آلن ریچسون، ستاره سریال «ریچر»، حالا یکی از جذابترین ستارههای اکشن هالیوود در نظر گرفته میشود؛ در ادامه بهترین فیلمهای او را مرور میکنیم
در سالهای اخیر، شاهد ظهور نسل تازهای از ستارههای اکشن بودهایم و در میان آنها، یکی از چهرههایی که نامش بیشتر بر سر زبانها افتاده، آلن ریچسون است؛ بازیگری که مسیر پرفرازونشیبی را طی کرد و حالا فرصت بیشتری برای خودنمایی پیدا کرده. در این مقاله، بهترین فیلمهای آلن ریچسون را مرور میکنیم.
آلن ریچسون شاید نابغهی بازیگری نباشد اما انعطافپذیر است و میتواند به آسانی از یک قهرمان دوستداشتنی به یک شرور تهدیدآمیز تبدیل شود. توانایی فیزیکی او در اجرای صحنههای اکشن، کمنظیر است و از قضا، استعداد ویژهای هم در کمدی دارد. او حتی نشان داده که در صداپیشگی هم خوب است و البته فیلمساز چندان بدی هم نیست.
او کارش را با سریال «اسمالویل» آغاز کرد اما با سریال «ایالت کوهستان آبی» بود که در کانون توجه قرار گرفت. با این حال، سریالی که او را به یک ستاره تبدیل کرد، «ریچر» بود، مجموعهی پرطرفداری که اخیرا برای فصل پنجم تمدید شده است. به مناسبت اکران «دونده»، در این مقاله، نگاهی اجمالی به بهترین فیلمهای آلن ریچسون خواهیم داشت.
بهترین فیلمهای آلن ریچسون که ارزش تماشا دارند
10. دارک وب: سیکادا 3301 (Dark Web: Cicada 3301)
- سال اکران: 2021
- کارگردان: آلن ریچسون
- سایر بازیگران: جک کسی، کانر لزلی، توماسو سانلی، ران فونچ، آندریاس آپرگیس، کریس هولدن راید
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.2 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 68 از 100
«دارک وب: سیکادا 3301» قصهی یک هکر جوان و بااستعداد را روایت میکند که وارد یک بازی مرموز میشود؛ بازی عجیبی که رد پای گروه ناشناس سیکادا 3301 در آن به چشم میخورد و بهتدریج پای این عکر و دو همراهش را به ماجرایی بزرگتر از یک مسابقه آنلاین میکشاند. جذابیت اصلی فیلم این است که کنجکاوی ما را برمیانگیزد؛ اینکه پشت این معماها چه کسی قرار دارد و بازیکنان در نهایت با چه چیزی روبهرو خواهند شد.
آلن ریچسون در «دارک وب: سیکادا 3301» فقط بازیگر نیست و پشت دوربین هم حضور دارد و اصلا به همین دلیل، این فیلم را انتخاب کردیم تا گوشهای از استعدادهای کارگردانی او را هم ببینید. ریچسون فیلم را به سمت یک ماجراجویی سایبری کموبیش سرگرمکننده میبرد که در آن، فضای دیجیتال قرار است همان نقشی را داشته باشد که سازمانهای زیرزمینی در تریلرهای کلاسیک دارند. با این حال، فیلم در ساختن این جهان همیشه موفق نیست و گاهی توضیح دادن قواعد بازی جای تنش واقعی را میگیرد.
البته «دارک وب: سیکادا 3301» در مجموع فیلم چندان قابل دفاعی نیست و از ظرفیت ایدهی اولیهاش به درستی استفاده نمیکند اما جاهطلبیهای آلن ریچسون را به نمایش میگذارد. او چند ژانر و چند ایده را تلفیق، و واقعا تلاشش را کرده تا اثری سرگرمکننده بسازد. برای کسانی که میخواهند مسیر حرفهای او را پیش از شناختهشدنش در پروژههای بزرگتر و نقشهای مشهورتر دنبال کنند، «دارک وب» ارزش یک بار تماشا را دارد.
9. بازیهای گرسنگی: اشتعال (The Hunger Games: Catching Fire)
- سال اکران: 2013
- کارگردان: فرانسیس لارنس
- سایر بازیگران: جنیفر لارنس، جاش هاچرسون، لیام همسورث، وودی هرلسون، الیزابت بنکس، لنی کراویتز، فیلیپ سیمور هافمن
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 90 از 100
اگر قسمت اول «بازیهای گرسنگی» بیشتر حکم معرفی دنیای پانم و قواعد بیرحمانه آن را داشت، «اشتعال» خیلی زود نشان میدهد که قرار نیست این مجموعه برای همیشه درباره یک مسابقه مرگبار بین نوجوانان باقی بماند. داستان از جایی ادامه پیدا میکند که کتنیس اوردین (جنیفر لارنس) و پیتا ملارک (جاش هاچرسون) بعد از پیروزی در هفتاد و چهارمین دوره بازیها به خانه برگشتهاند، اما همین پیروزی برایشان دردسرهای تازهای به همراه دارد. تور پیروزی آنها در مناطق مختلف، بیشتر از آنکه جشن باشد، تبدیل به یادآوری قدرت رژیم حاکم و نشانههایی از نارضایتی مردم میشود. بنابراین، قصه بهتدریج از یک ماجراجویی نوجوانانه فاصله میگیرد و بیشتر به داستانی درباره قدرت، ترس و نظامهای فاسد تبدیل میشود.
فرانسیس لارنس در این قسمت به شکل قابلتوجهی روی «حس تهدید» تمرکز کرده. حتی زمانی که هنوز بازیهای جدید آغاز نشدهاند، مشخص است که پیروزی قبلی کتنیس چیزی را در نظم موجود تغییر داده و کاپیتول قصد ندارد اجازه دهد این تغییر ادامه پیدا کند. برگشتن کتنیس و پیتا به میدان بازی، فقط یک مسابقه تکراری نیست؛ آنها باید در برابر گروهی از برندگان قدیمی بازیها قرار بگیرند و همزمان با فشارهای سیاسی دستوپنجه نرم کنند.
احتمالا آلن ریچسون را در این فیلم به یاد نمیآورید اما او نقش گلوس، یکی از برندگان سابق بازیها را برعهده دارد. او به اندازه شخصیتهای اصلی فرصت خودنمایی ندارد، اما این دقیقا از همان جنس نقشهایی است که ریچسون در آن میتواند از ویژگی فیزیکی خودش استفاده کند. گلوس قرار نیست شخصیتی پیچیده با دیالوگهای طولانی باشد؛ او بیشتر یک حضور تهدیدآمیز در حاشیه است و ریچسون هم این ویژگی را با جثه بزرگ، حرکات کنترلشده و نوعی خشونت خاموش منتقل میکند. جالب اینجاست که بخش قابلتوجهی از جذابیت این حضور کوتاه، از همین محدودیت میآید: ریچسون نیازی ندارد چیز زیادی بگوید تا مشخص شود چرا چنین شخصیتی میتواند در میدان بازی خطرناک باشد. این هنوز همان آلن ریچسونی نیست که بعدها در نقشهای اکشن بزرگتر مرکز توجه قرار گرفت، اما میشود اولین نشانههای یک قهرمان تنومند را در او دید، چیزی که بعدها به بخش مهمی از هویت سینمایی او تبدیل شد.
8. لاکپشتهای نینجا (Teenage Mutant Ninja Turtles)
- سال اکران: 2014
- کارگردان: جاناتان لیبسمن
- سایر بازیگران: مگان فاکس، ویلیام فیکنر، ویل آرنت، جانی ناکسویل، تونی شالهوب، مالینا وایسمن، جرمی هاوارد
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 5.8 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 20 از 100
بازگرداندن «لاکپشتهای نینجای جهشیافته نوجوان» به سینما، آنهم در قالب لایو اکشن، از همان ابتدا با یک مشکل ساده روبهرو بود: چطور میتوان چهار لاکپشت جهشیافته سخنگو را برای مخاطب امروز جدی کرد، بدون اینکه جذابیت عجیب و غریب ایده اصلی از بین برود؟ نسخه 2014 پاسخ را در ساختار لایو-اکشن، مقیاسی بزرگتر، طراحی دیجیتالی شخصیتها و سکانسهای اکشن بلاکباستری پیدا کرد.
لئوناردو، رافائل، دوناتلو و میکلآنژ در فاضلابهای نیویورک زندگی میکنند و در حالی که اسپلینتر به آنها توصیه کرده خودشان را از انسانها پنهان کنند، تهدید شردر و گروهش باعث میشود دوباره وارد سطح شهر شوند. فیلم از نظر داستانی چندان به دنبال پیچیدگی نیست و بیشتر تلاش میکند همان چیزی را ارائه دهد که از یک بازسازی مدرن از «لاکپشتهای نینجا» انتظار میرود: شخصیتهای آشنا، شوخیهای پیدرپی، مبارزه و مقدار زیادی تخریب.
مشکل اینجاست که افزایش بودجه و ابعاد فیلم، همیشه به معنای افزایش جذابیت نیست. فیلم در بعضی لحظات به نظر میرسد بیشتر از آنکه به شخصیت این چهار برادر علاقه داشته باشد، به این فکر میکند که چگونه آنها را در یک محصول اکشن بزرگ هالیوودی قرار دهد. در نتیجه، رابطه میان چهار لاکپشت که اساسا یکی از جذابترین بخشهای این مجموعه است، گاهی زیر حجم جلوههای ویژه و صحنههای اکشن گم میشود. البته نمیتوان منکر این شد که فیلم برای مخاطبی که صرفا یک نسخه بزرگ و مدرن از این شخصیتها میخواست، چیزهای زیادی برای تماشا دارد. با این حال، مطابق انتظار، طرفداران سرسخت فرنچایز و منتقدان به فیلم پشت کردند.
در میان چهار لاکپشت، رافائل شخصیتی است که عصبانیت و سرکشی بیشتری دارد و آلن ریچسون هم برای چنین نقشی انتخاب جالبی به نظر میرسید. ریچسون کمک میکند تا رافائل نسبت به سه لاکپشت دیگر، حس فیزیکیتر و خشنتری داشته باشد. او اینجا هنوز به پختگی نرسیده بود اما برای بازیگری که قرار است بخش زیادی از شخصیتش را از پشت یک موجود کاملا دیجیتالی بازی کند، عملکرد ریچسون را باید قابل قبول بدانیم.
7. بالای سایه (Above the Shadows)
- سال اکران: 2019
- کارگردان: کلودیا مایرز
- سایر بازیگران: اولیویا ترلبی، جیم گافیگان، مگان فاکس، جیم گافیگان، ماریا دیزیا، تیتو اورتیز، دیوید جوهانسن، اوون کمبل
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.1 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 63 از 100
«بالای سایه» ایدهی اولیه عجیبی دارد. هالی (اولیویا ترلبی) زنی جوان است که بعد از مرگ مادرش بهتدریج از جهان اطرافش محو شده و به معنای واقعی کلمه نامرئی میشود! او از همین موقعیت عجیب برای عکاسی مخفیانه از افراد مشهور استفاده میکند تا اینکه با شین (آلن ریچسون)، قهرمان سابق مسابقات MMA روبهرو میشود. نکته عجیب این است که شین میتواند هالی را ببیند.
کلودیا مایرز تلاش میکند فانتزی، درام و عناصر ورزشی را در یک فیلم جمع کند و در بهترین لحظات، همین ترکیب به «بالای سایه» هویت میدهد. شین باید دوباره خودش را در دنیای MMA پیدا کند و هالی هم برای بازگشت به زندگی عادی به او وابسته میشود؛ بنابراین هر دو شخصیت، با مسئله «دیدهشدن» و «کشف ارزشهای خود» روبهرو هستند. مشکل فیلم اما این است که دلایل رخ دادن این رویدادهای فراطبیعی را توضیح نمیدهد و بعضی از قواعد دنیایی که ساخته، عمدا یا سهوا مبهم باقی میماند (احتمالا چون خود سازندگان هم جوابی برایش ندارند).
ریچسون اینجا نقشآفرینی راضیکنندهای دارد؛ شین ورزشکاری است که برخلاف ظاهر عضلانی و خشنش، از جنبهی روحی، مردی آسیبدیده و شکستخورده است. این تضاد باعث شده تا نقش برای ریچسون، متفاوتتر از بسیاری از کارهای اکشن اولیهاش باشد. البته ریچسون همچنان از فیزیک بدنی خودش استفاده میکند اما شین باید حس شکست، انزوا و پشیمانی را هم به مخاطب منتقل کند و ریچسون تا حد زیادی موفق میشود این کار را انجام دهد.
6. فست ایکس (Fast X)
- سال اکران: 2023
- کارگردان: لویی لتریر
- سایر بازیگران: وین دیزل، میشل رودریگز، تایریس گیبسون، لوداکریس، جان سینا، ناتالی امانوئل، جوردانا بروستر
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 5.7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 56 از 100
«فست ایکس» ابتدا قرار بود در دو بخش عرضه شود (تا اینکه در نهایت برنامه عوض شد). قرار بود کارگردانیاش را هم جاستین لین برعهده بگیرد که در نهایت با لویی لتریر -کارگردان «ترانسپورتر 2» (2002) و «اکنون مرا میبینی» (2013)- جایگزین شد. «فست ایکس» همچنین بودجهای 340 میلیون دلاری (بدون احتساب هزینهی تبلیغات) داشت که آن را به هشتمین فیلم پرخرج تاریخ تبدیل میکند.
پس از رویدادهای قسمت نهم، دومینیک -دام- تورتو (وین دیزل) و خانوادهاش این بار در مقابل خطرناکترین دشمن خود، دانته (جیسون موموآ) قرار میگیرند. فیلم با ماموریت اعضای گروه در رُم آغاز میشود اما در این ماموریت، دومینیک و همسرش لتی (میشل رودریگز) حضور ندارند تا از فرزند خود نگهداری کنند. یک شب، سایفر (چارلیز ترون)، مجروح و زخمی به خانهی دومینیک قدم میگذارد و به او خبر میدهد که فرزندِ هرمان ریز (شرور قسمت پنجم که کشته شد) از راه رسیده و در حال سوءاستفاده از او و تیمش است تا از دام، انتقام قتل پدر و از دست رفتن ثروت خانوادگیاش را بگیرد. دام در ادامه با خبر میشود که ماموریت رُم یک تله از سوی دانته است و سریع وارد عمل میشود تا جلوی اتفاقات فاجعهبار بعدی را بگیرد. در همین حین، پس از ناپدید شدن آقای نوبادی (کرت راسل)، ایمز (آلن ریچسون)، عملا هدایت سازمان را در دست گرفته و مأمور مقابله با دام و گروهش میشود.
آلن ریچسون اینجا برخلاف بسیاری از نقشهای اولیهاش، در جایگاه یک قهرمان قرار نمیگیرد. ایمز ابتدا شمایل یک مقام دولتی خونسرد را دارد که به خانواده دومنیک بیاعتماد است اما خیلی زود مشخص میشود که او اهداف دیگری را دنبال میکند. حضور فیزیکی ریچسون اینجا با نوعی خویشتنداری همراه است و او همیشه در حال کتک زدن آدمها نیست.
5. اشباح جنگ (Ghosts of War)
- سال اکران: 2020
- کارگردان: اریک برس
- سایر بازیگران: برنتون توایتز، تئو روسی، اسکایلر آستین، کایل گالنر، بیلی زین، شان توب
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 5.6 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 38 از 100
«اشباح جنگ» از آن جنس فیلمهای جنگی است که اگر بدون اطلاعات قبلی به سراغش بروید، احتمالا غافلگیر خواهید شد. قصه درباره تعدادی سرباز آمریکایی است که در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم که باید یک عمارت فرانسوی را نگهبانی کنند و با اتفاقاتی روبهرو میشوند که توضیح سادهای برایشان وجود ندارد. پنج سرباز به رهبری کریس (برنتون توایتز) وارد این عمارت میشوند؛ جایی که پیش از آن محل حضور نیروهای آلمانی بوده. فیلم از اینجا به بعد، میان ترس از جنگ و ترس از ناشناختهها رفتوآمد میکند. نقطه قوت فیلم هم همین تضاد است؛ سربازانی که به کشتار و خشونت عادت کردهاند، حالا باید با چیزی روبهرو شوند که قوانینش برایشان روشن نیست.
بوچی (آلن ریچسون) نقش نیروی فیزیکی تیم را دارد؛ همان سربازی که وقتی مشکلی به وجود میآید، احتمالا اولین نفر برای شکستن درب، حمل اسلحه یا ورود به موقعیت خطرناک است. فیلم خیلی زود از ظاهر تنومند او استفاده میکند و ریچسون هم از این ویژگی برای ساختن یک شخصیت نظامی قابل باور بهره میگیرد. رابطه او با سایر اعضای گروه و فضای رفاقت میان آنها هم باعث میشود شخصیتها، دستکم در بخش ابتدایی فیلم، شبیه گروهی از سربازان واقعی به نظر برسند که در شرایطی غیرعادی کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
مشکل «اشباح جنگ» بیشتر از جایی آغاز میشود که فیلم میخواهد ایده عجیب خود را توضیح بدهد. فیلم در نیمه نخست، از ابهام و فضای تهدیدآمیز عمارت به درستی استفاده میکند و اجازه میدهد تماشاگر همراه سربازان قدمبهقدم وارد کابوس شود، اما در ادامه توضیحاتی وارد داستان میشوند که برای برخی تماشاگران میتواند از قدرت بخش ترسناک فیلم کم کند. «اشباح جنگ» از پتانسیلهای آلن ریچسون استفاده نمیکند اما گوشههایی از تواناییهای او را به نمایش میگذارد.
4. موتور سیتی (Motor City)
- سال اکران: 2025
- کارگردان: پوتسی پونسیرولی
- سایر بازیگران: شیلین وودلی، بن فاستر، پابلو شرایبر، بن مککنزی، لایونل بویس، عامر چادا-پتل، رافائل کابریان
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 5.7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 63 از 100
«موتور سیتی» با دیگر فیلمهای آلن ریچسون یک تفاوت اساسی دارد: اینجا تقریبا همهچیز بر خود او، بدن او و تصویر او استوار شده است. ماجراها در دیترویت دهه 70 میلادی میگذرد و داستان جان میلر را دنبال میکند؛ مردی که عاشق یک دختر میشود، به خاطر یک گانگستر خطرناک به زندان میافتد و پس از سالها اسارت، با هدف انتقام بازمیگردد. داستان روی کاغذ ممکن است آشنا به نظر برسد، اما فیلم تصمیم گرفته این قصه انتقامی را با رویکردی بسیار متفاوت روایت کند و عملا دیالوگ را تا حد ممکن کنار بگذارد.
این رویکرد خاص، نقش ریچسون را به چیزی کاملا متفاوت نسبت به فیلمهای قبلیاش تبدیل میکند. جان میلر قرار نیست بخش بزرگی از شخصیتش را با توضیح دادن گذشته یا بیان احساساتش برای تماشاگر روشن کند؛ بسیاری از آنچه باید درباره او بدانیم، از طریق حرکت، چهره، خشونت و نحوه حضورش در محیط منتقل میشود. خود ریچسون نیز درباره فیلم به این نکته اشاره کرده که کار در اثری کم دیالوگ، فرایند متفاوتی نسبت به بازی در فیلمهای معمولی دارد. بنابراین، جان میلر نقشی است که تا حد زیادی به توانایی بازیگر در انتقال احساس بدون اتکا به کلمات وابسته است.
«موتور سیتی» شاید اولین فیلم اکشن ریچسون نباشد اما او را مجبور میکند یک نقش اکشن را تقریبا بدون کلام اجرا کند. این همان فرمولی است که در فیلمهای انتقامی شاخص سالهای اخیر استفاده شده؛ آثاری که اجازه میدهند مشتها، تعقیبوگریزها و تصمیمهای شخصیتها بیشتر از کلمات حرف بزنند. منتقدان «موتور سیتی» را فیلمی سرگرمکننده توصیف کردهاند که ضعفهای خاص خودش را دارد. اگر سختگیر نباشید، از آن لذت خواهید برد.
3. دونده (Runner)
- سال اکران: 2026
- کارگردان: اسکات وا
- سایر بازیگران: اوون ویلسون، خودریگو سانتورو، لیلا جرج، آدریانا بارازا، سالیوان استیپلتون، پتا سرجنت، جرالدین هیکویل
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 77 از 100
«دونده» یک فیلم اکشن سرگرمکننده است که ادعایی هم ندارد و نباید به آن سخت گرفت. ماجراها پیرامون هنک مالون (آلن ریچسون) اتفاق میافتد، سرباز سابقی که مأمور انتقال یک کبد اهدایی برای نجات جان یک دختر بیمار میشود، اما خیلی زود در کنار همراهش، بن بیشاپ (اوون ویلسون) هدف نیروهای کارتل قرار میگیرند. از اینجا به بعد، ساخته اسکات وا به یک مسابقه با زمان تبدیل میشود؛ هر توقف، هر تغییر مسیر و هر درگیری میتواند باعث شود عضو حیاتی پیش از رسیدن به بیمارستان از دست برود.
ریچسون در «دونده» نقش مردی را بازی میکند که ظاهرا برای درگیری ساخته شده، اما ترجیح میدهد تا جای ممکن از دردسر دور بماند. این بار نیز فیزیک بدنی او فقط برای صحنههای مبارزه به کار نمیآید و در مقابل شخصیت ریزجثهی اوون ویلسون، بخش مهمی از شوخی فیلم را شکل میدهد. ریچسون هم برخلاف نقشهایی که مجبور است تمام مدت با چهرهای جدی در قاب حضور داشته باشد، اینجا برای نشان دادن جنبههای بامزهاش فرصت بیشتری دارد.
البته «دونده» هم ضعفهای واضحی دارد؛ فیلمی است که منطقش را فدای هیجان میکند و قرار نیست تمام اتفاقاتش در دنیای واقعی قابلباور باشند. حتی بعضی منتقدان به همین وجه اغراقآمیز اشاره کردهاند. ریچسون اما خوب است؛ هنک باید هم قهرمان باشد، هم در برابر شوخیهای اوون ویلسون دوام بیاورد و هم بخش عمدهای از بار فیزیکی فیلم را به دوش بکشد. این از آن نقشهاست که اصلا برای بازیگری مثل آلن ریچسون طراحی شده.
2. وزارت جنگ ناجوانمردانه (The Ministry of Ungentlemanly Warfare)
- سال اکران: 2024
- کارگردان: گای ریچی
- سایر بازیگران: هنری کویل، ایزا گونزالس، هنری گلدینگ، الکس پتیفر، کری الویس، هیرو فاینز-تیفین، تیل شوایگر، هنری زاگا
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 68 از 100
ماجراهای «وزارت جنگ ناجوانمردانه» درباره گروه کوچکی از نیروهای ویژه بریتانیاست که در دوران جنگ جهانی دوم ماموریتی غیررسمی برای ضربه زدن به نیروهای آلمانی انجام میدهند. قصه با گاس مارچ-فیلیپس (هنری کویل) آغاز میشود، یکی از اعضای سازمان اجرایی عملیات ویژه بریتانیا -به رهبری وینستون چرچیل- که یک مأموریت فوق سری را برعهده میگیرد. او باید یکی از مهمترین کشتیهای نازیها را از بین ببرد، زیرا این کشتی در تأمین منابع زیردریاییهای آلمانی نقشی کلیدی دارد و با نابودی آن، بریتانیا در نبرد با هیتلر شانس موفقیت بیشتری خواهد داشت. گاس در کنار خود، چهار سرباز وفادار دارد و دو عامل نفوذی (الیزا گونزالس و ببز اولوسانموکن) هم به او در این عملیات کمک میکنند. مطابق انتظار، هر کدام از این افراد، تیپ شخصیتی متفاوتی دارند و البته قرار است بامزه باشند اما به همگی فرصت کافی داده نمیشود تا استعدادهای خود را به نمایش بگذارند یا به شخصیتی که بازی میکنند عمق ببخشند.
گای ریچی اینجا تقریبا هیچکدام از ابعاد قصهی اصلی را جدی نمیگیرد، و اصلا بامزه است که همان ابتدا روی واقعی بودن داستان فیلمش تاکید میکند. حتی وینستون چرچیلِ فیلم گویی به عمد بد است؛ گریم روری کینیار شاید جالب باشد اما لحن و طرز حرف زدن او، هیچ شباهتی به چرچیل ندارد. به همین منوال، دیگر شخصیتها از جمله گاس، حتی نسخهای کمیک از شخصیتهای واقعی به حساب نمیآیند و مسیر خودشان را میروند و تنها نام این اشخاص را یدک میکشند. این تغییرات و عدم وفاداری به واقعیت آزاردهنده نیست؛ «حرامزادههای لعنتی» هم تاریخ را به کلی تحریف کرد، رویکردی کمدی داشت و در ظاهر چیزی را جدی نمیگرفت اما در مواقع ضروری، جدی و سیاه میشد و در پشت شوخیهایش، پیامهای تفکربرانگیزی را مخابره میکرد. این یکی از بخشهایی است که «وزارت جنگ ناجوانمردانه» در آن شکست میخورد. با این حال، نمیتوان از کنار این حقیقت عبور کرد که فیلم به شدت سرگرمکننده است.
آلن ریچسون نقش آندرس را بازی میکند؛ یک سرباز دانمارکی که در استفاده از تیر و کمان مهارت فوقالعادهای دارد. این انتخاب در ابتدا کمی عجیب به نظر میرسد، چون تیر و کمان در میانه یک جنگ مدرن و در کنار مسلسل و مواد منفجره بیشتر شبیه یک شوخی است، اما ریچی از همین تضاد بیشترین استفاده را میکند. ریچسون هم کاملا وارد بازی شده و آندرس را نه به شکل یک سرباز واقعگرایانه، بلکه مثل شخصیتی تقریبا کمیکبوکی بازی میکند. جثه بزرگ، عینک، لهجه و نوع خاص خشونتی که لاسن به خرج میدهد، او را از همان نخستین حضورها به یکی از جذابترین اعضای گروه تبدیل میکند. «وزارت جنگ ناجوانمردانه» بخش زیادی از پتانسیل قصهی اصلی را هدر میدهد و قصهاش در بخشهای پایانی به آن نقطهی اوج مورد انتظار نمیرسد اما به رسالت اصلی سینما پایبند باقی میماند، یعنی فیلمی مفرح که به حاشیه نمیرود، به شعور مخاطب توهین نمیکند و حوصله سربر هم نیست.
1. ماشین جنگی (War Machine)
- سال اکران: 2026
- کارگردان: پاتریک هیوز
- سایر بازیگران: دنیس کواید، استفان جیمز، جای کورتنی، آسای مورالس، بلیک ریچاردسون، کینان لانسدیل، دنیل وبر
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 66 از 100
«ماشین جنگی» در ظاهر یک فیلم نظامی ساده به نظر میرسد اما خیلی زود تغییر مسیر میدهد. داستان با 81 (آلن ریچسون) آغاز میشود، یک مهندس ارتش آمریکا که پس از کشتهشدن برادرش در افغانستان وارد دوره انتخاب تکاوران میشود تا به قولی که به برادرش داده عمل کند. همهچیز عادی است تا اینکه در جریان یک تمرین نظامی در جنگل، سربازان با یک ماشین عظیم و ناشناخته روبهرو میشوند؛ چیزی که مشخصا به این دنیا تعلق ندارد.
شخصیت 81 میتوانست به یک کلیشهی تمام عیار تبدیل شود اما ریچسون به آن عمق میبخشد. او فقط یک ماشین مبارزه نیست. گذشتهی تلخی داشته و همین گذشته باعث میشود شخصیت، انگیزهای شخصیتر از یک قهرمان اکشن معمولی داشته باشد. ریچسون اینجا هم چندان دیالوگ نمیگوید و 81 را از طریق رفتارها و حالات صورت قابل درک میکند.
«ماشین جنگی» بستر را فراهم میکند تا ریچسون بتواند تواناییهایش را به نمایش بگذارد: مردی که در شرایطی غیرممکن، حاضر نیست تسلیم شود و تا آخرین لحظه میجنگد. ریچسون اینجا یک تنه، فیلم را جلو میبرد و در حقیقت تنها چیزی که «ماشین جنگی» را از یک اثر درجهدو، به فیلمی تماشایی تبدیل کرده، حضور موثر این بازیگر است.
منبع: collider, دیجیکالا مگ
