آنچه تغییر کرده، فضای گفتمانی است. بحثی که زمانی در حاشیه بود، اکنون در مجلس، شورای عالی امنیت ملی و رسانههای رسمی بهصورت علنی جریان دارد. برخی تحلیلگران خارجی نیز مدعی شدهاند که «قدرت اردوگاه حامی عبور از آستانه هستهای افزایش یافته است»، هرچند این بحث «هنوز حلنشده» باقی مانده است.
به گزارش خبرفوری، در هفتههای اخیر، زبان مقامهای ایرانی درباره دو گزینهای که تا پیش از این در حاشیه قرار داشت، بهطور محسوسی صریحتر شده است: خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) و بازنگری در دکترین هستهای. این اظهارات، هرچند با قیدوشرط «در صورت لزوم» بیان میشوند، پرسشی جدی را پیش میکشند: اگر ایران واقعاً دکترین هستهای خود را تغییر دهد، چه اتفاقی میافتد؟
دکترین هستهای ایران تغییر میکند؟
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در واکنش به حملات آمریکا گفته بود که در صورت تکرار حمله، گزینههای ایران شامل خروج از NPT و تغییر دکترین هستهای خواهد بود و مجلس آماده بررسی این طرح است. این اظهارنظر در سطح بالاتر نیز مطرح شد و محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، تأکید کرد که ایران «متعهد به فتوای رهبر شهید انقلاب» باقی مانده و دکترین خود را تغییر نداده است، اما «نمیدانیم در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد» و خروج از NPT در پاسخ به فشارهای آمریکا و اسرائیل «ممکن» است. در تازهترین تحول، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، اعلام کرده که «طرح خروج از NPT از نظر قانونی آماده است» و تنها نیازمند «اراده ملی» است.
این اظهارات را باید در بافت دو حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به تأسیسات و زیرساختهای هستهای ایران در یک سال گذشته بررسی کرد؛ حملاتی که به گفته تحلیلگران، «مفهوم امنیتی ایران را متزلزل کرده و خواستها برای بازنگری در دکترین هستهای را تقویت کرده است».
«تغییر دکترین» به چه معناست؟
دکترین هستهای ایران تاکنون بر یک قاعده مشخص استوار بوده است: حفظ توانمندی در آستانه سلاح (غنیسازی در سطوح بالا و ذخایر قابلتوجه اورانیوم) بدون عبور از خط قرمز ساخت سلاح. فتوای رهبر شهید انقلاب اسلامی، مبنای فقهی این امر و سیاست بوده است. آنچه اکنون در گفتمان رسمی و رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی مطرح میشود، حرکت از این «سیاست محاسبهشده» به سمت «ابهام محاسبهشده» یا حتی اعلام آشکار عبور از آستانه است.
از منظر حقوقی، خروج از NPT بر اساس ماده ۱۰ این معاهده با اعلام سهماهه امکانپذیر است. اما پیامد واقعی، پایان نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر برنامه هستهای ایران و از میان رفتن آخرین چارچوب شفافیتساز است.
پیامدهای مهم تغییر دکترین هستهای ایران
اما این اقدام یعنی تغییر دکترین هستهای ایران، پیامدهای دیگری هم دارد که میتوان بدین قرار شمرد:
الف. زنجیره اشاعه هستهای در منطقه، فروپاشی تابوی هستهای در خاورمیانه و مسابقه تسلیحاتی هستهای در منطقه
ب. تشدید خطر اقدام نظامی و درگیری در منطقه و حتی جهان
ج. انزوای اقتصادی و دیپلماتیک تشدیدشده علیه ایران و بازگشت خودکار تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل و از دست رفتن هرگونه چارچوب حقوقی برای مذاکره بر سر برنامه هستهای.
وقتی فضای گفتمانی تغییر کرده است
مقامهای ایرانی بهدقت میان «آماده بودن طرح» و «تصمیمگیری» فاصله گذاشتهاند. محسن رضایی صریحاً میگوید: «ما هنوز در این باره تصمیمی نگرفتهایم، اما این موضوع به رفتار آمریکا بستگی دارد». این جمله دو پیام همزمان دارد: نخست، تغییر دکترین یک «گزینه روی میز» است، نه یک تصمیم قطعی. دوم، تهران میخواهد از این گزینه بهعنوان ابزار چانهزنی و بازدارندگی سیاسی استفاده کند.
با این حال، آنچه تغییر کرده، فضای گفتمانی است. بحثی که زمانی در حاشیه بود، اکنون در مجلس، شورای عالی امنیت ملی و رسانههای رسمی بهصورت علنی جریان دارد. برخی تحلیلگران خارجی نیز مدعی شدهاند که «قدرت اردوگاه حامی عبور از آستانه هستهای افزایش یافته است»، هرچند این بحث «هنوز حلنشده» باقی مانده است.
