تهران- ایرنا- کوروش بزرگ در تاریخ ایران، بیش از فتوحاتش با شیوه فرمانروایی و رویکردش در سرزمین‌های فتح‌شده شناخته می‌شود، میراثی از صلح و مدارا که از ایران باستان تا امروز زنده است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، کوروش دوم، مشهور به کوروش بزرگ، بنیان‌گذار امپراتوری هخامنشی و یکی از تأثیرگذارترین فرمانروایان جهان باستان بود اما ویژگی های تاریخی او تنها با برشمردن فتوحات و گسترش قلمرو هخامنشی گویا نیست، شیوه برخورد او با برخی جوامع مغلوب، توجه به دین و آیین هر سرزمین و تلاش برای برقراری آرامش پس از پیروزی نیز در ماندگاری نامش نقش داشت.

همین ویژگی‌ها موجب شد در منابع بابلی، سنت یهودی و آثار نویسندگان یونانی، تصویری همراه با ستایش‌ و شگفتی از او شکل گیرد و در تاریخ ایران نیز در میان سرآمدان باشد، هفتم آبان ماه، سالروز ورود کوروش به بابل و شکست دادن امپراتوری آشور، برای بزرگداشت او در نظر گرفته شده است.

کوروش، پادشاهی کشورگشا بود و بخشی از قدرت خود را با جنگ به دست آورد؛ بنابراین نمی‌توان او را صلح‌طلب به معنای امروزین آن یعنی مخالف مطلق جنگ دانست. آنچه شواهد تاریخی بهتر تأیید می‌کنند، اهمیت مدارا و آرام‌سازی در بخش مهمی از سیاست‌های او پس از فتح است که منجر به «کاهش خشونت و ایجاد سازش و همزیستی» در فرمانروایی او شد.

کوروش و شکل‌گیری شاهنشاهی هخامنشی

کوروش فرزند کمبوجیه یکم و ماندانا، از خاندان فرمانروای انشان بود. آغاز پادشاهی او معمولاً حدود ۵۵۹ پیش از میلاد و پایان آن ۵۳۰ پیش از میلاد دانسته می‌شود. درباره کودکی و جوانی او روایت‌هایی افسانه‌گون وجود دارد که با تاربخ همخوان نیست اما آنچه مسلم است کوروش حدود ۵۵۰ پیش از میلاد، آستیاگ (آژی‌دهاک) پادشاه ماد را شکست داد و بر قلمرو ماد تسلط یافت.

در دهه ۵۴۰ پیش از میلاد، پادشاهی لیدی را شکست داد و سارد پایتخت آنان را تصرف کرد که تاریخ دقیق این رویداد، مورد مناقشه تاریخ نگاران است؛ ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش بابل را فتح کرد و بر یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی و اقتصادی نزدیک به پارس، استیلا یافت و در نهایت در ۵۳۰ پیش از میلاد، کوروش درگذشت اما جزئیات چگونگی مرگ او در منابع یکسان نیست.

اهمیت تاریخی کوروش در پیوند میان توانایی نظامی و کشورداری بود، او با فتح سرزمین‌های گوناگون، برای اداره آن‌ها از ساختارها و نهادهای موجود بهره گرفت. احترام به رسوم و ادیان محلی، به حکومت تازه امکان می‌داد با جوامع دارای زبان‌ها و سنت‌های متفاوت رابطه‌ای پایدارتر برقرار کند.

کوروش بزرگ؛ شکوه فرمانروایی، میراث صلح و مدارا از ایران باستان

استوانه کوروش؛ سندی برای ایجاد صلح

فتح بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد مهم‌ترین رویدادها برای بررسی سیاست آشتی‌جویانه و تلاش کوروش برای همزیستی میان اقوام است. رویدادنامه نبونئید گزارش می‌کند: سپاه او بدون نبرد وارد شهر بابل شد. همین متن از تداوم آیین‌های معابد و برقراری آرامش هنگام ورود کوروش سخن می‌گوید.

ورود آرام به بابل فقط ادعای استوانه کوروش نیست؛ رویدادنامه بابلی نیز آن را ثبت کرده است. بااین‌حال، «ورود بدون نبرد به شهر بابل» به معنای «فتح تمام قلمرو بابل بدون جنگ» نیست. پیش از سقوط پایتخت، نبرد بزرگی میان کوروش و سپاه بابل رخ داده بود.

استوانه کوروش متنی به زبان اکدی و خط میخی بابلی است که پس از فتح بابل نوشته شد. متن، نبونئید را فرمانروایی نامطلوب و کوروش را برگزیده مردوک، خدای بزرگ بابل، معرفی می‌کند. این استوانه از یک سو برای شناخت سیاست‌های اعلام‌شده کوروش ارزشمند است و از سویدیگر باید آن را در جایگاه یک کتیبه سلطنتی که خواستار مشروعیت‌ بخشیدن به حکومت جدید است در نظر گرفته شود.

کوروش بزرگ؛ شکوه فرمانروایی، میراث صلح و مدارا از ایران باستان

زنده یاد عبدالمجید ارفعی، نخستین پژوهشگری که استوانه کوروش را ترجمه کرد، در کتاب «فرمان کوروش بزرگ» که توسط مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، منتشر شده است، متن کامل این استوانه را ارائه‌ می‌کند.

در سطر ۲۴ استوانه، کوروش می‌گوید سپاهش با آرامش در بابل حرکت کرد و اجازه نداد مردم سومر و اکد ترسانده شوند، این عبارت نشان می‌دهد که مهار رفتار سپاه و جلوگیری از هراس‌افکنی، بخشی از تصویری بود که حکومت جدید از عملکرد خود ارائه می‌کرد.

در سطرهای ۲۵ و ۲۶، متن از توجه به بابل و مراکز مقدس آن و برداشتن باری از خدمت اجباری از دوش مردم سخن می‌گوید.

در سطرهای ۳۱ تا ۳۳، کوروش از بازگرداندن پیکره‌های خدایان به جایگاه‌هایشان و بازگرداندن ساکنان به محل سکونت خود سخن می‌گوید. این اقدامات، در جامعه‌ای که معابد و آیین‌های محلی بخش مهمی از هویت جمعی بودند، نشانه‌ای از سیاست بازسازی نظم اجتماعی و دینی به شمار می‌آیند.

سیاست مذهبی کوروش در بابل بر پذیرش و پشتیبانی از نهادهای مذهبی محلی استوار بود. او در استوانه با زبان دینی بابلیان سخن می‌گوید و فرمانروایی خود را به خواست مردوک نسبت می‌دهد. دانشنامه ایرانیکا نیز سیاست او را در مجموع همراه با احترام به رسوم و ادیان سرزمین‌های فتح‌شده توصیف می‌کند، حفظ معابد و آیین‌ها می‌توانست از تنش بکاهد و زندگی مردم را کمتر مختل کند؛ هم‌زمان، همکاری نهادهای محلی را نیز برای حکومت جدید آسان‌تر می‌کرد.

کوروش بزرگ؛ شکوه فرمانروایی، میراث صلح و مدارا از ایران باستان

کوروش و یهودیان؛ جایگاه یک فرمانروا در حافظه دینی

از مهم‌ترین عوامل شهرت نیک کوروش، جایگاه او در سنت یهودی است. کتاب عزرا، باب اول، آیات ۱ تا ۴، اجازه بازگشت تبعیدیان و بازسازی معبد اورشلیم را به او نسبت می‌دهد. در کتاب اشعیا نیز کوروش با تعابیر ستایش‌آمیز «شبان» در ۴۴:۲۸ و «مسح‌شده» در ۴۵:۱ معرفی می‌شود. این تعابیر بیانگر نقش تاریخی او در رهایی و بازسازی جامعه یهودی در نظر گرفته است.

آیا استوانه کوروش «نخستین منشور حقوق بشر» است؟

استوانه کوروش در دوران معاصر به نمادی از مدارا و حقوق بشر تبدیل شده است؛ اما اطلاق عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» به آن، از نظر تاریخی نیازمند توضیح است. این متن در سنت کتیبه‌های سلطنتی بین‌النهرین قرار دارد؛ سنتی که در آن پادشاه، اقدامات اصلاحی و بازگرداندن نظم را برای مشروعیت‌بخشی به حکومت خود شرح می‌داد.

متن، گزارش و اعلام اقدامات پادشاه است که در آن از آرامش، احیای مراکز دینی و بازگرداندن ساکنان سخن می‌رود اهمیت تاریخی آن در نشان‌دادن شیوه‌ای از فرمانروایی است که می‌کوشید پیروزی را با آرامش و پذیرش محلی همراه کند.

چرا کوروش پادشاهی بزرگ شناخته می‌شود؟

ویژگی تاریخی کوروش از ترکیب کشورگشایی و توانایی اداره سرزمین‌های گوناگون پدید آمد. او قدرت‌های مهمی را شکست داد اما در بسیاری از موارد برای تثبیت فرمانروایی، ساختارهای محلی را حفظ کرد و به سنت‌های مردمان مغلوب احترام گذاشت. این توانایی در تبدیل پیروزی نظامی به حکومتی قابل پذیرش برای ساکنان سرزمین شکست خورده، بخش مهمی از جایگاه اوست.

بازتاب نام او در سنت‌های مختلف نیز قابل توجه است: هرودوت گزارش می‌کند که پارسیان او را «پدر» می‌خواندند، برخی متون بابلی، او را بازگرداننده نظم معرفی می‌کنند؛ سنت یهودی نقش رهایی‌بخش برای او قائل است و گزنفون در «کوروش‌نامه» تصویری آرمانی از فرمانروایی او ارائه می‌دهد.

کوروش پادشاهی کشورگشا بود که در بخش مهمی از سیاست‌های پس از پیروزی، از سازش و مدارا برای اداره قلمرو خود بهره گرفت. میراث قابل دفاع او در همین پیوند میان اقتدار و خویشتن‌داری نهفته است؛ میراثی که نزدیک به ۳ هزار سال در ایران زمین زنده است.

منابع:

دانشنامه ایرانیکا

کتیبه نبونئید

فرمان کورش بزرگ، مجموعۀ پژوهشهای ایران باستان جلد ۷، عبدالمجید ارفعی، انتشارات مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی

کوروش بزرگ (پادشاه باستانی ایران)، تورج دریایی، مترجم: آذردخت جلیلیان، انتشارات توس

ایرانیان در بابل هخامنشی، محمد داندامایف، مترجم: محمود جعفری دهقی، انتشارات ققنوس