پرسش فقط این نیست که چند مترمکعب کمتر مصرف شد؛ باید پرسید چه مصرفی کنار رفت، چه خدمتی حفظ ماند و بار این تغییر بر دوش چه کسی افتاد؟

عصر ایران ؛ حمید خدری ـ دکترای مدیریت صنعتی

پیش‌درآمد: نویسنده در این مجموعه یادداشت‌های مستقل می‌کوشد با نگاهی تازه به پیوند انرژی و توسعه در ایران و جهان، به آگاهی عمومی کمک کند. این یادداشت، پانزدهمین شماره از مجموعه است.

در یک خانه، پنجره را باز می‌کنند تا گرمای اضافی بیرون برود. در خانه‌ای دیگر، وسایل گرمایشی روشن‌اند، اما ساکنان هنوز سردشان است. کاهش یکسان دما برای این دو خانه معنای یکسانی ندارد. سیاست مدیریت مصرف باید از همین تفاوت آغاز شود. منطقی که در صنعت، نیروگاه و زنجیره گاز نیز کاربرد دارد.

امسال، با آسیب‌های ناشی از جنگ و محدودترشدن ظرفیت تأمین گاز، عبور از زمستان به چالشی بزرگتر تبدیل شده است. جنگ منشأ کمبود دیرپای گاز در کشور نیست ولی فشار تازه‌ای بر آن افزوده است. توصیه عمومی لزوماً به کاهش مصرف نمی‌انجامد. ممکن است جایی رعایت نشود و یا به بهای اختلال در تولید اجرا شود.

مسئله فقط کمتر مصرف‌کردن نیست؛ باید روشن شود کدام مصرف را، چگونه و با چه پیامدی می‌توان کاهش داد. قبض مقدار مصرف را نشان می‌دهد ولی ضرورت یا قابل‌اجتناب‌بودن آن را به طور کامل روشن نمی سازد.برای شناخت «مصرف قابل‌اجتناب» باید به این سه پرسش پاسخ دهیم :

آیا فضایی در ساعاتی که نیازی به گرمایش ندارد گرم می‌شود؟

آیا دما از محدوده متناسب با کاربری و نیاز استفاده‌کنندگان بالاتر است؟

آیا رفع نقصی مشخص، همان گرمای مورد نیاز را با انرژی کمتر تأمین می‌کند؟

مصرف قابل‌اجتناب، بخشی از مصرف است که با اصلاح شیوه بهره‌برداری و رفع نواقص ، بدون کاهش آسایش مورد نیاز می‌توان از آن پرهیز کرد.

پاسخ‌ها مسیر اقدام را که تنظیم دما ، زمان‌بندی، تعمیر یا بهسازی است روشن می‌کنند.بررسی ها نشان می دهد که بعضی از این اقدامات در حال انجام و برخی به سرمایه‌گذاری نیاز دارند . قیمت پایین انرژی نیز انگیزه مهار مصرف و سرمایه‌گذاری در بهره‌وری را تضعیف می‌کند. وقتی هزینه اتلاف اندک است، صرفه‌جویی حاصل از اصلاح تجهیزات دیرتر هزینه سرمایه‌گذاری را جبران می‌کند.

با این‌ حال، افزایش قیمت به‌تنهایی جای دسترسی به تجهیزات مناسب، تأمین مالی و حمایت هدفمند را نمی‌گیرد.این موضوع برای خانوارهایی که توان اصلاح ساختمان یا سامانه گرمایشی خود را ندارند اهمیت ویژه ای دارد.

اثر تنظیم دما را می‌توان با یک مثال توضیح داد. اگر دمای بیرون پنج درجه باشد، پایین‌آوردن دمای داخل از ۲۳ به ۲۱ درجه، اختلاف دما را از ۱۸ به ۱۶ درجه می‌رساند. در یک مدل ساده، با ثابت‌بودن ویژگی‌های ساختمان و تبادل هوا، نرخ اتلاف گرمای وابسته به این اختلاف حدود ۱۱ درصد کم می‌شود. این محاسبه درباره کل مصرف گاز یا مبلغ قبض نیست و عملکرد سامانه گرمایشی و عوامل دیگر نیز بر نتیجه اثر دارند.

برای ساختمان‌ها مصرف گاز و برق، دمای داخل و بیرون باید کنار هم دیده شوند تا مصرف قابل‌اجتناب از نیاز واقعی جدا شود.جلوگیری از نشت هوای ناخواسته نیز نباید به مسدودکردن تهویه یا هوای موردنیاز وسایل گازسوز بینجامد. ساختمان‌های عمومی جای مناسبی برای آغاز این کارند زیرا می‌توان مسئول مشخص کرد و نتیجه را گزارش داد.

در صنعت، همین منطق با مقدار و کیفیت تولید سنجیده می‌شود. شاخص انرژی به ازای واحد محصول، با لحاظ ترکیب محصول، میزان استفاده از ظرفیت و شرایط فرایند معنا پیدا می‌کند. برای شناسایی مصرف قابل‌اجتناب باید اتلاف حرارت، وضعیت تجهیزات و شیوه بهره‌برداری بررسی شوند.

در نیروگاه باید مجموع سوخت مصرفی و انرژی مفید تولیدشده را سنجید. مصرف گاز کمتر ممکن است حاصل جایگزینی سوخت باشد. در زنجیره گاز، بررسی مصرف داخلی، نشتی و اتلاف باید همراه با مقدار گاز تحویلی، ایمنی و قابلیت اطمینان انجام شود. تنظیم تجهیزات یا رفع برخی نشتی‌ها ممکن است زودتر نتیجه بدهد اما اصلاحات دیگر به تعمیرات اساسی، تجهیزات تازه یا توقف برنامه‌ریزی‌شده نیاز دارند.

از هر بخش می‌توان برنامه‌ای خواست که میزان صرفه‌جویی مورد انتظار، زمان اجرا، منابع لازم و اثر هر اقدام بر خدمت یا تولید را مشخص کند. این برآوردها باید با داده و ارزیابی فنی مستقل بررسی شوند تا کار به خوداظهاری محدود نماند. ارزیابی نتیجه نیز به مقایسه قبض‌ها خلاصه نمی‌شود.

زمستان ملایم می‌تواند مصرف را پایین بیاورد و سرمای شدید دستاورد یک اقدام مفید را پنهان کند. اثر آب‌وهوا، از جمله با شاخص درجه ‌روز گرمایشی که شدت و تداوم سرما را نشان می‌دهد، باید همراه با تغییر میزان فعالیت در محاسبات لحاظ شود. اجرای محدود و مقایسه تغییرات با واحدهای مشابهی که هنوز وارد برنامه نشده‌اند، تصویر معتبرتری می‌دهد.

اگر مصرف از گاز به برق منتقل شده باشد، ارزیابی باید انرژی مصرفی برای تأمین آن برق را هم در بر بگیرد.ممکن است در روزهای بحرانی محدودیت موقت اجتناب‌ناپذیر شود . اطلاع از این موضوع برای همه مردم ضروری است تا با همدلی و مشارکت عمومی از چالش امسال عبور نماییم.بازسازی آسیب‌های جنگ در حوزه انرژی نیز مسئولیتی است که با جدیت در حال پیگیری است.

مدیریت مصرف زمانی به توسعه کشور کمک می‌کند که گرمای مورد نیاز و خدمات عمومی حفظ شوند، تولید با اختلال کمتری ادامه یابد و مصرف قابل‌اجتناب هدف قرار گیرد.

پرسش آخر فقط این نیست که چند مترمکعب کمتر مصرف شد؛ باید پرسید چه مصرفی کنار رفت، چه خدمتی حفظ ماند و بار این تغییر بر دوش چه کسی افتاد؟