احسان کرمی که سالها با اجرای برنامههای تلویزیونی به شهرت رسید، پس از پیوستن به شبکههای فارسیزبان خارج از کشور و دعوت جوانان ایرانی به حضور در خیابانها، حالا از فضای آشفته و غیرحرفهای اپوزیسیون گلایه دارد؛ تناقضی که بار دیگر نسبت او با رسانه، شهرت و انتخابهای سیاسیاش را به پرسش میکشد.
احسان کرمی از آن دسته مجریان تلویزیون بود که مسیرش به قدرت و شهرت، بیش از آنکه محصول استعداد خارق العاده باشد، مدیون نظام رسانهای کشور بود. او که فعالیت خود را از سال ۱۳۸۵ در رادیو آغاز کرد، با اجرای برنامههایی چون «نقره» در شبکه یک، «زنده رود» در مرکز اصفهان، «خوشا شیراز» در مرکز فارس، «امضا» در شبکه سه و «رادیو هفت» در شبکه آموزش، به یکی از چهرههای ثابت و شناخته شده قاب تلویزیون تبدیل شد. او حتی مجری ویژه برنامه تحویل سال ۹۵ شبکه دو و افتتاحیه جشنواره فیلم فجر ۹۴ بود، اما آنچه کمتر به آن پرداخته شده، حضور او در برنامههای مذهبی و مناسبتی است. کرمی در سال ۱۳۹۵ میهمان مجموعه ویدئویی «با حسین(ع) حرف بزن» به مناسبت ماه محرم بود و در سال ۱۳۹۴ در شب عید قربان خبر تولد فرزندش را از همین تریبونهای رسمی اعلام کرد؛ این یعنی کرمی نه تنها در برنامههای سرگرمکننده و ملی، بلکه در برنامههای مذهبی و مناسبتی نیز حضوری فعال داشت و از این تریبونها برای ساختن چهرهای همسو با ارزشها بهره برد.
از تریبونهای رسمی تا رسانههای خارج از کشور
کرمی در سال ۱۳۹۷ خودش مدعی شد که ممنوعالتصویر شده است و این موضوع ظاهراً نقطه چرخش او بود. او که پیشتر خودش را مجری صدا و سیما میدانست، در مهرماه ۱۴۰۱ رسماً به شبکه من و تو پیوست و به جمع چهرههای بدنام خارجنشین اضافه شد. از این نقطه به بعد، مسیر او نه مسیر یک منتقد دلسوز، بلکه مسیر یک ابزار رسانهای در دست شبکههایی بود که هدفشان نه اصلاح، بلکه تخریب و تجزیه ایران است.
کرمی در برنامههای مختلف من و تو و ایران اینترنشنال حضور یافت و به یکی از تندروترین چهرههای ضد ایرانی تبدیل شد، اما اوج انحطاط او، جایی بود که از پشت دوربین و از اتاق امنش در آن سوی دنیا، مستقیماً جوانان و نوجوانان ایرانی را به خیابانها فراخواند.
او در روزهای اوج نا آرامیها، در حالی که خود در امنیت کامل به سر میبرد، از جوانان میخواست که به خیابانها بیایند و هیزم آتش دشمن باشند.
این فرمان از اتاق امن صادر میشد، در حالی که هزینهاش را جوانان ایرانی با جان و آینده خود پرداختند.
شهرت به پشتوانه صداوسیما؛ تغییر مسیر با تغییر منافع؟
پرسش بنیادین اینجاست؛ اگر کرمی واقعاً در ایران مشکل داشت، چرا این همه سال در تلویزیون فعالیت کرد؟ چرا در برنامههای ملی و مذهبی حاضر شد؟ چرا در شب عید قربان از تریبون رسمی برای اعلام خبر شخصی استفاده کرد؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود؛ «منفعت». کرمی تا زمانی که منافعش در گروی همکاری با کشور بود، «مجری صدا و سیما» بود و از این عنوان برای کسب اعتبار و درآمد بهره میبرد، اما به محض اینکه منافعش به خطر افتاد، رنگ عوض کرد و به دشمنان کشوری پیوست که سالها از بودجهاش ارتزاق کرده بود.
وقتی اپوزیسیون هم مطابق انتظار پیش نمیرود
کرمی در مصاحبههای اخیر خود اعتراف کرده است که تصور میکرد فضای سیاسی و رسانهای مخالفان حکومت دستکم از او حمایت خواهد کرد، اما واقعیت کاملاً برعکس بوده است و فضای اپوزیسیون آشفته، پر از تخریب داخلی، غیرحرفهای و فاقد همبستگی است.
او حتی از اپوزیسیونی که به آن پناه برده، گلایه دارد و میگوید که انتظار داشته در میان مخالفان، نوعی رفتار حرفهایتر، حمایتگرانهتر و منطقیتر ببیند. این اعترافات نشان میدهد که کرمی نه یک مخالف ایدئولوژیک، بلکه یک فرصتطلب است که در هر مرحله به دنبال منافع شخصی خود بوده و حالا که در آن سوی مرزها نیز جایگاهی نیافته است، از اپوزیسیون نیز شکایت میکند.
احسان کرمی امروز نه یک هنرمند است و نه یک منتقد؛ او نمونهای است از کسانی که با اعتبار صدا و سیما به شهرت رسیدند، در برنامههای مذهبی و ملی نظام حاضر شدند و سپس با کوچکترین چالش، رنگ عوض کردند و به ابزاری در دست رسانههایی تبدیل شدند که نه به ایران اعتقادی دارند و نه به مردم آن. او از اتاق امنش در آنسوی دنیا، جوانان را تشویق به آشوب و خشونت کرد و حالا خود گرفتار فضای آشفته و غیرحرفهای اپوزیسیونی است که خودش آن را اینچنین توصیف میکند.
