مغز در دوران کودکی و نوجوانی دستخوش تغییرات گستردهای میشود. بخشهای مختلف آن با سرعت یکسانی رشد نمیکنند و ضخامت قشر مغز نیز در طول این دوره تغییر میکند. پژوهشگران در مطالعه جدید بررسی کردند که تفاوت در سرعت این تغییرات چگونه میتواند با علائم مشکلات سلامت روان در سالهای بعد ارتباط داشته باشد.
پژوهشگران در مطالعهای روی نزدیک به ۱۲ هزار کودک و نوجوان در ایالات متحده دریافتند که روند بلوغ بخشهای مختلف مغز در اوایل نوجوانی ممکن است بروز علائم مشکلات سلامت روان را تا چهار سال پیش از ظهور آنها پیشبینی کند.
به گزارش فرارو به نقل از نیچر، این پژوهش با تحلیل نزدیک به ۳۰ هزار اسکن مغزی انجام شده است و تصویری دقیقتر از زمانبندی تغییرات مغز در دوران رشد ارائه میدهد. یافتههای مطالعه نشان میدهد که برای بررسی ارتباط میان رشد مغز و سلامت روان، تنها شناخت عملکرد هر ناحیه مغزی کافی نیست و زمان بلوغ آن نیز اهمیت دارد.
جاشوا رافمن، روانپزشک در مرکز پزشکی ماس جنرال بریگهام در بوستون و یکی از نویسندگان این پژوهش، در توضیح این رویکرد میگوید پرسش اصلی فقط این نیست که هر ناحیه مغز چه کاری انجام میدهد، بلکه باید بررسی کرد که این ناحیه چه زمانی به بلوغ میرسد.
روند رشد مغز چه ارتباطی با سلامت روان دارد؟
نتایج نشان داد برخی از الگوهای بلوغ مغز در اوایل نوجوانی با بروز علائم روانی در آینده ارتباط دارند؛ بهطوریکه این الگوها میتوانند تا چهار سال پیش از ظاهر شدن علائم، اطلاعاتی درباره خطر احتمالی ارائه دهند.
با این حال، چنین ارتباطی به معنای آن نیست که تغییرات مغزی بهتنهایی علت بروز اختلالات روانی هستند. این یافتهها بیشتر نشان میدهند که روند رشد مغز میتواند یکی از عوامل مرتبط با احتمال بروز این مشکلات باشد.
ردپای ژنتیک پیش از تولد
پژوهشگران برای بررسی دقیقتر نتایج، نقشههای بهدستآمده از مغز را با اطلسهای شناختهشده مغز انسان مقایسه کردند. آنها دریافتند نواحیای که تغییرات ضخامت قشر مغز در آنها ارتباط بیشتری با پیشبینی علائم مشکلات سلامت روان داشت، با شبکههایی از ژنها همپوشانی قابلتوجهی دارند که پیش از تولد فعال هستند.
این همپوشانی احتمال نقش برنامهریزی ژنتیکی در دوران جنینی را مطرح میکند. بر این اساس، برخی از زمینههای مرتبط با خطر بروز مشکلات سلامت روان در نوجوانی ممکن است از مراحل اولیه رشد شکل بگیرند و اثر آنها در سالهای بعد آشکار شود.
البته این نتیجه به معنای شناسایی یک عامل ژنتیکی مشخص یا اثبات رابطه علت و معلولی میان فعالیت ژنها در دوران جنینی و بروز اختلالات روانی نیست. برای روشن شدن این ارتباط، به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
چرا نمیتوان از این یافتهها برای پیشبینی قطعی استفاده کرد؟
با وجود اهمیت نتایج، پژوهشگران تأکید میکنند که اثرات آماری مشاهدهشده نسبتاً کوچک و ظریف هستند. به همین دلیل، اطلاعات حاصل از اسکن مغزی بهتنهایی برای پیشبینی اینکه کدام کودک در آینده دچار یک اختلال روانی مشخص خواهد شد، کافی نیست.
بروز مشکلات سلامت روان معمولاً تحت تأثیر مجموعهای از عوامل زیستی، روانشناختی و محیطی قرار دارد. بنابراین، الگوهای رشد مغز را باید در کنار سایر عوامل بررسی کرد، نه بهعنوان ابزاری مستقل برای تشخیص یا پیشبینی بیماری.
این پژوهش میتواند به درک بهتر ارتباط میان رشد مغز و سلامت روان در دوران نوجوانی کمک کند و مسیرهای تازهای برای تحقیقات آینده فراهم آورد؛ اما استفاده از این یافتهها در ارزیابی بالینی افراد، به شواهد بیشتر و بررسیهای تکمیلی نیاز دارد.
