«چمنهای امجدیه، اکنون دیگر جای پای ستارهها نیست و صدای تشویق تماشاگران، جای خود را به نجواهای خداحافظی داده است. سکوها دیگر شاهد پرشهای شادیآور هواداران نیستند؛ نظارهگر سینهزنی و بدرقههای غمانگیزند. این ورزشگاه قدیمی، شاید از نظر زیرساخت و استانداردهای امروزی فرسوده باشد، اما از نظر معنوی، یکی از گنجینههای ورزش ایران بهشمار میرود. امجدیه، خانه اول فوتبال ایران است، اما امروز این خانه، فقط برای بدرقههای تلخ باز میشود پذیرای قهرمانان دیروز است. شاید اگر مسئولان ورزش کشور نگاه ویژهای به مرمت و احیای این ورزشگاه تاریخی میکردند، امروز شاهد آن نبودیم که این مکان خاطرهانگیز، تنها محفل بدرقه قهرمانان باشد.»
این بخشی از گزارش خبرگزاری ایرنا در مورد وضعیت ورزشگاه قدیمی تهران یعنی ورزشگاه شهید شیرودی همان امجدیه سابق است. ورزشگاهی که سالهاست در قلب پایتخت به دست فراموشی سپرده شده و همین چند سال قبل قرار بود بخشی از آن تبدیل به فروشگاه شود، آن هم در روزهایی که تیمهای فوتبال پایتخت از سر بیجایی آواره این شهر و آن شهر هستند!
مهمترین قسمت گزارش خبرگزاری ایرنا، آنجایی است که از مسئولان میخواهد نگاهی ویژه به مرمت و احیای این ورزشگاه تاریخی داشته باشند. ظاهراً همکاران رسانهای ما خیلی به نحوه مدیریت کتوشلوارپوشهای ورزش دلخوش هستند که توقع چنین کار بزرگی را از آنها دارند. لازم است یادآوری کنیم که ورزشگاه آزادی به اسم مرمت و بازسازی مدتهاست از چرخه استفاده خارج شده و تمام وعدهوعیدها و تعیین زمانها برای بازگشایی این ورزشگاه جز وعده سرخرمن چیز دیگری نیست. بنابراین خیلی سادهانگارانه است که از چنین مسئولانی توقع مرمت و بازسازی ورزشگاه پیر پایتخت را داشته باشیم.
بله، کاملاً درست و جای تأسف است که ورزشگاهی با سابقه طولانی و مکانی که بسیاری از افتخارات ورزشی کشور در دهههای گذشته در آن ثبت و ضبط شده، این روزها تنها مکانی برای تشییع جنازه باشد، در حالی که همین حالا ورزش کشور به شدت با کمبود فضا روبهروست. مطابق آمارهای رسمی، مجموعه ورزشی شهید شیرودی تنها ورزشگاه پایتخت نیست که اینگونه مورد بیمهری و سوءمدیریت قرار گرفته و هستند ورزشگاهها و مجموعههای ورزشی دیگری که چنان مهر و موم شدهاند که حتی برای تشییع جنازه بزرگان هم باز نمیشود.
ورزشگاه شهید شیرودی از سر بیکفایتی و بیمسئولیتی آقایان کتوشلوارپوش ورزش در تمام بخشها در حال نابود شدن است. یک سرمایه ملی که به دست مدیران ناکارآمد افتاده تا کمکم و به مرور زمان نابودش کنند و به احتمال زیاد بعد از نابودی کامل بروند دنبال تغییر کاربری و فروشگاه و هایپر تأسیس کردن. پس حقیقت این است که ورزشگاه شیرودی را خود ورزشیها باید نجات دهند که اگر اختیار آن در دست مدیران بیکفایت ورزش باشد، چند صباح دیگر ورزشگاهی وجود نخواهد داشت، حتی برای تشییع جنازه!
«ای کاش روزی برسد که بار دیگر درهای ورزشگاه امجدیه برای یک بازی هیجانانگیز باز شود. برای حضور نوجوانان و جوانانی که با شور و شوق در زمین بدوند و هواداران از دیدنشان به وجد بیایند. امجدیه لیاقت این را دارد که دوباره میزبان لبخند باشد، نه اشک و حسرت، اما تا آن روز، هر بار که درهای این ورزشگاه برای وداع با یک ستاره باز میشود، قلب تمام عاشقان فوتبال ایران به درد میآید. شیرودی دیگر پیر شده، اما او دیگر نمیخواهد شاهد رفتن ستارهها باشد. میخواهد بار دیگر صدای هیاهوی تماشاگران را بشنود که نام یک قهرمان را فریاد میزنند، نه نام یک عزیز از دسترفته را.»
این قبیل «ای کاش»ها میتواند جامه عمل به خود بپوشاند، به شرط آنکه جامعه ورزش و رسانهها بهجای تأسف خوردن و ورق زدن صفحات تاریخ پرافتخار ورزشگاه شهید شیرودی وارد عمل شوند. ورزشگاه شهید شیرودی میتواند دوباره آغوش روی فوتبال و سایر رشتههای دیگر باز کند. میتواند میزبان جوانان و نوجوانان ورزشکار باشد. میتواند فریاد شادی آنها را در پایتخت منعکس کند، البته به شرط آنکه خود ورزشیها پا پیش بگذارند و اجازه ندهند یکی از سرمایههای بزرگ ورزش کشور قربانی سوءمدیریت حاکم بر ورزش شود.
|
