تهران- ایرنا- متخصص مغز و اعصاب با تاکید بر اینکه «جواد مجابی» نبض هنر ایران بود، گفت: او هنر قدیم و جدید را میشناخت، به تحولات هنر آشنا بود، احمد شاملو توجهی خاص به نظرات او داشت، زیرا میدانست در پس هر نظر او، نکتهای نهفته است.
به گزارش خبرنگار کتاب ایرنا، جلسه ۳۰۲ «مغزپژوهی اجتماعی» به هفتمین و آخرین شب از مجموعه شبهای جواد مجابی اختصاص داشت؛ اجرای شب «نگارخانه» را که جمعه ۲۴ مهر در بیمارستان ایرانمهر برگزارشد، عبدالرحمن نجلرحیم نویسنده و متخصص مغز و اعصاب برعهده داشت.
نجلرحیم ابتدا پیام خسرو پارسا متخصص مغز و اعصاب را که برای این شب فرستاده بود، خواند.
پارسا در این پیام گفت: آسان نخواهدبود سخن گفتن در فقدان دوستی که از ۴۰ تا ۵۰ سال قبل و تا چند روز گذشته او را «نبض هنر» مینامیدند. جواد مجابی آنقدر به هنر توجه داشت که من و دوستان میگفتیم او نبض هنر ایران بود.
این متخصص مغر و اعصاب با اشاره به اینکه جواد مجابی هنر قدیم و جدید را میشناخت، ادامه داد: او به تحولات هنر آشنا بود و در جلسات هنر شرکت میکرد. نظر او راهگشای گرهها بود، احمد شاملو توجهی خاص به نظرات او داشت، زیرا میدانست در پس هر نظر او، نکتهای نهفته است. مجابی به عنوان فرد آرمانگرا به پدیدهها توجه داشت و نکات هنر را میشناخت.
او با تاکید بر احترام مجابی برای محمد مصدق و علیاکبر دهخدا، افزود: توجه مجابی به هر کدام از این دو بدون توجه به سیاستگذاریهایِ مرسوم بود، مجابی هرگز در بندشعار و جو حاکم بر جامعه نبود.
به گفته این متخصص مغز و اعصاب، مجابی نه تنها منابع خبری و هنری را دنبال میکرد بلکه هر کدام از فعالان این عرصهها از او برای پروژههایی که در ذهن داشتند، مشورت میگرفتند.

زمانی که نقاش موضوع هنر میشود
عبدالرحمن نجلرحیم نویسنده و متخصص مغز و اعصاب با اشاره به پوستری که برای این شب طراحی شده است، گفت: پوستر را شیوا بیرانوند طراحی کرد و خواست نقاشانه با جواد مجابیِ نقاش مواجه شود، در این پوستر رَدِ دست انسان در دوره ماشینها وجود دارد، در پوستر، مجابی با چشمان تازه رسیده به مخاطب نگاه میکند.
او ادامه داد: یکی از خصوصیاتی که در طرح میبینم این است که در آن چهرهای میبینیم که از طرح بیرون آمده است. برای من مهمترین ویژگی تصویر چهرهای است که صرفا برای شناختن تصویر نشده است، چهره برای تجربه است، به نظر میرسد صورت در حال شکل گرفتن است، هویتی که نمیتوان آن را به تصویر ثابت محدود دانست.
به گفته این نویسنده خطوطی را که چهره را میسازند، میتوان به مثابه تجربه ماههای پایانی مجابی دانست، زمانی که آفرینش هنری با وجود تومور و آسیب مغزی ادامه داد و امکان تازهای برای دیدن هنرمند فراهم آورد.
نجلرحیم با اشاره به اینکه در پوستر مجابی که خود تمام عمر نقاش بود موضوع هنرمند دیگر مطرح است، ادامه داد: شاید این دیگری بودن موضوع جلسهای باشد درباره فردی که از حضور دیگران سخن میگوید، گفتوگو کنیم. این نقطه جایی است که منِ مجابی، به مایِ ما تبدیل میشود، هنرمند نمیخواهد چهرهای را که از مجابی به یاد داریم بازسازی کنیم، مرگ رابطه با دیگری را پایان نمیدهد.

نقاشیهای بیمارستان مجابی روایت مقاومتِ تخیل دربرابر دگرگونی و آشفتگی هستند
در این جلسه فیلمی از یکی از جلسات «مغزپژوهی اجتماعی» که درباره آثاری که جواد مجابی در بیمارستان طراحی کرده بود، نمایش داده شد.
نجلرحیم درباره نقاشیهایی که مجابی در بیمارستان طراحی کرده بود، توضیح داد: در آثار بیمارستانی مجابی، نقاشی نمیتواند بدون شعر زندگی کند و شعر هم بدون تصویر زنده نیست، کلمه صرفا توضیح تصویر نیست و تصویر هم صرفا برای توضیح کلمه نیست، انگار نوشتن، کشیدن و اندیشیدن به کنشی واحد تبدیل شده است، در برخی از تصویرها خطها نیمه تمام اند، در این آثار خط نوشتن و نقاشی از یک سرچشمه بیرون میآید همه چیز در کنار هم زندگی میکند گویی حافظه خیال و شهر همه در یک فضا هستند.
او با بیان اینکه نقاشیهای بیمارستان مجابی روایت مقاومتِ تخیل دربرابر دگرگونی و آشفتگی هستند، ادامه داد: این نقاشیها نشان میدهد که مغز بیمار و تباهی خلاقیت در رابطهای دو سویه قرار دارند.
به گفته این نویسنده، در این آثار جواد مجابی از بیماری و سلامت سخن نمیگوید بلکه از پیوستگی جهان سخن میگوید، این نقاشیها تصویر جهانی هستند که وحدت خود را از دست نداده و پیام آن مرگ و آرامش نیست، بلکه این آثار ردپای لحظهای هستند که انسان تجربه کننده، آفریننده و موضوع نقاشی است.
