تیم ملی فوتبال زنان ایران بدون برگزاری حتی یک مسابقه در فیفادی اکتبر، یک پله در رده‌بندی فیفا صعود کرد؛ صعودی که نه حاصل پیروزی ملی‌پوشان بود و نه نتیجه برنامه‌ریزی تازه فدراسیون، بلکه با شکست آلبانی مقابل ولز رقم خورد. با این حال، رسانه رسمی فدراسیون از این جابه‌جایی جدولی روایتی امیدوارکننده ساخته است؛ آن هم در شرایطی که تیم ملی ماه‌هاست از مسابقات بین‌المللی دور مانده، سه فیفادی را بدون بازی پشت سر گذاشته و پرسش‌های جدی درباره برنامه آماده‌سازی و آینده کادر فنی‌اش بی‌پاسخ مانده است.

تازه‌ترین رده‌بندی تیم‌های ملی فوتبال زنان جهان منتشر شده و نام ایران یک پله بالاتر از دوره قبل قرار گرفته است؛ خبری که اگر تنها به عدد رتبه نگاه کنیم، شاید در نگاه نخست اتفاقی مثبت به نظر برسد. اما فوتبال را نمی‌توان با یک عدد از زمینه و واقعیت‌های پشت آن جدا کرد؛ به‌ویژه وقتی قرار است درباره تیمی صحبت کنیم که مدت‌هاست از فرصت رقابت بین‌المللی محروم مانده است.

ایران با ۱۳۷۰.۳۷ امتیاز، از رتبه شصت‌وهشتم به جایگاه شصت‌وهفتم جهان رسیده؛ اما در این فاصله نه مسابقه‌ای برگزار کرده، نه امتیازی به دست آورده و نه نتیجه‌ای ثبت کرده که بتوان آن را نشانه پیشرفت فنی دانست. این جابه‌جایی حاصل شکست تیم ملی آلبانی مقابل ولز در دو مسابقه انتخابی جام جهانی ۲۰۲۷ است؛ نتایجی که باعث شد آلبانی با کاهش امتیاز به رتبه شصت‌وهشتم سقوط کند و جایگاه قبلی‌اش به ایران برسد.

به بیان ساده، تیم ملی زنان ایران بالا نرفته است؛ یکی از رقبایش پایین آمده و ایران در جدول یک پله جابه‌جا شده است. تفاوت این دو اتفاق آن‌قدر روشن است که برای فهمیدن آن نه تحلیل پیچیده‌ای لازم است و نه تفسیر کارشناسی؛ کافی است امتیازات و نتایج مسابقات را کنار هم بگذاریم.

با این حال، ظاهراً همین تفاوت ساده در روایت رسانه‌ای فدراسیون چندان اهمیتی نداشته است. آنچه باید بهانه‌ای برای پرسش درباره وضعیت تیم ملی باشد، در روزنامه الکترونیکی فدراسیون به خبری امیدوارکننده تبدیل شده؛ گویی ملی‌پوشان در میدان مسابقه نتیجه‌ای گرفته‌اند و حاصل یک برنامه موفق، خود را در رده‌بندی فیفا نشان داده است.

آلبانی شکست خورد؛ ایران قهرمان روایت‌سازی شد!

آلبانی در مسیر انتخابی جام جهانی زنان ۲۰۲۷ دو بار برابر ولز شکست خورد؛ یک بار با نتیجه یک بر صفر و بار دیگر با نتیجه سه بر صفر. این نتایج برای آلبانی کاهش ۲.۲۶ امتیازی به همراه داشت و مجموع امتیازات این تیم را به ۱۳۶۹.۵۶ رساند؛ عددی که جایگاه شصت‌وهشتم جهان را برای آن‌ها به دنبال داشت.

در همین حال، ایران بدون انجام مسابقه و با همان ۱۳۷۰.۳۷ امتیاز قبلی، در رتبه شصت‌وهفتم قرار گرفت. این تمام ماجرای صعود یک‌پله‌ای تیم ملی زنان است؛ رویدادی که برای توضیح آن حتی به یک پاراگراف هم نیازی نیست، اما در روایت رسانه‌ای فدراسیون چنان بازتاب پیدا کرده که انگار اتفاقی ویژه در مسیر آماده‌سازی یا عملکرد ملی‌پوشان رخ داده است.

مشکل، خوشحال‌شدن از بهترشدن رتبه ایران نیست. طبیعی است که هر جایگاه بهتر در رده‌بندی جهانی بتواند برای فوتبال زنان اهمیت داشته باشد؛ مسئله این است که آیا می‌توان بدون توضیح علت واقعی این تغییر، آن را نشانه پیشرفت معرفی کرد؟ آیا وظیفه رسانه رسمی یک فدراسیون، بازتاب دقیق اتفاقات است یا انتخاب بخش خوشایند ماجرا و کنارگذاشتن واقعیت‌هایی که ممکن است عملکرد مدیران را زیر سؤال ببرد؟

اگر قرار است این صعود بهانه‌ای برای توجه بیشتر به فوتبال زنان باشد، باید از همان ابتدا روشن گفته شود که این جایگاه چگونه به دست آمده است. پنهان‌کردن علت اصلی صعود، نه به اعتبار ملی‌پوشان اضافه می‌کند و نه کمکی به توسعه فوتبال زنان خواهد کرد؛ فقط فاصله میان روایت رسمی و واقعیت موجود را بیشتر می‌کند.

سه فیفادی بدون بازی؛ برنامه‌ای که روی کاغذ هم نماند!

ماجرا زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که رتبه جدید ایران را کنار وضعیت آماده‌سازی تیم ملی قرار دهیم. تیمی که آخرین بار در جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۶ به میدان رفت، سه فیفادی اخیر را بدون برگزاری مسابقه رسمی پشت سر گذاشته است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی نه یک پله صعود در جدول، بلکه چرایی دورماندن تیم ملی از رقابت و مسئولیت کسانی است که باید برای آن برنامه‌ریزی کنند.

در فیفادی اکتبر قرار بود دیداری دوستانه میان تیم‌های ملی زنان ایران و آذربایجان برگزار شود. حتی زمان مسابقه نیز در وب‌سایت رسمی فدراسیون فوتبال اعلام شد، اما خبر بازی بعدتر از دسترس خارج شد و توضیح شفافی درباره علت لغو آن در اختیار افکار عمومی قرار نگرفت. پس از آن، بحث انصراف تیم رقیب مطرح شد؛ در مقابل، پیگیری‌های رسانه‌ای از احتمال لغو مسابقه به دلیل مسائل مالی حکایت داشت.

اگر دلیل لغو بازی واقعاً مشکلات مالی بوده است، پرسش‌ها جدی‌تر می‌شوند: چرا برای مسابقه‌ای که قرار بود در تقویم رسمی تیم ملی قرار بگیرد، منابع مالی لازم فراهم نشد؟ چرا بازی‌ای که حتی زمان برگزاری‌اش اعلام شده بود، بدون توضیح روشن از برنامه خارج شد؟ و چرا باید تیم ملی زنان، در مقطعی که برای حفظ آمادگی و ارتقای سطح فنی به رقابت نیاز دارد، باز هم از یک فرصت بازی محروم بماند؟

فدراسیون فوتبال باید درباره این مسائل پاسخ‌گو باشد. تیم ملی با تمرین صرف نمی‌تواند جای خالی مسابقه را پر کند؛ همان‌طور که هماهنگی در تمرینات، هرچقدر هم منظم باشد، جای تجربه رویارویی با حریفان بین‌المللی را نمی‌گیرد. بازیکن برای سنجش توانایی‌هایش، کادر فنی برای ارزیابی ترکیب و تاکتیک‌ها و تیم ملی برای پیشرفت، به بازی نیاز دارند؛ نه صرفاً خبرهایی درباره ادامه تمرینات.

روزنامه فدراسیون چه چیزی را جشن گرفته است؟

در چنین شرایطی، روزنامه الکترونیکی فدراسیون فوتبال در گزارشی درباره صعود یک‌پله‌ای تیم ملی زنان، از ادامه تمرینات ملی‌پوشان زیر نظر مرضیه جعفری و تلاش آن‌ها برای حفظ آمادگی سخن گفته است. در این گزارش، رتبه شصت‌وهفتم جهان و حضور ایران در میان ۱۲ تیم برتر آسیا به‌عنوان اتفاقی امیدوارکننده مطرح شده و بر ضرورت فرصت‌های رقابتی بیشتر، بازی‌های تدارکاتی باکیفیت، تقویت لیگ و توجه به رده‌های پایه تأکید شده است.

بخشی از این حرف‌ها به‌خودی‌خود درست است. فوتبال زنان ایران به بازی‌های تدارکاتی باکیفیت، برنامه مستمر، تقویت لیگ و توجه جدی به استعدادهای پایه نیاز دارد. اما همین گزاره‌های درست، پرسش مهم‌تری را ایجاد می‌کنند: اگر تیم ملی برای پیشرفت به این امکانات نیاز دارد، چرا رسانه رسمی فدراسیون در گزارش خود از صعود، به‌جای برجسته‌کردن فاصله میان نیازها و عملکرد مدیریتی، بر وجه امیدوارکننده ماجرا تأکید کرده است؟

تمرین‌کردن بازیکنان، به‌تنهایی پاسخ مسئولیت مدیران نیست. اینکه ملی‌پوشان با وجود نبود مسابقه تمرینات خود را دنبال می‌کنند، می‌تواند نشانه تعهد و تلاش آن‌ها باشد؛ اما نمی‌توان از تلاش بازیکنان برای پوشاندن خلأهای مدیریتی استفاده کرد. اتفاقاً هرچه بازیکنان با وجود محدودیت‌ها بیشتر تلاش کنند، مسئولیت فراهم‌کردن شرایط مناسب برای آن‌ها سنگین‌تر می‌شود.

وقتی یک تیم ملی از سه فیفادی بدون مسابقه عبور می‌کند، گزارش درباره وضعیت آن باید به این پرسش پاسخ دهد که چه فرصت‌هایی از دست رفته و چرا. اگر دیدار تدارکاتی برنامه‌ریزی‌شده لغو شده، باید علت آن روشن شود. اگر منابع مالی مانع برگزاری مسابقه بوده، باید درباره مسئولیت تأمین آن توضیح داده شود. اگر برنامه‌ای برای جبران فرصت‌های ازدست‌رفته وجود دارد، باید جزئیاتش اعلام شود.

در عوض، وقتی تمرکز گزارش بر رتبه جدید و امیدواری ناشی از آن قرار می‌گیرد، این خطر وجود دارد که اصل مسئله به حاشیه برود؛ یعنی همان چیزی که بیش از هر عددی در رنکینگ، به پاسخ نیاز دارد.

وقتی بی‌عملی را با ادبیات پیشرفت بزک می‌کنند

رسانه رسمی فدراسیون در گزارش خود از ضرورت تداوم تلاش، افزایش فرصت‌های رقابتی و حمایت برنامه‌محور سخن گفته است؛ اما این توصیه‌ها زمانی معنا پیدا می‌کنند که در کنار آن‌ها، درباره مسئولیت متولیان فعلی فوتبال زنان نیز شفافیت وجود داشته باشد.

نمی‌توان از یک سو به ضرورت بازی‌های تدارکاتی باکیفیت اشاره کرد و از سوی دیگر درباره سه فیفادی بدون مسابقه توضیح نداد. نمی‌توان از لزوم برنامه‌ریزی مستمر حرف زد، اما درباره سرنوشت دیداری که زمان آن به‌صورت رسمی اعلام شده بود، سکوت کرد. نمی‌توان پیشرفت فوتبال زنان را به حمایت برنامه‌محور گره زد، اما عملکرد همین برنامه‌ریزی را از نقد مصون نگه داشت.

این تناقض، مسئله اصلی گزارش فدراسیون است. قرار نیست هر خبر مربوط به تیم ملی زنان به بیانیه‌ای انتقادی تبدیل شود؛ اما رسانه رسمی یک نهاد مسئول نیز نمی‌تواند صرفاً به بازتاب وجه مثبت اتفاقات بسنده کند و بخش‌های ناخوشایند واقعیت را نادیده بگیرد. وظیفه رسانه، ساختن تصویر دلخواه از عملکرد مدیران نیست؛ به‌ویژه وقتی موضوع، آینده تیمی است که برای پیشرفت به حمایت واقعی نیاز دارد.

صعود یک پله‌ای ایران می‌توانست فرصتی برای توضیح دقیق وضعیت رنکینگ، بررسی شرایط رقبا و طرح پرسش درباره برنامه آماده‌سازی تیم ملی باشد. اما وقتی این اتفاق به‌جای بررسی واقع‌بینانه، در قالب روایتی حماسی عرضه می‌شود، اصل ماجرا قربانی یک تصویرسازی خوشایند خواهد شد.

رتبه ۶۷؛ هدف فوتبال زنان همین است؟

تیم ملی زنان ایران در سال‌های اخیر عمدتاً بیرون از جمع ۶۰ تیم برتر جهان قرار داشته و رتبه آن در محدوده اواخر دهه شصت و حوالی رتبه هفتادم نوسان کرده است. بنابراین، رسیدن به جایگاه شصت‌وهفتم را نمی‌توان جدا از روند بلندمدت تیم و وضعیت رقابت‌های بین‌المللی آن ارزیابی کرد.

حضور در میان ۱۲ تیم برتر آسیا نیز به‌تنهایی تصویری کامل از قدرت فوتبال زنان ایران ارائه نمی‌دهد. آنچه اهمیت دارد، روند پیشرفت در رقابت‌های رسمی، کیفیت حریفان، استمرار حضور بین‌المللی و توانایی تیم برای بهبود جایگاه خود از مسیر نتایج واقعی است.

رتبه‌بندی فیفا یک شاخص است، نه هدف نهایی فوتبال زنان. اگر قرار است جایگاه ایران ارتقا پیدا کند، باید زمینه آن فراهم شود: بازی‌های دوستانه مناسب، حضور مستمر در فیفادی‌ها، برنامه آماده‌سازی روشن، تقویت لیگ داخلی و حمایت از بازیکنان. بدون این مؤلفه‌ها، ممکن است رتبه تیم در نتیجه تغییر امتیازات رقبا جابه‌جا شود، اما چنین تغییری لزوماً به معنای پیشرفت فنی نیست.

مسئله این نیست که چرا از صعود ایران خوشحال شده‌اند؛ مسئله این است که چرا باید برای توضیح این صعود، بخش مهمی از واقعیت را کنار گذاشت؟ چرا باید جایگاه تازه تیم ملی را برجسته کرد، اما درباره مسابقاتی که برگزار نشده‌اند و فرصت‌هایی که از دست رفته‌اند، پاسخ روشنی نداد؟

فدراسیون به‌جای جشن صعود، به چند سؤال پاسخ بدهد

تیم ملی فوتبال زنان ایران به روایت‌های پرطمطراق و جشن‌های رسانه‌ای نیاز ندارد؛ به برنامه‌ای نیاز دارد که امکان رقابت، پیشرفت و سنجش واقعی توانایی‌های بازیکنان را فراهم کند. اگر فدراسیون معتقد است مسیر آماده‌سازی تیم متوقف نشده، باید توضیح دهد این مسیر دقیقاً با چه برنامه‌ای ادامه پیدا کرده، چرا سه فیفادی بدون مسابقه سپری شده و برای جبران این فاصله چه اقداماتی در نظر گرفته شده است.

همچنین باید مشخص شود دیدار دوستانه با آذربایجان چرا از برنامه خارج شد، علت نهایی لغو آن چه بوده و چه زمانی قرار است تیم ملی بار دیگر در مسابقات بین‌المللی به میدان برود. وضعیت کادر فنی و برنامه بلندمدت تیم نیز از جمله موضوعاتی است که نمی‌توان با اشاره به یک رتبه در رنکینگ از کنار آن عبور کرد.

یک پله صعود، حتی اگر در نهایت بتواند به انگیزه‌ای برای توجه بیشتر به فوتبال زنان تبدیل شود، جای خالی برنامه‌ریزی و رقابت را پر نمی‌کند. وقتی ایران بدون بازی بالا می‌رود، مهم‌ترین خبر لزوماً صعود نیست؛ بلکه این است که تیم ملی چرا بازی نکرده و چه کسی باید درباره این وضعیت پاسخ بدهد.

فوتبال زنان را نمی‌توان با بزک‌کردن جدول رده‌بندی توسعه داد. اگر فدراسیون واقعاً به پیشرفت این تیم باور دارد، باید به‌جای تبدیل شکست آلبانی به جشن صعود ایران، توضیح دهد برای بازگرداندن تیم ملی به میدان چه کرده و چه خواهد کرد. بازیکنان ایرانی برای اثبات شایستگی خود به مسابقه نیاز دارند، نه به حماسه‌ای که در آن هیچ مسابقه‌ای برگزار نشده است.