ممنوعیت عملی حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان، همزمان با اعتراضات گسترده، واکنش معنادار و غم انگیز کاربران ایرانی را برانگیخته است.
رویداد۲۴| جمهوری آذربایجان در روزهای اخیر شاهد اعتراضاتی کمسابقه به محدودیت استفاده از حجاب اسلامی در مدارس بوده است. ماجرا از ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ آغاز شد؛ زمانی که دولت باکو با اصلاح مقررات لباس فرم مدارس، استفاده از پوششهایی را که با لباس رسمی دانشآموزان یا ماهیت سکولار آموزش دولتی مغایرت داشته باشند، ممنوع کرد. اگرچه در متن مصوبه اشاره مستقیمی به حجاب نشده، اما اجرای آن از اوایل اکتبر عملاً به جلوگیری از ورود برخی دختران محجبه به مدارس انجامیده است. از ۹ اکتبر نیز نظارت بر پوشش دانشآموزان و معلمان تشدید شد.
تصاویر دخترانی که پشت درهای مدارس ماندهاند، اعتراض همکلاسیهایشان، تحریم کلاسهای درس و گزارش فشار بر معلمان محجبه برای برداشتن روسری یا استعفا، موجی از واکنشها را برانگیخته است. وزارت کشور جمهوری آذربایجان نیز از بازداشت دستکم ۳۷ نفر در ارتباط با این اعتراضات خبر داده است.
ریشه این تصمیم را باید در سیاست دیرینه سکولاریسم دولتی جمهوری آذربایجان جستوجو کرد؛ سیاستی که از دوران شوروی به میراث مانده و در سالهای پس از استقلال نیز ادامه یافته است. باکو میگوید هدفش حفظ بیطرفی مذهبی نظام آموزشی و یکسانسازی پوشش دانشآموزان است. در مقابل، مخالفان میپرسند چگونه میتوان از برابری آموزشی سخن گفت، اما دختری را صرفاً به دلیل پوشش مذهبیاش از ورود به کلاس محروم کرد؟
این اختلاف تازه نیست. محدودیت حجاب پیشتر نیز در سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ اعتراضاتی به دنبال داشت. تفاوت امروز، وجود مقررات صریحتر درباره پوشش مدارس و حساسیت سیاسی گستردهتری است که موضوع پیدا کرده است.
حامیان محدودیتها، از حزب حاکم آذربایجان نوین گرفته تا برخی چهرههای نزدیک به دولت، آن را ضرورتی برای حفاظت از ساختار سکولار کشور میدانند. مخالفان، اما مجموعهای از خانوادهها، دانشآموزان، فعالان مذهبی و مدافعان حقوق شهروندی هستند که بر حق تحصیل و آزادی انتخاب پوشش تأکید میکنند.
در این میان، ایران نیز به یکی از کانونهای واکنش به تحولات باکو تبدیل شده است.
فرصتی تاریخی برای مخالفان علیاف در ایران
از زمان شدت گرفتن اعتراضات، مسئله حجاب در جمهوری آذربایجان برای برخی جریانهای مذهبی و سیاسی ایران، گویی به موضوعی ناموسی و فرصتی تاریخی تبدیل شده است؛ فرصتی برای محکوم کردن سیاستهای الهام علیاف و برجسته کردن آنچه «ظلم به مسلمانان محجبه» مینامند.
این نخستین بار نیست که در برخی تجمعات و محافل عمومی ایران علیه علیاف شعار داده میشود. از زمانی که روابط راهبردی باکو و اسرائیل آشکارتر و عمیقتر شده، گروههایی از جریانهای تندرو و منتقد جمهوری آذربایجان بارها رئیسجمهور این کشور را هدف اعتراض قرار دادهاند؛ جریانهایی که برخی از آنها نیز به محافل نزدیک به ساختارهای سیاسی و امنیتی ایران منتسب میشوند.
اکنون موضوع حجاب، فرصت تازهای برای همین جریانها فراهم کرده است تا مخالفت با علیاف را نه صرفاً از زاویه روابط با اسرائیل، بلکه با ادبیات دفاع از حقوق زنان مسلمان دنبال کنند.
البته مسئله حجاب تنها به روابط تهران و باکو محدود نمانده است. این موضوع اختلاف میان دو متحد نزدیک، یعنی ترکیه و جمهوری آذربایجان، را نیز علنی کرده است.
اوکتای سارال، مشاور ارشد رجب طیب اردوغان، محروم کردن دختران محجبه از تحصیل را غیرقابلقبول خوانده و خواستار عقبنشینی باکو شده است. حزب حاکم جمهوری آذربایجان نیز در واکنشی تند، اظهارات او را «پوپولیستی و غیرمسئولانه» توصیف کرده و به آنکارا هشدار داده است که شعار «یک ملت، دو دولت» مجوز دخالت در امور داخلی یکدیگر نیست.
تصاویری از علی اف که تلویحا ترکیه را خطاب قرار داده و میگوید «هیچکس از ما حمایت نکرد، سلاح دادید” دولا پهنا”پول گرفتید! سرتان به کار خودتان باشید و در سبک زندگی ما دخالت نکنید» قدیمی است، اما بی شک بی ارتباط به قانونحجاب نیست.
باکو حتی انتقادهای ترکیه از روابطش با اسرائیل را نیز رد کرده است. به این ترتیب، مناقشهای که ظاهراً بر سر روسری چند دانشآموز آغاز شده، به عرصهای برای بروز اختلافات عمیقتر سیاسی و منطقهای تبدیل شده است.
اما شاید مهمترین و تأملبرانگیزترین واکنش به این اتفاقات، نه در باکو رخ داده باشد و نه در آنکارا؛ بلکه باید آن را در میان کاربران ایرانی جستوجو کرد.
قانون آن کشور است؛ باید به آن احترام گذاشت!
در بخش نظرات تقریبا همه محتواهای مربوط به اعتراضات جمهوری آذربایجان در شبکههای اجتماعی (حداقل آن دسته از محتواها که به تایم لاین فارسی راه پیدا کرده)، واکنشی معنادار از سوی کاربران فارسیزبان و ترکزبان ایرانی دیده میشود.
برخی از آنان، ظاهرا در حمایت از تصمیم دولت باکو، مینویسند: «این قانون کشورشان است و باید به آن احترام گذاشت.»
جملهای کوتاه که در نگاه نخست شاید حمایت از ممنوعیت حجاب به نظر برسد، اما در بسیاری از موارد، معنایی کاملاً کنایهآمیز دارد.
این همان استدلال آشنایی است که سالها در پاسخ به اعتراض زنان ایرانی علیه حجاب اجباری مطرح شده است؛ اینکه صرفنظر از موافقت یا مخالفت شهروندان، قانون باید اجرا شود و همه موظفاند به آن احترام بگذارند.
حالا بخشی از کاربران ایرانی، همان منطق را در برابر کسانی قرار میدهند که امروز از ممنوعیت حجاب در جمهوری آذربایجان خشمگیناند.
طعنه روشن است: اگر قانون بودن یک اجبار برای مشروعیت آن کافی است، چرا همین استدلال درباره ممنوعیت حجاب پذیرفتنی نیست؟
این واکنش برای حاکمیت ایران باید بسیار نگرانکنندهتر از تصمیم دولت باکو باشد.
نه به این دلیل که همه این کاربران واقعاً از محروم کردن دختران محجبه از تحصیل حمایت میکنند؛ بلکه دقیقاً به این دلیل که برخی از آنان برای اعتراض به اجبار پوشش در ایران، ناچار شدهاند از زبانی استفاده کنند که در ظاهر، اجبار معکوس را تأیید میکند.
وقتی مخالفت با اجبار، به طعنه درباره آزادی تبدیل میشود
در سال ۱۴۰۱، زنان و مردان بسیاری در ایران با دیدگاهها و سبکهای زندگی متفاوت، در اعتراضات مرتبط با آزادی انتخاب پوشش حضور یافتند.
یکی از مهمترین مطالبات مطرحشده در آن اعتراضات، حق تصمیمگیری زنان درباره پوشش خود بود؛ حقی که اصولاً نباید به محجبه یا غیرمحجبه بودن فرد وابسته باشد.
بر همین اساس، دفاع از حق دختران محجبه جمهوری آذربایجان برای حضور در مدرسه، نهتنها با مطالبه آزادی پوشش در ایران تعارضی ندارد، بلکه ادامه منطقی همان مطالبه است.
اما تجربه سالهای گذشته در ایران، برای بخشی از جامعه چنان تلخ و فرساینده بوده که امروز حتی موضوعی به این روشنی نیز به میدان طعنه و تسویهحساب با سیاستهای داخلی تبدیل شده است.
دردناکتر آنکه ممکن است برخی شهروندان، با وجود آگاهی از تفاوت میان آزادی انتخاب و اجبار حکومتی، از سر اعتراض به شرایط موجود حاضر نباشند این تفاوت را در واکنشهای خود آشکار کنند.
استدلال «قانون است و باید اجرا شود» در طول تاریخ بارها برای توجیه تبعیض به کار رفته است.
در دوران آپارتاید آفریقای جنوبی، جداسازی نژادی در اتوبوسها، مدارس، پارکها و دیگر فضاهای عمومی، پشتوانه قانونی داشت. نشستن یک شهروند سیاهپوست در مکانهای مخصوص سفیدپوستان میتوانست نقض قانون محسوب شود.
اما آیا قانونی بودن این تبعیضها، آنها را عادلانه میکرد؟
قطعاً نه.
مسئولان ایرانی باید به جای باکو، ابتدا صدای جامعه خود را بشنوند
شاید مقامها و جریانهای سیاسی ایران این روزها مشغول یافتن پاسخهایی تند به دولت باکو باشند؛ پاسخهایی درباره سکولاریسم، آزادی مذهب، حقوق زنان مسلمان و محرومیت دختران محجبه از تحصیل.
اما پرسش مهمتری وجود دارد که نباید زیر صدای این جدال سیاسی گم شود.
چرا بخشی از جامعه ایران، بهجای همراهی آشکار با حق دختران محجبه جمهوری آذربایجان، ترجیح میدهد از رنج آنان برای کنایه زدن به سیاستهای حجاب اجباری در کشور خود استفاده کند؟
مسئولان ایرانی بهتر است پیش از تدوین پاسخهای دندانشکن به مقامهای آذربایجانی، به سراغ همین واکنشها بروند؛ نظرات کاربران را بخوانند، معنای طعنهها را بفهمند و از خود بپرسند چه اتفاقی افتاده که دفاع از آزادی پوشش، حتی در موضوعی مربوط به دختران مسلمان کشور همسایه، به چنین تناقض تلخی رسیده است.
شاید مهمترین پیامی که مسئولان ایرانی باید از این روزهای جمهوری آذربایجان دریافت کنند، نه از سخنان علیاف، بلکه از همین جمله کنایهآمیز کاربران ایرانی باشد: «قانون است؛ باید به آن احترام گذاشت!»
