«نقد فیلم Matchbox: The Movie | کبریت‌های خیس؛ بررسی اکشن‌کمدی جان سینا و شکست اقتباس‌های بی‌روح هالیوود. امتیاز: ۳ از ۱۰ | گیمفا»

تصور کنید هالیوود به شما یک جعبه کبریت بدهد و بگوید: «حالا با این یک فیلم اکشن پرهزینه بساز» احتمالاً اولین واکنش شما خنده است. اما هالیوود این کار را کرده است. Matchbox: The Movie نه فقط یک فیلم، که نمادی از یک بیماری مزمن در صنعت سرگرمی امروز است؛ بیماری‌ای که در آن، خلاقیت جای خود را به الگوریتم، و داستان‌گویی جای خود را به شبیه‌سازی داده است. این فیلم، که قرار بود ادای دینی به نوستالژی بازی‌های کودکی باشد، به بن‌بستی می‌رسد که در آن، حتی ستاره‌ای مثل جان سینا هم نمی‌تواند نجاتش دهد. در این نقد، نه فقط به بررسی این فیلم خاص می‌پردازیم، بلکه کالبدشکافی می‌کنیم که چرا سینمای امروز تا این حد به تولید محصولات بی‌روح و بی‌هویت روی آورده است. با ما همراه باشید تا ببینیم آیا این جعبه‌ی کبریت، حتی یک جرقه‌ی امید هم ایجاد می‌کند یا خیر.

عصر اقتباس‌های بی‌روح و دنیای پس از «باربی»

نقد فیلم Matchbox the Movie | سریع و خشن نه کند و خسته

برای درک بهتر Matchbox: The Movie، باید آن را در بستر بزرگ‌تری قرار داد. پس از موفقیت غیرمنتظره و درخشان «باربی» ساخته‌ی گرتا گرویگ، استودیوهای فیلم‌سازی، به ویژه شرکت متل، به این نتیجه رسیدند که گنجینه‌ای از پتانسیل‌های ناشناخته در انبار اسباب‌بازی‌هایشان نهفته است. این تفکر که «اگر با باربی شد، پس با هر اسباب‌بازی دیگری هم می‌شود»، به یک استراتژی تجاری تبدیل شد. اما «باربی» یک استثنا بود، نه یک قاعده.

آن فیلم موفق شد چون از یک اسباب‌بازی، یک استعاره‌ی فلسفی و اجتماعی درباره‌ی هویت، زن‌بودن و کمال‌گرایی ساخت. اما فیلم‌هایی مثل Matchbox: The Movie این درس را نگرفتند. آن‌ها فقط پوسته‌ی ماجرا را دیدند: یک برند شناخته‌شده، یک ستاره، و یک داستان که به زور به هم بافته شده است. این فیلم‌ها نه از دل یک ایده‌ی سینمایی، که از دل یک جلسه‌ی بازاریابی متولد می‌شوند. آن‌ها محصولاتی هستند که برای پر کردن شکاف‌های تقویم اکران و جلب توجه سهام‌داران ساخته شده‌اند، نه برای خلق یک تجربه‌ی سینمایی ماندگار. در واقع، Matchbox: The Movie و همتایانش (مانند فیلم‌های در دست ساخت با برند اسباب‌بازی) نشانه‌ی روشنی از تسخیر سینما توسط تفکر شرکتی هستند؛ جایی که هنر، زیر چرخ‌دنده‌های سرمایه‌داری له می‌شود.

بحران هویت در سینمای اکشن-کمدی استریمی

نقد فیلم Matchbox the Movie | سریع و خشن نه کند و خسته

Matchbox: The Movie در ژانری حرکت می‌کند که به طرز تأسف‌باری، به کلیشه‌ای‌ترین و بی‌مایه‌ترین ژانر سینمای امروز تبدیل شده است: اکشن-کمدی‌های استریمی. این فیلم‌ها که اغلب برای پلتفرم‌هایی مثل اپل تی‌وی پلاس یا نتفلیکس ساخته می‌شوند، معمولاً فرمولی ثابت دارند: یک ستاره‌ی اکشن (اغلب از دوران اوج خود گذشته)، یک مأموریت نجات جهان، چند شوخی بی‌مزه، و یک کارگردان که به جای خلق صحنه‌های بدیع، صرفاً از روی دست دیگران کپی می‌کند. Matchbox: The Movie دقیقاً در همین دسته قرار می‌گیرد.

این فیلم نه هویت بصری منحصربه‌فردی دارد، نه لحن خاصی، و نه حتی ذره‌ای از انرژی و شور و شوقی که در آثار کلاسیک این ژانر (مثل «ساعت شلوغی» یا «اسلحه‌ی مرگبار») دیده می‌شد. به نظر می‌رسد که عوامل فیلم، از بازیگران تا فیلم‌نامه‌نویس، صرفاً برای گرفتن دستمزدشان کار کرده‌اند و هیچ‌کدام از آن‌ها باور قلبی به پروژه نداشته‌اند. این بی‌روحی و بی‌هدفی، به وضوح در تک‌تک فریم‌های فیلم موج می‌زند. گویی این فیلم توسط یک هوش مصنوعی نوشته و کارگردانی شده است که تنها داده‌هایش را از تماشای هزاران فیلم مشابه در سرویس‌های استریم به دست آورده است. نتیجه، چیزی است شبیه به یک رویای جمعی بی‌معنا که هیچ‌کس به یاد نمی‌آورد چرا آن را دیده است.

میراث «سریع و خشن» و دام نوستالژی

نقد فیلم Matchbox the Movie | سریع و خشن نه کند و خسته

یکی از بزرگ‌ترین مشکلات Matchbox: The Movie، تلاش ناشیانه‌اش برای تکیه بر نوستالژی است. ایده‌ی اولیه‌ی فیلم، یعنی گروهی از دوستان که در کودکی با ماشین‌های اسباب‌بازی بازی می‌کردند و حالا در بزرگسالی دوباره گرد هم می‌آیند، پتانسیل خوبی برای یک درام احساسی دارد. اما فیلم‌نامه‌نویس، به جای پرداختن به این پتانسیل، آن را در خدمت یک داستان کلیشه‌ای جاسوسی و نجات جهان قرار می‌دهد که هیچ سنخیتی با ریشه‌های ساده و صمیمی‌اش ندارد. این فیلم، به وضوح سعی می‌کند خود را در قالب «سریع و خشن» جای دهد؛ با صحنه‌های تعقیب و گریز پرهزینه، ماشین‌های شیک، و تأکید مکرر بر مفهوم «خانواده». اما این تقلید، نه تنها خلاقانه نیست، بلکه به شدت هم سطحی و بی‌عمق است. فیلم حتی در انتقال پیام «دوستی و همکاری تیمی» هم شکست می‌خورد، چون شیمی بین شخصیت‌ها به قدری پایین است که باور نمی‌کنیم این افراد حتی یک روز هم با هم دوست بوده‌اند. نوستالژی در Matchbox: The Movie نه یک ابزار احساسی، که یک حقه‌ی بازاریابی است. فیلم به جای آنکه ما را به یاد خاطرات شیرین کودکی بیندازد، مدام به یاد فیلم‌های بهتری می‌اندازد که همین کار را بسیار بهتر انجام داده‌اند. این، بزرگ‌ترین جنایت یک فیلم اقتباسی است: اینکه منبع الهامش را به سخره بگیرد و به تماشاگر یادآوری کند که چقدر می‌توانست بهتر باشد.

نقد فیلم: جعبه‌ای خالی از شگفتی

نقد فیلم Matchbox the Movie | سریع و خشن نه کند و خسته

و اما می‌رسیم به خود روح Matchbox: The Movie. داستان فیلم حول محور شان واکر (جان سینا) می‌چرخد، که در کودکی رهبر گروهی از نوجوانان به نام «باند مچ‌باکس» در شهر کوچک اسمولی بود. این گروه، که با مجموعه‌ای از ماشین‌های اسباب‌بازی بازی می‌کردند، اکنون بزرگ شده‌اند و هر کدام به جایی رسیده‌اند. شان، به یک مأمور مخفی کارکشته در سیا تبدیل شده است.

وقتی یکی از اعضای قدیمی گروه، ویک (بیل کمپ)، که نقش یک پدرخوانده را برایشان داشته، فوت می‌کند، شان به زادگاهش بازمی‌گردد. این بازگشت، بهانه‌ای می‌شود برای پیوندی دوباره با دوستان قدیمی‌اش: ایمی (جسیکا بیل)، تد (آرتورو کاسترو)، شارمین (تایونا پریس) و کروسبی (سام ریچاردسون). اما این دیدار نوستالژیک خیلی زود به کابوس تبدیل می‌شود. گروه توسط مأموران سیا، به رهبری یک مأمور بلند‌مرتبه (کوری استول)، ربوده می‌شود. این شخص، شان را متهم می‌کند که یک کلاهک هسته‌ای را گم کرده یا دزدیده است. حالا شان باید با کمک دوستانش، که هیچ‌کدام تخصصی در زمینه‌ی جاسوسی ندارند، آن کلاهک را پیدا کند تا نام خود را از اتهام پاک کند و از یک فاجعه‌ی هسته‌ای جلوگیری کند.

بازیگران: ستاره‌هایی در خواب زمستانی

نقد فیلم Matchbox the Movie | سریع و خشن نه کند و خسته

در کنار فیلم‌نامه‌ی ضعیف، بازی‌های خسته و بی‌انگیزه‌ی بازیگران نیز به چشم می‌آید. جان سینا، که در کمدی‌های اکشن استعداد خود را نشان داده است، در این فیلم کاملاً در حالت اتوپایلوت (خودکار) است. او به نظر می‌رسد که خودش هم از حضور در این پروژه خسته شده و صرفاً دارد دیالوگ‌هایش را ادا می‌کند. جسیکا بیل، که پس از حدود یک دهه به سینما بازگشته، نیز یکی از بی‌روح‌ترین بازی‌های کارنامه‌اش را ارائه می‌دهد. او به نظر می‌رسد که حتی تلاشی برای خلق یک شخصیت باورپذیر نکرده و صرفاً با لباس‌های روزمره‌اش جلوی دوربین رفته است. شیمی بین سینا و بیل به قدری پایین است که تماشاگر هیچ‌گونه احساسی نسبت به رابطه‌ی عاشقانه‌ی بالقوه‌شان پیدا نمی‌کند.

نقد فیلم Matchbox the Movie | سریع و خشن نه کند و خسته

در مقابل، بازیگران نقش‌های فرعی کمی بهتر عمل می‌کنند. سم ریچاردسون در نقش کروسبی، بیشترین بار کمدی فیلم را به دوش می‌کشد و چند لحظه‌ی کوتاه اما خنده‌دار را خلق می‌کند. آرتورو کاسترو نیز در نقش تد، شخصیتی متفاوت و تا حدودی جذاب ارائه می‌دهد. اما مشکل اینجاست که فیلمنامه به این شخصیت‌های فرعی عمق نمی‌بخشد و آن‌ها را به کلیشه‌هایی تک‌بعدی تقلیل می‌دهد. هر کدام از آن‌ها یک مشکل روانی یا اجتماعی دارند، اما این مشکلات به شکل سطحی و مضحکی حل می‌شوند. به عنوان مثال، شخصیتی که از دوران مدرسه آسیب دیده، با تیراندازی به سمت آدم‌های بد از موتورسیکلت، ترومای خود را حل می‌کند! این نوع پرداخت، نه تنها خنده‌دار نیست، بلکه به شدت غیرواقعی و آزاردهنده است.

کارگردانی: اکشن خوب، اما بی‌هویت

نقد فیلم Matchbox the Movie | سریع و خشن نه کند و خسته

سم هارگریو، کارگردان فیلم، پیش از این با دو قسمت از فیلم‌های «Extraction» ثابت کرده بود که در کارگردانی صحنه‌های اکشن مهارت دارد. او در Matchbox: The Movie نیز این مهارت را به نمایش می‌گذارد. صحنه‌های اکشن فیلم، به ویژه تعقیب و گریزها، به خوبی کارگردانی شده‌اند و از نظر فنی، سطح کیفی قابل قبولی دارند. به عنوان مثال، صحنه‌ی فرار با طناب آتش‌نشانی از پشت‌بام، یا تعقیب و گریز در تونل، یا تصادفات زنجیره‌ای در بزرگراه، همگی صحنه‌های هیجان‌انگیزی هستند که نشان می‌دهد هارگریو می‌داند چگونه یک سکانس اکشن را بسازد.

با این حال، مشکل اینجاست که این صحنه‌ها هیچ هویت بصری خاصی ندارند. آن‌ها شبیه به صحنه‌های اکشن هر فیلم دیگر هالیوودی هستند و هیچ چیز جدید یا بدیعی را به ژانر اضافه نمی‌کنند. هارگریو در «استخراج» از تکنیک‌های نوآورانه‌ای مثل برداشت‌های طولانی و بدون کات استفاده کرده بود که به فیلم‌هایش هویت می‌داد. اما در Matchbox: The Movie، او از این تکنیک‌ها استفاده نمی‌کند و به یک سبک بصری کاملاً معمولی و بی‌هویت بسنده می‌کند. صحنه‌های اکشن فیلم، اگرچه مهیج هستند، اما در نهایت هیچ‌چیز خاصی برای ارائه ندارند و به سرعت فراموش می‌شوند.

یکی دیگر از مشکلات کارگردانی، عدم تعادل بین لحن‌های فیلم است. Matchbox: The Movie تلاش می‌کند هم یک کمدی باشد، هم یک فیلم اکشن، و هم یک درام احساسی درباره‌ی دوستی و خانواده. اما در هیچ‌کدام از این زمینه‌ها موفق نیست. فیلم مدام بین این لحن‌ها سرگردان است و نمی‌داند چه می‌خواهد باشد. به عنوان مثال، یک لحظه فیلم بسیار جدی و دراماتیک می‌شود، و لحظه‌ی بعد، با یک شوخی بی‌مزه، تمام آن فضاسازی را خراب می‌کند. این ناهماهنگی لحن، باعث می‌شود تماشاگر نتواند با فیلم ارتباط برقرار کند و در نهایت، حس بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت شخصیت‌ها پیدا کند.

جمع‌بندی: زمانی برای تغییر

نقد فیلم Matchbox the Movie | سریع و خشن نه کند و خسته

Matchbox: The Movie یک فرصت از دست رفته است. این فیلم می‌توانست یک کمدی اکشن سرگرم‌کننده و یا یک درام نوستالژیک درباره‌ی دوستی و بلوغ باشد. اما در نهایت، به یک محصول بی‌روح و بی‌هویت تبدیل شده که نه مخاطب را سرگرم می‌کند، نه احساسات او را برمی‌انگیزد، و نه چیزی به سینمای اکشن اضافه می‌کند. این فیلم، نمادی از تمام آن چیزهایی است که در سینمای امروز اشتباه است: تسلط تفکر شرکتی بر هنر، اقتباس‌های بی‌روح از برندهای تجاری، و اتکا به کلیشه‌ها به جای خلاقیت و نوآوری.

Matchbox: The Movie نشان می‌دهد که هالیوود بیش از هر زمان دیگری به دنبال سودآوری سریع از طریق برندهای شناخته‌شده است، حتی اگر این برندها هیچ سنخیتی با سینما نداشته باشند. این فیلم، هشداری است برای همه‌ی ما که به سینما به عنوان یک هنر می‌نگریم. باید از خود بپرسیم که آیا می‌خواهیم آینده‌ی سینما پر از فیلم‌هایی مثل Matchbox: The Movie باشد؟ فیلم‌هایی که مثل یک وعده‌ی غذایی بی‌ارزش، فقط شکم را پر می‌کنند اما هیچ ارزش غذایی ندارند. پاسخ به این سؤال، تعیین‌کننده‌ی سرنوشت سینما در سال‌های آینده است. اگر ما به عنوان تماشاگر، به دیدن این محصولات بی‌کیفیت ادامه دهیم، استودیوها نیز به تولید آن‌ها ادامه خواهند داد. اما اگر ما خواهان سینمای بهتر، خلاقانه‌تر و انسانی‌تر باشیم، باید به آثاری رای دهیم و به دیدن فیلم‌هایی برویم که به ما احترام می‌گذارند و برای خرد و قلب ما ارزش قائل هستند. Matchbox: The Movie یک جعبه‌ی کبریت است که امیدواریم هرگز آتش نگیرد و به یک فاجعه‌ی بزرگ‌تر در سینما تبدیل نشود.

امتیاز نهایی منتقد: ۳ از ۱۰