روزنامه خراسان در یادداشتی با عنوان «خیابان را دریابیم» ضمن انتقاد از شعارهای رادیکال در برخی تجمعات اخیر، تأکید کرده است که این صداها نماینده افکار عمومی نیستند و ریشه بخشی از این وضعیت را باید در ضعف روایتگری، فقدان گفتوگو با جامعه و میدانداری جریانهای تولیدکننده هیجان جستوجو کرد.
رویداد۲۴| روزنامه خراسان در یادداشتی با بررسی شعارها و تحرکات برخی تجمعات شبهای اخیر، تأکید کرده است که نباید صدای یک اقلیت را به جای صدای اکثریت جامعه نشاند و رادیکالیسم خیابانی را به عنوان مطالبه عمومی بازنمایی کرد.
نویسنده در ابتدای این یادداشت مینویسد: «آنچه در برخی تجمعات محدود شبهای اخیر شنیده شد، بیش از آن که نشانه یک مطالبه عمومی باشد، نشانه یک اختلال در چرخه ارتباط میان حاکمیت و افکار عمومی است.» به اعتقاد خراسان، شعارهایی نظیر «اگر توافق شود، مسئول باید کشته شود» را نمیتوان به حساب مردمی گذاشت که در سالهای اخیر در شرایط دشوار کنار کشور ایستادهاند.
این روزنامه نزدیک به قالیباف تأکید کرده است: «خیابان یک گروه سیاسی، یک جریان رسانهای یا چند تجمع محدود نیست» و خیابان را متعلق به مردمی دانسته که در روزهای جنگ، تحریم و بحران از کشور حمایت کردهاند و همچنان نسبت به آینده ایران دغدغه دارند.
در ادامه این یادداشت، خراسان نسبت به تعمیم رفتار گروههای محدود به کل جامعه هشدار داده و نوشته است: «بزرگترین خطای تحلیلی آن است که صدای بلند یک اقلیت را به جای صدای اکثریت بنشانیم»؛ خطایی که به باور نویسنده نهتنها تصویر درستی از جامعه ارائه نمیدهد، بلکه میتواند به تشدید شکافهای اجتماعی نیز منجر شود.
خراسان در عین حال مسئولان را نیز از نقد خود مستثنا نکرده و آورده است: «اگر امروز بخشی از جامعه دچار سردرگمی، سوءظن یا خشم شده است، باید سهم ساختارهای رسمی در این وضعیت را نیز دید.» این یادداشت تأکید میکند که افکار عمومی در خلأ شکل نمیگیرد و اگر جامعه از اطلاعات دقیق، روایت روشن و گفتوگوی مستمر محروم بماند، روایتهای جایگزین جای آن را پر خواهند کرد.
نویسنده معتقد است بخش مهمی از نارضایتیهای موجود ناشی از ضعف در روایتگری رسمی است. در این باره آمده است: «امروز بخشی از نارضایتیهای موجود نه محصول تصمیمات حاکمیتی، بلکه محصول فقدان روایتگری حاکمیتی است.» به نوشته خراسان، خلأ گفتوگو با بدنه اجتماعی باعث شده میدان تبیین به کسانی واگذار شود که تخصص اصلی آنان «تحریک احساسات و تولید دوقطبی» است.
این روزنامه اصولگرا همچنین با اشاره به ادبیات برخی جریانهای سیاسی و رسانهای نوشته است که در ماههای اخیر واژههایی نظیر «خیانت»، «سازش»، «نفوذ»، «تسلیم» و «فاجعه» بیش از مفاهیمی مانند «وحدت»، «منافع ملی»، «عقلانیت»، «سرمایه اجتماعی» و «انسجام» در فضای عمومی تکرار شدهاند. از نگاه نویسنده، نتیجه چنین روندی شکلگیری «نوعی اقتصاد سیاسی خشم» است؛ فضایی که در آن برخی فعالان سیاسی از طریق تولید مستمر بدبینی و قطبیسازی برای خود سرمایه سیاسی تولید میکنند.
خراسان در بخش دیگری از این یادداشت به نقش شبکههای اجتماعی اشاره کرده و نوشته است که کشور با پدیدهای روبهروست که میتوان آن را «تورم کارشناسی و کارشناس» نامید؛ وضعیتی که در آن هر کاربر تلفن همراه در مدت کوتاهی خود را متخصص پیچیدهترین مسائل امنیتی، نظامی و دیپلماتیک میداند.
این روزنامه در جمعبندی یادداشت خود تأکید کرده است: «مسئله امروز کشور، صرفاً توافق یا عدم توافق نیست. مسئله اصلی، بازسازی رابطه میان تصمیمگیری و اقناع است.» به باور نویسنده، هر جا این پیوند تضعیف شود، میدان به افراطیون واگذار خواهد شد و هر جا گفتوگو با جامعه متوقف شود، «سوءظن جای اعتماد را خواهد گرفت.»







