وقت آن رسیده است که کاربران نیز نقش خود را جدیتر بگیرند، هر بار که بدون بررسی، یک خبر تکان دهنده را بازنشر میکنیم، ناخواسته به همان چرخهای که از شایعه تغذیه میکند، کمک میکنیم.
شایعه درگذشت مهدی فخیمزاده اولین نمونه از این دست نیست و احتمالا آخرین هم نخواهد بود. طی سالهای گذشته بارها خبرهای کذب درباره فوت یا وخامت حال بازیگران، خوانندگان و چهرههای شناختهشده منتشر شده است، از هنرمندان پیشکسوت گرفته تا چهرههایی که حتی در اوج فعالیت حرفهای خود بودهاند. تقریبا هر بار نیز نتیجه یکسان است، خانواده و دوستان با نگرانی تماس میگیرند، خود هنرمند ناچار میشود مقابل دوربین ظاهر شود و ثابت کند هنوز زنده است، و چند ساعت بعد هم صفحه منتشرکننده، بدون کوچکترین مسئولیتی، سراغ شایعه بعدی میرود.
این پدیده البته منحصر به ایران نیست. در سال ۲۰۱۴ شایعه درگذشت جکی چان در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد، شایعهای که میلیونها نفر آن را باور کردند و خود او ناچار شد با انتشار تصویری از خود، زنده بودنش را اعلام کند. مورگان فریمن نیز بارها قربانی چنین خبرهایی شده است، تا جایی که در مقطعی، تیم رسانهای او مجبور شد رسماً اعلام کند هر خبری درباره مرگش کذب است. سلین دیون، تام هنکس، دنزل واشینگتن، سیلوستر استالونه و بسیاری دیگر نیز در سالهای مختلف با همین تجربه روبهرو شدهاند. وجه مشترک همه این موارد، سرعت انتشار شایعه و بیمسئولیتی منتشرکنندگان آن است. شاید نگرانکنندهتر از خود شایعه، عادی شدن آن باشد. انگار هر بار که یک خبر دروغ درباره مرگ هنرمندی منتشر میشود، جامعه کمی بیشتر به این رفتار عادت میکند.
شوخی با مرگ، که زمانی خط قرمز اخلاقی محسوب میشد، حالا برای برخی مدیران صفحات مجازی به یک ترفند بازاریابی تبدیل شده است. واکنش مهدی فخیمزاده نیز از همین جهت قابل توجه بود. او به جای عصبانیت، با طنز پاسخ داد: «هر وقت بمیرم، خودم به شما خبر میدهم.» جملهای که لبخند بر لب مخاطب میآورد، اما در عین حال پوچی این شایعهسازیها را نیز آشکار میکند. وقتی یک هنرمند ناچار میشود زنده بودن خود را ثابت کند، یعنی مسئله دیگر فقط یک شایعه نیست، بلکه نشانهای از بحرانی عمیقتر در فضای اطلاعرسانی است. شبکههای اجتماعی فرصت بزرگی برای دسترسی آزاد به اطلاعات هستند، اما همین فضا زمانی که اخلاق را قربانی الگوریتم کند، میتواند به کارخانه تولید اخبار جعلی تبدیل شود.
