شیوا مقانلو، دبیرعلمی جایزه جلال آل احمد گفت: در سالهای اخیر شاهد نگارش آثار خوبی در حوزه ادبیات داستانی به قلم نویسندگان جوان کشورمان بودهایم که اگر حمایت شوند میتوانند چشمانداز روشنی را پیش روی ادبیات تالیفی کشورمان بگشایند؛ ولی مشکلاتی ازجمله هزینههای بالای چاپ و نشر، عدم معرفی و تبلیغ و حمایت درست بعد از چاپ، و حتی انتخابهای ناامیدکننده برخی جوایز ادبی خصوصی یا دولتی باعث شده بازار تالیف کمرونق بماند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، داوری نوزدهمین دوره جشنواره ادبی جلال آغاز شده و اعضای هیئت علمی و داوران مشغول ارزیابی آثار برای معرفی بهترین کتابهای حوزه ادبیات یک سال اخیر به جامعه کتابخوان هستند.
دبیرعلمی این دوره، شیوا مقانلو،از نویسندگان و مترجمان پرکار و خوشسابقه کشورمان است که در کنار تالیف و ترجمه، در دورههای مختلف داوری جوایز و جشنوارههای ادبی مختلف را عهدهدار بوده و نیز توانسته به دلیل کارنامه درخشان در خلق آثار ارزشمند لوح تقدیر سیزدهمین و چهاردهمین دوره جایزه ادبی مهرگان را به دست بیاورد و به عنوان محبوبترین مترجم زیر پنجاه سال کشور در پنجمین جشن ملی مترجمان ایران انتخاب شود. وی همچنین برنده لوح تقدیر از پنجمین جشن کانون فیلمنامه نویسان ایران به خاطر دبیری و سرویراستاری مجموعه برترین فیلمنامههای جهان و نامزد قلم زرین چهارمین جشن کتاب سال سینمای ایران برای ترجمه کتاب ژانرهای سینمایی بوده است.
در ادامه گفتوگوی ما را با شیوا مقانلو درباره رویکرد امسال جایزه جلال، روند داوری آثار و وضعیت تالیف و نقد ادبی میخوانید.
رویکرد امسال جایزه جلال را توضیح دهید آیا تفاوت خاصی نسبت به دورههای دیگر دارد؟
در این دوره با حمایت مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران و دبیرخانه محترم جایزه تلاش داریم روند برگزاری این جایزه را از یک برنامه اختتامیه به جشنی گستردهتر و اتفاقی مستمر تبدیل کنیم. آشکارا، در چند سال اخیر استقبال مخاطبان و ناشران از آثار تالیفی کمرنگ شده؛ اما ما درنظر داریم از این دورهی جایزه به عنوان فرصتی برای ایجاد شور و انگیزه بیشتر در نویسندگانمان جهت پرداختن به تالیفهای ارزشمند، کشف صداهای تازه و وزین، و حمایت از صداهای جدی قدیمی، استفاده کنیم. این رویکرد نیازمند حمایت صاحبنظران مختلف است؛ و خوشحالم که تیمهایی خوشنام و دارای دانش کافی دعوت ما برای حضور در هیات علمی و نیز داوری آثار پذیرفتهاند. اعضای این دو گروه همگی از بهترین داستاننویسان و داستانپژوهان فعلی ایران هستند.
معیارهای اصلی برای انتخاب داوران چه بوده است؟
کارنامه ادبی داوران، چه از نظر کمیت آثارشان و چه به لحظ کیفیت کارهایشان، در انتخاب ایشان نقش اصلی را داشته. همچنین تلاش کرده ایم داورانی انتخاب کنیم که دارای سابقه تدریس ادبی، داوری و شرکت فعال در جوایز مختلف داستانی باشند و سال های عمر خود را بیش از هر کاری به نوشتن جدی و ایفای رسالت فرهنگی اختصاص داده باشند. جالب اینکه که گرچه ملاک اصلی ما در انتخاب دو مورد زیر نبوده، اما در نهایت نیمی از اعضای هیئت علمی این دوره خانم هستند و داوران نیز از شهرهای مختلف کوچک و بزرگ ایران میآیند. تضمین میکنم که تمام داوران و نیز هیئت علمی این دوره از چهرههای تاثیرگذار در ادبیات ایران و صاحب نام و جایگاه در داخل و حتی خارج از کشورمان هستند.
در داوری آثار، محتوا در درجه اول اهمیت است یا زبان و ساختار متن؟
این دو از هم جدا نیستند. ما برای داوری به نام نویسنده یا شهرت ناشرش نگاه نمیکنیم. ملاک و معیار ما در ارزیابی آثار، داشتن استانداردهای مشخص داستاننویسی، قصهگویی صحیح، شکل روایت و بیان درست، استفاده بهجا از تکنیکها، انتخاب سوژه دقیق، و توانایی آن اثر در گرفتن ارتباط صحیح و روان با مخاطب است. طبیعتاً داوری سختی در پیش داریم، چراکه شاید برخی آثار به رغم داشتن نویسندهای برجسته یا ناشری مهم، به ملاکهای عنوان شده نرسیده باشند و در مقابل برخی آثار از سوی نویسندگان گمنام یا نشران کوچک به دبیرخانه ارسال برسند که استانداردهای لازم را داشته باشند. در نهایت، فرم و محتوای اثر باید بهگونهای باشد که در شان دریافت جایزه جلال قرارگیرد و نماینده درخور برای یک سال ادبیات داستانی ایران باشد. در حوزه آثار ناداستان – مستندنگاری و نقد- نیز همین سختگیری و دقت نظر حاکم است. اصیل و دستاول بودن متن، رعایت اصول پژوهشی، پایبندی به قواعد تحقیق و رواییسازی، جسارت در انتخاب سوژههای مهم، و زبان سلیس و روشن از مهم ترین اصول داوری ماست. چنانچه در این مسیر با برخی کتابسازیها و پایاننامههای غیرکاربردی و سطحی، یا کپیکاری به عنوان اثر تالیفی پژوهشی روبرو شویم، مطمئن باشید داوران ما آن آثار را از گردونه بررسی خارج میکنند.
امسال بخش ویژه «قصه ایران» برای جایزه جلال درنظر گرفته شده، لطفا درباره این بخش توضیح دهید.
طبق آئیننامه جایزه، ما میتوانیم هرسال و بسته به شرایط جامعه، یک بخش ویژه در جایزه جلال داشته باشیم. امسال، و با توجه به دو جنگ اخیری که به ما تحمیل شد، با انتشار فراخوانی عمومی از تمام مردم – چه نویسندگان حرفهای و چه مردم عادی که ذوق نوشتن دارند- دعوت کردهایم تا متن داستانی یا جستار ناداستانی خود در توصیف ایستادگی مردم ایران در این دوره را به دبیرخانه ارسال کنند. برگزیده این آثار در قالب یک کتاب منتشر و تقدیر خواهند شد.
در دوره گذشته هیچ اثری در حوزه نقد ادبی حتی به عنوان نامزد انتخاب نشد. بر اساس داوریهایی که تاکنون انجام شده وضعیت در این دوره چگونه خواهد بود؟
سال گذشته آثار نسبتا کمی در این حوزه به دبیرخانه رسیده بودند، که امسال متاسفانه این عدد کمتر هم شده است. این امر، در کنار افت کیفی آثار، نشاندهنده وجود آسیب و ضعفی در این حوزه هستند که باید مداوا شود. البته امسال و در همان بررسی اولیه، داوران ما روی برخی کارها تمرکز بیشتری نشان داند که امیدوارم به معنای وجود قوت آن آثار باشد. امیدوارم امسال دست کم نامزدهایی در این بخش داشته باشیم؛ ولی به هرحال تصمیم داوران هرچه باشد، اجرا میشود.
جایزه جلال تا چه اندازه توانسته در بهبود وضعیت ادبیات و نشر تاثیرگذار باشد؟
در دورههایی از کارنامه این جایزه، کتابهای برگزیده جلال به چاپهای متعدد رسیدند و شور و نشاطی در فضای ادبی ایجاد کردند؛ در دورههایی نیز متاسفانه این اتفاق نیفتاد. یکی از وجوه مهم جایزه جلال این است که قاعدتا تمام آثار ناشران مختلف – اعم از بزرگ و کوچک و تازهکار و باسابقه و شهرستانی و دولتی و خصوصی - را بررسی میکند و نگاهش محدود نیست. و به نظرم از همین خصوصیت میتوانیم برای جلب اعتماد مجدد مخاطبان به جایزه و همراهی ایشان با آثار برگزیده، استفاده کنیم. البته چند گام مهم هم هست که نیاز داریم از سوی متولیان فرهنگ، و برای حمایت از برگزیدگان جلال و ترویج ادبیات تالیفی ایرانی، محکمتر برداشته شود. یکی اینکه وزارت فرهنگ خرید کتابهای برگزیده و توزیعشان در کتابخانهها و مراکز آموزشی و خانههای فرهنگ را جدیتر دنبال کند تا هم ناشران این آثار تشویق و ترغیب شوند و کار چاپ داستان ایرانی را ادامه بدهند، هم مردم راحتتر به این آثار دسترسی داشته باشند. گام مهم بعدی این است که به جایزه به چشم فقط یک مراسم کوتاه مدت نگاه نشود. با توجه به وجود دبیرخانه جدی و پیگیر و همکاران خوش ذوق این نهاد که شاهدم خودشان پیشنهادهای حمایتی و ترویجی خیلی خوبی دارند، باید برنامهریزی هدفدارتر و گستردهتری داشته باشیم. مثلا برپایی جلسات ماهانه نقد و بررسی برگزیدههای جلال را، چه در تهران و چه در مناطق مختلف کشور، به شکل جدی پیگیری کنیم؛ از نویسنده ها دعوت کنیم، یا حتی در غیابشان کتابهایشان را نقد کنیم؛ و مخاطبان را هم به حضور در چنین جلساتی عادت بدهیم. کمکگرفتن از خبرنگاران ادبی و استفاده از ظرفیت رسانهها در معرفی و تحلیل کتابهای برگزیده، میتواند در شناساندن آثار ارزشمند به مخاطبان موثر باشد تا در نهایت نویسندگان با امید و دلگرمی بیشتری به فعالیت خود ادامه دهند.
وضعیت داستاننویسی امروز را چگونه ارزیابی میکنید؟
خوشبختانه در سالهای اخیر آن فضای دوقطبی حاکم بر ادبیات ما که یا ادبیات سختخوان و خاصپسند داشتیم و یا داستانهای عوامپسند سادهانگار، تا حدی برطرف شده و نویسندگان جوانی دست به قلم شدهاند که استانداردهای داستانگویی را جدیتر رعایت میکنند و با ادبیات روز جهان هم آشنایی خوبی دارند. اما بحرانهای حوزه چاپ و نشر که ابتدای صحبتم گفتم، باعث میشود خیلی از ناشران به سراغ چاپ ترجمههایی بروند که تضمین فروش روشنتری دارند؛ یعنی به عنوان نمونه مانند دهه ۸۰ چندان جویای کشف صداهای تالیفی تازه نباشند.
