پرسپولیس در قائمشهر به سه امتیاز مهم رسید و صدرنشینی خود را حفظ کرد، اما این پیروزی نباید خلاء بزرگی را که در فوتبال تیم مهدی تارتار دیده می‌شود، پنهان کند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ مشکل اصلی سرخ‌پوشان صرفاً نداشتن یک هافبک بازیساز نیست؛ مسئله مهم‌تر، شیوه طراحی حملات و وابستگی بیش از اندازه به پاس‌های بلند از یکسوم خط دفاعی خودی است.

برخی پس از انتقاد ما از عملکرد خط میانی پرسپولیس این سؤال را مطرح کرده‌اند که آیا واقعاً با اضافه شدن یک هافبک بازیساز، مشکلات تیم برطرف می‌شود؟ پاسخ صریح است: بله به شرطی و خیر در صورت عدم تحقق شرط. در تحلیل بازی مقابل نساجی، با توجه به ظرفیت موجود، یکی از مهم‌ترین ضعف‌های تیم را ناتوانی در بازیسازی و کنترل جریان مسابقه از میانه میدان دانستیم. اما این به معنای آن نیست که حضور یک هافبک خلاق، به‌ «تنهایی» می‌تواند «مشکلات »تاکتیکی پرسپولیس را حل کند.

اصلا تصور کنید سروش رفیعی، یکی از بهترین هافبک‌های یک دهه اخیر پرسپولیس، با آمادگی دوران اوج و در بهترین سن فوتبالش، همین امروز به ترکیب سرخ‌پوشان اضافه شود. آیا مشکل حل خواهد شد؟ با این تاکتیک به اعتقاد ما، خیر! چرا؟ چون اساس حملات پرسپولیس در بسیاری از دقایق بر ارسال پاس‌های بلند از خط دفاع به مهاجمان، استفاده از قدرت سرزنی و تلاش برای تصاحب توپ‌های دوم و سوم استوار شده است.

وقتی دروازه‌بان و مدافعان مرتب با خلق یک کریدور هوایی، توپ را از بالای سر هافبک‌ها عبور می‌دهند، حضور یک بازیساز خلاق چه تفاوتی ایجاد می‌کند؟ حتی اگر پدری و بلینگام را هم در خط میانی پرسپولیس قرار دهید، تا زمانی که توپ از زمین میانه میدان عبور نکند و اساسا طراحی حملات به هافبک‌ها سپرده نشود، توانایی این بازیکنان نیز عملاً به حاشیه خواهد رفت. مسئله اصلی، تغییر دکترین هجومی است؛ نه صرفاً تعویض نفرات.

اگر پرسپولیس چنین رویکردی داشت، حتی در زمین قائمشهر هم می‌توانست کنترل بیشتری بر مسابقه داشته باشد؛ هم تعداد حملات، کرنرها و ضربات ایستگاهی حریف را کاهش دهد و هم در خلق موقعیت‌های گل، نمایش بهتری ارائه کند. سؤال مهم این است که چه اتفاقی افتاده که پرسپولیس در دو مسابقه اخیر مقابل فولاد و نساجی، تا این اندازه در تولید موقعیت گل دچار مشکل شده است؟

چنین اتفاقاتی بخشی از فوتبال است. اما آیا تیمی با ادعای قهرمانی می‌تواند برای رسیدن به گل، تا این اندازه به استعداد فردی بازیکنان و موفقیت در چند صحنه محدود وابسته باشد؟ نگاهی به الگوی حملات پرسپولیس بیاندازید. پیام نیازمند یا مدافعان، توپ بلند برای مهاجمان ارسال می‌کنند. علی علیپور یا محبی در نبرد هوایی شرکت می‌کنند و در صورت موفقیت، توپ دوم در اختیار یکی دیگر از بازیکنان قرار می‌گیرد. شاید از همین مسیر موقعیتی هم ایجاد شود؛ همان‌طور که برابر فولاد چنین اتفاقی رخ داد.

اما مشکل اینجاست که برای خلق یک فرصت از این طریق، گاهی باید چندین بار چنین حمله‌ای تکرار شود. هر پاس بلند ناموفق نیز به معنای واگذاری مالکیت توپ و فراهم شدن فرصت تازه‌ای برای حمله حریف است. فرض کنید از هفت پاس بلند، شش توپ به حریف برسد.این یعنی پرسپولیس برای خلق تنها یک فرصت احتمالی، شش مرتبه مالکیت توپ را از دست داده و به حریف فرصت بازسازی حمله داده است. در مقابل، تیمی که با پاس‌های کوتاه، جابه‌جایی هدفمند هافبک‌ها، حرکت میان خطوط و پیشروی مرحله‌به‌مرحله حمله می‌کند، هم امکان خلق موقعیت‌های متنوع‌تری دارد و هم می‌تواند با حفظ مالکیت توپ، جریان مسابقه را بهتر مدیریت کند.

این انتقادها در روز پیروزی شاید به مذاق برخی هواداران خوش نیاید، اما اتفاقاً نگرانی از آینده پرسپولیس است که بیان چنین مسائلی را ضروری می‌کند. البته هیچ تیمی در جهان نمی‌تواند در تمام مسابقات فصل، نود دقیقه فوتبال هجومی ارائه کند. حتی تیم‌های بزرگ هم روزهای بد دارند؛ گاهی اقتصادی بازی می‌کنند و با یک گل به پیروزی می‌رسند. اما فوتبال اقتصادی نیز اصول مشخصی دارد.

می‌توان با دو موقعیت گل، یک بار به گل رسید و برنده شد؛ به شرط آنکه در طول نود دقیقه، جریان مسابقه را کنترل کرد. می‌توان زیبا بازی نکرد و پیروز شد؛ به شرط آنکه هر حمله و هر ضربه کرنر حریف، هواداران را نگران از دست رفتن نتیجه نکند. پرسپولیس بیشترین قهرمانی را در تاریخ لیگ برتر دارد و هوادارانش طی یک دهه اخیر بارها طعم قهرمانی را چشیده‌اند. آنها به‌خوبی می‌دانند که برای قهرمان شدن باید به یک الگوی قابل اتکا برای پیروزی برسد. ممکن است یک روز محبی با ضربه‌ای استثنایی گره بازی را باز کند، روز دیگر علیپور روی یک توپ بلند گل بزند و در مسابقه‌ای دیگر همین موقعیت‌ها از دست برود.

اما تیمی که می‌خواهد قهرمان شود، نمی‌تواند برنامه اصلی خود را بر موفقیت اتفاقی چنین صحنه‌هایی بنا کند. توصیه به مهدی تارتار این است که بیش از گذشته بر طراحی حملات در تمرینات، استفاده از توانایی هافبک‌ها، پرس هدفمند، گردش توپ و پیشروی تدریجی از خط دفاع تا محوطه جریمه حریف تمرکز کند. پرسپولیس به هافبکی نیاز دارد که بازی را طراحی کند، اما پیش از آن به تفکری نیاز دارد که اصولاً بخواهد بازی توسط هافبک‌ها مهندسی شود.

تا زمانی که راه‌حل اصلی حملات پرسپولیس، ارسال توپ بلند از خط دفاع و امید بستن به ضربه سر مهاجمان و توپ‌های برگشتی باشد، حتی خرید بهترین هافبک‌ها نیز نمی‌تواند تضمینی برای تغییر کیفیت فوتبال تیم باشد.پرسپولیس با این روش شاید برخی مسابقات را ببرد، اما برای تداوم موفقیت و رسیدن به قهرمانی، به چیزی فراتر از پاس بلند، نبوغ فردی و خوش‌شانسی نیاز دارد. سه امتیاز قائمشهر ارزشمند بود؛ اما ارزشمندتر از آن، اصلاح فوتبالی است که قرار است پرسپولیس را به قهرمانی برساند.

مهدی طاهرخانی