عطاءالله مهاجرانی با اشاره به نامه ادعایی معاون ترامپ به محسن رضایی، از تلاش واشنگتن برای ایجاد شکاف در ساختار تصمیم‌گیری ایران انتقاد کرد و نوشت: «بار دیگر نه ایران را شناخته‌اند و نه سپاه را و نه رهبری را و نه ساختار تصمیم‌گیری در نظام را.»

رویداد۲۴| عطاءالله مهاجرانی در یادداشتی در روزنامه ایران، به تحلیل نامه منتسب به جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، به محسن رضایی پرداخت و این اقدام را در چارچوب تلاش واشنگتن برای ایجاد دوگانگی در ساختار سیاسی و تصمیم‌گیری ایران ارزیابی کرد.

مهاجرانی با اشاره به ادعا‌های پیشین دونالد ترامپ درباره ارسال پیام به فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پیشنهاد کودتا، معتقد است نامه ونس به محسن رضایی نیز می‌تواند با هدف تأثیرگذاری بر ساختار مذاکرات و تضعیف موقعیت محمدباقر قالیباف انجام شده باشد.

او در این یادداشت با اشاره به تجربه‌های تاریخی آمریکا در ایجاد شکاف میان جریان‌های سیاسی کشورها، تأکید می‌کند که ساختار تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی ایران اجازه نمی‌دهد مذاکره با آمریکا صرفا از طریق یک فرد یا نهاد مستقل از سایر ارکان نظام پیش برود.

ترامپ قبلا از فرمانده سپاه خواسته بود کودتا کند؟

مهاجرانی در ابتدای یادداشت خود با اشاره به ادعای ترامپ درباره ارسال پیام به سرلشکر احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، می‌نویسد: «ترامپ هر روز و گاه هر ساعت مثل سازی شکسته، نوایی خارج کوک می‌کند. مدتی پیش مدعی شد برای فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرلشکر احمد وحیدی، پیامی فرستاده است و در حال تبادل پیام و گفت‌و‌گو با سپاه است! ادعا شد ترامپ به سردار وحیدی پیشنهاد کرده کودتا کند! لابد خرج میلیاردی کودتا را هم ترامپ می‌دهد!»

او در ادامه با اشاره به تکرار این ادعا از سوی لری جانسون، می‌نویسد که حتی اگر فرض بر ارسال چنین پیامی از طریق رهبران کردستان عراق باشد، پاسخی به آن داده نشده است.

مهاجرانی در ادامه، نامه ونس به محسن رضایی را جدی‌تر از ادعای پیشین ترامپ می‌داند و با اشاره به تأیید این موضوع از سوی رئیس‌جمهور آمریکا، به روایت خود از محتوای نامه می‌پردازد.

به نوشته او، نامه ونس که یکشنبه هفته پیش از طریق میانجی قطری ارسال شده، چهار موضوع را در بر می‌گیرد: ضرورت و فوریت آغاز مذاکرات دوجانبه آمریکا با ایران، قرار دادن پرونده هسته‌ای در مذاکرات، رفع محدودیت‌ها علیه ایران و باز شدن تنگه هرمز.

چرا آمریکا به سپاه نامه می‌فرستد؟

مهاجرانی در بخش دیگری از یادداشت خود، به تناقض میان اقدام آمریکا در ارسال نامه به سپاه و موضع رسمی واشنگتن درباره این نهاد اشاره می‌کند.

او با یادآوری اینکه وزارت خارجه آمریکا در ۲۶ فروردین ۱۳۹۸ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به عنوان یک سازمان تروریستی اعلام کرد، این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه ترامپ و معاونش اکنون برای نهادی که خود آن را تروریستی می‌دانند، پیام و نامه می‌فرستند.

مهاجرانی سپس این اقدام را در چارچوب راهبردی قدیمی‌تر از سوی آمریکا تحلیل می‌کند؛ راهبردی که به اعتقاد او، بر ایجاد دوگانگی در داخل کشور‌ها و در روابط میان آنها استوار است.

او با اشاره به تجربه سفر راجیو گاندی به ایران در دوران جنگ عراق و کویت، می‌نویسد: «از جمله نکاتی که در گفت‌و‌گو‌ها راجیو گاندی به آن اشاره کرد، تلاش آمریکا برای تعمیق و مزمن کردن منازعه بین هند و پاکستان بود.»

مهاجرانی همچنین به نقل از گاندی می‌نویسد که در داخل هند یا پاکستان نیز از جمله وظایف سفارت آمریکا و سازمان سیا، ایجاد دوگانگی یا چندگانگی و برقراری ارتباط گسترده و محرمانه با مخالفان دولت‌ها بوده است.

مهاجرانی: آمریکا به دنبال بازسازی نظریه حاکمیت دوگانه است

این تحلیلگر در ادامه، طرح ایده حاکمیت دوگانه در ایران را به تلاش اتاق‌های فکر آمریکایی برای تأثیرگذاری بر ساختار سیاسی کشور مرتبط می‌کند.

مهاجرانی با اشاره به دوره ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی، معتقد است ایده حاکمیت دوگانه در آن زمان از سوی اتاق‌های فکر آمریکا مطرح یا تقویت شد و رسانه‌های فارسی‌زبان نیز در گسترش آن نقش داشتند.

او در بخشی از یادداشت خود درباره پیشینه این نظریه می‌نویسد: «البته اصل تز حاکمیت دوگانه به لنین بازمی‌گردد. او پس از پیروزی انقلاب اکتبر با دو نهاد قدرت مواجه بود: دولت موقت انقلابی و در سوی دیگر، شورا‌های کارگران و سربازان و نهاد‌های اجتماعی انقلابی. لنین برای تبیین شرایط از اصطلاح Dvoevlastie، قدرت یا حاکمیت دوگانه استفاده کرد.»

مهاجرانی همچنین با اشاره به نظریه ارنست فرانکل درباره ساختار دولت نازی در آلمان، معتقد است مفهوم حاکمیت دوگانه در ایران نیز با هدف ایجاد شکاف میان نهاد‌های سیاسی و ساختار‌های قدرت مورد استفاده قرار گرفته است.

او در ادامه، این رویکرد را به وضعیت کنونی مرتبط می‌کند و می‌نویسد: «اکنون اتاق‌های فکر آمریکایی و البته اروپایی در صدد مطرح کردن همین پیشینه با نمایی جدید، و آن هم در عمل هستند. حاشیه‌هایی را مطرح می‌کنند. بر اساس خیال پردازی‌های خود استنتاج می‌کنند که در ایران مرکز و محور اداره کشور سپاه است و بقیه هم بقیه‌اند! پس آمریکا به جای اینکه خودش را معطل شخصیت‌های رسمی مثل رئیس‌جمهوری و رئیس مجلس و دولت کند، بایستی مستقیماً با سپاه وارد گفت‌و‌گو شود.»

نامه ونس به رضایی برای تضعیف قالیباف؟

یکی از محور‌های اصلی تحلیل مهاجرانی، ارتباط نامه منتسب به ونس با ساختار تصمیم‌گیری در ایران و جایگاه محمدباقر قالیباف در مذاکرات است.

مهاجرانی با اشاره به ساختار شورای عالی امنیت ملی، تأکید می‌کند که محسن رضایی رئیس این شورا نیست و تصمیم‌گیری درباره مذاکرات با آمریکا، به سازوکار‌های رسمی و تأیید رهبری وابسته است.

او در این باره می‌نویسد: «به گمانم ونس تصور کرده است که سرلشکر رضایی رئیس شورای عالی امنیت ملی است! اولاً رئیس شورا رئیس‌جمهوری است و محسن رضایی دبیر شوراست و البته نماینده رهبری.»

مهاجرانی در ادامه، با اشاره به مذاکرات پیشین در پاکستان و علاقه ونس به مذاکره با قالیباف درباره پرونده هسته‌ای ایران، می‌نویسد که به هیأت ایرانی اعلام شده بود برای این موضوع اختیار ندارد و ونس نیز اسلام‌آباد را ترک کرده و از شکست مذاکرات خبر داده است.

او در ادامه، هدف نامه به محسن رضایی را در چارچوب تلاش برای تغییر موقعیت قالیباف ارزیابی می‌کند و می‌نویسد: «ونس یا مشاورانش گمان کرده‌اند با نوشتن نامه به محسن رضایی، محمد باقر قالیباف را از مسئولیت مذاکره حذف یا موقعیت او را تضعیف می‌کنند.»

بار دیگر ایران را نشناخته‌اند

مهاجرانی در پایان تحلیل خود، با تأکید بر اینکه نامه ونس نمی‌تواند ساختار تصمیم‌گیری ایران را تغییر دهد، می‌نویسد: «پیداست بار دیگر ترامپ و ونس در محاسبه‌شان اشتباه کرده‌اند.»

او در ادامه با اشاره به تحولات سیاسی و نظامی اخیر، از جمله جنگ‌های مورد اشاره در یادداشت خود، تأکید می‌کند که از نگاه او، زمینه‌ای برای نفوذ آمریکا و سیاست‌های این کشور در ساختار تصمیم‌گیری ایران باقی نمانده است.

مهاجرانی در پایان می‌نویسد: «زمان نشان خواهد داد؛ بار دیگر نه ایران را شناخته‌اند و نه سپاه را و نه رهبری را و نه ساختار تصمیم‌گیری در نظام را.»

او در بخش پایانی یادداشت خود، با اشاره به اظهارات دونالد ترامپ درباره یکی از سناتور‌های جمهوری‌خواه و واکنش جی‌دی ونس به آن، از این موضوع برای انتقاد از رئیس‌جمهور آمریکا و معاونش استفاده می‌کند و با لحنی طنزآمیز، جدی گرفتن آنها را زیر سؤال می‌برد.