گمانه‌زنی‌ها درباره ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا افزایش یافته و برخی چهره‌های سیاسی درباره احتمال اقدام نظامی ترامپ پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و احتمال تحرک مستقل اسرائیل هشدار می‌دهند. از نگاه این گروه احتمال شروع دوباره جنگ در آذر ماه کم نیست.

رویداد۲۴| نیمه دوم مهر ماه در فضایی مملو از تردید، تهدید و ابهامات دیپلماسی می‌گذرد و خاورمیانه همچنان ملتهب است؛ معادلات امنیتی میان تهران و واشنگتن به حساس‌ترین وضعیت خود رسیده و از یک سو، شاهد تحرکات ناو‌های هواپیمابر آمریکایی هستیم و شایعات پررنگ مبنی بر طرح‌های حمله کوتاه‌مدت، فضای روان‌شناختی منطقه را آشفته کرده است؛ از سوی دیگر، ادعا‌های زیاده‌خواهانه دونالد ترامپ و هم‌پیمانان منطقه‌ای‌اش نگران‌کننده به نظر می‌رسد. در این میان، خبر‌های ضدونقیضی درباره رد یا قبول پیشنهاد‌های مصالحه منطقه‌ای منتشر می‌شود، رفتار‌های غیرقابل‌پیش‌بینی کاخ سفید بار دیگر ضرورت هوشمندی، حفظ انسجام ملی و رصد گام‌به‌گام تحولات را پیش روی تحلیل‌گران سیاسی قرار داده است.

بازی با آتش در آستانه صندوق‌های رای

ارزیابی زمان‌بندی احتمالی هرگونه اقدام نظامی از سوی واشنگتن، یکی از جدی‌ترین محور‌های بحث میان تحلیل‌گران تحولات بین‌الملل است. علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با هشدار نسبت به تحرکات آمریکا تاکید کرده است که ترامپ ممکن است برای سرپوش گذاشتن بر پیامد‌های شکست احتمالی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، به یک ماجراجویی نظامی دست بزند. به گفته وی، فاصله زمانی نیمه آبان تا نیمه دی‌ماه - یعنی فضای تنفس میان برگزاری انتخابات و آغاز به کار کنگره جدید -می‌تواند بحرانی‌ترین بازه برای هرگونه تصمیم شتاب‌زده کاخ سفید باشد.

در همین راستا، امیررضا ناظری، مشاور عارف نیز با گمانه‌زنی درباره جدول زمانی این تنش‌ها یادآور شده است که خطر درگیری در آستانه انتخابات کاهش نمی‌یابد، بلکه پس از مشخص شدن ترکیب مجلسین هر لحظه احتمال شعله‌ور شدن آن وجود دارد؛ بازه‌ای که از آذرماه به بعد نیازمند مراقبت شدید امنیتی و دیپلماتیک خواهد بود.

سناریوسازی‌های ساختگی و بهانه‌جویی برای حمله احتمالی

در این میان نشانه‌های فزونی‌یافته از سناریوسازی‌های واشنگتن، یادآور الگو‌های قدیمی جنگ‌طلبی در تاریخ سیاست خارجی ایالات متحده است. حشمت‌الله فلاحت‌پیشه با اشاره به ادعا‌های ترامپ درباره تهدید ایران علیه لس‌آنجلس و سن‌دیگو، این اظهارات را شبیه‌سازی ترفند‌های جنگی گذشته دانسته و تاکید دارد ترامپ برای هرگونه اقدام دست‌به‌عصا یا تهاجمی نیازمند افکار عمومی و افراط‌گرایان داخلی است.

هم‌زمان، رسانه‌های عبری از آماده‌سازی تمام‌عیار ارتش اسرائیل برای تمام سناریوها، از جمله انجام حملات پیش‌دستانه در آستانه رویداد‌های سیاسی خبر می‌دهند. تحلیل‌گرانی، چون تریتا پارسی نیز با اشاره به بن‌بست در مذاکرات قطر و رد پیشنهاد‌های میانجی‌گرانه، هشدار می‌دهند که گزارش‌های درزیافته از دستور به پنتاگون برای تدوین طرح‌های حمله - حتی با وجود تکذیب‌های لفظی ترامپ - نشان از گرایش روزافزون شاهین‌های واشنگتن و حکومت نتانیاهو برای برافروختن مجدد آتش جنگ دارد.

تغییرات ناگهانی و شرط‌بندی‌های مشکوک مالی در پلتفرم‌هایی مانند پالی‌مارکت و جهش احتمال حمله از ۵ به ۳۰ درصد نیز بر ابهام و پیوند این تصمیمات با داده‌های محرمانه افزوده است.

تاکید تهران بر آمادگی همه‌جانبه

در پاسخ به این فضا و تهدیدات شناور، بازدارندگی ایران متکی بر فرضیات واقعی و تجربه رفتاری طرف مقابل شکل گرفته است. یک مقام ارشد امنیتی در تهران با اشاره به تناقض‌گویی‌های مکرر مقام‌های آمریکایی و تأثیرپذیری عمیق کاخ سفید از تل‌آویو صراحتاً اعلام کرده است که ایران فارغ از سخنان متضاد ترامپ و مانور رسانه‌ها، فرض را بر ضرورت آمادگی برای مواجهه طولانی‌مدت قرار داده است.

طبق این راهبرد، ایران دلیلی برای خویشتنداری مجدد یا محدود نگه داشتن دامنه جغرافیایی و موضوعی میدان نبرد نخواهد داشت و با رونمایی از تجهیزات نظامی نوین، پاسخی قاطع و غافلگیرکننده به هرگونه حماقت دشمن خواهد داد.

هزینه جنگی که فقط در میدان نظامی پرداخت نمی‌شود

ازسرگیری درگیری ایران و آمریکا، حتی اگر با حملات محدود آغاز شود، می‌تواند پیامد‌هایی فراتر از میدان نظامی داشته باشد. نااطمینانی درباره آینده جنگ، تجارت خارجی و صادرات نفت می‌تواند بر بازار ارز، قیمت کالا‌ها و تصمیم‌های اقتصادی خانوار‌ها اثر بگذارد. اگر درگیری گسترش یابد یا زیرساخت‌های حیاتی هدف قرار گیرند، فشار بر اقتصاد و زندگی روزمره مردم نیز بیشتر خواهد شد. به همین دلیل، ارزیابی خطر جنگ نباید تنها بر توان نظامی طرفین یا احتمال پیروزی در میدان متمرکز باشد؛ هزینه انسانی، اقتصادی و اجتماعی درگیری نیز باید در محاسبات سیاسی و دیپلماتیک جایگاه اصلی داشته باشد.

در چنین شرایطی، جلوگیری از جنگ فقط به معنای آمادگی برای پاسخ نظامی نیست؛ حفظ کانال‌های ارتباطی، روشن کردن خطوط قرمز و ادامه تلاش برای کاهش تنش نیز اهمیت دارد. هرچه فضای تصمیم‌گیری تحت تأثیر تهدید‌ها و اطلاعات تأییدنشده قرار گیرد، خطر محاسبه اشتباه بیشتر می‌شود و هزینه آن ممکن است به جامعه‌ای منتقل شود که پیشاپیش با فشار‌های اقتصادی و نااطمینانی روبه‌روست.

در نهایت، آنچه در این وضعیت شکننده اهمیت دارد، حفظ هوشمندی دیپلماتیک در کنار توان بازدارندگی است تا راه بر هرگونه محاسبات غلط جنگ‌طلبان بسته شود.