طریق سامانه و به‌صورت مستقل انجام می‌شد؛ اما به گفته سرمدی، این سامانه در شعب بانک‌های کشور گسترش بیشتری پیدا نکرد.

در مراکز خرید و فروشگاه‌ها نیز می‌توان سازوکارهایی در نظر گرفت تا افراد نابینا، از جمله زوج‌های نابینایی که برای خرید مراجعه می‌کنند، به اقلام فروشگاه دسترسی داشته باشند و بتوانند قیمت محصولات را تشخیص دهند و بخوانند.

سرمدی معتقد است بسیاری از این فرایندها را می‌توان به شکلی طراحی کرد که افراد نابینا بدون نیاز به کمک دیگران آن‌ها را انجام دهند.

خدمات اینترنتی هم باید دسترس‌پذیر باشند

گسترش فناوری‌های دیجیتال فرصت‌های تازه‌ای برای افزایش استقلال افراد نابینا فراهم کرده است؛ بااین‌حال، بهره‌مندی از این فرصت‌ها به رعایت استانداردهای دسترس‌پذیری در طراحی وب‌سایت‌ها و نرم‌افزارها وابسته است.

سرمدی می‌گوید: افراد نابینا به کمک فناوری امروز می‌توانند به‌راحتی با وب‌سایت‌ها و گوشی‌های هوشمند اندرویدی کار کنند؛ البته به شرط آنکه وب‌سایت‌ها استانداردهای دسترس‌پذیری نرم‌افزارهای ویژه نابینایان را رعایت کرده باشند.

فرد نابینا باید هنگام استفاده از یک وب‌سایت بتواند بخش‌های مختلف آن را بخواند و با امکاناتش کار کند. بنابراین، دسترس‌پذیری در فضای مجازی اهمیت زیادی دارد.

وی تأکید می‌کند فروشگاه‌های اینترنتی، تاکسی‌های اینترنتی و سایر مراکز خدمات‌رسانی که خدمات خود را در بستر وب ارائه می‌کنند، باید امکاناتشان را بر اساس استانداردهای جهانی دسترس‌پذیری طراحی کنند تا افراد نابینا نیز بتوانند از این خدمات استفاده کنند.

شهر باید برای همه باشد، نه فقط برای گروهی خاص

دسترس‌پذیری به معنای ایجاد فضاهایی جداگانه برای افراد نابینا نیست؛ بلکه به این معناست که امکانات عمومی از ابتدا به شکلی طراحی شوند که همه شهروندان بتوانند از آن‌ها استفاده کنند.

سرمدی در پاسخ به این پرسش که آیا لازم است فضاهای اختصاصی برای افراد نابینا طراحی شود، می‌گوید: ما لزوماً به مکان اختصاصی برای افراد نابینا نیاز نداریم و حتی ضرورت هم ندارد که چنین مکان‌هایی به‌صورت جداگانه ایجاد شوند. باید همه بوستان‌های شهر را به شکلی آماده‌سازی کنیم که افراد نابینا نیز مانند سایر مردم بتوانند از آن‌ها استفاده کنند.

وی با اشاره به ظرفیت‌های حوزه فرهنگی، تولید نسخه‌های توضیح‌دار فیلم‌های سینمایی را یکی از راهکارهای افزایش دسترس‌پذیری می‌داند.

به گفته سرمدی، هنگام تولید فیلم‌های سینمایی باید سازوکارهایی در نظر گرفته شود تا نسخه توضیح‌دار آن‌ها نیز برای افراد نابینا منتشر شود. این کار به امکانات سخت‌افزاری خاصی نیاز دارد؛ به‌گونه‌ای که فرد نابینا هنگام مراجعه به سینما بتواند هدفونی در گوش خود قرار دهد و هم‌زمان با سایر مردم فیلم را تماشا کند، درحالی‌که توضیحات صوتی صحنه‌های تصویری از طریق هدفون برای او پخش می‌شود.

در این نسخه، بخش‌هایی از فیلم که صرفاً تصویری هستند، به‌صورت توصیفی برای فرد نابینا شرح داده می‌شوند تا بداند در آن صحنه چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

سرمدی با اشاره به اینکه سینماهای ایران چنین امکاناتی ندارند، می‌گوید در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی این امکانات فراهم شده است.وی معتقد است ، این نمونه نشان می‌دهد که چگونه می‌توان دسترس‌پذیری را در حوزه فرهنگی افزایش داد و امکان حضور مستقل‌تر افراد نابینا را در فعالیت‌های اجتماعی فراهم کرد.

آموزش؛ حلقه‌ای که از کودکی باید شکل بگیرد

یکی دیگر از حوزه‌هایی که بر استقلال افراد نابینا تأثیر مستقیم دارد، آموزش است؛ حوزه‌ای که به گفته سرمدی، همچنان با کمبود امکانات، ضعف برنامه‌ریزی و نبود آموزش‌های متناسب با نیازهای این افراد روبه‌روست.

وی با انتقاد از وضعیت آموزش‌های فنی و حرفه‌ای می‌گوید: متأسفانه سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور به‌اندازه کافی خدمات و سرفصل‌های آموزشی خود را برای افراد نابینا مناسب‌سازی نکرده است. بسیاری از خدمات آموزشی وجود دارند که افراد دارای آسیب بینایی می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند، اما سازمان‌های متولی آموزش، از جمله سازمان فنی و حرفه‌ای، امکانات آموزشی و کمک‌توان‌بخشی موردنیاز این افراد را فراهم نکرده‌اند.

به گفته سرمدی، سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه نابینایان دوره‌های آموزشی برگزار می‌کنند، اما این دوره‌ها به‌صورت سازمان‌یافته و متمرکز نیستند و نهادی مسئولیت آموزش جامعه افراد دارای آسیب بینایی را به‌صورت منسجم بر عهده نگرفته است.

وی همچنین با اشاره به وضعیت مراکز آموزشی و توان‌بخشی می‌گوید مراکزی که در سال‌های اخیر فعال بوده‌اند، مانند مرکز هفت‌تیر در اصفهان و مراکز رودکی و خزانه در تهران، به‌جای آنکه تقویت شوند، عمدتاً تضعیف شده‌اند. به گفته وی، توجه کافی به این مراکز نشده و نیروی انسانی موردنیازشان در اختیار آن‌ها قرار نگرفته است.

سازمان بهزیستی کشور را نیز یکی از متولیان امور افراد دارای معلولیت می‌داند که به اعتقاد وی، برنامه‌های منسجم و کافی در حوزه آموزش ندارد.

وی در ادامه به چالش‌های آموزش‌وپرورش استثنایی اشاره می‌کند؛ نهادی که متولی آموزش در مدارس ویژه نابینایان محسوب می‌شود. به گفته سرمدی، آموزش در این مدارس عمدتاً به همان آموزش‌هایی محدود است که آموزش‌وپرورش برای همه مدارس ابلاغ می‌کند؛ درحالی‌که دانش‌آموزان نابینا به آموزش مهارت‌هایی نیاز دارند که باید از دوران کودکی آغاز شود.

مهارت‌های زندگی، جهت‌یابی و حرکت با عصای سفید از جمله مواردی هستند که به گفته وی، باید از کودکی به افراد نابینا آموزش داده شوند؛ اما نظام آموزشی کشور این مسائل را به‌اندازه کافی مدنظر قرار نداده است.

معیشت افراد نابینا در سایه مشکلات اقتصادی

در کنار موانع خانوادگی، شهری، فرهنگی و آموزشی، وضعیت اقتصادی نیز نقش مهمی در کیفیت زندگی افراد نابینا دارد. سرمدی معتقد است شرایط زندگی این افراد را نمی‌توان جدا از وضعیت عمومی جامعه بررسی کرد و انتظار داشت با چند اقدام محدود، تغییر چشمگیری در زندگی آن‌ها ایجاد شود.

وی در پاسخ به پرسشی درباره تسهیلات پیشنهادی برای افراد نابینا می‌گوید: مسئله این است که راحتی یا دشواری زندگی افراد نابینا در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، به شاخص‌ها و اتفاقاتی بستگی دارد که بر زندگی همه مردم تأثیر می‌گذارند. نمی‌توان شرایط زندگی افراد نابینا را جدا از وضعیت عمومی جامعه بررسی کرد.

سرمدی با اشاره به مشکلات اقتصادی کشور و شرایط نه جنگ و نه صلح می‌افزاید: در کشوری که با تورم شدید روبه‌روست و از نظر منابع مالی محدودیت دارد، نمی‌توان نسخه‌ای اختصاصی برای افراد نابینا پیچید و انتظار داشت که صرفاً با اجرای چند اقدام، زندگی این افراد به شکل محسوسی بهتر شود.

وی معتقد است تا زمانی که چنین شرایطی ادامه دارد، نمی‌توان انتظار داشت اتفاق مثبت و متفاوتی در بهبود کیفیت زندگی افراد نابینا رخ دهد.

سرمدی برای توضیح وضعیت معیشتی افراد دارای معلولیت به مستمری پرداختی سازمان بهزیستی اشاره می‌کند و می‌گوید: مستمری‌ای که سازمان بهزیستی ماهانه به افراد دارای معلولیت پرداخت می‌کند، حدود دو میلیون تومان است؛ مبلغی که نهایتاً با قیمت یک کیلوگرم گوشت برابری می‌کند.

در چنین شرایطی، وقتی بودجه موردنیاز قانون حمایت از حقوق معلولان تأمین نمی‌شود و ماده ۲۷ این قانون اجرا نمی‌شود، نمی‌توان انتظار داشت وضعیت زندگی افراد دارای معلولیت بهبود پیدا کند.

بر اساس ماده ۲۷ قانون حمایت از حقوق معلولان، دولت مکلف است به افراد دارای معلولیت شدید و بسیار شدیدِ فاقد شغل و درآمد که توانایی کار ندارند، کمک‌هزینه‌ای معادل حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار پرداخت کند.

بااین‌حال، سرمدی معتقد است فاصله زیادی میان وضعیت موجود و آنچه قانون پیش‌بینی کرده است، وجود دارد. او می‌گوید قانونی که مجلس تصویب کرده و دولت ابلاغ کرده است، باید اجرا شود؛ اما وقتی اجرای قانون به حدود ۱۰ درصد محدود می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت شرایط زندگی افراد نابینا بهتر شود.

هر زمان جامعه ایران به سمتی حرکت کند که همه مردم زندگی راحت‌تری داشته باشند، شرایط اقتصادی بهبود پیدا کند و با تورم چندصددرصدی مواجه نباشیم، می‌توان انتظار داشت به‌تدریج شرایط زندگی افراد نابینا نیز مانند سایر مردم بهتر شود.

سرمدی در پایان از فعالان رسانه‌ای و خبرنگاران خواست بررسی شرایط زندگی افراد نابینا را به روز جهانی نابینایان محدود نکنند و در طول سال نیز به مسائل، مطالبات و چالش‌های این قشر بپردازند و آن‌ها را به‌طور مستمر زیر ذره‌بین رسانه‌ها قرار دهند.

مطالبات نابینایان نباید به یک روز در تقویم محدود بماند

جهان برای همه یکسان نیست؛ اما بخشی از تفاوت‌هایی که زندگی افراد نابینا را دشوار می‌کند، نه به نابینایی، بلکه به موانعی بازمی‌گردد که جامعه در برابر آن‌ها قرار داده است. از خانواده‌ای که فرصت تجربه و یادگیری را از فرزندش می‌گیرد تا خیابانی که امکان عبور ایمن را فراهم نمی‌کند، هر مانع می‌تواند بخشی از استقلال این افراد را محدود کند.

روز جهانی نابینایان فرصتی برای شنیدن صدای این شهروندان و تلاش برای فراهم کردن شرایطی بهتر برای زندگی آسان‌تر آن‌هاست. افراد نابینا به دلسوزی و ترحم نیاز ندارند؛ آنچه می‌تواند به بهبود شرایط زندگی‌شان کمک کند، پیگیری مطالبات و مطالبه‌گری مؤثر است.

توجه به این مطالبات نباید با پایان یافتن یک روز در تقویم متوقف شود. دسترس‌پذیری واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که افراد نابینا بتوانند در خیابان، مدرسه، بانک، سینما و دیگر فضاهای اجتماعی، بدون مواجهه با موانع غیرضروری و با استقلال بیشتری زندگی کنند.

بررسی شرایط زندگی افراد نابینا و پرداختن به چالش‌های آنان، مسئولیتی نیست که تنها در روز جهانی نابینایان بر عهده رسانه‌ها باشد؛ این مسائل باید در طول سال نیز پیگیری شوند تا مطالبات این قشر در میان خبرها و مناسبت‌های روزمره به فراموشی سپرده نشود.