مسئول رویداد «راوی جنگ شو»، با تأکید بر اهمیت روایتگری مردمی گفت: نبرد امروز تنها در میدان نظامی جریان ندارد، بلکه روایت جنگ و تبیین جایگاه مردم در معادلات قدرت نیز بخشی از این مواجهه است.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: تحولات نظامی و سیاسی، زمانی به درک عمیقتری از سوی جامعه منجر میشوند که از سطح اخبار روزانه فراتر بروند و در قالب روایتی منسجم، نسبت میان رویدادها و پیامدهای آنها برای مخاطب روشن شود. در چنین شرایطی، روایتگری تنها به بازگویی اتفاقات محدود نمیشود؛ بلکه به تلاشی برای تبیین زمینههای شکلگیری رویدادها، شناخت عوامل مؤثر بر آنها و فهم جایگاه کشور در معادلات منطقهای و جهانی تبدیل میشود. از این منظر، روایت پیشرفت نیز صرفاً به بیان دستاوردها نمیپردازد، بلکه مسیر شکلگیری یک حرکت، چگونگی مواجهه با خلأها و موانع و ظرفیتهایی را دنبال میکند که به گسترش یک تجربه در جامعه منجر شدهاند.
یکی از نمونههای این رویکرد، شکلگیری شبکهای از راویان مردمی با محوریت تبیین تحولات فلسطین و سپس گسترش این روایتگری به ابعاد منطقهای و جهانی جنگ است؛ حرکتی که از احساس نیاز به روایت واقعیتهای میدان آغاز شد و در ادامه، با استفاده از نقشه و گفتوگوهای مردمی، تلاش کرد تصویری کلانتر از تحولات پیش روی جامعه قرار دهد. در این مسیر، تجربههای افراد و گروههای مختلف، از حضور در تجمعات و میدانهای شهری تا فعالیت در مدارس و بسترهای مجازی، به عاملی برای توسعه و تکثیر این حرکت تبدیل شده است.
پویش «راوی جنگ شو» در همین چارچوب قابل بررسی است؛ تجربهای که بر نقش مردم در انتقال روایت، ضرورت شناخت ابعاد جهانی جنگ و اهمیت مشارکت گروههای مختلف اجتماعی، بهویژه معلمان و دانشآموزان، تأکید دارد. در این الگو، مردم تنها دریافتکننده محتوا نیستند، بلکه خود به بخشی از فرایند روایتگری تبدیل میشوند و با بهاشتراکگذاشتن تجربههایشان، زمینه گسترش این حرکت را فراهم میکنند.
برای بررسی چگونگی شکلگیری این حرکت، نسبت روایتگری با فهم تحولات جهانی و نقش مردم در تداوم آن، با روحالله سلیمیفرد، مسئول رویداد «راوی جنگ شو» گفتوگو کردیم. او در این گفتوگو از مسیر شکلگیری شبکه راویان، ایده محوری پویش «ایران جهان» و ضرورت تقویت نگاه جهانی در جامعه میگوید.
* فعالیت مجموعه «راوی جنگ شو» از کجا آغاز شد و چه مسیری را طی کرد تا به شکلگیری پویش «ایران جهان» رسید؟
فعالیت ما از زمان عملیات طوفانالاقصی آغاز شد. در آن مقطع، احساس میکردیم خلأ جدی در روایت مقاومت وجود دارد؛ به این معنا که حتی بخشی از جامعه مذهبی و انقلابی نیز شناخت دقیقی از واقعیت فلسطین و آنچه در این میدان میگذشت، نداشت. همین مسئله موجب شده بود کنشهای جدی و گستردهای متناسب با ابعاد تحولات شکل نگیرد.
بر همین اساس، تلاش کردیم روایت واقعیتهای میدان را به مردم منتقل کنیم. در این مسیر، بیانات و دیدگاههای حضرت آقا درباره فلسطین و مقاومت را استخراج کردیم و در قالب داستان و روایت در اختیار مردم قرار دادیم. الگوی ما نیز بر مبنای روایتگری مردمی بود؛ به این معنا که هر فرد پس از دریافت و درک روایت، آن را برای دیگران بازگو کند و تجربه خود از روایتگری را با دیگران به اشتراک بگذارد. این تجربهها میتوانست افراد بیشتری را به مشارکت در این حرکت ترغیب کند.
بهتدریج، شبکهای از راویان در نقاط مختلف کشور شکل گرفت که موضوع فعالیتشان روایت فلسطین و نسبت تحولات این منطقه با جامعه ایران بود. پس از جنگ ۱۲روزه، دامنه این روایتگری را گسترش دادیم؛ زیرا معتقد بودیم برای فهم اتفاقات داخل کشور نیز باید از محدوده جغرافیایی ایران فراتر رفت و تحولات منطقه غرب آسیا را در کنار یکدیگر دید.
در ادامه به این جمعبندی رسیدیم که برای درک دقیقتر اتفاقات، باید تصویری کلانتر از تحولات جهان ارائه کنیم. در همین چارچوب، نقشهای از جهان طراحی کردیم و نام آن را «ایران جهان» گذاشتیم. تلاش کردیم با استفاده از این نقشه و با تکیه بر نشانههای تغییر نظم جهانی که در بیانات حضرت آقا مطرح شده بود، این مسئله را برای مردم توضیح دهیم که تحولات جاری را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک درگیری محدود میان ایران و آمریکا تحلیل کرد.
از نگاه ما، جنگ جاری سه ویژگی اساسی داشت: جهانی، وجودی و فوری بودن. اگر این ویژگیها بهدرستی درک نشوند، ممکن است جامعه دچار خطای محاسباتی شود، تحولات را صرفاً از دریچه اتفاقات داخلی ببیند یا روایتهای ناقص و نادرستی از صحنه دریافت کند.
با آغاز جنگ ۴۰روزه، از دهم اسفند، نقشه «ایران جهان» را به فضای میدانی و تجمعات مردمی آوردیم. هدف این بود که مردم در کنار حضور در خیابان، تصویری روشنتر از ماهیت جنگ و ارتباط آن با تحولات بینالمللی داشته باشند.
در این مرحله، شبکهای از راویان شکل گرفت که مأموریت داشتند نقشه را در میدانها و فضاهای عمومی نصب کنند و درباره آن با مردم به گفتوگو بپردازند. این فعالیت بهتدریج در شهرهای مختلف گسترش یافت و معلمان، دانشآموزان و گروههای گوناگون اجتماعی نیز به آن پیوستند.
یکی از ویژگیهای مهم این حرکت، مردمی بودن آن است. افراد تجربههای خود را از شیوههای مختلف روایتگری به اشتراک میگذارند؛ از برگزاری نشست و گفتوگو گرفته تا نصب نقشه روی خودرو و حرکت در سطح شهر برای گفتوگو با مردم. این تجربهها در شبکه منتشر میشود و زمینه شکلگیری ایدههای تازه و تکثیر فعالیتها در شهرهای دیگر را فراهم میکند.
نقش ما در این میان، تأمین محتوا و جهتدهی روایی است؛ اما گسترش حرکت به دست خود مردم صورت میگیرد. به همین دلیل، روایتگری به فعالیتی پویا تبدیل شده است که میتواند همزمان با تحولات روز، بهروزرسانی شود و درک جامعه از صحنه را تقویت کند.
* در روایت «ایران جهان»، چه نسبتی میان توان موشکی و نظامی ایران و نقش مردم در میدان قائل هستید؟ چرا بر ارائه تصویری فراتر از توان تسلیحاتی تأکید دارید؟
تمرکز اصلی ما بر شمار موشکهای شلیکشده، میزان تلفات یا جزئیات تخصصی توان نظامی نیست؛ زیرا این حوزه به تخصصهای نظامی نیاز دارد. هدف ما این است که مردم بدانند در چه جنگی قرار گرفتهاند و چگونه باید تحولات را تحلیل کنند.
وقتی ماهیت جنگ بهدرستی درک شود، نگاه ما به ابزارهای قدرت نیز دقیقتر خواهد شد. برای مثال، اگر صرفاً بر توان تسلیحاتی تمرکز کنیم، ممکن است تصور شود راه رسیدن به بازدارندگی، تنها افزایش قدرت نظامی یا دستیابی به سلاحهای هستهای است. درحالیکه در چارچوب روایتی که ما دنبال میکنیم، یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ایران، مردم و اراده جمعی آنان با اتکا به قدرت الهی است.
ما تلاش میکنیم با استفاده از بیانات امام خمینی(ره)، حضرت آقا و دیدگاههای مطرحشده در این زمینه، عینکی تحلیلی در اختیار مردم قرار دهیم تا بتوانند تحولات را در چارچوبی جامعتر ببینند. این نگاه به معنای نادیده گرفتن توان موشکی و نظامی کشور نیست؛ بلکه تأکید دارد که قدرت را نباید صرفاً به ابزارهای نظامی تقلیل داد.
برای فهم این مسئله میتوان به تجربه انقلاب اسلامی اشاره کرد. پیروزی انقلاب صرفاً محصول برخورداری از تجهیزات نظامی نبود؛ بلکه اراده مردم، ایمان، شعار «اللهاکبر» و ایستادگی در برابر ظلم، نقشی اساسی در آن داشت. در جریان انقلاب، حضور مردم و شکستن فضای ترس، معادلاتی را تغییر داد که صرفاً با محاسبات مادی قابل توضیح نبود.
از نگاه ما، این مؤلفه در تحولات اخیر نیز اهمیت دارد. اگر مردم درک کنند که قدرتشان تنها به تجهیزات نظامی وابسته نیست، در برابر فشارها و تهدیدها نیز ارزیابی متفاوتی خواهند داشت. به همین دلیل، معتقدیم تأکید یکجانبه بر تسلیحات میتواند توجه جامعه را از نقش مردم و ظرفیتهای اجتماعی دور کند.
در همین چارچوب، مسئله سلاح هستهای نیز باید در نسبت با الگوی قدرت مورد نظر جمهوری اسلامی بررسی شود. به باور ما، نباید اجازه داد که همه بحثهای مربوط به بازدارندگی به مطالبه دستیابی به سلاحهای خاص محدود شود؛ زیرا چنین رویکردی ممکن است مؤلفههای دیگر قدرت را به حاشیه ببرد.
برای نمونه، اظهارات دونالد ترامپ درباره اینکه برخورداری ایران از سلاح هستهای میتوانست محاسبات او را تغییر دهد، از نظر ما نشان میدهد که دشمن تلاش میکند بحث قدرت را در چارچوبی مشخص تعریف کند. در مقابل، ما باید بتوانیم درباره دیگر مؤلفههای قدرت، از جمله اراده مردم و ظرفیت ایستادگی جمعی، نیز روایت روشنی ارائه دهیم.
به اعتقاد ما، حضور مردم در میدان و حفظ انسجام اجتماعی میتواند محاسبات طرف مقابل را تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، یکی از اهداف اصلی دشمن را تلاش برای ناامید کردن مردم، کاهش حضور اجتماعی و تضعیف این انسجام میدانیم. روایت «ایران جهان» میکوشد با تبیین ابعاد جنگ و تقویت درک عمومی از شرایط، در برابر چنین فضایی بایستد.
* پویش «راوی جنگشو» در چه قالبهایی ادامه پیدا کرده و چه برنامهای برای گسترش آن در میان معلمان، دانشآموزان و فضای مجازی دارید؟
با وجود گذشت ۲۰۰خوردهای شب از تجمعات این پویش نه تنها به پایان نرسیده است، بلکه دامنه فعالیتهای آن گسترش یافته است. در ابتدا، بخش مهمی از فعالیت ما در میدانها و تجمعات مردمی انجام میشد؛ اما بهتدریج، مدارس، گروههای آموزشی و بسترهای مجازی نیز به عرصههای تازه روایتگری تبدیل شدند.
در حال حاضر، معلمان و دانشآموزان در نقاط مختلف کشور در این زمینه فعالیت میکنند. همچنین، کمپینهایی در شبکههای اجتماعی و بسترهایی مانند شاد و ایتا شکل گرفته است. راهاندازی و رونمایی از بستر اینترنتی جدید مدرسه نیز میتواند به توسعه این شبکه و جذب راویان تازه کمک کند.
یکی از اتفاقات مهم برای ما، ورود نوجوانان به این فرایند است. نوجوانانی که پیشتر ممکن بود تحولات را صرفاً در محدوده مسائل روزمره یا محیط اطراف خود دنبال کنند، اکنون با استفاده از این چارچوب روایی تلاش میکنند ارتباط میان اتفاقات محلی، تحولات منطقهای و مسائل جهانی را درک کنند. حتی در برخی مناطق روستایی نیز این نگاه در میان نوجوانان در حال شکلگیری است.
در این مسیر، تجربهنگاری همچنان اهمیت زیادی دارد. هر فرد میتواند شیوه خود را برای روایتگری پیدا کند و تجربهاش را در اختیار دیگران قرار دهد. این کار باعث میشود روایتگری به فعالیتی محدود به یک گروه یا مجموعه خاص تبدیل نشود و افراد بیشتری بتوانند متناسب با ظرفیتها و موقعیت خود در آن مشارکت کنند.
تلاش ما این است که محتوا و جهتگیری روایی مورد نیاز را فراهم کنیم و در عین حال، میدان عمل را برای خلاقیت مردم باز بگذاریم. به این ترتیب، شبکه میتواند متناسب با تحولات روز، روایتهای تازهای تولید کند و امکان گفتوگو درباره مسائل پیچیده را برای گروههای مختلف جامعه فراهم آورد.
توصیه من این است که در این مقطع تاریخی، ایرانیان بیش از گذشته با نگاه جهانی به تحولات توجه کنند. معتقدیم ایران در معادلات جدید جهانی جایگاهی تعیینکننده پیدا کرده است و برای فهم این موقعیت، باید از تحلیلهای محدود به مرزهای کشور فراتر رفت.
مردم باید بدانند در چه جنگی قرار دارند، چه تحولاتی در سطح جهان در حال وقوع است و اتفاقات داخلی چه نسبتی با این تحولات دارد. اگر این نگاه تقویت شود، جامعه میتواند با شناخت بیشتری در میدان حضور داشته باشد و در برابر روایتهای ناقص و تحریفشده، تحلیل مستقلتری از شرایط ارائه کند.
