خط سلامت: مراقبت از دیگران، پذیرفتن اشتباه ها و توجه به پیامد رفتارها، بخش مهمی از مسئولیت پذیری سالم است. اما گاهی این ویژگی با انتظاری ناممکن همراه می شود: فرد احساس می کند باید از تمام اتفاق های ناخوشایند جلوگیری کند؛ حتی اتفاق هایی که کنترل چندانی بر آنها ندارد.

به گزارش خط سلامت در چنین شرایطی، یک فکر ممکن است بارها تکرار شود: اگر اتفاق بدی بیفتد، شاید تقصیر من باشد. این فکر، به تنهایی نشانه اختلال وسواس فکری عملی نیست. اما اگر تکرارشونده و آزاردهنده باشد و فرد را به بررسی، اطمینان خواهی یا اعمال ذهنی مکرر وادار کند، می تواند بخشی از چرخه وسواس باشد.

در ادامه، گفت و گو با دکتر مریم سامانی - درمانگر وسواس و بیماری های روانی - می گوید: درباره مرز میان مسئولیت پذیری سالم و احساس مسئولیت افراطی را می خوانید.

  • چرا فردی که مراقب دیگران است، ممکن است درباره بسیاری از اتفاق ها احساس تقصیر کند؟

دکتر مریم سامانی: مسئولیت پذیری سالم با احساس مسئولیت افراطی تفاوت دارد. در حالت سالم، فرد متناسب با نقش، اطلاعات و اختیاری که داشته است، مسئولیت رفتار خود را می پذیرد. اما در مسئولیت افراطی، ذهن دامنه مسئولیت را بیش از اندازه گسترش می دهد.

فرد ممکن است فکر کند اگر بیشتر مراقب بودم، این اتفاق نمی افتاد؛ یا اگر آن جمله را نمی گفتم، حال او بد نمی شد. گاهی نیز صرف اینکه می توانسته کاری انجام دهد، برای او به معنای موظف بودن به انجام آن است.

در این وضعیت، امکان تاثیرگذاری با مسئولیت قطعی اشتباه گرفته می شود. فرد احساس می کند باید تمام احتمال های بد را پیش بینی و خنثی کند؛ در حالی که چنین انتظاری از هیچ انسانی واقع بینانه نیست.

  • آیا این همان احساس گناه معمول است؟

دکتر مریم سامانی: نه دقیقا. احساس گناه می تواند پس از یک رفتار آسیب رسان ایجاد شود و فرد را به عذرخواهی یا اصلاح رفتار سوق دهد. برای مثال، کسی متوجه می شود حرف نامناسبی زده و می خواهد آن را جبران کند.

اما احساس گناه همیشه مدرک وقوع خطا نیست. در مسئولیت افراطی، ممکن است فرد بدون شواهد کافی، خود را مقصر بداند. مثلا تصور کند اگر امشب به مادرم تلفن نزنم و حالش بد شود، مسئول آن اتفاق خواهم بود.

البته باید شرایط واقعی را بررسی کرد. تماس گرفتن با فردی که به مراقبت نیاز دارد، می تواند بخشی از یک مسئولیت مشخص باشد. مسئله زمانی متفاوت می شود که فرد، فراتر از نیاز واقعی، برای رفع شک و رسیدن به اطمینان کامل مجبور به تکرار تماس شود.

یک موقعیت روزمره: وقتی تماس ها پایان پیدا نمی کنند

فرنوش هر شب از فرزندش می پرسید که به خانه رسیده است یا نه. اگر پاسخ دیر می شد، نگرانی به سراغش می آمد: نکند اتفاقی افتاده باشد؟

سپس فکر دیگری اضافه می شد: اگر پیگیری نکنم و اتفاقی افتاده باشد، تقصیر من است.

تماس می گرفت، پاسخ می شنید و آرام می شد. اما مدتی بعد دوباره شک می کرد. تعداد تماس ها بیشتر شد و بررسی وضعیت آنلاین بودن فرزندش نیز به آن اضافه شد. حتی پس از دریافت خبر رسیدن، گاهی نیاز داشت دوباره مطمئن شود.

این مثال به تنهایی برای تشخیص وسواس کافی نیست. سن فرزند، شرایط رفت و آمد، وجود خطر واقعی و توافق خانوادگی اهمیت دارند. نکته قابل بررسی، تکرار رفتار بدون اطلاعات تازه و ناتوانی در متوقف کردن آن پس از رفع نیاز معمول است.

  • منظور از مسئولیت افراطی در مدل های شناختی وسواس چیست؟

دکتر مریم سامانی: یکی از باورهای مطرح در این مدل ها این است که فرد، قدرت یا وظیفه خود برای جلوگیری از پیامدهای منفی را بیش از اندازه برآورد می کند.

ذهن ممکن است بگوید اگر احتمال دارد بتوانم جلوی حادثه را بگیرم و کاری نکنم، مسئول خواهم بود. در نتیجه، فرد برای کم کردن اضطراب یا احساس گناه به بررسی، پرسیدن، مرور کردن یا رفتارهای خنثی کننده روی می آورد.

البته این باور در همه افراد مبتلا به وسواس وجود ندارد و تمام علائم وسواس را هم توضیح نمی دهد. اما در بعضی الگوهای وسواس، به ویژه نگرانی درباره آسیب و تقصیر، نقش مهمی دارد.

  • فرد ممکن است به خاطر کاری که انجام نداده احساس تقصیر کند؟

دکتر مریم سامانی: بله. برای مثال، ممکن است فکر کند اگر قفل را دوباره بررسی نکنم و مشکلی پیش بیاید، مقصرم؛ یا اگر درباره هر خطر احتمالی به دوستم هشدار ندهم، مسئول اتفاق آینده هستم.

گاهی حتی یک عمل ذهنی به وظیفه ای برای جلوگیری از حادثه تبدیل می شود. فرد ممکن است احساس کند باید جمله ای را به تعداد مشخص تکرار کند یا خاطره ای را بارها مرور کند تا از وقوع اتفاق بد جلوگیری شود.

خود دعا، یادآوری یا بررسی، نشانه بیماری نیست. آنچه اهمیت دارد، کارکرد رفتار، انعطاف پذیری آن، میزان اجبار و اثری است که بر زندگی فرد می گذارد.

  • چه زمانی این افکار می توانند بخشی از وسواس باشند؟

دکتر مریم سامانی: وقتی افکار ناخواسته و مزاحم، اضطراب یا احساس تقصیر ایجاد می کنند و فرد برای خنثی کردن آنها وارد رفتارها یا اعمال ذهنی تکراری می شود، لازم است چرخه وسواس بررسی شود.

برای مثال، فکر وقوع حادثه ظاهر می شود؛ اضطراب بالا می رود؛ فرد تماس می گیرد یا بررسی می کند؛ مدتی آرام می شود؛ سپس تردید تازه ای برمی گردد: اگر این بار فرق داشته باشد چه؟

گاهی بررسی بیرونی نیست. فرد ممکن است بارها در ذهنش صحنه ای را مرور کند تا مطمئن شود اشتباهی نکرده است. این اعمال ذهنی نیز می توانند بخشی از رفتارهای اجباری باشند.

  • آیا خود آرام شدن مشکل دارد؟

دکتر مریم سامانی: خیر، آرامش مشکل نیست. مسئله این است که وقتی فرد برای رهایی از هر شک، ناچار به انجام یک رفتار تکراری می شود، وابستگی او به آن رفتار می تواند بیشتر شود.

فرد ممکن است یاد بگیرد هر بار که تردید ایجاد شد، باید دوباره بررسی کند. به این ترتیب، فرصت تجربه اینکه می توان بدون رسیدن به قطعیت کامل به زندگی ادامه داد، کمتر می شود.

پس مشکل، یک بار آرام شدن نیست؛ الگویی است که در آن هر تردید، پاسخ اجباری تازه ای طلب می کند و زمان، انرژی و آزادی عمل فرد را محدود می سازد.

  • فرد از کجا بفهمد بررسی او منطقی است یا بخشی از چرخه وسواس؟

دکتر مریم سامانی: فقط تعداد دفعات کافی نیست. باید پرسید آیا اطلاعات تازه یا خطر واقعی وجود دارد؟ آیا رفتار متناسب با موقعیت است؟ آیا فرد می تواند پس از انجام بررسی کافی، متوقف شود؟

یک بار بررسی ممکن است معمول باشد، اما در شرایط خاص تکرار آن نیز منطقی است؛ مثلا وقتی شواهد تازه ای از مشکل وجود دارد. در مقابل، تکرار بررسی بدون اطلاعات جدید، فقط برای رسیدن به احساس درست یا اطمینان کامل، می تواند نیازمند ارزیابی باشد.

همچنین کاهش اضطراب، به تنهایی رفتار را وسواسی نمی کند. حل یک مشکل واقعی هم می تواند اضطراب را کم کند. تفاوت در تناسب، انعطاف پذیری و اثر رفتار بر زندگی است.

  • مسئولیت پذیری زیاد، خطر وسواس را بالا می برد؟

دکتر مریم سامانی: نمی توان از مسئولیت پذیر بودن، ابتلای آینده به وسواس را پیش بینی کرد. مسئولیت پذیری ویژگی ارزشمندی است و نباید آن را بیماری دانست.

اما باورهایی مانند موظف بودن به جلوگیری از هر آسیب، تحمل نکردن احتمال اشتباه یا برابر دانستن تردید با تقصیر، ممکن است در برخی افراد با علائم وسواس همراه باشند.

موضوع، مقدار مراقبت به تنهایی نیست؛ انتظاری است که فرد از کنترل خود دارد. هیچ میزان مراقبت معقولی نمی تواند تمام اتفاق های ناخوشایند را ناممکن کند.

یکی از بخش های مهم کار درمانی، بررسی تفاوت میان احساس مسئولیت و مسئولیت واقعی است. شدت احساس گناه، به تنهایی میزان نقش فرد در یک اتفاق را مشخص نمی کند.

اما این بررسی نباید به تلاش بی پایان برای اثبات بی تقصیری تبدیل شود. اگر فرد بارها از دیگران می پرسد مطمئنی تقصیر من نیست و پاسخ هر بار فقط چند دقیقه آرامش می دهد، ممکن است خود پرسش به بخشی از اطمینان خواهی تبدیل شده باشد.

هدف درمان، رسیدن به گواهی دائمی بی خطر بودن تمام موقعیت ها نیست. هدف این است که فرد بتواند متناسب با شواهد و مسئولیت واقعی اقدام کند و باقی ماندن مقداری عدم قطعیت را تحمل کند.

  • تفاوت مسئولیت سالم و مسئولیت وسواسی را چگونه توضیح می دهید؟

دکتر مریم سامانی: مسئولیت سالم می گوید بر اساس اطلاعات موجود، اقدام معقول انجام می دهم و اگر خطایی رخ داد، برای اصلاح آن تلاش می کنم.

اما در الگوی وسواسی، فرد ممکن است احساس کند باید از قبل مطمئن شود هیچ اشتباهی ممکن نیست و هیچ پیامد بدی رخ نمی دهد.

مسئولیت سالم امکان بازبینی دارد و با تغییر شرایط تنظیم می شود. رفتار اجباری معمولا از فرد قطعیت بیشتری طلب می کند، حتی وقتی بررسی قبلی اطلاعات کافی فراهم کرده است.

بنابراین گاهی پرسش مهم این نیست که آیا می توانم یک بار دیگر بررسی کنم؛ بلکه این است که بررسی تازه چه اطلاعاتی اضافه می کند و آیا تکرار آن دارد زندگی مرا محدود می کند؟

  • برای این الگو چه درمانی وجود دارد؟

دکتر مریم سامانی: درمان به فرد کمک می کند رابطه خود را با افکار مزاحم، احساس تقصیر و رفتارهای اجباری تغییر دهد. یکی از درمان های اصلی، درمان شناختی رفتاری همراه با مواجهه و جلوگیری از پاسخ یا ERP است.

در این روش، فرد با برنامه ای متناسب با شرایط خود، با موقعیت های برانگیزاننده شک و اضطراب روبه رو می شود و تمرین می کند رفتار اجباری یا خنثی کننده را انجام ندهد.

برای مثال، ممکن است پس از یک بررسی معقول و از پیش توافق شده، تمرین کند به دلیل شک تازه، بررسی را از ابتدا تکرار نکند. این کار باید بر اساس ارزیابی و برنامه درمانی انجام شود و به معنای نادیده گرفتن خطر واقعی نیست.

اطرافیان چگونه می توانند کمک کنند؟

حمایت عاطفی با پاسخ دادن بی پایان به سوال های اطمینان خواهانه یکسان نیست. خانواده می تواند رنج فرد را جدی بگیرد، بدون آنکه هر بار برای اثبات ناممکن بودن حادثه وارد بررسی تازه ای شود.

البته کاهش مشارکت در رفتارهای اجباری بهتر است تدریجی، حمایتی و هماهنگ با برنامه درمان باشد. قطع ناگهانی حمایت یا سرزنش فرد، راه مناسبی برای کمک نیست. راهنمای NICE نیز بر کاهش حساس و حمایتگرانه مشارکت خانواده در رفتارهای اجباری و اطمینان خواهی تاکید دارد. NICE

  • مهم ترین پیام شما چیست؟

دکتر مریم سامانی: مسئولیت پذیری سالم به ما کمک می کند مراقب باشیم، پیامد رفتارمان را ببینیم و در صورت لزوم جبران کنیم. اما وقتی مسئولیت به تلاش برای کنترل تمام احتمال های بد تبدیل شود، زندگی ممکن است در بررسی، نگرانی و عذاب وجدان گرفتار شود.

هدف، بی تفاوت شدن نیست. هدف، مراقبت متناسب و پذیرفتن محدودیت کنترل انسان است.اگر افکار مربوط به تقصیر و مسئولیت، وقت زیادی می گیرند، رنج قابل توجه ایجاد می کنند یا کار و روابط را مختل کرده اند، ارزیابی تخصصی می تواند کمک کننده باشد.

گاهی کاهش مسئولیت های تحمیل شده از سوی وسواس، راهی برای مسئولیت پذیری سالم تر است؛ مسئولیتی که برای مراقبت جا می گذارد، اما زندگی را به تعقیب قطعیت ناممکن تبدیل نمی کند.