اقتصادنیوز: سفیر پیشین ایران در آلمان معتقد است که مسکو تمایل به کم شدن تنش‌ها میان ایران و آمریکا دارد و می‌تواند با اقدامات خود، نقش اسرائیل در معادله جنگه را کمرنگ کند . سفر دیروز لاروف نیز می‌تواند به همین منظور بوده باشد.

به گزارش اقتصادنیوز، همزمان با بالا گرفتن احتمالات بر سر شروع جنگ جدید بین ایران و آمریکا، طی روزهای اخیر سفر عاصم منیر و لاوروف به ایران را شاهد بودیم، سفرهایی که بنا بر برخی اخبار منتشر شده با هدف میانجی گری و کاهش تنش صورت گرفته است.

اقتصادنیوز: یکی از بحث‌برانگیزترین توجیه‌هایی که پس از آغاز جنگ مطرح شده است، این ادعاست که حمله به ایران به تقویت بازدارندگی آمریکا در شرق آسیا کمک کرده و یا در آینده چنین اثری خواهد داشت. بر اساس این استدلال، چین اکنون که شاهد اقدام نظامی آمریکا علیه ایران است، از حمله به تایوان یا هدف قرار دادن یکی از متحدان آمریکا در غرب اقیانوس آرام منصرف خواهد شد.

در همین رابطه، اقتصادنیوز با علی ماجدی، دیپلمات سابق و سفیر پیشین ایران در آلمان، به بررسی روند تحولات دیپلماتیک اخیر و چشم‌انداز تنش نظامی بین ایران و آمریکا پرداخته است. او معتقد است که امنیت همه کشورهای منطقه، به یکدیگر وابسته است و یا همه به امنیت و آبادانی می‌رسند، یا خبری از توسعه در خلورمیانه نخواهد بود.

او همچنین احتمال به کارگیری بمب مادر در جنگ جدید را رد نمی کند اما احتمال حمله هسته‌ای را بعید می داند.

مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با این تحلیلگر سیاست خارجی را بخوانید؛

***

*آقای ماجدی! محتمل‌ترین سناریو برای پایان منازعه ایران و آمریکا از نگاه شما چیست؟ آیا پیش بینی وقوع جنگ جدید را می کنید یا احتمال توافق محدود یا پایدار وجود دارد؟

پاسخ دادن به این سوال بسیار دشوار است؛ چرا که طرف مقابل ما فردی با اظهاراتی کاملا متناقض، متنوع و متفاوت است. اتخاذ چنین سیاستی از سوی آمریکایی‌ها نه تنها مشکل میان ایران و آمریکا را حل نکرده، بلکه ابهام آن را نیز بیشتر کرده است. نشانه‌های این رویکرد حتی در قبال سایر کشورها از جمله کشورهای اروپایی و کانادا نیز مشهود است.

ما با شخصیتی پیش‌بینی ناپذیر چون ترامپ مواجه هستیم، کسی که در میان رهبران جهان واقعا پدیده‌ای کم‌نظیر و بی‌سابقه به شمار می‌آید. با این‌حال، احتمالا پس از انتخابات فضا روشن‌تر شود. اگر با همین روند پیش برویم، سناریوی محتمل، آرامش‌های مقطعی و فروکش کردن موقت درگیری‌هاست که ممکن است پس از آن مجددا با احتمال بروز جنگ و ادامه منازعه همراه باشد.

باید مانع حرکت اوضاع به سمت حمله به زیرساخت ها شویم

* برخی تحلیل‌گران معتقدند آمریکا ممکن است برای خروج دائمی و یک‌جانبه از این بحران، پیش یا پس از انتخابات ۵ نوامبر اقدام به حملاتی علیه برخی تأسیسات (مانند کوه‌کلنگ یا سایر مراکز زیرساختی) کرده و با اعلام پیروزی یک‌طرفه از جنگ خارج شود. چنین سناریویی را محتمل می دانید؟

وقوع چنین احتمالی را چه پیش از انتخابات و چه پس از آن، نمی‌توان به طور کامل نادیده گرفت. اما اگر آن مسیرِ جنگ گسترده و تخریب زیرساخت‌ها انتخاب شود، باید با قاطعیت بگویم که چنین اقدامی ناشی از تصمیمات هیجانی و غیرعقلانی است. ما تحت هر شرایطی باید مانع از حرکت اوضاع به سمتی شویم که زیرساخت‌های کشور هدف قرار گیرند.

این زیرساخت‌ها، سرمایه ملی ایران هستند که متعلق به تمام مردم و نسل‌های این کشور است؛ تمام صنایع، شبکه‌های آب، برق، نفت و صنعت پزشکی ما ثمره سال‌ها تلاش بوده و به ارزانی به دست نیامده است که اجازه دهیم تخریب شوند.

علی+ماجدی+_

وضعیت نباید تا آسیب زدن به زیرساخت‌ها ادامه پیدا کند

توصیه اکید بنده به مسئولان خویشتن‌داری و اتخاذ تدابیری است که اجازه ندهد اوضاع به این نقطه بکشد. بازسازی این زیرساخت‌ها هزینه‌های سنگینی دارد که بار آن بر دوش نسل‌های آینده خواهد بود. اگرچه ممکن است ما نیز در صورت بروز جنگ ضرباتی وارد کنیم، اما با توجه به فاصله جغرافیایی، آمریکا از آسیب‌های مستقیم به زیرساخت‌های خود دور خواهد بود.

*یعنی پاسخ ایران متوجه کشورهای منطقه خواهد بود؟

مسئله اصلی این است که ما و تمامی کشورهای منطقه در یک کشتی واحد قرار داریم. واقعا امیدوارم همسایگان ما، به‌ویژه کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، به این جمع‌بندی و درک مشترک برسند که امنیت و توسعه منطقه‌ای، امر تفکیک‌ناپذیر است؛ یا تمام کشورهای منطقه با هم به سمت توسعه حرکت می‌کنند یا همگی درگیر تنش و ناامنی خواهند شد.

اگر کسی از خارج منطقه اقدام به سوراخ کردن این کشتی مشترک کند، مسئولان و تصمیم‌گیران باید با هوشمندی و اتخاذ تدابیر مناسب نشان دهند که این آسیب، متوجه کل منطقه است. قدرت‌های فرامنطقه‌ای کمکی به توسعه منطقه نخواهند کرد، بلکه موجب تضعیف آن می‌شوند. این نکته بسیار مهمی است که هم ایران و هم کشورهای منطقه باید به آن توجه ویژه داشته باشند و مانع پیشروی اوضاع به این سمت شوند.

تنها راه اتخاذ فرمول برد-برد است

*طی چند روز اخیر سفر لاوروف و ژنرال عاصم منیر به ایران را داشتیم، گفته می شود عاصم منیر پیشنهاداتی را به ایران منتقل کرده است، برخی خبرها نیز از پذیرش طرح 7 ماده ای ایران از سوی آمریکا مشروط به اضافه کردن برخی بندها حکایت دارد، این تحولات را چگونه ارزیابی می کنید؟ می تواند نشانه های امیدوارکننده ای برای کمرنگ شدن فضای تنش باشد؟

در مذاکرات پشت‌صحنه، افراد مطلع و مسئول در جریان جزئیات هستند و بنده به عنوان یک دیپلمات بازنشسته نظر شخصی خود را بر اساس تجربه مطرح می‌کنم. فرمول دستیابی به نتیجه در هر مذاکره‌ای، اصل «برد-برد» است. حتی اگر شرایط به گونه‌ای باشد که هر یک از طرفین، توافق را بر اساس «روایت پیروزی خود» برای افکار عمومی‌شان تعریف کنند، باز هم رسیدن به چنین جمع‌بندی عقلانی ضرورت دارد.

پذیرش روایت‌های متفاوت از یک توافق، نیازمند فهم و شعور جمعی در عرصه دیپلماسی است. در عالم سیاست، سیاستمداران بالغ به این درک می‌رسند که برای جلوگیری از تخریب بیشتر، نباید با رویکرد زورگویانه عمل کرد. زورگویی در دیپلماسی جواب نمی‌دهد، به‌ویژه زمانی که با طرفی غیرقابل پیش‌بینی مواجه هستیم که اعتماد به او دشوار است.

اسرائیل به‌تنهایی حریف قدرت نظامی ایران نیست زیرا...

*ممکن است در میانه ای مذاکرات غیرمستقیم و ردوبدل کردن پیام ها بین ایران و آمریکا، اسرائیل خودسرانه دست به اقدام علیه ایران بزند؟

از منظر تجربه سیاسی و بدون ادعای تخصصی در امور نظامی، معتقدم اسرائیل به تنهایی حریف قدرت نظامی ایران نیست و توانایی درگیری مستقیم و مستقل را ندارد. اقدام اصلی آن‌ها در حد تخریب است. منازعه میان ایران و اسرائیل ریشه‌ای دیرینه دارد و پس از انقلاب همواره وجود داشته است. در شرایط کنونی، استراتژی صحیح آن است که طرح‌ها و دیپلماسی به گونه‌ای پیش رود که نقش مخرب اسرائیل تا حد امکان تضعیف و کم‌رنگ شود. بازیگرانی نظیر اروپا و روسیه می‌توانند با نقش‌آفرینی و میانجی‌گری در این حوزه، از رفتارهای ماجراجویانه اسرائیل جلوگیری کنند.

روسیه می‌تواند رفتار مخرب اسرائیل را کنترل و اوضاع را به سمت توافق ببرد

* به نقش روسیه اشاره داشتید، می توان سفر لاوروف به ایران را در راستای نقش میانجی گرایانه روسیه دید یا ...

روسیه خود درگیر جنگ اوکراین و تحریم‌های سنگین غرب است. با این حال، اقدامات ترامپ مناسبات بین‌المللی و روابط فراملیتیِ پس از جنگ جهانی دوم را دچار اختلال کرده است. در حال حاضر، اروپایی‌ها به دلیل جنگ اوکراین رویکرد صبر و انتظار در پیش گرفته‌اند تا این دوره بگذرد و تمایلی به تخریب کامل روابط در آینده ندارند.

چین نیز تمرکز اصلی خود را بر برنامه بلندمدت اقتصادی‌ خود معطوف کرده تا به قدرت اول اقتصادی جهان تبدیل شود و تنها تا جایی در مسائل وارد می‌شود که به برنامه کلانش آسیبی وارد نشود.

در این میان، روسیه به دلیل داشتن رابطه هم‌زمان با آمریکا و اسرائیل، می‌تواند نقش موثری در کنترل رفتارهای مخرب اسرائیل ایفا کند و اوضاع را به توافق نزدیک‌تر سازد.

ترامپ و نتانیاهو

*برخی تحلیل ها تاکید دارند که شرایط فعلی منازعه بین ایران با آمریکا و اسرائیل و جنگ در تنگه هرمز به نفع روسیه است.

هر کشوری در دیپلماسی به دنبال منافع ملی خودش است و نباید انتظار داشت کشوری صرفاً بر اساس منافع ما اقدام کند. کشورهای منطقه با رسیدن به فهم مشترک، بیشترین کمک را به تثبیت امنیت خواهند کرد. درباره روسیه باید گفت که آن‌ها قطعا بازگشت ایران به شرایط پیش از انقلاب و گرایش کامل به سمت غرب را دنبال نمی‌کنند و با آن مخالفند.

از سوی دیگر، مسکوخواهان تداوم تنش‌های شدید و جنگ مخرب نیز نیست. رویکرد مطلوب روس‌ها، کاهش شدت تنش‌ها و حفظ سطح روابط نزدیک کنونی با ایران است.

احتمال استفاده از بمب هسته‌ای بعید است اما...

*درباره ادعای ترامپ مبنی بر عدم استفاده از سلاح هسته‌ای یا اعزام نیروی زمینی و در عین حال طرح موضوع به‌کارگیری «بمب‌های مادر»، آیا این مواضع را جنگ روانی می‌دانید یا احتمال عملی شدن دارند؟

احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای بسیار ضعیف است. اما احتمال استفاده از بمب‌های سنگین متعارف (نظیر بمب مادر) همان‌طور که پیش‌تر نیز مواردی از آن دیده شده، منتفی نیست.

رفتار و مواضع ترامپ به گونه‌ای است که در یک روز چند بار تغییر موضع می‌دهد و هیچ مفسر و تحلیل‌گری نمی‌تواند رفتار بلندمدت او را با قطعیت پیش‌بینی کند. با این حال، او شخصیتی معامله‌گر دارد که در صورت فراهم بودن شرایط، اهل معامله است.

پیام و تأکید اصلی بنده این است که باید این درک و فهم منطقه‌ای ایجاد شود که امنیت و توسعه، متعلق به همه کشورهای منطقه است. هرگونه تلاش برای حذف یا ایجاد دشمنی دائمی با کشوری مانند ایران، در نهایت به ضرر خود کشورهای منطقه خواهد بود. رهبران کشورهای عربی منطقه باید به این جمع‌بندی برسند که تنها راه نجات و پیشرفت، توسعه هم‌زمان و همکاری دسته‌جمعی است.