مسئله بازار جهانی انرژی صرفاً این نیست که چند میلیون بشکه نفت از هرمز عبور میکند؛مسئله این است که این نفت با چه هزینهای، از چه مسیری و با چه میزان ریسک به پالایشگاه و سپس به مصرفکننده نهایی میرسد.
جوان آنلاین: در هفتههای اخیر، افزایش جریان نفت از تنگه هرمز این تصور را در بازار جهانی ایجاد کرده که شاید بحران انرژی ناشی از جنگ و اختلال در مسیرهای صادراتی در حال فروکشکردن باشد. بااینحال، بررسی دقیقتر بازار نشان میدهد افزایش حجم نفت عبوری از هرمز الزاماً به معنای بازگشت بازار به شرایط پیش از جنگ نیست.
بررسیها نشان میدهد اگرچه حجم نفت خام عبوری از تنگه هرمز افزایش یافته، اما سازوکار انتقال نفت همچنان پرهزینه، شکننده و وابسته به عملیات اضطراری است و در بخش فراوردههای نفتی نیز اختلال بسیار شدیدتر از بخش نفت خام باقی مانده است.
شرایط کماکان عادی نیست
بر اساس برآورد Vortexa و مؤسسه کپلر، صادرات نفت از خلیجفارس در ماه سپتامبر حدود ۱۲ میلیون بشکه در روز بوده است. در نگاه اول، چنین ارقامی میتواند نشانه بازگشت بازار نفت به شرایط عادی تلقی شود، اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد. بخش عمده این جریان مربوط به نفت خام است و جریان فراوردههای پالایشی همچنان حدود ۵۰ درصد سطح سال ۲۰۲۵ قرار دارد. بنابراین، آنچه در حال بازگشت است عمدتاً جریان نفت خام است، نه کل زنجیره عرضه انرژی. این تفاوت اهمیت زیادی دارد. پالایشگاهها تنها به نفت خام نیاز ندارند؛ آنها باید بتوانند فراورده تولیدشده را نیز به بازار منتقل کنند. وقتی حملونقل فراوردهها مختل باشد، ظرفیت پالایشگاهها نیز عملاً نمیتواند به شکل کامل مورد استفاده قرار گیرد. به بیان دیگر، مسئله بازار جهانی انرژی صرفاً این نیست که چند میلیون بشکه نفت از هرمز عبور میکند؛ مسئله این است که این نفت با چه هزینهای، از چه مسیری و با چه میزان ریسک به پالایشگاه و سپس به مصرفکننده نهایی میرسد.
قیمتهای فضایی نفت فیزیکی
شاید یکی از مهمترین نشانههای غیرعادی بودن بازار، فاصله میان قیمت نفت فیزیکی و قیمت قراردادهای آتی باشد. در زمان نوشتن این یادداشت، برنت در بازار آتی حدود ۱۰۴ دلار معامله میشود، درحالیکه قیمت برنت فیزیکی به حدود ۱۳۲ دلار در هر بشکه رسیده بود. این فاصله حدود ۳۰ دلاری نشان میدهد که بازار فیزیکی نفت شرایطی متفاوت از بازار کاغذی و قراردادهای آتی دارد. لازم به ذکر است هزینههای حملونقل و بیمه نقش مهمی در این شکاف دارند؛ بهویژه برای پالایشگاههای آسیایی که باید نفت را با هزینه بالاتری به مقصد برسانند.
در واقع، حتی اگر مقدار نفت موجود در بازار افزایش پیدا کند، هزینه رساندن آن نفت به پالایشگاه و مصرفکننده میتواند همچنان قیمت واقعی انرژی را بالا نگه دارد. این همان نکتهای است که باید در تحلیل بازار نفت موردتوجه قرار گیرد؛ افزایش جریان فیزیکی با کاهش هزینه تأمین یکی نیست.
زنگ خطر کاهش ذخایر فراوردهها
دادههای جهانی بهوضوح ذخایر بنزین، گازوئیل و نفت کوره را نشان میدهد. ذخایر فراوردههای نفتی در خارج از چین بهسرعت در حال کاهش بوده و در بسیاری از موارد به سطوح بسیار پایین چند دهه اخیر نزدیک شده است. در مورد سوخت کوره نیز وضعیت سنگاپور که یکی از مهمترین مراکز سوخترسانی جهان است، حتی نگرانکنندهتر توصیف شده و پیشبینیها میگوید ذخایر آن در پایینترین سطح ثبتشده قرار گرفته است.
چرا اروپا مجبور به استفاده از ذخایر اضطراری شد؟
کاهش ذخایر باعث شده دولتها برای جلوگیری از تشدید بحران به سراغ ذخایر استراتژیک بروند. آمریکا از اتحادیه اروپا خواسته است طی شش ماه حدود ۱۲۰ میلیون بشکه دیزل از ذخایر خود آزاد کند؛ رقمی که معادل تقریباً یک ماه تقاضای گازوئیل اروپاست. این اقدام به معنای برداشت بیش از ۴۰ درصد ذخایر اضطراری گازوئیل اروپا خواهد بود. در ادامه، گروه G۷ نیز در ۲ اکتبر از آزادسازی حداکثر ۱۰۰ میلیون بشکه نفت خام و دیزل از ذخایر اضطراری طی چهار ماه خبر داده است.
این مسئله یک علامت هشدار جدی است. زیرا ذخایر استراتژیک اساساً برای شرایط اضطراری ایجاد شدهاند. وقتی یک بحران طولانی شود و دولتها مجبور شوند به شکل مستمر از این ذخایر برداشت کنند، در واقع بخشی از ضریب اطمینان بازار انرژی در حال مصرفشدن است. به زبان سادهتر، اگر جنگ طولانی شود، دولتها برای کنترل قیمت باید بیشتر از ذخایر خود برداشت کنند و در نتیجه، توان آنها برای مقابله با شوک بعدی کاهش خواهد یافت.
خطر اصلی، انتقال بحران به فراوردهها
آنچه از مجموعه این تحولات میتوان برداشت کرد این است که بحران انرژی وارد مرحله جدیدی شده است. در مرحله نخست، نگرانی اصلی بازار این بود که آیا نفت خام از تنگه هرمز عبور خواهد کرد یا خیر؟ اما اکنون که بخشی از جریان نفت خام از هرمز دوباره برقرار شده، سؤال مهمتر این است که آیا شبکه پالایش، حملونقل و توزیع فراوردهها نیز میتواند به شرایط عادی بازگردد؟ پاسخ دادههای موجود فعلاً منفی است.
بهصورت موردی وضعیت به این شکل است که در حال حاضر گرچه نفت خام در حال عبور است، اما ۱- ظرفیت پالایشگاهی در برخی نقاط آسیب دیده، ۲- صادرات فراورده از خاورمیانه همچنان پایین است، ۳- صادرات دیزل روسیه محدود شده، ۴- چین تمایل چندانی به افزایش صادرات فراورده ندارد، ۵- آمریکا نیز ظرفیت مازاد قابلتوجهی برای جبران کمبود جهانی ندارد، ۶- هزینه بیمه و حمل نفتکشها افزایش یافته و ۷- ذخایر فراوردهها در حال کاهش است.
بنابراین، بازار با یک بحران چندلایه عرضه مواجه است، نه صرفاً یک اختلال در صادرات نفت خام و تنگه هرمز همچنان نقطه آسیبپذیر بازار نفت است. ازسویدیگر، کارشناسان انرژی میگویند افزایش فعلی جریان نفت از هرمز مشخصاً پایدار نیست و تحت کنترل ایران است. پرواضح است که اگر ایران احساس کند اهرم خود بر تنگه هرمز در حال کاهش است، میتواند این اهرم را از طریق هدف قراردادن نفتکشها یا حتی زیرساختهای صادراتی دوباره ایجاد کند. در این سناریو، پایانه فجیره امارات با ظرفیت صادراتی حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز، پایانه رأسالتنوره عربستان و خط لوله شرق ـ غرب عربستان از جمله نقاطیاند که مشخصاً در معرض ریسک قرار دارند.
برنت همچنان بالای ۱۰۰ دلار
رابوبانک از مهمترین بانکهای هلند در جدول پیشبینی خود، قیمت برنت را برای سهماهه چهارم سال ۲۰۲۶ حدود ۱۰۵ دلار در هر بشکه پیشبینی کرده است. این مؤسسه برای سهماهه نخست ۲۰۲۷ قیمت ۱۰۱ دلار، سهماهه دوم ۹۸ دلار و سهماهه سوم ۹۳ دلار را پیشبینی کرده و در ادامه برای سهماهه چهارم ۲۰۲۷ به رقم ۸۴ دلار رسیده است. به این ترتیب، سناریوی پایه رابوبانک این است که در صورت کاهش تدریجی اختلالات، قیمت نفت در افق بلندمدت پایینتر خواهد آمد. اما این پیشبینی در کنار هشدارهای خود گزارش قرار دارد تا زمانی که اختلالات حملونقل، کاهش ظرفیت پالایش، افت ذخایر و ریسک ژئوپلیتیکی پابرجا باشد، بازار میتواند همچنان با قیمتهای بالا و نوسان شدید مواجه باشد.
منبع: روزنامه فرهیختگان
