اظهارات مدیرعامل بانک ملی درباره اصلاح رویهها، مشارکت بانک تجارت در بازسازی زیرساختهای فناورانه دانشگاهها و اختلاف فولاد بافق با بانک صنعت و معدن، سه رویداد مهم در رصد برندهای اقتصادی هفته گذشته بودند؛ رویدادهایی که اهمیت فاصله میان وعدههای مدیریتی و نتایج قابل مشاهده را برجسته میکنند.
عصر ایران - اظهارات محسن سیفی درباره اصلاح رویههای بانک ملی، مشارکت بانک تجارت در بازسازی زیرساختهای دانشگاهی و اختلاف رسانهای فولاد بافق با بانک صنعت و معدن، سه نمونه قابل بررسی از نسبت میان عملکرد، پاسخگویی و اعتبار مدیران اقتصادی در این هفته بود.
مدیران اقتصادی همیشه در شرایطی که خود انتخاب کردهاند در معرض قضاوت قرار نمیگیرند. گاهی امضای یک تفاهمنامه، فرصتی برای معرفی رویکرد مدیریتی آنها فراهم میکند و گاهی یک اختلاف مالی، نام مدیر و سازمانش را به فضای عمومی میکشاند. در هر دو حالت، آنچه برای بررسی برند مدیریتی اهمیت دارد، نسبتی است که میان سخنان مدیر، مسئولیت او و نتیجه قابل مشاهده اقداماتش برقرار میشود.
در مرور اخبار این هفته، سه موقعیت متفاوت از این منظر قابل بررسی است. مدیری که از ضرورت اصلاح درون سازمان سخن میگوید، مدیری که نام بانک خود را به بازسازی ظرفیتهای علمی پیوند میزند و تولیدکنندهای که اختلاف با یک بانک را با تأکید بر پیامدهای آن برای اشتغال، عمومی میکند. این موقعیتها، هرچند متفاوتاند، با پرسشی مشترک روبهرو هستند و آن اینکه «مخاطب برای اعتمادکردن، چه چیزی بیش از اظهارات مدیران در اختیار دارد؟»
در گزارش منتشرشده در ۱۵ مهر از همایش سراسری بازرسان بانک ملی ایران، محسن سیفی، مدیرعامل این بانک، بر اصلاح مسیر کسبوکار و تقویت نظارت پیشگیرانه تأکید کرد. او خواستار آن شد که گزارشهای نظارتی، عوامل ایجادکننده تخلف را پیش از وقوع شناسایی کنند و برای اصلاح آنها راهکار بدهند. توسعه خدمات غیرحضوری نیز از محورهای مطرحشده در این همایش بود.
از منظر برند مدیریتی، ظرفیت این سخنان در پذیرش نیاز سازمان به تغییر است. مدیری که درباره اصلاح رویهها صحبت میکند، امکان ارزیابی متفاوتی از خود فراهم میآورد. بهویژه اگر روشن کند کدام رویه باید تغییر کند و مسئولیت این تغییر با چه کسی است.
با این حال، برگزاری همایش و تأکید بر نظارت، بهخودیخود شاهد بهبود عملکرد نیست. اعتبار این رویکرد زمانی بیشتر میشود که مشتری بانک، اثر آن را در رسیدگی به شکایت، کاهش خطا یا دسترسی آسانتر به خدمات ببیند. برای سیفی، فرصت برندی این هفته در همین فاصله میان بیان ضرورت اصلاح و ارائه نتیجه آن قرار دارد. گزارش بعدی میتواند نشان دهد چه مسئلهای شناسایی شده، چه تغییری صورت گرفته و این تغییر چه فایدهای برای مشتری داشته است.
در روزهای گذشته، مشارکت بانک تجارت در تفاهمنامه بازسازی زیرساختهای فناورانه چهار دانشگاه اعلام شد. بر اساس گزارش روابط عمومی بانک، این مجموعه در کنار سایر بانکهای منتخب، در تأمین منابع طرحی با بازه زمانی ۲۴ماهه مشارکت خواهد داشت. هادی اخلاقی، مدیرعامل بانک تجارت، نیز بر همراهی بانک با طرحهای علمی و زیرساختی کشور تأکید کرد.
این اقدام از منظر برندی، امکان پیوندزدن نام مدیر و بانک با مسئلهای ملموس در محیط دانشگاهی را فراهم میکند. بازگشت امکانات پژوهشی به چرخه استفاده، موضوعی است که دانشجو و پژوهشگر میتوانند نتیجه آن را مستقیماً تجربه کنند.
البته آنچه فعلاً اعلام شده، تفاهمنامه و برنامه مشارکت است. بنابراین نباید آن را معادل بازسازی انجامشده دانست. همچنین، چون طرح با حضور چند بانک اجرا میشود، سهم هر مجموعه باید روشن باشد.
برای اخلاقی، ارزش ماندگار این خبر به گزارشهای بعدی وابسته است. برای مثال، چه میزان منابع تأمین شده، کدام زیرساخت به بهرهبرداری رسیده و سهم بانک تجارت دقیقاً چه بوده است؟ اگر این مسیر قابل پیگیری باشد، خبر امضای تفاهمنامه میتواند آغاز یک روایت معتبر باشد. روایتی که دانشگاهیان نیز با تجربه خود آن را تأیید کنند.
محسن ابوئی مهریزی، مدیرعامل مجتمع فولاد بافق، در گفتوگوی منتشرشده در ۱۴ مهر با خبرآنلاین، بانک صنعت و معدن را به انجامندادن تعهدات متهم کرد و گفت این وضعیت، پرداخت حقوق کارکنان و استمرار فعالیت مجموعه را با مشکل روبهرو کرده است. او پیامدهای این اختلاف را برای اشتغال مجتمع برجسته کرد. این موارد، اظهارات مدیرعامل فولاد بافق است و نباید بهعنوان نتیجه قطعی رسیدگی به پرونده تلقی شود.
در مقابل، بانک صنعت و معدن اعلام کرد پرونده دارای ابعاد اعتباری، حقوقی و قضایی است و درباره اسناد و شرایط پرداخت، ابهاماتی وجود دارد. بانک تأکید کرد موضوع در مرجع قضایی در حال رسیدگی است و طرح این ابهامات نیز به معنای انتساب تخلف به اشخاص یا شرکتها نیست.
از منظر مدیریت برند، ابوئی با برجستهکردن پیامدهای انسانی اختلاف، موضوع را از یک مطالبه مالی به مسئلهای درباره زندگی کارکنان و تداوم تولید پیوند میزند. این شیوه بیان میتواند حساسیت مخاطب را برانگیزد، اما حفظ اعتبار آن به مستندبودن ادعاها و پاسخدادن به توضیحات طرف مقابل وابسته است.
برای بانک نیز پاسخ حقوقی، بخشی از مسئولیت ارتباطی است. مخاطب علاوه بر دلایل اختلاف، میخواهد بداند مسیر تعیین تکلیف چیست. بدون دسترسی به اسناد کامل و نتیجه رسیدگی، نمیتوان درباره محقبودن طرفین حکم داد اما میتوان پرسید هر طرف تا چه اندازه به روشنشدن مسئله کمک میکند.
وجه مشترک این سه نمونه، اهمیت اتفاقی است که پس از انتشار خبر رخ میدهد. سخنرانی درباره اصلاح، انتظار مشاهده تغییر ایجاد میکند. تفاهمنامه بازسازی، پرسش درباره پیشرفت کار را به دنبال دارد و عمومیکردن یک اختلاف، مسئولیت ارائه توضیح دقیقتر را بیشتر میکند.
از این منظر، مدیریت برند موفق باید حافظه وعدههای سازمان هم باشد. بازگشت به موضوعات پیشین و توضیح درباره نتیجه، تأخیر یا تغییر برنامه، بخشی از ساختن اعتبار است. مدیر اقتصادی زمانی تصویری قابل اتکا از خود میسازد که مخاطب بتواند مسیر میان حرف و عمل او را دنبال کند. حتی وقتی نتیجه هنوز کامل نیست یا مسئلهای برخلاف انتظار پیش رفته است.
