کیومرث محمد چناری با اشاره به ضرورت ثبت تلاش نیروهای امدادی در روزهای جنگ رمضان اظهار کرد: دفاع از جامعه فقط در میدان نبرد اتفاق نمیافتد و امدادگرانی که برای نجات جان مردم خطر میکنند نیز بخشی از این مقاومت اجتماعی هستند.
خبرگزاری حوزه | کیومرث محمد چناری، فیلمساز مستند، در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه پرداختن به جنگ رمضان در سینمای مستند نباید صرفاً به ثبت صحنههای درگیری، عملیات نظامی و پیامدهای مستقیم جنگ محدود شود، اظهار کرد: جنگ فقط آن چیزی نیست که در خط مقدم و میدان نبرد اتفاق میافتد؛ در کنار رویدادهای نظامی، مجموعهای از تلاشها، فداکاریها و مسئولیتهای انسانی جریان دارد که بخش مهمی از واقعیت جنگ را تشکیل میدهد. نیروهای امدادی، کادر درمان، داوطلبان و افرادی که برای نجات جان انسانها وارد میدان میشوند، بخشی از همین واقعیت هستند و پرداختن به زندگی و فعالیت آنها میتواند ابعاد کمتر دیدهشده جنگ را برای مخاطب آشکار کند.
وی با اشاره به ساخت مستند «مادرم ایران» بیان کرد: این فیلم حاصل حدود ۴۰ روز حضور گروه مستندساز در پهنه غرب هلال احمر تهران است. در روزهای جنگ رمضان، فعالیتهای امدادی پایتخت در چهار پهنه شمال، جنوب، مرکز و غرب سازماندهی شده بود و گروه ما در تمام این مدت در پهنه غرب حضور داشت. این فرصت به ما امکان داد از نزدیک با نیروهایی همراه شویم که شبانهروز در شرایط دشوار فعالیت میکردند و بخش مهمی از مسئولیت امدادرسانی به شهروندان را برعهده داشتند. برای ما مهم بود که دوربین تنها به ثبت عملیات محدود نماند و بتواند زندگی، احساسات و روابط انسانی این نیروها را نیز به تصویر بکشد.
این فیلمساز مستند با تأکید بر اینکه امدادگران در روزهای جنگ صرفاً مجریان یک مأموریت اداری یا سازمانی نیستند، گفت: وقتی با این افراد همراه میشوید، متوجه میشوید که هرکدام زندگی، خانواده، دغدغهها و دلبستگیهای شخصی دارند، اما در شرایط بحرانی تصمیم میگیرند بخشی از آسایش خود را کنار بگذارند و برای کمک به دیگران در میدان حضور داشته باشند. آنها ممکن است ساعتها از خانه و خانواده دور بمانند، خستگی و فشار روانی را تحمل کنند و در موقعیتهایی قرار بگیرند که با خطرهای مختلف همراه است. به همین دلیل، تصور میکنم ثبت این وجه از حضور نیروهای امدادی برای سینمای مستند اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مخاطب با انسانهایی مواجه میشود که در کنار وظیفه حرفهای، از انگیزهها و عواطف انسانی برخوردارند.
چناری درباره انتخاب شخصیتهای مستند «مادرم ایران» اظهار کرد: مسئولیت پهنه غرب برعهده خانم تقینژاد بود و حدود ۱۴۰ نفر در حوزههای امداد، نجات و آواربرداری زیر نظر ایشان فعالیت میکردند. با وجود اهمیت مسئولیت مدیریتی ایشان، تصمیم گرفتیم تمرکز اصلی فیلم را بر نیروهایی قرار دهیم که در کنار یکدیگر مشغول کار بودند. برای ما این جمع و ارتباط میان اعضای آن اهمیت داشت؛ افرادی که از شهرها و استانهای مختلف به تهران آمده بودند و با وجود تفاوتهای فرهنگی و جغرافیایی، در یک هدف مشترک کنار هم قرار گرفته بودند. تلاش کردیم بهجای ارائه گزارشی صرف از عملکرد یک مجموعه، تصویری انسانی از این همدلی و همراهی ارائه کنیم.
وی با اشاره به حضور نیروهایی از استانهای مختلف در پهنه غرب هلال احمر تهران افزود: افرادی از شهرها و مناطق گوناگون، از جمله قزوین و گلستان، برای امدادرسانی به تهران آمده بودند. کنار هم قرار گرفتن این افراد با پیشینهها و قومیتهای متفاوت، تصویری از یک ایران کوچک را شکل میداد. آنها در شرایطی کنار هم زندگی و فعالیت میکردند که بسیاری از امکانات و فرصتهای معمول زندگی در اختیارشان نبود. شبانهروز در پایگاه حضور داشتند و گاهی تنها راه ارتباطشان با خانواده، تماس تلفنی با مادر یا دیگر اعضای خانواده بود. همین تماسها و دلتنگیها برای ما اهمیت داشت؛ زیرا نشان میداد پشت هر نیروی امدادی، انسانی با مجموعهای از پیوندهای عاطفی و خانوادگی قرار دارد.
این کارگردان مستند با بیان اینکه مفهوم مادر به محور معنایی فیلم تبدیل شده است، تصریح کرد: در جریان تصویربرداری متوجه شدیم که مادر میتواند حلقه پیوند بسیاری از شخصیتهای فیلم باشد. امدادگران در شرایطی که از خانواده و شهر خود فاصله گرفته بودند، بارها از مادرانشان یاد میکردند و دلتنگی برای آنها در رفتار و گفتوگوهایشان دیده میشد. از سوی دیگر، حضور این افراد در تهران برای کمک به مردمی که در معرض آسیب قرار گرفته بودند، ما را به مفهوم گستردهتری از مادر رساند؛ مفهومی که در آن ایران بهعنوان سرزمینی مادرانه، محل تعلق و مسئولیت مشترک این آدمهاست. عنوان «مادرم ایران» نیز از همین پیوند عاطفی و معنایی شکل گرفت.
چناری در ادامه درباره تأثیر تجربه شخصی مسئول پهنه غرب بر شکلگیری این مفهوم گفت: خانم تقینژاد حدود هشت ماه پیش از آغاز جنگ، همسر و دختر خود را در سانحهای از دست داده بود. این تجربه تلخ در زندگی ایشان وجود داشت، اما در طول روزهای فعالیت امدادی، برای نیروهای حاضر در پهنه نقشی حمایتگر و مادرانه ایفا میکرد. این وجه از شخصیت ایشان برای ما قابلتوجه بود؛ زیرا نشان میداد انسان حتی در شرایطی که خود با رنج و فقدان بزرگی روبهروست، میتواند برای دیگران تکیهگاه باشد. البته تلاش کردیم این موضوع را نه بهعنوان یک اتفاق صرفاً احساسی، بلکه در ارتباط با مفهوم کلی فیلم و پیوند میان خانواده، مسئولیت و وطن روایت کنیم.
وی با تأکید بر اینکه ایثار امدادگران باید در سینمای مستند جنگ جایگاه جدیتری پیدا کند، اظهار کرد: وقتی از ایثار در جنگ صحبت میکنیم، معمولاً ذهنها بهسمت رزمندگانی میرود که در میدان نبرد حضور دارند؛ در حالی که در کنار آنها، گروههای دیگری نیز با پذیرش مسئولیت و خطر، برای حفظ جان و آرامش مردم تلاش میکنند. امدادگرانی که وارد مناطق آسیبدیده میشوند، نیروهایی که آواربرداری میکنند و افرادی که برای رسیدگی به مصدومان فعالیت دارند، هرکدام بخشی از زنجیره مقاومت اجتماعی در شرایط جنگی هستند. سینمای مستند میتواند این بخش از واقعیت را ثبت کند و نشان دهد که دفاع از جامعه فقط در یک شکل و یک موقعیت اتفاق نمیافتد.
این مستندساز با اشاره به تفاوت روایت سینمایی از جنگ با ثبت صرف رویدادها بیان کرد: ثبت تصاویر انفجار، تخریب و عملیات برای مستند جنگی اهمیت دارد، اما کافی نیست. اگر قرار باشد تنها به ثبت اتفاقات بیرونی بسنده کنیم، بخش بزرگی از تجربه انسانی جنگ نادیده میماند. ما باید به سراغ آدمهایی برویم که در متن این اتفاقات زندگی میکنند؛ کسانی که میترسند، دلتنگ میشوند، خسته میشوند و با وجود همه این شرایط به فعالیت ادامه میدهند. پرداختن به این لایهها باعث میشود مخاطب جنگ را از زاویهای نزدیکتر و انسانیتر بشناسد. در واقع، مستند میتواند در کنار ثبت تاریخ، حافظه عاطفی جامعه از یک دوره تاریخی را نیز شکل دهد.
چناری درباره دشواریهای تولید مستند در شرایط جنگی گفت: حضور ۴۰ روزه در یک مجموعه امدادی، نیازمند همراهی مستمر با نیروها و شناخت تدریجی فضای فعالیت آنها بود. گروه مستندساز باید بتواند در شرایطی که افراد با حجم زیادی از مسئولیت روبهرو هستند، جایگاه مناسبی برای ثبت تصاویر پیدا کند. در چنین موقعیتی، دوربین نباید به مانعی برای انجام وظیفه امدادگران تبدیل شود. ما تلاش میکردیم ضمن ثبت فعالیتها، به شرایط کاری و محدودیتهای نیروها توجه داشته باشیم و حضورمان خللی در روند امدادرسانی ایجاد نکند. بهتدریج و با استمرار حضور، امکان شناخت بهتر شخصیتها و ثبت موقعیتهایی فراهم شد که بخشی از واقعیت روزمره آنها را نشان میداد.
وی درباره ضرورت توجه مستندسازان به سوژههای انسانی جنگ رمضان اظهار کرد: به نظرم اگر قرار است تصویری کامل از جنگ در سینمای مستند شکل بگیرد، باید مجموعهای از روایتهای مختلف در کنار یکدیگر قرار بگیرند. یک مستند میتواند درباره عملیات نظامی باشد، اثر دیگری به زندگی خانوادههای آسیبدیده بپردازد و فیلمی دیگر تلاش نیروهای امدادی را ثبت کند. هیچکدام از این روایتها جای دیگری را نمیگیرند؛ بلکه در کنار هم تصویری گستردهتر از آن دوره ارائه میدهند. جنگ پدیدهای چندوجهی است و سینمای مستند نیز باید بتواند این چندوجهی بودن را در انتخاب سوژه و شیوه روایت بازتاب دهد.
این کارگردان با اشاره به اهمیت ثبت تجربههای نیروهای امدادی برای نسلهای آینده ادامه داد: بسیاری از لحظاتی که در شرایط بحرانی اتفاق میافتند، پس از پایان آن شرایط بهتدریج از حافظه عمومی فاصله میگیرند. ممکن است مردم تنها نتیجه نهایی یک عملیات امدادی یا خبر نجات افراد را به خاطر بسپارند، اما از تلاش شبانهروزی، نگرانیها و دشواریهایی که پشت آن قرار داشته است، اطلاع دقیقی نداشته باشند. مستند این امکان را دارد که بخشی از این تجربهها را حفظ کند و به مخاطبان آینده نشان دهد که در روزهای دشوار، چه کسانی و با چه انگیزههایی برای کمک به دیگران وارد میدان شدند. این ثبت تاریخی، در کنار ارزش سینمایی، از نظر اجتماعی نیز اهمیت دارد.
چناری در پایان با بیان اینکه «مادرم ایران» تلاش دارد از خلال زندگی امدادگران به مفهوم همبستگی ملی بپردازد، بیان کرد: آنچه در طول حضورمان در پهنه غرب هلال احمر تهران مشاهده کردیم، کنار هم قرار گرفتن آدمهایی با تفاوتهای مختلف برای انجام یک مسئولیت مشترک بود. آنها از شهرها و خانوادههای متفاوت آمده بودند، اما در آن شرایط، هدفی واحد داشتند و برای کمک به مردم تلاش میکردند. برای ما این تصویر، معنای روشنی از تعلق به یک سرزمین و احساس مسئولیت در برابر دیگران داشت. امیدوارم فیلم بتواند نشان دهد که در روایت جنگ رمضان، علاوه بر میدان نبرد، باید به انسانهایی نیز توجه کرد که با ایثار، همدلی و تلاش بیوقفه، برای نجات جان دیگران و حفظ پیوندهای انسانی ایستادگی کردند.
