یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره آینده جنگ ایران و آمریکا، فقط به تحولات میدان نبرد یا تصمیم‌های دونالد ترامپ در کاخ سفید مربوط نمی‌شود؛ بلکه باید به معادلات قدرت در واشنگتن نیز توجه کرد.اگر رئیس‌جمهور آمریکا درگیر جنگی طولانی شود، اما اکثریت کنگره در اختیار حزب مخالف او قرار بگیرد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا کنگره می‌تواند رئیس‌جمهور را به توقف جنگ وادار کند یا اختیار فرماندهی کل قوا همچنان دست برتر را به کاخ سفید می‌دهد؟

به گزارش خبرفوری، تاریخ سیاسی آمریکا برای این پرسش پاسخ‌های متفاوتی دارد. بررسی سه تجربه مهم، از ویتنام تا عراق و جنگ خلیج فارس، نشان می‌دهد که کنترل کنگره توسط حزب مخالف، لزوما به معنای پایان جنگ نیست؛ اما می‌تواند هزینه سیاسی و اقتصادی ادامه عملیات نظامی را به‌شدت افزایش دهد.

ویتنام؛ وقتی کنگره دست رئیس‌جمهور را بست

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تاریخی، دوران ریاست‌جمهوری ریچارد نیکسون است. در آن سال‌ها، جمهوری‌خواهان کاخ سفید را در اختیار داشتند، اما هر دو مجلس کنگره تحت کنترل دموکرات‌ها بودند.

نیکسون نه‌تنها جنگ ویتنام را ادامه داد، بلکه دامنه عملیات نظامی آمریکا را به کامبوج نیز گسترش داد. با این حال، اختلاف میان کاخ سفید و کنگره به‌تدریج به تقابل جدی بر سر اختیارات جنگی تبدیل شد.

در سال ۱۹۷۳، کنگره قانون اختیارات جنگی را تصویب کرد؛ قانونی که رئیس‌جمهور را ملزم می‌کند در شرایط مشمول آن، ظرف ۴۸ ساعت کنگره را از اعزام نیرو مطلع کند. همچنین در صورت نبود مجوز کنگره، عملیات نظامی عموما باید پس از ۶۰ روز متوقف شود؛ هرچند ۳۰ روز اضافی برای خروج امن نیروها در نظر گرفته شده است.

نیکسون این قانون را وتو کرد، اما کنگره توانست با رأی دوسوم آن را به قانون تبدیل کند. مهم‌تر از آن، کنگره با تصویب متمم کیس ـ چرچ، تأمین مالی عملیات نظامی آمریکا در هندوچین را پس از ۱۵ اوت ۱۹۷۳ ممنوع کرد. این اقدام یکی از عوامل مهم پایان مداخله نظامی مستقیم آمریکا در منطقه بود.

جنگ خلیج فارس؛ ائتلاف دوحزبی به کمک بوش آمد

تجربه دوم به سال ۱۹۹۱ بازمی‌گردد. جورج بوش پدر، رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه آمریکا، در شرایطی تصمیم به عملیات نظامی علیه عراق گرفت که هر دو مجلس کنگره در اختیار دموکرات‌ها بودند.

با وجود مخالفت بخشی از نمایندگان و سناتورها، دولت بوش توانست حمایت شماری از اعضای حزب رقیب را جلب کند. مجوز استفاده از نیروی نظامی علیه عراق در سنا با ۵۲ رأی موافق در برابر ۴۷ رأی مخالف و در مجلس نمایندگان با ۲۵۰ رأی موافق در برابر ۱۸۳ رأی مخالف تصویب شد.

این تجربه نشان داد که حتی کنگره تحت کنترل مخالفان سیاسی رئیس‌جمهور نیز ممکن است در شرایطی از جنگ حمایت کند؛ به‌ویژه زمانی که دولت بتواند برای اقدام نظامی ائتلافی فراتر از حزب خود ایجاد کند.

مخالفت دموکرات‌ها نتوانست بوش را متوقف کند

سومین تجربه به ریاست‌جمهوری جورج بوش پسر مربوط می‌شود. جنگ افغانستان در سال ۲۰۰۱ و حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، زمانی آغاز شدند که جمهوری‌خواهان کنترل کنگره را در اختیار داشتند.

اما انتخابات میان‌دوره‌ای سال ۲۰۰۶ شرایط را تغییر داد و دموکرات‌ها هر دو مجلس را تصاحب کردند. یک سال بعد، بوش تصمیم گرفت نیروهای آمریکایی در عراق را افزایش دهد؛ راهبردی که به «افزایش نیرو» معروف شد.

دموکرات‌ها تلاش کردند با تصویب جدول زمانی خروج نیروها، مسیر جنگ را تغییر دهند. با این حال، بوش مصوبه مربوط به بودجه و زمان‌بندی خروج را وتو کرد و مخالفان نیز نتوانستند آرای لازم برای شکستن وتو را به دست آورند. در نهایت، بودجه جنگ بدون جدول زمانی الزام‌آور خروج تصویب شد و عملیات ادامه یافت.

سرنوشت جنگ ایران در واشنگتن تعیین می‌شود؟

این سه تجربه تاریخی یک پیام مشترک دارند: رئیس‌جمهور آمریکا در اداره عملیات نظامی اختیارات گسترده‌ای دارد، اما کنگره می‌تواند با ابزارهایی مانند بودجه، مجوزهای نظامی و محدودیت‌های قانونی بر تصمیم‌های کاخ سفید تأثیر بگذارد.

در انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر ۲۰۲۶ نیز دموکرات‌ها اکثریت هر دو مجلس را به دست آوردند؛ با این حال، کنگره جدید از ژانویه ۲۰۲۷ فعالیت خود را آغاز می‌کند و تا آن زمان جمهوری‌خواهان همچنان کنترل مجلس نمایندگان و سنا را حفظ خواهند کرد.

بنابراین، پرسش تعیین‌کننده درباره جنگ ایران این نیست که صرفا کدام حزب اکثریت کنگره را در اختیار دارد؛ بلکه مسئله اصلی، توانایی مخالفان ترامپ برای ایجاد یک ائتلاف دوحزبی و استفاده مؤثر از ابزارهای قانونی و مالی است.

ویتنام نشان داد کنگره می‌تواند با قطع بودجه، مداخله نظامی را محدود کند؛ جنگ خلیج فارس ثابت کرد رئیس‌جمهور می‌تواند با جلب حمایت حزب رقیب مجوز جنگ بگیرد و عراق نیز نشان داد که مخالفت سیاسی بدون آرای کافی، الزاماً مانع ادامه عملیات نظامی نمی‌شود.

سرنوشت جنگ ایران نه‌فقط در میدان نبرد، بلکه در کشمکش میان کاخ سفید و کنگره نیز رقم خواهد خورد؛ جایی که تعداد آرا، اتحادهای سیاسی و هزینه ادامه جنگ می‌توانند معادلات تصمیم‌گیری واشنگتن را تغییر دهند.