رامسر- ایرنا- طرح شبکه جمعآوری فاضلاب رامسر، با وجود فرصت تازه تأمین اعتبار، همچنان درگیر چالش زمین و جانمایی است؛ بنبستی که تکرار الگوهای قدیمی، راه خروج از آن را دشوار کرده است.
به گزارش ایرنا، در رامسر، بحران فاضلاب فقط روی کاغذ و در گزارشهای اداری نیست؛ گاهی از کف ساختمانهای مسکونی بالا میزند و گاهی راه رودخانهها را در پیش میگیرد تا به دریای خزر برسد. این تصویر، برای شهری که نامش با طبیعت و گردشگری گره خورده، فقط نشانه یک عقبماندگی زیرساختی نیست؛ زنگ خطری برای سلامت شهروندان، کیفیت زندگی و محیطزیستی است که بخش مهمی از هویت و اقتصاد رامسر به آن وابسته است.
تناقض ماجرا همینجاست؛ شهر خاستگاه کنوانسیون رامسر به عنوای مهمترین و پیشروترین معاهده برای حفاظت از تالابهای رامسر هنوز از عقبماندکی در ابتداییترین زیرساختهای شهری رنج میبرد. شهری با حدود ۲۱ کیلومتر نوار ساحلی که در بخشهایی از آن، کوه و دریا فاصله چندانی ندارند؛ زمین محدود است، سطح آب زیرزمینی بالاست و شرایط خاک نیز در برخی مناطق، اجرای پروژههای عمرانی را دشوار میکند. در چنین جغرافیایی، انتخاب محل تصفیهخانه و طراحی شبکه فاضلاب نمیتواند نسخهای آماده و بیاعتنا به شرایط محلی باشد.
این نخستین بار نیست که طرح فاضلاب رامسر پشت مانع زمین و جانمایی میماند. حوالی سال ۱۳۹۶، با وجود تأمین اعتبار قابلتوجه از محل منابع بانک توسعه اسلامی برای اجرای شبکه جمعآوری فاضلاب، اختلاف بر سر محل احداث تصفیهخانه اجرای طرح را متوقف کرد و بنا بر اطلاعات موجود، اعتبار به کشور بازگشت. سالها گذشت، مسئله باقی ماند و حالا فرصتی تازه پیش روی مازندران قرار گرفته است.
در این بین استاندار مازندران درحالی از اختصاص ۸ همت برای ساماندهی فاضلاب شهرهای فاقد این زیرساخت تخصیص داده که رامسر همچنان در چرخه باطل زمین و جانمایی و مهمتر از همه نبود مدلی مطابق جدیدترین تکنولوژی روز دستبه گریبان است.
تکرار اشتباه گذشته
اما پرسش اساسی اینجاست که چرا برای اجرای چنین طرح زیرساختی مهمی، پیش از معرفی زمین، مطالعات تخصصی و بررسیهای فنی، حقوقی، اقتصادی و زیستمحیطی انجام نمیشود؟ برای شهری که سالها با عقبماندگی در توسعه شبکه فاضلاب مواجه بوده، انتظار میرود جانمایی بر پایه مطالعات کارشناسی صورت بگیرد، نه اینکه هر گزینه پس از طرح، با یک مخالفت یا مانع حقوقی از دستور کار خارج شود. مسئله فقط پیدا کردن زمین نیست؛ مسئله، فقدان یک فرایند کارشناسی روشن برای انتخاب زمین مناسب و پایان دادن به سالها انتظار برای اجرای این زیرساخت ضروری است.
فناوریهای جدید؛ حلقه مفقوده حل معضل فاضلاب رامسر
در این بین بررسیهای کارشناسی نشان میدهد آنچه در روند تعیین تکلیف فاضلاب رامسر اهمیت دارد، فقط یافتن زمینی برای احداث تصفیهخانه نیست؛ بلکه بازنگری در شیوهای است که قرار است این مشکل دیرپا را حل کند. در شهری با محدودیت اراضی، شرایط خاص جغرافیایی و حساسیتهای محیطزیستی، تکیه بر الگوهای متداول بدون بررسی ظرفیت فناوریهای جدید، ممکن است دامنه انتخابها را محدود کند.
تجربه برخی شهرهای جهان نشان میدهد که پیشرفت فناوری تصفیه و طراحی فشرده تأسیسات، امکان استفاده بهینهتر از زمین را فراهم کرده است. در سنگاپور، برای نمونه، در طراحی تصفیهخانه از استقرار بخشهایی از تأسیسات در زیرزمین و چند تراز استفاده شده تا سطح موردنیاز کاهش یابد. در کنار این الگو، سامانههای منطقهای و غیرمتمرکز نیز در برخی مناطق جهان بهعنوان گزینههایی متناسب با شرایط خاص شهری مورد استفاده قرار گرفتهاند.
تصفیهخانه الانصاب در مسقط عمان، نمونهای موفق دیگری نزدیک به وضعیت رامسر است. این مجموعه از فناوری راکتور زیستی غشایی (MBR) استفاده میکند؛ روشی که تصفیه زیستی فاضلاب را با جداسازی غشایی ترکیب میکند و امکان تولید پساب باکیفیت برای استفاده مجدد را فراهم میسازد. این فناوری بهویژه در مکانهایی که محدودیت زمین وجود دارد، گزینهای قابل بررسی به حساب میآید.
این تجربهها به معنای ضرورت اجرای همان مدلها در رامسر نیست؛ اما نشان میدهد که پیش از نهایی شدن جانمایی، باید فناوریهای قابل استفاده، سطح اشغال زمین، هزینههای اجرا و بهرهبرداری و پیامدهای محیطزیستی بهصورت همزمان بررسی شوند. چهبسا بخشی از محدودیتهای موجود با انتخاب فناوری متناسب و طراحی متفاوت قابل مدیریت باشد.
این بازنگری باید شبکه جمعآوری فاضلاب را نیز در بر بگیرد. شرایط بافت شهری و دشواری اجرای شبکه در برخی محدودهها، ضرورت بررسی راهکارهای متنوع را بیشتر میکند؛ راهکارهایی که انتخاب میان آنها باید بر پایه مطالعات فنی و اقتصادی انجام شود، نه با فرض اینکه یک الگوی واحد برای تمام شهر مناسب است.
به گزارش ایرنا، با توجه به اعلام اختصاص منابعی برای ساماندهی فاضلاب شهرهای فاقد این زیرساخت در مازندران، فرصت پیشرو میتواند زمینهای برای بازنگری در الگوی اجرای طرح رامسر باشد؛ فرصتی که استفاده مؤثر از آن، به برنامهای روشن برای مکانیابی، انتخاب فناوری و مدیریت هزینههای بلندمدت نیاز دارد.
در نهایت، حل معضل فاضلاب رامسر بیش از هر چیز به تغییر رویکرد شرکت آب و فاضلاب و عبور از نسخههای قدیمی و الگوهای تکراری نیاز دارد؛ رویکردی که بهجای تمرکز صرف بر پیدا کردن زمین برای احداث تصفیهخانه، فناوریهای نوین، روشهای کمجا و امکان استفاده بهینه از اراضی را نیز در کانون تصمیمگیری قرار دهد. تجربه شهرهای مختلف نشان داده است که برای مدیریت فاضلاب، نمیتوان یک نسخه ثابت برای همه مناطق پیچید؛ بلکه راهکار باید با جغرافیا، بافت شهری، ظرفیت موردنیاز و ملاحظات محیطزیستی هر منطقه تناسب داشته باشد.
