میگوید اصلاً دختر درسخوانی نیست و استعداد خاصی هم در اسکیت ندارد.
کنکور زبان و قولی که به امام رضا(ع) دادم
او درباره انگیزهای که سبب جدی گرفتن یادگیری زبان روسی شد، بیان کرد: وقتی زبان روسی را شروع کردم، راستش هدف درستی نداشتم؛ فقط میخواستم گزینهای در کنارم داشته باشم و آن را بهعنوان یک هنر، در کنار اسکیت نمایشیام ادامه بدهم. پس از جنگ ۱۲ روزه این را در خودم دیدم که باید در کنار دوستان بلاروسیام از حق و حقوق مردمم دفاع کنم و تنها راهش این بود که زبان روسی بخوانم. جز کنکور زبان و آیندهام، هدف دیگری نداشتم. به خاطر اینکه سال آخر متوسطه دوم بود، واژهها و فعلهای بسیار زیادی را که به سیاست و اقتصاد مربوط میشد، یاد گرفتم تا دستکم بتوانم از حق مردم به درستی دفاع کنم. همین موجب شد بتوانم زبان را تا سطحهای B۲ و C۱ جلو ببرم.
شیخ کلاهدوز ادامه داد: همیشه بهویژه پس از شهادت رهبر انقلاب، این سخن حضرت آقای شهید در ذهنم بود که: «درس بخوانید؛ اگر درس نخوانید نمیتوانید تأثیرگذار خوبی باشید». همین سبب شد برگردم و کنکور زبان بدهم تا انسان تأثیرگذاری باشم.
رتبه ۶ کنکور زبان درباره قولی که شب کنکور به امام رضا(ع) داده عنوان کرد: شب پیش از کنکور به حرم مطهر امام رضا(ع) رفتم و گفتم: «من تلاشم را کردهام. حالا کنکور است. دوست دارم انسان تأثیرگذاری برای مردم کشورم باشم» و این قول را دادم که اگر این اتفاق رقم بخورد، انسان تأثیرگذاری برای کشورم باشم و به این قول پایبند بمانم. همین سبب شد قبول شوم و رتبه تکرقمی بیاورم؛ چیزی که اصلاً انتظارش را نداشتم. اگر در فیلمم دقت کرده باشید، منتظر رتبه سهرقمی یا حتی دورقمی بودم. میگفتم فقط قبول شوم؛ یعنی در یک دانشگاه خوب قبول شوم تا بتوانم پیشرفت و رشد کنم و از همه مهمتر تواناییام را با دیگران به اشتراک بگذارم؛ اما رتبه تکرقمی آوردم و خودم هنوز در شوکم و همه اینها را مدیون آقای شهید ایران و شهید رئیسی هستم.
شیخ کلاهدوز افزود: من آن شب به صورت ویژه بر سر مزار شهید رئیسی در حرم مطهر رفتم و گفتم «آقای رئیسی، خیلی دوست دارم شبیه شما باشم»؛ چون هنوز تصویر ایشان زمانی که در سازمان ملل، قرآن را بالا بردند و گفتند «قرآن هرگز نمیسوزد»، در ذهنم هست. همین موجب شد سر مزار ایشان هم بروم و حاجت بخواهم. به دارالذکر و سر مزار رهبر شهید انقلاب هم رفتم. ایشان شخصیت بسیار ویژهای داشتند و به خاطر سخن ایشان، زبان روسی را هدفمند شروع کردم؛ وگرنه پیش از آن فقط بهعنوان یک هنر در کنار اسکیت نمایشی بود؛ ولی بعد تصمیم گرفتم این زبان را با هدفگذاری شروع کنم که الحمدلله اتفاق افتاد.
ایراندوستی؛ سابقه و ریشهها
او درباره علت ایراندوستی و وطنپرستی این روزهایش اظهار کرد: من از همان ابتدا بهخاطر وجود پدر و مادر عزیزم، این عرق وطنپرستی در وجودم بود. حتی برای نخستین مسابقه، وقتی به خاطر تهیه لباس اجرا به خیاطی رفته بودیم، مادرم گفت حتماً در این لباس نشانی از ایران باشد. پارچه سبز و نگینهای قرمز، سفید و سبز انتخاب کردیم تا از همان نخستین مسابقه نشان بدهم که دختر ایرانی هستم. موسیقی پسزمینه اجرایم را هم آهنگ ایرانی انتخاب کردم؛ هرگز با آهنگ خارجی اجرا نداشتم و در هر ۶ مسابقه، موسیقی ایرانی بود تا به داورها نشان بدهم دختر ایرانی هستم و نمیتوانند مرا با پرچم بلاروس روی سکو ببرند.
این دختر قهرمان ایرانی گفت: همین سبب شد داوران من را خیلی تشویق کنند. آنها مرا خیلی دوست داشتند. از اولین تا آخرین مسابقه هم هر بار مدال میدادند، رئیس فدراسیون اسکیت مدالها را به گردنم میانداخت. واقعاً شوکه شده بودند و میگفتند: «تو واقعاً لایق این هستی؛ هم برای اینکه پرچم را روی شانهات میاندازی و روی سکو میآیی و هم به خاطر اینکه اینقدر زیبا با موسیقی ایرانی اجرا میکنی. خیلی زیباست». از همان مسابقه اول از مردم بلاروس آنقدر واکنشهای مثبتی گرفتم که نمیدانم چطور بیانش کنم. این واکنشها از همان ابتدا حتی در تمرینهای دوچرخهسواریام و در رویدادهای ورزشی سنتی که خودشان در شهر برگزار میکردند- و تعدادشان هم بسیار زیاد بود- وجود داشت.
شیخ کلاهدوز خاطرنشان کرد: پیش از جنگ تلاشم این بود که نشان بدهم ایرانی هستم و فرهنگ و سنت ایرانی را معرفی کنم. هر بار که ولادت حضرت محمد(ص)، ولادت امام علی(ع) یا عید نوروز و دیگر اعیاد ملی و مذهبی میرسید، گز و سوهان میبردم و به بچهها هدیه میدادم تا نشان بدهم این فرهنگ و سنت ماست.
او ادامه داد: برای مطالعه آکادمیک زبان به دانشگاه ملی زبان رفته بودم. آنجا از رئیس دانشگاه اجازه گرفتم تا یک رویداد فرهنگ و سنت ایرانی برگزار کنیم. همین اتفاق هم افتاد و بسیار سر و صدا کرد. در آن رویداد، تمام فرهنگ و سنت ایران از جمله خطاطی ایرانی، سنتها و حتی پوششمان را تبلیغ کردیم. با خودم چند تا روسری برده بودم و دخترها را محجبه کردم و واکنشهای مثبت بسیاری گرفتم. من همه این کارها را از روی علاقه انجام دادم و همه آنها نیز بهخاطر وجود پدر و مادرم بود که این عرق وطن دوستی را در وجودم گذاشتهاند.
این دختر قهرمان ایرانی یادآور شد: اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی بسیار سنگین بود و غم بزرگی برای مردم کشورمان به همراه داشت. دانشجویان ایرانی زیادی آنجا ضدانقلاب بودند. متوجه شدم دشمن من آمریکا نیست؛ بلکه دشمنان اصلی من هموطنان خودم هستند که به آمریکا نخ میدهند؛ یعنی برای آمریکا بازی میکنند. متأسفانه بیشتر وقتم صرف این میشد که برای مردم بلاروس توضیح بدهم چرا آن عده؛ آنهایی که آن سمت ایستادهاند، اینگونه رفتار میکنند. مدام باید توضیح میدادم که اینها ایرانی نیستند و ادای ایرانی بودن را درمیآورند. باید دفاع میکردم تا به حرف آنها گوش ندهند. میگفتم: «شما خودتان بلاروسی هستید. آیا اجازه میدهید کسی به خاک کشورتان حمله کند؟ از کسی که به کشورتان حمله کرده، تشکر میکنید؟ نه. پس نتیجه میگیریم آنها ایرانی نیستند». هر روز باید دفاع میکردم، بهخاطر عکسها و فیلمها و رسانه بسیار قدرتمندی که آمریکا متأسفانه در بلاروس و روسیه داشت.
صالحه با بیان اینکه تنها کاری که میتوانستم انجام بدهم، همان باشگاه ۱۶-۱۵ نفرهای بود که همه اعضایش بلاروسی بودند و دیدگاه کاملی نسبت به مردم ایران و اتفاقاتی که در جریان بود داشتند، عنوان کرد: از همان زمان اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی تیشرتی را که رویش نوشته بود «چو ایران نباشد تن من مباد» و نام خلیجفارس را هم داشت، میپوشیدم. حتی همه جزئیات این تیشرت را کامل برای دوستانم در بلاروس توضیح دادم؛ گفتم این یوزپلنگ ایرانی است و تمام تاریخچه آن را گفتم. هنوز هم وقتی صبحها در پارک ملت میدوم، آن را میپوشم؛ چون انرژی مثبت زیادی به من میدهد. یک سال کامل این تیشرت را پوشیدم و در رویدادهای دوچرخهسواری هم پرچم را روی دوچرخهام آویزان میکردم تا نشان بدهم ایرانی هستم.
او درباره خطرات حضورش در بلاروس با پرچم ایران هم گفت: در آنجا درصد زیادی از مردم یهودی بودند و این کار خطرناک بود؛ ولی با این حال هیچ ترسی نداشتم. فقط اگر میشد، میگفتم: «خدایا، اگر بشود یک یهودی بیاید اینجا به ما حمله کند، شهید شوم و راحت شویم». در یک مرحلهای واقعاً خسته شده بودم؛ چون بار منفی رسانه بر مردم بلاروس غلبه کرده بود. ما عملاً ارتش تکنفره بودیم. خواهر بزرگترم در روسیه بسیار فعال و موفق عمل میکرد و از این طرف خواهر کوچکم در بلاروس کمکحال من بود. ما دو نفر و پدر و مادرم در این مسیر خیلی تنها بودیم. با این حال تلاش کردیم و بهصورت تکنفره، در همین مدت کوتاه تا جایی که توانستیم، از حق مردم ایران دفاع کردیم.
پاتیناژ؛ از ژیمناستیک تا اسکیت نمایشی
رتبه ۶ کنکور زبان درباره اهدافش از شرکت در کنکور خاطرنشان کرد: پس از آنکه مقطع دوازدهم را گذراندم، نوبت کنکور شد. کمی سردرگم بودم که کدام را انتخاب کنم. همانجا بمانم و رشته اسکیت نمایشی را ادامه بدهم یا بروم و در کنکور زبان شرکت کنم. باز هم همان جمله آقای شهید ایران به یادم آمد که فرمودند: «اگر درس نخوانید نمیتوانید تأثیرگذار خوبی باشید» و همین سبب شد برای شرکت در کنکور زبان به ایران و مشهد، پیش آقا امام رضا(ع) آمدم، کنکور زبان را دادم و الحمدلله رتبه آوردم.
صالحه درباره ادامه دادن رشته ورزشی اسکیت نمایشی در مشهد اظهار کرد: امیدوارم بتوانم همینجا رشته اسکیت نمایشی را هم ادامه بدهم؛ چون الحمدلله مشهد پیست یخ نمایشی دارد. البته استانداردهای این پیست کمی کامل نیست و اگر حمایتم کنند تا بتوانم اینجا تمرین داشته باشم و در مسابقات شرکت کنم، این از همه مهمتر است.
او افزود: مشهد امکانات زیادی در این زمینه دارد؛ اما متأسفانه استانداردهای یخ برقرار نشده و پیست یختراشی نمیشود. منتظرم به پیست یخ مشهد رسیدگی کنند تا بتوانم از تواناییام استفاده کنم و با توجه به اینکه در مشهد هنوز مربی اسکیت نمایشی روی یخ نیست، آن را به اشتراک بگذارم.
این دختر قهرمان ایرانی با بیان اینکه واقعاً دوست دارم در ایران بمانم و نمیخواهم برگردم، گفت: دوست دارم این توانایی را با بچههای مشهد و بچههای ایران به اشتراک بگذارم؛ اما تنها شرطش این است که امکانات داشته باشم. زبان روسی را هم حتماً اینجا ادامه میدهم. واقعاً دوست دارم مردم مشهد و حتی بچههای ایران این آموزش را ببینند، پیشرفت کنند و در مسابقات حضور داشته باشند. این موضوع برای من از همه چیز مهمتر است.
دفاع از حقوق مردم ایران انگیزه درس خواندنم شد
شیخ کلاهدوز با بیان اینکه دوست دارم پرچم ایران را در مسابقات المپیک و مسابقات جهانی بالا ببرم، افزود: کسب این رتبه در کنکور پایینترین سطح هدفم بود؛ هدفهای خیلی بزرگتری دارم. دوست دارم در زبان روسی و مطالعات ادبیات روسی پیشرفت زیادی داشته باشم.
رتبه ۶ کنکور زبان با اشاره به اینکه دوستان ایرانیام میدانند من هیچوقت دختر درسخوانی نبودم، بیان کرد: رتبهام در رشته علوم انسانی پایین شد؛ چون به سختی و به صورت آنلاین، کتابهای پایههای دهم، یازدهم و دوازدهم را خواندم. به طور کلی اهل درس خواندن نیستم. من زبان را دوست داشتم. اگر به اختیار خودم بود، در همان سطحB۱ وA۲ میماندم. جنگ انگیزهای شد تا درس بخوانم و بفهمم واقعاً تنها با درس خواندن و مطالعه میتوانم برای اطرافیانم تأثیرگذار باشم.
او ادامه داد: دوستانم در دانشگاه چینی، آفریقایی، فرانسوی و اسپانیایی بودند و من میخواستم با آموختن زبان بر آنها تأثیر بگذارم. در ابتدا این موضوع خیلی به من فشار میآورد؛ چون نمیتوانستم از افعال زبان روسی استفاده کنم؛ مثلاً افعالی برای بیان اینکه آمریکا از ما سوءاستفاده کرده است. این واژهها را باید به روسی حفظ میکردم و همین موجب شد سطح مطالعهام را خیلی بالا ببرم تا بتوانم از حقوق مردم دفاع کنم. در مجموع، این موضوع من را برای درس خواندن وسوسه کرد.
صالحه که دو خواهر دیگر دارد و آنها نیز در زمینه دفاع از حقوق ملت ایران در خارج از کشور فعال هستند، دربارهشان اظهار کرد: خواهر بزرگترم عارفه در دانشگاه میگیمو مسکو، رشته اقتصاد بینالملل میخواند و در روسیه فعال اقتصادی است. خواهر کوچکترم حلما نیز شطرنجباز است و در حال مطالعه زبان روسی است تا در کنکور زبان شرکت کند.
پیام به همسنوسالان: هدفتان پیشرفت کشور و مردمتان باشد
رتبه ۶ کنکور زبان خطاب به دختران همسنوسال خودش خاطرنشان کرد: اگر هدفتان را موفقیت و پیشرفت کشور و خاک سرزمینتان قرار بدهید، همیشه در مسیر موفق خواهید بود. من خودم به این موضوع رسیدم؛ چون نه در زبان و نه در اسکیت نمایشی آنقدر استعداد نداشتم که بگویم واقعاً نخبهام، واقعاً اینطور نیست. هدفم این بود که کشورم پیشرفت کند و این عاملی شد که هم در اسکیت نمایشی و هم در زبان روسی خوب پیشرفت کنم. همین را به دختران سرزمینم توصیه میکنم: اگر هدفی دارید، هدفتان پیشرفت کشور و مردمتان باشد. حتماً به آن هدف میرسید؛ چون هم امام رضا(ع) و هم خدا مراقب شماست.
او در پایان، با تشکر از پیام تبریک تولیت آستان قدس رضوی برای موفقیتش در کنکور، خطاب به آیتالله مروی گفت: خواسته کوچکی دارم که اگر امکانش هست، اجازه بدهید افتخار خادمی آقا امام رضا(ع) را داشته باشم و شرایط خادمی ایشان برایم فراهم شود.
