جوان آنلاین: از دوران رضاشاه و آتاتورک تا همین امروز، حجاب یکی از محوریترین موضوعاتی است که همواره مورد هجمه و برنامهریزی در راستای اجرای پروژه جهانیسازی یا گلوبالیسم قرار گرفته است و همه ما شاهد پروژههای گوناگونی در مسئله حجاب بوده و هستیم.
بر این اساس، طبق مطالعات مردمشناسی در جوامع مختلف، پروژههای گوناگونی برای حجابزدایی اجرا میشود. همچنان که در کشور خود ما پروژه کشف حجاب اجباری در دوران رضاخانی برای حجابزدایی از مادران این سرزمین اجرایی شد؛ پروژهای که اگرچه توانست پایهگذار برخی تغییرات در کشور شده و کار مدرنسازی ایران و حرکت در راستای پروژه جهانیسازی غرب را برای محمدرضا، پسر رضاشاه آسانتر کند، اما همین ماجرا هستههای اولیه نارضایتی مردم از هجمه به باورهایشان را گذاشت و نهایتاً اوج این نارضایتیها در سال ۱۳۵۷ منجر به قیام مردم و فروپاشی حکومت پهلوی شد.
در ترکیه هم اگرچه آتاتورک در اجرای پروژه کشف حجاب و اسلامزدایی نسبت به ایران موفقتر عمل کرد، اما در نهایت باورهای عمیق و ریشهدار مردم مسلمان این کشور، موجب شد تا حجاب دوباره به یکی از اصلیترین انتخابهای زنان و دختران ترکیهای تبدیل شود و امروز در جامعه ترکیه همچنان شاهد حضور زنان و دختران محجبه هستیم.
روندی که روز به روز با اقبال بیشتر زنان و دختران مواجه میشود تا اثبات کند پروژههایی که به نبرد با فطرت الهی انسان برمیخیزد، نهایتاً محکوم به شکست خواهد بود.
اما بازگردیم به سؤال نخست، چرا حجاب نوک پیکان هجمه غرب به زن مسلمان و مرحله نخست اسلامزدایی از جوامع به شمار میآید؟
چرا در ایران، ترکیه، آذربایجان و دیگر کشورهای مسلمان تلاش میشود تا به تناسب شرایط اجتماعی با پروژههای گوناگون حجاب را از روی سر زنان مسلمان بردارند؟
چرا در کشور مسلمانی همچون ایران با ریشههای عمیق باورها و عقاید مذهبی و همچنین پایههای تمدنی سترگی که حجاب و پوشش را برای زن در نقش نگارههای باستانی به تصویر میکشد، همچنان درگیر پروژهها و برنامهریزیهای دشمن برای کشف حجاب و اسلامزدایی از زنان قرار دارد؟
برای پاسخ به این سؤال شاید باید به سراغ نقش متفاوت زن و مرد در خانواده و جامعه برویم. واقعیت این است که زنان در جامعه و خانواده نقشی محوری دارند و اهمیت باورها و عقاید یک زن در خانواده بسیار بالاتر از مرد است. باورهای یک زن میتواند روی تکتک اعضای خانواده تأثیر گذاشته و زیربناهای اعتقادی آنها را بسازد. همین مسئله موجب میشود تا در طول تاریخ شاهد آن باشیم که مادران مؤمنه فرزندانی مؤمن و با اعتقاد تربیت میکنند. حتی اگر مرد خانه فرعون باشد زن مؤمنهای، چون آسیه میتواند موسی را در دامنش پرورش دهد!
از سوی دیگر حجاب نخستین نمادی است که میتواند یک زن مسلمان و مؤمن را از یک خانم غیرمسلمان متمایز کند، بدون آنکه کلامی رد و بدل شده یا نشانه دیگری نیاز باشد.
این شاید اصلیترین دلیلی باشد که در جوامع مختلف مانند کشور آذربایجان، کشور فرانسه یا سایر کشورهایی که با حجاب و نمادهای اسلامی مبارزه میکنند و در راستای پروژه اسلامهراسی و اسلامزدایی حرکت مینمایند، نخستین چیزی که مورد هجمه قرار میگیرد، حجاب زنان و دختران است.
یک زن محجبه بدون اینکه هیچ کار اضافهای بکند، فقط با همان پوشش و حجابش در جامعه مبلغ دین اسلام خواهد بود.
در واقع حجاب همچون پرچمی است که اسلام و مسلمانی را در سطح جامعه فریاد میزند و شعار «قومو لله» را بیآنکه کلامی رد و بدل شود به زیباترین شکل ممکن به تصویر میکشد.
از سوی دیگر آرامش و امنیتی که حجاب به زنان هدیه میکند، موضوعی است که موجب شده در کشورهای غربی حتی زنان غیرمسلمان هم به سمت و سوی حجاب گرایش پیدا کنند و همین مسئله پروژههای اسلامهراسی و اسلامستیزی را در دل دنیای غرب با شکست مواجه کرده و هراس از گسترش اسلام را به دل آنها انداخته است. دینی که اگر در سراسر دنیا غالب شود، بیتردید ریشههای ظلم و لیبرالیسم برچیده خواهد شد و این با منافع دنیای غرب در تضاد است. حالا شاید بهتر بتوانیم درک کنیم چرا در مدارس و دانشگاههای کشور فرانسه دختران محجبه راهی ندارند یا چرا در کشور آذربایجان دختران دانشآموز مسلمان محجبه از حضور در مدارس و ادامه تحصیل منع میشوند یا در ایران انواع و اقسام پروژهها برای برداشتن حجاب از سر زن مسلمان ایرانی اجرایی میشود! زن مسلمان با حجابش میتواند پایههای ظلم حکومت غرب را به سختی بلرزاند. پس برای ماندگاری این ظلم، برای اسلامهراسی و اسلامستیزی فقط کافی است حجاب را از سر زن مسلمان بردارند.
|
